به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 26 از 70 نخستنخست ... 6161718192021222324252627282930313233343536465666 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 251 تا 260 , از مجموع 691

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 آذر 98 [ 04:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-21
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    9,762
    سطح
    66
    Points: 9,762, Level: 66
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 288
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    392

    تشکرشده 451 در 164 پست

    حالت من
    Khejalati
    Rep Power
    58
    Array
    این همه ادم
    اخه چرا من
    حالم انقدر بده که واسه اولین بار از خدا خواستم زودتر بمیرم و این زندگی تموم بشه
    از دیشب تا الان نتونستم بخوابم
    درست موقعی که تو زندگیم امیدم و از دست داده بودم یکی با خودش امید و به زندگیم برگردوند تا دیشب که انگار اون روزهای جهنمی دوباره قراره شروع بشه
    چشمام انقدر خسته هست که ‌نمیتونم مانیتور و درست ببینم
    فکرمم کار نمیکنه الان چه کاری درسته اون و انجامش بدم
    نه میتونم برم جلو کاری انجام بدم نه میتونم بیخیال باشم
    من از کجا باید میفهمیدم
    اخه چرا دخترا اینطوری هستن
    با کارهاشون هم خودشون و اذیت میکنن هم باعث عذاب بقیه میشن
    بسه دیگه
    زندگیم فقط شده تو فکر بودن و خود خوری و اذیت شدن
    نصف عمرم همینطوری تموم شد رفت بدون ...
    خدا منم ادمم بفهم خواهشا
    از دست تو بیشتر دلخورم تا خودم و بقیه
    چرا ادم هایی که جفت هم نیستن و نمبیتونن باشن تو مسیر هم میزاری
    چرا اینقدر راحت ادم ها رو اذیت میکنی که چی بشه
    واقعا هدفت چیه

    لطف کنید این نوشته رو نادیده بگیرید
    فقط خواستم حرفی که الان تو دلم مونده رو بزنم .

  2. 3 کاربر از پست مفید Glut.tiny تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 09 آبان 96), میشل (سه شنبه 09 آبان 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 08 آبان 96)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام بر یاران همدردی
    اومدم درد دل کنم تا دلم سبک بشه

    وقتی حرفی تو گلوم گیر میکنه و صلاح نمیدونم به کسی بگم بعداز خدا ، اینجا میاد به ذهنم

    این روزها صبرم کم شده خیلی دلتنگم و تنهایی بهم فشار میاره

    تو شهر خودمم ولی خوب حس غربت دارم

    شاید بدتر از غربت

    چون تو غربت میدونی کسی نیست ولی تو شهر خودت میدونی با این که هستند نیستند

    آدم ها ...

    نمیشه ازشون انتظار داشت...

    باورم نمیشه این همه بی تفاوتی ادم ها نسبت به هم ...

    اصل حالم خوبه ولی دلتنگم ...

    چند شب پیش از خدا خواستم صبرم رو بیشتر کنه وبهتر شدم ...

    دعا کنید ...

    از دوری همسرم خسته شدم و بعد از چند روز طاقتم تموم میشه و نمیتونم باهاش حرف بزنم

    دوست دارم مادر بشم ولی بخاطر درسمون به تاخیر انداختیم و شد تعارض!!
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : پنجشنبه 04 آبان 96 در ساعت 19:41

  4. 5 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 09 آبان 96), میشل (سه شنبه 09 آبان 96), بی نهایت (شنبه 06 آبان 96), باغبان (جمعه 05 آبان 96), صبا_2009 (جمعه 05 آبان 96)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مرداد 05 [ 19:43]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    849
    امتیاز
    28,473
    سطح
    99
    Points: 28,473, Level: 99
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 1,527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,355 در 760 پست

    Rep Power
    211
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    سلام بر یاران همدردی
    اومدم درد دل کنم تا دلم سبک بشه

    وقتی حرفی تو گلوم گیر میکنه و صلاح نمیدونم به کسی بگم بعداز خدا ، اینجا میاد به ذهنم

    این روزها صبرم کم شده خیلی دلتنگم و تنهایی بهم فشار میاره

    تو شهر خودمم ولی خوب حس غربت دارم

    شاید بدتر از غربت

    چون تو غربت میدونی کسی نیست ولی تو شهر خودت میدونی با این که هستند نیستند

    آدم ها ...

    نمیشه ازشون انتظار داشت...

    باورم نمیشه این همه بی تفاوتی ادم ها نسبت به هم ...

    اصل حالم خوبه ولی دلتنگم ...

    چند شب پیش از خدا خواستم صبرم رو بیشتر کنه وبهتر شدم ...

    دعا کنید ...

    از دوری همسرم خسته شدم و بعد از چند روز طاقتم تموم میشه و نمیتونم باهاش حرف بزنم

    دوست دارم مادر بشم ولی بخاطر درسمون به تاخیر انداختیم و شد تعارض!!
    اگر چه تلخ باشد فرقت یار
    در او شیرین بود امید دیدار

    خوش است اندوه تنهایی کشیدن
    اگر باشد امید باز دیدن

    چه باشد گر خورم صد سال تیمار
    چو بینم دوست را یک روز دیدار

    اگر یک روز با دلبر خوری نوش
    کنی تیمار صد ساله فراموش

    همیشه تا براید ماه و خورشید
    مرا باشد به وصل یار امید

    .................................................. .

    بیت اخرش برای خودم بود...

    لطفا شما هم برای من دعا کنید

  6. 4 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 09 آبان 96), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 08 آبان 96), میشل (سه شنبه 09 آبان 96), باغبان (جمعه 05 آبان 96)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 13 آذر 99 [ 23:51]
    تاریخ عضویت
    1394-10-05
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    5,702
    سطح
    48
    Points: 5,702, Level: 48
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 44 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    گاهی باید دل کند از هر آنچه که فکر میکنی زیباست .

  8. 3 کاربر از پست مفید بامداد روشنایی تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 09 آبان 96), میشل (سه شنبه 09 آبان 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 08 آبان 96)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    سلام به همه دوستان خوب همدردی،

    هیچ موقع دلم نخواسته کسی را از خودم برنجونم.

    اما نمی شه که همزمان همه را هم راضی نگه داشت .

    برای راضی و ناراضی آرزو می کنم خوشبختی و سعادت واقعی رو.
    .
    .

    زندگیمون در یک مرحله جدیدی وارد شده و من به خدا ایمان دارم که اگر من رو درگیر این طوفان ها می کنه در پس اون یک ساحل امنی قرار داده.

    خدایا دلم روشنه به فضل و کرمت ، هم توی دلم هم اینجا سندش را زدم .

  10. 8 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 09 آبان 96), mohamad.reza164 (دوشنبه 08 آبان 96), فکور (دوشنبه 08 آبان 96), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 08 آبان 96), میشل (سه شنبه 09 آبان 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 08 آبان 96), بالهای صداقت (جمعه 10 آذر 96), صبا_2009 (دوشنبه 08 آبان 96)

  11. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 05 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,287
    امتیاز
    26,066
    سطح
    96
    Points: 26,066, Level: 96
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 284
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    سلام
    من هم امروز پرم از انرژی منفی و سردرد
    توی محل کارم برای احداث یک بخش همه همکاران موافق بودن همشون به جز یک نفر که البته اصلا نظری ازش پرسیده نشده بود
    تابستان همه مرخصی بودن و رییس دانشکده هم داشت بودجه تجهیزات رو خرج می کرد من هم برای اینکه سر گروه بی کلاه نمونه فاکتور گرفتم برای تجهیزاتی که برای احداث اون بخش نیاز بود و حتی فرد مربوطه آمد و قرارداد بست و رفت

    رییس دانشکده عوض شد و مکان احداث رو تغییر داد و تجهیزات کمی تغییر کرد
    امروز توی جلسه مطرح شد و همه اعضای گروه به جز من و یک نفر دیگه با این موضوع و کلا با احداث اون بخش مخالفت کردند

    در حالیکه همشون موافق بودن و تازه اینکه می گفتن چرا بدون نظر ما میخواستید راه اندازی کنید
    بماند که به تک تکشون ثابت کردم که یه روزی موافق بودن و الان حق طلبکار بودن ندارن

    ولی در کل خیلی ناراحتم آخر جلسه هم بهشون گفتم گروه ما تشکیل شده از یک عده افراد منافق که خارج از این اتاق نظر دیگه ای دارن و داخل این اتاق نظرشون عوض میشه

    از طرفی می گفتن که از حرف من ناراحتن و از طرفی هم به من راهکار میدادن که به جای احداث این بخش مثلا فلان کارو بکنیم

    من کاری به عدم احداث اون مکان ندارم ولی دلگیرم از عدم ثبات فکری و بدتر از اون از طلبکار بودن یک عده

    چرا برخی افراد پای حرفی که میزنن و پای خواسته خودشون نمی ایستند و با یک نسیم مخالف نظرشون عوض میشه و ...

    خوب البته نوبت من هم میرسه


    شاید حرفهای من به نظر شما بی اهمیت بیاد ولی ذهن من خیلی درگیره
    من هم قطعا استراتژی هایی باید در نظر بگیرم
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  12. 8 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    ammin (دوشنبه 08 آبان 96), Erica (سه شنبه 09 آبان 96), miss seven (سه شنبه 09 آبان 96), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 08 آبان 96), میس بیوتی (دوشنبه 08 آبان 96), میشل (سه شنبه 09 آبان 96), بی نهایت (دوشنبه 08 آبان 96), صبا_2009 (دوشنبه 08 آبان 96)

  13. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 05 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,287
    امتیاز
    26,066
    سطح
    96
    Points: 26,066, Level: 96
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 284
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    با عرض سلام مجدد
    امروز صبح که بیدار شدم دیدم شرایط روحیم خیلی بهتر شده. واقعا گذر زمان چقدر معجزه می کنه و البته خدا رو شکر کردم که دیروز بعد از جلسه واکنش هیجانی نشون ندادم و نرفتم پیش رییس دانشکده شکایت
    هرچند قصد دارم پیش رییس برم ولی وقتی که از نظر روحی کاملا عادی باشم و بتونم منطقی صحبت کنم

    امروز همه همکارام باهام تک تک صحبت کردن و خودشون هم براشون عجیب بود که چرا جلسه دیروز اون نتیجه رو داشته و میگفتن نظر واقعیمون اون نبود فقط چون دکتر ... گفته مسئولیتش زیاده ما هم ترسیدیم گفتیم اصلا احداث نشه

    من هم بهشون گفتم من اصلا کاری به احداث اون مکان ندارم فقط چرا به من گفتید که چرا میخواین اون مکان رو با تصمیم خودتون راه بندازید در حالیکه همتون در جریان بودید
    که گفتن منظورمون اون نبوده فقط جملات اشتباه بیان شده

    و البته گله داشتن که چرا واژه منافق رو به کار بردم میگفتن که حداقل می گفتید شما آدمهای صادقی نیستید یعنی خودشون تا این حدش رو قبول داشتن
    من هم گفتم من از قبل که واژه آماده نکرده بودم وقتی می بینم چند نفر که همگی در جریان بودن برمیگردن میگن ما نمی دونستیم، اولین واژه ای که به ذهنم اومد همین بود

    خلاصه که همشون گفتن که از دیروز سردرد دارن
    فعلا یه جورایی همه از هم معذرت خواستن و ظاهر روابط به حالت عادی برگشت
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  14. 5 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 09 آبان 96), mohamad.reza164 (پنجشنبه 11 آبان 96), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 10 آبان 96), میشل (سه شنبه 09 آبان 96), صبا_2009 (سه شنبه 09 آبان 96)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    سلام دوستان خوب و عزیز تالار

    از خداوند براتون حالی عالی و لحظات سرشار از آرامش و شادی رو خواهانم

    من در هر لحظه ای که باشم دوست ندارم شکوه و شکایت کنم به خدا ،،، خیلی دوست دارم خدا رو ،،، احساس میکنم هوامو خیلی داره ولی مدتیه حالم زیاد روبراه نیست ،،، حال دل خوبی ندارم ،،، حالت تهوع دارم ،، بغض هایی که بار ها شکسته شدن و انگار هنوز هم هستن ،،، بچه ها من خیلی خسته هستم ،،، خیلی احساس درموندگی میکنم ،،، به پای سنم خیلی پیرتر هست روحیه ام.
    ان شاءالله خداوند بزرگ هیچ وقت ما آدما رو حتی لحظه ای به حال خودمون رها نکنه.

    خیلی محتاج رحمتش هستم ...

    تشکر میکنم هر کس این پست رو میخونه برای گشایش خواسته قلبی من یه صلوات بفرسته

  16. 7 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 16 آبان 96), mohamad.reza164 (پنجشنبه 11 آبان 96), tavalode arezoo (سه شنبه 09 آبان 96), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 10 آبان 96), میشل (سه شنبه 09 آبان 96), المای (جمعه 12 آبان 96), صبا_2009 (سه شنبه 09 آبان 96)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مرداد 05 [ 19:43]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    849
    امتیاز
    28,473
    سطح
    99
    Points: 28,473, Level: 99
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 1,527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,355 در 760 پست

    Rep Power
    211
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط قلب تپنده زندگی نمایش پست ها
    سلام دوستان خوب و عزیز تالار

    از خداوند براتون حالی عالی و لحظات سرشار از آرامش و شادی رو خواهانم

    من در هر لحظه ای که باشم دوست ندارم شکوه و شکایت کنم به خدا ،،، خیلی دوست دارم خدا رو ،،، احساس میکنم هوامو خیلی داره ولی مدتیه حالم زیاد روبراه نیست ،،، حال دل خوبی ندارم ،،، حالت تهوع دارم ،، بغض هایی که بار ها شکسته شدن و انگار هنوز هم هستن ،،، بچه ها من خیلی خسته هستم ،،، خیلی احساس درموندگی میکنم ،،، به پای سنم خیلی پیرتر هست روحیه ام.
    ان شاءالله خداوند بزرگ هیچ وقت ما آدما رو حتی لحظه ای به حال خودمون رها نکنه.

    خیلی محتاج رحمتش هستم ...

    تشکر میکنم هر کس این پست رو میخونه برای گشایش خواسته قلبی من یه صلوات بفرسته
    سون جان ناراحت شدم از پستت....چی شده اخه...

    ببین هیچ کس تمیتونه بهت کمک کنه فقط خودت و خدای خودت.... بلند شو خودتو از این حال در بیار ...کتاب بخون ....ی مشاور خوب پیدا کن روانکاویت کنه

    با دوست ....خانواده یا اینجا ازبچه ها مشورت بگیر

    خلاصه ی کاری بکن ک از این حال دربیای

    ببین من این ها رو ی بار اینجا گفتم ببین به دردت می خوره

    راستی من میتونم همچنان سون خطابت کنم؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها



    و ی درد و دل دوستانه:

    گفتید ارامش ندارید منم گاهی اینجوری میشم گاهی هم خود ارامشم ؛)

    وای که دلم می خواد همه عمرم فقط از اون لحظه ها باشه

    ی حس خیلی خوبی با خدا داری.... سختی نگرانی ناراحتی هست ولی رنگ باخته

    برعکس ی روزهایی هم انقدر دلت میگیره انقدر تو فشاری که نفس کشیدن هم سخت میشه

    ارزو میکنی کاش این نمیشد کاش از بعدش نمیترسیدی کاش زمان به عقب برگرده یا نه

    اصلا کاش زمان از حرکت بایسته!!


    ولی همه این روزها میگذره.... و حتما باز هم....... ی جای دیگه....... ی شکل دیگه......... بازهم تکرار میشه

    می خوام بگم ارامش سختی بغض کردنمون ....همه باهم اند میان و میرن بخشی از زندگیمونن

    اشکالی نداره اینا برای اینکه خیلی پاسوز دنیا نشیم و یادمون باشه که ی خدای مهربونی هست

    که همه اینا رو جبران میکنه و ما باید به شکرانه این خدا ی خوب زندگی رو تو مسیر درستش پیش ببریم

    شما همه تلاشتون و دارید می کنید پس اروم باشید و به دستاتون بگید

    ای جزئئ از منو با من

    ارام گیر با تو خواهم ماند تا زمان رسیدن به ارامش زیبای یقین



  18. 3 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    miss seven (چهارشنبه 10 آبان 96), mohamad.reza164 (پنجشنبه 11 آبان 96), گیسو کمند (یکشنبه 28 آبان 96)

  19. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
    سون جان ناراحت شدم از پستت....چی شده اخه...

    ببین هیچ کس تمیتونه بهت کمک کنه فقط خودت و خدای خودت.... بلند شو خودتو از این حال در بیار ...کتاب بخون ....ی مشاور خوب پیدا کن روانکاویت کنه

    با دوست ....خانواده یا اینجا ازبچه ها مشورت بگیر

    خلاصه ی کاری بکن ک از این حال دربیای

    ببین من این ها رو ی بار اینجا گفتم ببین به دردت می خوره

    راستی من میتونم همچنان سون خطابت کنم؟
    سلام الهه زیبایی های عزیزم

    البته که میتونی هنوز منو سون خطاب کنی ،،، اتفاقا بیشتر دوست دارم ...

    اون روز که این پست رو گذاشتم واقعا حالم بد بود و وقتی داشتم این پست رو میزاشتم دیدم بغض توی گلومه و معذرت میخوام حالت تهوع من بخاطر اون بود.

    الهه جان من دیگه یه جورایی همه چیزو رها کردم و نا امید شدم ،،، نا امید ،،، بی انگیزه و کسی که هیچ کاری نمیکنه.
    دیگه خسته شدم تا کی میتونم پیوسته برای خواستم تلاش کنم و نتیجه نبینم؟
    البته هنوز امیدی هست حتی اگه خیلی کمرنگ باشه ...
    من دکتر میرم عزیزم و قرص میخورم و این قرصا با وجود خوبی هاشون ولی منو بی تفاوت و بی انگیزه کردن نسبت به همه چی .
    ممنونم دوست خوبم از اینکه به فکرم هستی

  20. 4 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (پنجشنبه 11 آبان 96), گیسو کمند (یکشنبه 28 آبان 96), الهه زیبایی ها (پنجشنبه 11 آبان 96), المای (جمعه 12 آبان 96)


 
صفحه 26 از 70 نخستنخست ... 6161718192021222324252627282930313233343536465666 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.