به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 56
  1. #21
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو شارلوت گرامی

    وایسا من یه سری اخلاقایی که مردا ازش متنفریم رو برات بنویسم:
    1. زن غرغرووو
    2. زنی که نیش و کنایه بزنه
    3.زنی که هنوز نیومده توی خونه گیر بده کجا بودی با کی بودی چرا اینو نگرفتی چرا اینکارو نکردی و ....
    4.زنی که نزاره یکم واسه خودمون راحت باشیم مخصوصا جلوی تلویزیون
    5.زنی که اشتباهات گذشتمونه بکوبه توی سرمون
    6.زنی که پشت سر خانوادمون حرف بزنه و مارو در مقابل خانوادمون قرار بده

    شما اینو نوشتی:
    من حتی تا 6 یا 7 عصر ناهار نمیخورم تا اون بیاد و با هم بخوریم در حالی که بعضی روزا اون ناهارشو میخوره و من تا شام گرسنه میمونم(تنهایی از گلوم پایین نمیره)

    این یه مورد از نظر ما مردا ببخشیدا بیشتر حماقته تا عشق من خودم خانومم دیر نهار خورد امروز وایساد تا من بیام نیم ساعت اینجوری شدم چون واسش خوب نیست بچه شیر میده ما مردا دیدمون فرق داره با شما بانوان محترمه همینکه موقع غذا خوردن بشینین کنارمون به حرف و درد و دلمون گوش بدین کافیه برامون

    این یه نوشته طلائیه

    نه تنها من بلکه همه مردا از زنی که یکمقدار توی خونه آزادش بزاره و به پرو پاش نپیچه فوق العاده این زن رو دوس دارن و عاشقش هستن

    این یه مورد خیلی خوبه توی تالار زیاد نوشته میشه در موردش آخه سوال من اینه کلا شما بانوان محترمه تالار همدردی قبل که مجرد بودین چیکار میکردین؟ اونموقع که شوهر بدبخت نبود که بهش پیله کنین همش غر بزنین سرش و گیر بدین بهش خوب الان که متاهل شدی همون کارارو انجام بده ولی کمتر.بخدا مرداتون عاشقتون میشن.به اندازه کافی بیرون حرص میزنیم اعصاب خورد کنی داره خواهشا شما بانوان محترمه بدترش نکن جون اجدادت بزار خونه برامون محل آرامش باشه جلوی تلویزیون دراز بکشیم اگه برامون آب پرتغال یا تخمه هم بیارین که جانه

    ما مردا زنایی دوس داریم که دوسمون داشته باشه.بهمون اعتماد بنفس بده.هوامونو داشته باشه.بزاره برای خودمون یکمقدار راحت باشیم.به حرفامون گوش بده هم حسی کنه باهامون. اینو بخونین
    ( متمرکز شدن روي نقاط مثبت به جاي نقاط منفي دادن شخصيت به همسر) ولی شما بجاش بهش نیش و کنایه میزنین و هی اشتباهش رو به رخش میکشی اینکار باعث میشه باهات لج کنه بجای اینکه طرفت جذب بشه

    یکچیزی در مورد زیبایی نه تنها شما بلکه کلی میگم.

    یه زن هرچی خوشگلم باشه زنایی توی جامعه هستن که ازتون خوشگلتر و جذابتر و از لحاظ جنسی با عشوه و ناز بیشتری هستن این همیشه خدا یادت باشه الان دیگه با قدیم فرق میکنه زندگیت رو میخوای باید مثل یه گلادیاتوری باشی که هرروز میجنگه تا زنده بمونه باید باید اخلاقای منفی رو بزاری کنار

    نمیتونم و نمیشه رو بریز دور نداریم

  2. 9 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    baby (دوشنبه 21 بهمن 92), paiize (پنجشنبه 01 اسفند 92), toojih (یکشنبه 20 بهمن 92), واحد (شنبه 26 بهمن 92), ژینا (چهارشنبه 23 بهمن 92), میشل (شنبه 26 بهمن 92), سرافراز (دوشنبه 21 بهمن 92), شایسته89 (جمعه 25 بهمن 92), شارلوت (دوشنبه 21 بهمن 92)

  3. #22
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 اردیبهشت 99 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-13
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    11,898
    سطح
    71
    Points: 11,898, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    387

    تشکرشده 325 در 143 پست

    Rep Power
    50
    Array
    ممنونم ازتون
    نمیدونم چرا شما تصور میکنید من یک آدم فوق غرغرو هستم
    ببینید دوستان شوهر من آدمیه که حتی واسه یه نون خریدن بایدمنتشو بکشم تا بره بخره
    تمام خرید خونه رو من انجام میدم.آرزو به دلم مونده یکبار اون یه چیزی بخره و بیاد خونه.اما واسه این کار هیچوقتنه گیر دادم نه غر زدم که من بدون وسیله باد از این سر شهربرم اون سر شهر و کلی خرید کنم و کشون کشون بیارم ومرد خونه بخوره و بخوابه
    همه کارای خونه با منه.اگه یک وسیلهبخاد جابجا بشه که تنها نتونم باید ماه ها خواهش کنم تا بیاد کمکم اونم با کلی غرغر
    اینکه گفتین یعنی چی که غذا از گلوم پایین نمیره.خب معلومه میره اما به همون دلیل که شوهرم شده همه زندگیمدوست دارم با هم غذا بخوریم.میبینمم که اصلا و ابدا هم واسش ارزش نداره اینکارم.اما خب احمقم دیگه
    خیلی وقتا فکر میکنم ان مرد اصلا لایق دوست داشتن نیست
    دیروز سالگرد عقدمون بوده و من ازش خاستم شام بریم بیرون(الان چندین ماه هست که ما یک شب یا یکروز عصر نرفتیم بیرون)همیشه میگم بریمیه دوری بزنیم میگه پاشو بریم اما از در خونه یکراست میره در خونه بابام و تا آخر شب میشینه اونجا جدول حل میکنه(منو میبره اونجا تا دهنم بسته باشه)
    خلاصه دیشب کلی غر زد که تو که میدونی ما وضع مالیمون خوب نیست چرا میگی بریم شام بیرون.گفتم خب یک شب در سال که بیشترنیست خلاصه قبول نکرد.گفتم پس بریم لااقل یکم تو خیابون با هم قدم بزنیم خلاصه بازم قبول نکردو من با کلی حسرت خابدم
    هیچوقت تو این 2 سال واسه هیچ مناسبتی واسم هدیهن خریده و اصلایادش هم نبوده.در صورتی که میدونه من هدیه نمیخام و فقط اون شبو خوش باشیم واسم کافیه
    هیچوقت این شوهر واسه خوشایند من کاری نکرده اما من همیشه ازش بابت همه چی تشکر کردم و فکر میکنم واسه همینه که اینقدر از خودش باور کرده
    دارم تو خونه (میشه گفت لونه)خاهذش زندگی میکنم و دخالتا و فضولیای خاهرش رو میبینم و اونم میبینه.از صبح که بیدار میشه شاید بیست بار بیاد خونمون و بره و جالبه اگه لباس مناسبی هم نداشته باشیم درو هل میده بزارین بیام تو ببینم.اما خب من هیچی نمیگم بهش.چون میدونم خودش متوجه هست و کاری از دستش بر نمیاد
    میخام اینو بگم که اینا چندگوشه از زندگی روزمره ما بود و خیلی هابرای تمام اینا غر میزنن و خیلی ها هم حتی از من هم صبورتر هستن.
    تو خونه کاملاراحت و آزاده و من کاری به کارش ندارم
    فقط باید رو خودم کار کنم که ازش فاصله بگیرم و فکر میکنم اولین تاثیر حرفای سرافراز عزز این بود که دیشب با این وجود که گفتم واسه سالگرد بریم خوش باشیم منو برد خونه بابام گذاشت و گفت میرم تو خیابون یه دوری بزنم تا شام آماده بشه دیگه مثل قبل غر نزدم و گیر ندادم که نرو یا من باهات میام.گذاشتم بره و وقتی هم اومد هیچی ازش نپرسیدم

  4. #23
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    259
    Array
    "هیچوقت تو این 2 سال واسه هیچ مناسبتی واسم هدیهن خریده و اصلایادش هم نبوده.در صورتی که میدونه من هدیه نمیخام و فقط اون شبو خوش باشیم واسم کافیه
    هیچوقت این شوهر واسه خوشایند من کاری نکرده اما من همیشه ازش بابت همه چی تشکر کردم و فکر میکنم واسه همینه که اینقدر از خودش باور کرده .."

    سلام شارلوت عزیز
    راهنمائی های سرافراز خیلی خوب و کامل بود. همون موارد برا بهبود زندگی تون کافیه.
    از روی دو جمله بالا فقط می گم که شما "تعمیم " می دید. این مخل زندگی تونه .


    سعی کنید شادی هاتون وابسته به هم نباشه . اگه شما می خواید اون شب رو خوش باشید شما دست به کار بشید.
    لازم نیست خرج کنید ، اتفاقا با صرفه جوئی هائی هم می تونید خاطره خوبی بسازید . مثلا به خاطر سالگرد ازدواجمون چراغها رو خاموش می کنیم. بخاطر ازدواجمون امشب شام نمی خوریم و... یه نوشته ساده بهش بدید. بهش یاد بدید که لازم نیست حتما خرج کنیم تا خوش باشیم . مهم اینه که تغییر ایجاد کنیم.

    قطعا اگه فکر کنید می بینید که اینطور نیست که هیچوقت او براخوشایند تون کاری نکرده و شما همیشه تشکر کرده باشید.

    به
    او هیچوقت
    و

    شما همیشه

    های زندگی تون دقت کنید. این طرز فکر اشتباهیه که باعث بروز رفتارهای اشتباه میشه.

    «خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
    تو ای والاترین مهمان دنیایم،
    بدان آغوش من باز است،
    شروع کن، یک قدم با تو،
    تمام گامهای مانده اش با من…»

  5. 6 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 26 بهمن 92), paiize (پنجشنبه 01 اسفند 92), میشل (شنبه 26 بهمن 92), بی نهایت (دوشنبه 21 بهمن 92), شایسته89 (دوشنبه 21 بهمن 92), شارلوت (دوشنبه 21 بهمن 92)

  6. #24
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 اردیبهشت 99 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-13
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    11,898
    سطح
    71
    Points: 11,898, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    387

    تشکرشده 325 در 143 پست

    Rep Power
    50
    Array
    خیلی ممنونم جنتب baby که یه تاپیک من سر زدید و راهنماییم کردید
    تا بحال من خودم با چیزای ساده یه جشن کوچولو میگرفتم(جشن بهمعنی کیک و اینا نه)
    واش یادداشت میزاشتم و کلی شوخی و خنده راه مینداختم
    اما خب اینه همه یک طرفه بود.بهرحال منم دوست دارم از طرف اونم حداقل یه تبریک ساده باشه اما نیست
    درسته شاید یه کارایی هم برام کرده اما اگر پای نفع خودش درمیون نباشه انجام نمیده.باور کنید اینطو.ریه که میگم
    اصلا نمیگم من همیشه خوب بودم.نه من خیلی وقتا از اونم بدتر بودم اما اگه حتی اون اشتباه کرده بازم من رفتم سمتش حتی جوری برخورد میکنه که انگار من مقصرم
    خب آدم به ستوه میاداز اینهمه خودخاهی
    شوهرم خودشو یک آدم فوق العاده همه چی دون و کامل و بی عیب میدونه(یعنی واقعا تصور میکنه کاملا بدون عیب و اشکاله و بهترین هست)
    اعتماد بنفس بالای اون در برابر وابستگی و اعتماد بنفس پایین من مشکل سازه
    من نمیتونم اینهمه مبالغه و غلو رو تحمل کنم اما اون فوق العاده زبون باز و خالی بنده
    خداروشکر درسمو خوندم و الان داره واسم تو دانشگاه کار جور میشه و برم واسه تدریس اما بازم اون منو یک آدم کودن و احمق و عقب مونده میدونه و خودشو یک آدم روشن فکر و متجدد و...
    شخصیتم اینقدر تو این 2 سال توسطش تخریب شده که دیگه خودمم باورم شده من یه پاپتیه بی سر و پام و اون خدای همه چی

  7. کاربر روبرو از پست مفید شارلوت تشکرکرده است .

    khaleghezey (شنبه 26 بهمن 92)

  8. #25
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    درود بانو شارلوت گرامی

    وایسا من یه سری اخلاقایی که مردا ازش متنفریم رو برات بنویسم:
    1. زن غرغرووو
    2. زنی که نیش و کنایه بزنه
    3.زنی که هنوز نیومده توی خونه گیر بده کجا بودی با کی بودی چرا اینو نگرفتی چرا اینکارو نکردی و ....
    4.زنی که نزاره یکم واسه خودمون راحت باشیم مخصوصا جلوی تلویزیون
    5.زنی که اشتباهات گذشتمونه بکوبه توی سرمون
    6.زنی که پشت سر خانوادمون حرف بزنه و مارو در مقابل خانوادمون قرار بده

    شما اینو نوشتی:
    من حتی تا 6 یا 7 عصر ناهار نمیخورم تا اون بیاد و با هم بخوریم در حالی که بعضی روزا اون ناهارشو میخوره و من تا شام گرسنه میمونم(تنهایی از گلوم پایین نمیره)

    این یه مورد از نظر ما مردا ببخشیدا بیشتر حماقته تا عشق من خودم خانومم دیر نهار خورد امروز وایساد تا من بیام نیم ساعت اینجوری شدم چون واسش خوب نیست بچه شیر میده ما مردا دیدمون فرق داره با شما بانوان محترمه همینکه موقع غذا خوردن بشینین کنارمون به حرف و درد و دلمون گوش بدین کافیه برامون

    این یه نوشته طلائیه

    نه تنها من بلکه همه مردا از زنی که یکمقدار توی خونه آزادش بزاره و به پرو پاش نپیچه فوق العاده این زن رو دوس دارن و عاشقش هستن

    ما مردا زنایی دوس داریم که دوسمون داشته باشه.بهمون اعتماد بنفس بده.هوامونو داشته باشه.بزاره برای خودمون یکمقدار راحت باشیم.به حرفامون گوش بده هم حسی کنه باهامون. اینو بخونین
    ( متمرکز شدن روي نقاط مثبت به جاي نقاط منفي دادن شخصيت به همسر) ولی شما بجاش بهش نیش و کنایه میزنین و هی اشتباهش رو به رخش میکشی اینکار باعث میشه باهات لج کنه بجای اینکه طرفت جذب بشه

    یکچیزی در مورد زیبایی نه تنها شما بلکه کلی میگم.

    یه زن هرچی خوشگلم باشه زنایی توی جامعه هستن که ازتون خوشگلتر و جذابتر و از لحاظ جنسی با عشوه و ناز بیشتری هستن






    البته بخش زیر از این پست اشکال تعبیری و محتوایی دارد و تعمیم ناروا هم هست و کاربرد نامناسب مثال . زندگی میدان جنگ و در بن بست نیست که برای حیات راهی جز گلاادیاتور شدن نداشته باشد .

    اتفاقاً آنچه شما در بالا به عنوان اشکال بعضی خانمها اشاره داشته ای روندی گلادیاتوری هست و خانمها از روی ترس برای از دست ندادن و در کنترل داشتن انجام می دهند .

    زندگی میدان تفاهم و عشق و عاطفه و همیاری برای ساختن و رشد هست و در این مسیر هم هیچ بن بستی نیست که برای عبور از آن جز جنگیدن و هلاکت حریف راهی نداشته باشی .

    اینجاست که دقت در کاربرد مثالها اهمیت پیدا می کند


    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها

    این همیشه خدا یادت باشه الان دیگه با قدیم فرق میکنه زندگیت رو میخوای باید مثل یه گلادیاتوری باشی که هرروز میجنگه تا زنده بمونه باید باید اخلاقای منفی رو بزاری کنار
    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها





  9. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 26 بهمن 92), paiize (پنجشنبه 01 اسفند 92), میشل (شنبه 26 بهمن 92), بی نهایت (دوشنبه 21 بهمن 92), شایسته89 (دوشنبه 21 بهمن 92), شارلوت (سه شنبه 22 بهمن 92)

  10. #26
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 اردیبهشت 99 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-13
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    11,898
    سطح
    71
    Points: 11,898, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    387

    تشکرشده 325 در 143 پست

    Rep Power
    50
    Array
    ممنونم از راهنماییهاتون
    دیگه صبرم خیلی کم شده
    چند شبه جدا میخابم و چند روزه دیگه منتظرش نیستم
    طلاق عاطفی که میگن چیزی غیر از اینه؟
    بیزارم از زندگی
    چرا خدا بهم آرامش نمیده؟دوساله دارم با بدبختی و تنش روزمو شب میکن.دیگه نمیتونم

  11. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 03:38]
    تاریخ عضویت
    1392-8-02
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    1,121
    سطح
    18
    Points: 1,121, Level: 18
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsSocial1 year registered
    تشکرها
    441

    تشکرشده 556 در 137 پست

    Rep Power
    27
    Array
    شارلوت گرامی سلام
    دوست من زمانی که نوشتههاتو خوندم این حس بهم منتقل شد که خودت یه جورایی قبول کردی زندگی مشترکت این شکلی باشه(چون شوهرتو از روی لجبازی انتخاب کردی و خودت پیش بینی یه همچین روزایی رو داشتی) امیدوارم اشتباه برداشت کرده باشم،
    اما
    اگر از تلاش یک جانبه خسته شدی خب یه در یک * شرایط مناسب * به همسرت بگو که میخوای زندگیتونو تغییر بدی و ازش بخواه همراهیت کنه البته نوع گفتگو هم مهمه و باید به جملات انتخابیت دقت کنی بعدش تو تلاش دوبارتو برای زندگیت کن چه شوهرت همراهی کنه چه نکنه، ممکنه اول مقاومت کنه اما بعد از ی مدت که تلاش تو رو دید تصمیم بگیره تغییر کنه...
    امیدوارم هرچه زودتر زندگی بکامت شیرین بشه.

    - - - Updated - - -

    شارلوت گرامی سلام
    دوست من زمانی که نوشتههاتو خوندم این حس بهم منتقل شد که خودت یه جورایی قبول کردی زندگی مشترکت این شکلی باشه(چون شوهرتو از روی لجبازی انتخاب کردی و خودت پیش بینی یه همچین روزایی رو داشتی) امیدوارم اشتباه برداشت کرده باشم،
    اما
    اگر از تلاش یک جانبه خسته شدی خب یه در یک * شرایط مناسب * به همسرت بگو که میخوای زندگیتونو تغییر بدی و ازش بخواه همراهیت کنه البته نوع گفتگو هم مهمه و باید به جملات انتخابیت دقت کنی بعدش تو تلاش دوبارتو برای زندگیت کن چه شوهرت همراهی کنه چه نکنه، ممکنه اول مقاومت کنه اما بعد از ی مدت که تلاش تو رو دید تصمیم بگیره تغییر کنه...
    امیدوارم هرچه زودتر زندگی بکامت شیرین بشه.

    - - - Updated - - -

    شارلوت گرامی سلام
    دوست من زمانی که نوشتههاتو خوندم این حس بهم منتقل شد که خودت یه جورایی قبول کردی زندگی مشترکت این شکلی باشه(چون شوهرتو از روی لجبازی انتخاب کردی و خودت پیش بینی یه همچین روزایی رو داشتی) امیدوارم اشتباه برداشت کرده باشم،
    اما
    اگر از تلاش یک جانبه خسته شدی خب یه در یک * شرایط مناسب * به همسرت بگو که میخوای زندگیتونو تغییر بدی و ازش بخواه همراهیت کنه البته نوع گفتگو هم مهمه و باید به جملات انتخابیت دقت کنی بعدش تو تلاش دوبارتو برای زندگیت کن چه شوهرت همراهی کنه چه نکنه، ممکنه اول مقاومت کنه اما بعد از ی مدت که تلاش تو رو دید تصمیم بگیره تغییر کنه...
    امیدوارم هرچه زودتر زندگی بکامت شیرین بشه.

  12. کاربر روبرو از پست مفید شهراز تشکرکرده است .

    شارلوت (جمعه 25 بهمن 92)

  13. #28
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 اردیبهشت 99 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-13
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    11,898
    سطح
    71
    Points: 11,898, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    387

    تشکرشده 325 در 143 پست

    Rep Power
    50
    Array
    از نظر همسرمن هیچ مشکلی تو زندگیمون نداریم و توهمات منه که باعث میشه این فکرارو بکنم وگرنه ایشون یک فرشته بدون هیچ عیبی هستن

  14. #29
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    وایییییییییییییییییی جون تو در پوست خودم نمیگنجم بلاخره سطح خودم رو اینقدی کشیدم بالا که بانو فرشته مهربان گرامی از نوشته هام استفاده کردن (الان خرکیف هستم جون خودم )

    یه توضیح در مورد بیان جمله دومم بدم.

    منظور من بشخصه اینه الان باید یه زن سعی کن انرژی و حواس بیشتری رو بزاره برای خودش شوهرش و بچه هاش به شوهرش و خودش اهمیت بیشتری رو بده.
    منظورم از ترس اینکه از جنبه مثبت بهش نیگاه کنن سعی کنن آمادگی بیشتری داشته باشن و انرژی بیشتری بزارن و از خودشون و شوهرشون و زندگیشون غافل نشن وگرنه اینکه ترسش باعث بشه همش شوهرشون رو چک کنن نه اصلا و ابدا منظورم این نبوده و نیست

    بانو شارلوت گرامی اولندش این گل تقدیم به شما نوشته هاتون و دردهایی که کشیدن رو واقعا میگن با تمام وجودم حس میکنم اینکه دوست دارین بهتون احترام گذاشته بشه به شخصیتتون دوس دارین مستقل باشین و جریان خواهر شوهرتون و بقیه رو نه تنها من بلکه بقیه بچه ها هم با خوندش یه همچین حسی دارن.

    اولا این جمله رو بخون خودت:

    اعتماد بنفس بالای اون در برابر وابستگی و اعتماد بنفس پایین من مشکل سازه!!!

    در مورد اعتماد بنفس بالا من خودم دیپلم برق دارم اونم چی دبیرستان غیرانتفاعی خداوکیلی یعنی اصلا سرکلاس نمیرفتم اینقدی تنبل بودم توی درس خوندن توی دبیرستان غیرانتفاعی هم چنتا درس رو افتادم خانومم فوق داره و حق تدریسی هستش ولی جون خودم اعتماد بنفس جلوی خانومم و خانوادش چسبیده به سقف یعنی خداوکیلی شانس آوردن فوق لیسانس یا دکتری ندارم همینجوریشم کلی براشون کلاس میزارم شد واسه خودم نشد دیگه از آبجیم و دومادمون خرج میکنم دیگه ببینم بدجور گیر کردم میرم سراغ پسر داییم استاد دانشگاهه خدا بخواد میره اسکاتلند.یعنی خداوکیلی شما بانوان محترمه نمیدونین شخصیت ما مردا کلا خودشیفته هستیم؟!!!!!!! همه ما مردا همینیم سر و ته یه کرباسیم هیچ فرقی هم نداریم هرکی هم اینجوری نباشه توی ما مردا یه جاای کارش میلنگه باور کن جون خودم جدی میگم. جمله دومت رو پررنگ کردم واسه اینکه خودت بخونی خوب خودت بگو منی که این جمله رو دارم از طرف شما میخونم میخوای چه حسی بهم دست بده؟! ناسلامتی داره کارت جور میشه توی دانشگاه ایشالله حله خداوکیلی چنتا از دخترای فامیل شما یا خانواده شوشو به این مرحله رسیدن؟چنتاشو.ن مدرکشون با شما یکیه؟
    توی کل فامیل ما و خانومم فقط خانوممه که مدرک فوق لیسانس داره بقیه اکثرا تا مقطع لیسانس خوندن.اینم بگم شوهرتون نوشتین تحقیرتون میکنه و از این حرفا اولا مسیری که ایشون داره میره اشتباهه داره به غلط فکر میکنه ولی درکل منظورش اینه جایگاهش رو بهتون ثابت کنه و بهت یاداآوری کنه.وگرنه شاید جلوتون یا جلوی خانواده خودش و خانوادتون اینارو بگه ولی پشت سرتون نه تنها ایشون بلکه و من تقریبا اکثر مردایی که میشناسم مثل ... کیف میکنن و پز همسراشونو میدن جلوی دوستاشون و بقیه بقول معروف قمپزه الکی میگن طبل توخالیه خودشم میدونه ولی میگم دلیلش همونه.

    اینو بخون نوشتی:

    من نمیتونم اینهمه مبالغه و غلو رو تحمل کنم اما اون فوق العاده زبون باز و خالی بنده

    اینم همه مردا اکثرا خالی بندن همون قمپز در میکنن مخصوصا از خانواده خودشون و فامیل خودشون چون میترسن کم بیارن.در مورد زبون بازی هم که اینم تقریبا توی همه مردا هست یکی کمتر یکی بیشتر.چطوریه شما زنا وقتی میخواین ما مردای بدبخت رو بچاپین میشین فرشته آسمونی ایرادی نداره!!
    بنظرم شما به عنوان شوخی بگیر میدونم حق داری ولی اگه اینجوری نیگا کنی آروم میشی هرچی گفت خالی بندی کرد یا مثلا خواست مدرکتون رو بی ارزش نشون بده یا خودتون رو بگو بهش: آره تو که راس میگی البته به خنده یا همچین چیزایی بزن به شوخی اینم بهتون بگم :

    مردا کلا مریض هستن دوس دارن با زناشون ور بزن.وقتی میبینن همسراشون یکم حرص میخورن دلشون خنک میهش کیف میکنن(خوب کاریش نمیهش کرد غلطه ولی اکثریت اینجوریه) میخوای ادامه نده بی تفاوت باش بزن به بیخیالی من خودم یکم به خانومم گیر میدم جواب میده کیف میکنم بقول خودم خدارو شکر بلاخره توی فامیلمن این پسرداییمون هست هی اسمشو بیاریم بجزونیمتون البته اونا هم کنمیارا چهار پنج تایی میریزن سرم ولی حریفم نمیشن از بس که پررو هستم.الان که فکرشو میکنم چون جوابم رو میدن من هی کشش میدم وگرنه چیزی نگکن ادامه نمیدوم چون حال نمیده مثل بازی میمونه.

    اینو گفتم کلا بدونین همه مردا اینجوری هستن پدر خانوم خودمم از من بدتره البته در حد مزاح و شوخیه.

    من بیشتر فکر کنم شما مردا رو کامل نمیشناسی و فکر کنم درسته این کارا غلطه ولی دیگه کاریش نمیشه کرد ژن ما مردا همینه سخته واسمون تغییرش بدیم.

    راستی واسه انجام کار یه چیز باحال بهت میگم خانوم خودم همینجوری خرم میکنه: حتی یه کار کوچیکم کردا ازش تعریف کن بهش یاداآوری کن اونکارو کرده جلوتون شاید بروز نده ولی کلی کیف میکنه.واسه دور زدن هم یه روش خیلی خوب به آقاتون بگین بریم بازار ولی خرید نمیکنم اینکارم انجام ندین ولی مثلا جایی یه جنس خوب دیدن ازش تعریف کنین به آقاتون بگین خوشگله شده برین بپوشین ولی بهش بگین نمیخوام که بخرم بریم یه تن کنم هرچیزی راه و روش خاص خودشو داره.خیلی از خانوما از این روش استفاده میکنن.

    اینم جمله اخر ببخشید زیاد شد: اتفاقا شما خیلی هم خوبی خیلی هم موفقی اعتماد بنفستونم فوق العاده بالاست اگه نبود سر کار نمیرفتین اونم کجا دانشگاه که کلی واسه خودش کلاس داره.مطمئن باش شوهرتونم جلوی دیگران کلی پز شما رو میده ولی جلوی خودتون بروز نمیده.فقط از من میشنوی انتظارت رو از شوهرت کمتر کن مردا یکم بیخیال هستن.زیر بار هیچ انتقادی هم نمیریم همینی که هست خیلی هم خوب و فوق العاده ایم

  15. 4 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    paiize (پنجشنبه 01 اسفند 92), میشل (شنبه 26 بهمن 92), سرافراز (شنبه 26 بهمن 92), شارلوت (شنبه 26 بهمن 92)

  16. #30
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 اردیبهشت 99 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-13
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    11,898
    سطح
    71
    Points: 11,898, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    387

    تشکرشده 325 در 143 پست

    Rep Power
    50
    Array
    ممنونم دوست عزیز
    هم کلی خندیدم و هم استفاده کردم از صحبتاتون
    اما خب یه چیزایی رو هم لازمه بگم
    اینکه شوهر من اصلا با من بیرون نمیاد که من با ترفند ببرمش و کاری کنم بخره.وقتی پول نداره میگه بریم بیرون بدون پول چیکار کنیم؟وقتی هم پول داره میگه الان بریم همه پولالمونو خرج میکنم پس نریم و نمیریم
    الان چند ماهه که دلم اینقدر تنگه فقط بهش میگم بیا بریم چند قدم راه بریم اما دریغ...
    قبول دارم و میدونم وقتی من نیستم هم جلو خانوادش هم همکاراش کلی ازم تعریف میکنه اما وقتی هستم تمام تلاششو میکنه که با خاک یکسانم کنه
    اصلا خانوادگی همینطورن.مثلا خاهرش چندبار میخاست یه چیزی بگه بهم ولی نمیگفت یکروز اصرار کردم بگه گفت بچه ها از وقتی ماکارونی هایی که تو درست میکنی خوردن دیگه ماکارونی دست پخت منو نمیخورن.نکه تو چرب و چیلی درست میکنی دوست دارن(اینو بگم که من خداروشکر دست پختم حرف نداره و همه عاشقشن) خب مثلا زورش میومد بگه خوشمزس.باید میگفت چون روغنیه میخورن و روغن هم ضرر داره و از اونجایی که تو این چیزارو نمیفهمی و چرب درست میکنی و بچه های منم احمقن غذای تورو دوست دارن بیا و واسشون درست کن یکروز
    خیلی از غذاهارو که درست میکنه بچه هاش نمیخورن اما خونه ما که میان با میل میخورن.کلا خانوادگی فکر میکنن منم مثل خودشون بی جنبه هستم و تا ازم تعریف کنن پررو میشم
    یا مثلا کلاس هنری میریم با هم مدام سعی داره بزنه تو سر کارای من در حالی که مربی همش تعریف میکنه و منو مثال میزنه واسه بقیه
    خلاصه اینطور آدمایی هستن
    من نیاز به محبت دارم و اصلا از جانب همسر تامین نمیشم
    این چندروزه همش مریض بودم و هر 12 ساعت سرم و آمپول داشتم طوری که آنژوکت به دستم وصل بوده و صبح و شب وصل میکردن.اما دریغ از حتی یک لیوان آب که شوهرم بده دستم.همه کارارو خودم انجام میدادم با حال بدم و حتی یه کوچولو هم کمکم نکرده
    خیلی دلم درد داره و پره از دست این دنیا

  17. 5 کاربر از پست مفید شارلوت تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 26 بهمن 92), paiize (پنجشنبه 01 اسفند 92), میشل (شنبه 26 بهمن 92), ستیلا (شنبه 26 بهمن 92), سرافراز (شنبه 26 بهمن 92)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.