به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 40

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    شما متن هایی که دوستان براتون می نویسند رو می خونید ؟؟؟
    راه حلها نوشته شده
    تفریح ورزش ادامه تحصیل اشتغال شرکت تو جمع های خانوادگی یا دوستانه
    فکر نکردن به اون شخص
    یه شبه فراموش نمیشه به مرور زمان
    و البته اگر خودت بخوای و به گذشته فکر نکنی امکانپذیره

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 شهریور 93 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    530
    سطح
    10
    Points: 530, Level: 10
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط zendegiye movafagh نمایش پست ها
    شما متن هایی که دوستان براتون می نویسند رو می خونید ؟؟؟
    راه حلها نوشته شده
    تفریح ورزش ادامه تحصیل اشتغال شرکت تو جمع های خانوادگی یا دوستانه
    فکر نکردن به اون شخص
    یه شبه فراموش نمیشه به مرور زمان
    و البته اگر خودت بخوای و به گذشته فکر نکنی امکانپذیره
    سلام ممنون ازبیگیریتون

    قبلاهم گفتم تواوج کارهم بیادشم...

    مشکل من اینه که باوجودتوم بدبودناش بازم زده نشده ازش..یکیرومیبینی وقتی میبینه

    عشقش اون

    که فکرمیکرده نبوده ازش متنفرمیشه ....کاری که درتوان من نیست....

    ولی من باوجودتموم بدیاش هنوزعاشقشم توتموم لحظه ها چ مهمونی چه بیکاری هرچی.

  3. #3
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مهمان 93 میشه لطفا با یک کلمه جواب بدید میخواید با این آقا با همین وضعیت بمانید یا میخواید تمامش کنید؟

    خواهش کوتاه جواب بدید آره یا نه
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  4. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    مهمان93 (یکشنبه 14 اردیبهشت 93)

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 95 [ 15:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    3,922
    سطح
    39
    Points: 3,922, Level: 39
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    94

    تشکرشده 539 در 149 پست

    Rep Power
    43
    Array
    سلام دوست عزیز
    منمتو همین مدتی پیش رابطه ای تموم شده داشتم. اون چیز که بیشتر آدمو آزار میده همین احساس نیاز زوحی و اینکه دیگه مثل این شخص پیدا نمیشه و این حرفاست. من الان خودم با گذشت کمتر از 1 ماه به سطح خوبی رسیدم. شما اولین کار به نظر من اینه که قبول کنی این اقا نیست. حالا شاید آدم خوبی از دید بقیه نباشه واسه شما بهترین بوده از نظر خودت. در هر صورت بپذیر نیست. یعنی تصمیم بگیر فقط تصمیم بگیر تموم کنی. در مرحله بعد راحت به خودت وقت بده ناراحت باشی اگر گریت گرفتم گریه کن.. اما بعد چند روز راحت میشی و میپذیری و تموم میکنی ...مطمئن باش مهمترین چیز خودتی اگر خودتو دوست داشته باشی زود به زندگی عادی برمیگردی الان حس معلق بودن داری میدونم ...

  6. کاربر روبرو از پست مفید ida bahrami تشکرکرده است .

    مهمان93 (یکشنبه 14 اردیبهشت 93)

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 شهریور 93 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    530
    سطح
    10
    Points: 530, Level: 10
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Icon17

    ممنون ازت آیداجون امیدوارم ازبسش بربیام

    =======================

    واماجواب سوال شمااقای خالقی ذی...

    لحظه ای که سوالتونوخوندم نمیدونم چنددقیقه به مانیتورماتم برد؟.......ولی بعدش یه دل سیرگریه کردم...به هق هق

    افتادم.....طوری که اهالی خونه هراسون اومدن بببینن چیشده...

    بگذریم............

    باخودم خییلی فک کردم...ولی ..

    حس میکنم...بااین احساسم باهیچکس دیگه ای نمیتونم باشم...

    ازطرفی....

    میدونم باین اقامشکلات زیادی خواهم داشت...تازه اگه ازدواجی رخ بده..که محاله هضم همچین قضیه ای

    براخونواده م...چه..

    برسه به موافقتشون...نمیدونم تونستم جوابتونوبدم یانه بهرحال...توبدبرزخی گیرافتادم....

    حالانمیدونم...چه کنم

    قاعدتاادم وقتی میفهمه عشقش بهش دروغ گفته تازه بعدش بدخلقی میکنه...بایدبذاره بره...

    ولی متاسفانه درموردمن

    باگذشت2سال

    احساس ازبین نرفته...

    خییلی دلم میخوادقصه تونوراجع به عشقتون...در"گذشته" چون الان مهدیه کوچولووخانومتونه..

    دوس دارم بشنوم..من شماروفردموفقی میدونم.....


    لطفاکمک کنین.....

  8. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 اردیبهشت 93 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1393-2-08
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    49
    سطح
    1
    Points: 49, Level: 1
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    5

    تشکرشده 21 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین خواهر من اینکه بگی نمیتونم فراموش کنم از نظر من فقط داری خودتو گول میزنی،انسان اراده داره.میتونه هرکاریو که بخواد انجام بده پس توهم میتونی فراموشش کنی اما باید اول ازهمه خودت بخوای،اینکه اینجا ازبقیه کمک بخوای اما ته دلت هنوزم به اون فرد فک کنیو دلت بهت اجازه نده که فراموشش کنی هیچ کمکی بهت نمیکنه هرچقدرم بقیه راه حل خوب بزارن جلوی پات تا وقتی خودت نخوای غیرممکنه که فراموشش کنی.پس اول بشین باخودت فکر کن تکلیف خودتو باخودت روشن کن،ببین اکثریت اینجا دارن میگن این اقارو فراموش کن چون با همه تعریفایی که کردی همه ما به این پی بردیم که این اقا واقعا بدرد شما نمیخوره پس بهتره بفکر خوشبخت کردن خودت باشی چرا راهیو میری که شک داری بش؟از کجا مطمئنی خوشبختت میکنه؟یعنی شما نمیتونی موقعیت بهتر از این پیدا کنی؟کی میگه پسرا نمیتونن دخترارو درک کنن ولی این اقا از بین این همه پسر از اسمون اومده زمینو میتونه درکت کنه؟!اگر یکم بادید بازتری به زندگی نگاه کنی میفهمی که همه ادما مثل هم نیستن همه ادما بد نیستن همه ادما یه جور نیستن...خدا وقتی زن و مردو افرید برای هرکدوم خصوصیت هایی رو گذاشت که اون یکی نداره ولی هرکدوم از این دو جنس میتونن باتوجه به خصوصیت های خودشون مکمل هم دیگه باشن،زن ها موجودات احساساتی هستن و مردها هم قدرت اینو دارن که این احساساتو درک کنن و جنس ضعیف تر از خودشونو بفهمن حالا بعضیا از خصوصیت وجودیشون خوب استفاده میکنن و بعضیام سرکوبش میکنن اینکه بگیم ادم خوب پیدا نمیشه و این فرد تنها کسیه که منو درک میکنه یه حرف کاملا غیر منطقیو از روی احساساته...لطفن بیشتر فکر کنو بفکر ایندتو خوشبختیت باش...هیچ چیزی توی دنیا نیست که چاره نداشته باشه...بجز مرگ

  9. کاربر روبرو از پست مفید دخترشرق بهشت تشکرکرده است .

    مهمان93 (سه شنبه 16 اردیبهشت 93)

  10. #7
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشکل اصلی شما بیماری است که به آن دچار هستید. بله مشکل شما افسردگی شما است. باید بدانید این حالتی که گرفتار آن هستید اختلال (وسواس ) . وسواس انواع مختلفی دارد. طبق پژوهش های روانپزشکی وسواس گاهی همراه با افسردگی بروز می کند و گاهی ناشی از بیماری افسردگی است.
    شما نیاز به درمان های دارویی دارید. بعد از مدتی درمان دارویی می توانید از یک روانکاو کمک بگیرید. همچنین می توانید از روانشناس بالینی کمک بگیرید.
    به هر حال باید هر چه سریعتر به یک روانپزشک مجرب مراجعه کنید و همه حالت های روحی و جسمی خود را دقیقا برایش شرح دهید.
    باید مدام با پزشکتان در ارتباط باشید تا دوز دارو را تنظیم کند.

  11. 2 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    toojih (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), مهمان93 (سه شنبه 16 اردیبهشت 93)

  12. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 شهریور 93 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    530
    سطح
    10
    Points: 530, Level: 10
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همه...

    ممنون ازشمادخترشرق بهشت ونوبوبابت راهنماییهاتون...

    آره حقیقتابایدخودم بخوام.......ولی عقلم میخواد....ولی حقیقتاجلوداراحساسم نیست........

    مشکل اصلی منم همینه...........

    درموردروانبزشک بایدبگم5سالی میشه که دارومصرف میکنم.....وعلت اصلی برنگشتنم به زندگی همین مساله ست.......



    بازم میگم که موقعیت خونوادگی ومهمترازهمه ...دخترخوبی هستم..............چیزی برایه ازدواج موفق

    ندارم.........ازخودتعریف نباشه البته!!!!!!!!!!!!!!!!

    ولی اگه این مشکلم حل بشه....!

    تواین سایت...

    آدمابعددیدن حقیقت طرفشون...

    زجرمیکشنومدتی خودشونوسرزنش میکنن...

    بعدش تموم...

    اگه هم یادش بیفتن شایدانزجارباشه احساسشون..

    ولی من متاسفانه هنوزبیش ازبیش دوستش دارم...

    واحساسم عوض نشده.........

    2سال زمان کمی نیست براتغییراحساس...........

    واقعابریدم دیگه.......................................... ....

  13. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 شهریور 93 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    530
    سطح
    10
    Points: 530, Level: 10
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Bow

    سلام همدردای عزیز

    امروزوالان که دارم تایب میکنم.............

    حالم بینهایت خرابه...........

    بغضی توگلومه.....که نمیترکه.............

    بخداخسته م..........

    ازخودم که اینقدضعیفم............گاهی فک مبکنم کاش ضربه مغزی بشم.....حافظموازدست بدم....لیسانسمم بخوره

    توسرم..............

    آخه اینم زندگیه که من دارم!!!!!!!!!

    عین یه تیکه آشغال منواززندگیش برت کردبیرون...ولی هنوزعاشقشم...........

    اونم عاشق باشه یانباشه که نیست........

    رسیدن محاله...

    میگیددخترخوب بخوای میتونی فراموششش کنی......

    فکرمیکنید نخواستمونمیخوام!!!!!!!!!!!!!دیگ خسته ترازاونیم که حتی نفس بکشم.........

    میگیدبرومشاور.روانبزشک5سال ه دارومصرف میکنموهیچ هیچ هیچ...........

    چراکسی صدامونمیشنوه...........

    دارم تاوان چیروبس میدم خدااااااااااااااااااااااب سمه..............

    20سال احساس توزندگیم تعطیل بود.....یکی ازراه میرسه...........اونم کی...........یکی که میدونمست شرایط روحیم

    چقدداغونه...ولی بابیرحمی تمام.........ترحم نخواستم ازش...ولی چرابارآخراومدوقول دارددلخوشم

    کردویک هفته بعدبراهمیشه ..انداختم دور...........وهنوزدیوانه واردوستش دارم........

    سهم من اززندگی اینه خداااااااااااااااااا...

    توروکمکم کنید...بریدم دیگه
    ویرایش توسط مهمان93 : چهارشنبه 17 اردیبهشت 93 در ساعت 23:16

  14. #10
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    عزیزم لحن توجیه زیاد خوب نبود ولی کلیت حرفش درست بود. اینکه تو خودتو به اندازه ی کافی دوست نداری. و اینکه دلیل اینکه کسی رو دوست داری که اینهمه بدی داره در درون خودته. نه فقط تو. همه همینطوری هستن. اینکه هدف برای خودت تعیین کنی. راهتو و مسیر زندگیتو مشخص کنی و ببینی اون ادم و کلی ادمای دیگه اصلا کسایی هستن که در این مسیر و هدف های تو قرار بگیرن یا نه. اینایی که نوشته بود درست بود. فقط لحن خوبی نداشت. و البته با یه چیز دیگه اش هم من مخالفم. اینکه بی ارزش باشه کسی. تمام ادم ها ارزشمندن. ولی باید همنیشین کسی بشیم که بتونه خوبی ها ی ما رو بیشتر شکوفا کنه. البته منم توی تاپیکم یکی از دوستای خوب این تالار برام نوشت همه قرار نیست ازدواج کنن و همه قرار نیست موقق باشن. اینا واقعیتن البته برای من. و البته برای الان من. و هر چیزی قابل تغییره. من اینم چون چندین سال به روشی و با نگرشی زندگی کردم که این شدم. چیزی که هستم نتیجه ی چندین سال قبل منه. چند سال بعدم نتیجه ی این چند سالی خواهد بود که هنوز نیومده. چیزی که از اینا واقعی تره اینه که هر کسی ارزشمنده. فقط باید تلاش کنیم این ارزش ها رو در وجودمون پیدا کنیم. و بعدم شکوفا. تو که سنت کمه. به جای اینکه به این ادم که برات نقش مثبتی نداشته و روی زندگیت اثر مثبتی نداشته بچسبی خودتو ازش ازاد کن. بقیه راهتو ادامه بده. امیدوارم تو خیلی زود موفق بشی و هر روزت بهتر و بهتر شه.

    دوستان لحن متفاوت به کار می گیرن که شاید شما بتونی اثر بدیش. یه بار دیگه همه ی پست هایی که براتون گذاشتن رو بخون. من هر بار که پست هایی که برام می ذارنو می خونم چیزایی بیشتر پیدا می کنم توشون.

    موفق باشی.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهمان93 نمایش پست ها
    سلام همدردای عزیز

    امروزوالان که دارم تایب میکنم.............

    حالم بینهایت خرابه...........

    بغضی توگلومه.....که نمیترکه.............

    بخداخسته م..........

    ازخودم که اینقدضعیفم............گاهی فک مبکنم کاش ضربه مغزی بشم.....حافظموازدست بدم....لیسانسمم بخوره

    توسرم..............


    خسته ای و معترض. چون داری با چیزی که هست می جنگی. اون رفته. بپذیر. تو حست خوب نیست. اینم بپذیر. اینا چیزایین که هستن. همین لحظه واقعیه. اول همه چی رو بپذیر. نجنگ با این لحظه و وضعیتی که الان داری. دنبال سوال جواب نگرد. بی تفسیر و قضاوت همین الان همین لحظه رو با همه ی چیزایی که توشه بپذیر. بعدش بیا با فکرت که ازاد تر شده با این پذیرش برای بهتر شدن روند زندگیت فکر کن و بعدم تلاش.
    آخه اینم زندگیه که من دارم!!!!!!!!!

    عین یه تیکه آشغال منواززندگیش برت کردبیرون...ولی هنوزعاشقشم...........

    هیچکس توان اینو نداره که کس دیگه ای رو مثل اشغال دور بندازه یا نندازه. این حس توئه. تویی که این حسو پیدا کردی. همین. هیچ موجودی اشغال یا بی ارزش نیست. همه ارزشمندن. اگه یکی رهات کرد و رفت معنیش این نیست که به تو توهین شده. معنیش این نیست که تو معیوبی. معنیش این نیست که اون عوضیه (البته این ادم هست بسکه دروغ گفته. اما رها کردن یه ادم و ترکش به تنهایی معنی عوضی بودن نداره) وقتی دو نفر راهشون از هم جدا میشه فقط معنیش اینه که دیگه راهشون یکی نیست. اصلا موجودیت ارزش و هویت هیچکدوم زیر سوال نمی ره. فقط راه جدا شده. همین.

    اونم عاشق باشه یانباشه که نیست........

    رسیدن محاله...

    میگیددخترخوب بخوای میتونی فراموششش کنی......

    فکرمیکنید نخواستمونمیخوام!!!!!!!!!!!!!دیگ خسته ترازاونیم که حتی نفس بکشم.........
    گیر دادی و چسبیدی به این حست. واسه همینه که نمی شه. ببین میگن وقتی ادم با کلی زحمت و زمان به رنج هاش دست پیدا می کنه بعدش فکر می کنه این رنج ها خیلی ارزشمندن! چون خیلی زحمتش شده تا به اینا برسه. بعدش می خواد به هر شکلی نگهشون داره. همه امون اینطوری بودیم و یا هستیم. واسه همینم کلی با خودش و لحظه و همه چی می جنگه فقط چون این رنج ها رو فکر می کنه خیلی مهمن و می خواد نگه دارتشون. رهاشون کن. خودتو بتکون از دردا و رنج ها. همین الان. بیشتر از این نمی خواد به گذشته بچسبی. اگه خودت بخوای می شه که دیگه انقدر عاشقش نباشی. خودتی که اصرار داری به این عشق. و خودتی که می تونی این احساسو به خودت تموم شده اعلام کنی و راه خودتو بری.

    میگیدبرومشاور.روانبزشک5سال ه دارومصرف میکنموهیچ هیچ هیچ...........

    چراکسی صدامونمیشنوه...........

    دارم تاوان چیروبس میدم خدااااااااااااااااااااااب سمه..............

    20سال احساس توزندگیم تعطیل بود.....یکی ازراه میرسه...........اونم کی...........یکی که میدونمست شرایط روحیم
    بازم عاشق میشی. بازم عاشق میشی. هر بار بهتر و بهتر عاشق میشی. نترس. این احساسو به این ادم که رفته انقدر دو دستی نچسب. ول کن این عشقو. بعدا بهتر از اینو پیدا می کنی. یهتر. فقط باید خودتو بپذیری.

    چقدداغونه...ولی بابیرحمی تمام.........ترحم نخواستم ازش...ولی چرابارآخراومدوقول دارددلخوشم

    کردویک هفته بعدبراهمیشه ..انداختم دور...........وهنوزدیوانه واردوستش دارم........

    سهم من اززندگی اینه خداااااااااااااااااا...
    همه چیز در تغییره. اینو بپذیر. این چیزیه که هست. توقع نداشته باش که چیزای بیرون از وجودت بی تغییر بمونن. واقعیت هستی و دنیا اینه که تغییر کنه. تو هم تغییر می کنی. اما درونت همیشه مال خودته. در درونت هم تغییراتی می کنی. اما با اگاهی خودت.
    به هیچی انقدر سفت نچسب تا درد نکشی. همه چیزو بپذیر. با خودت مهربان باش.


    توروکمکم کنید...بریدم دیگه
    عشقم مثله خیلی چیزای دیگه است. البته وابستگی مربوط به عشق. عادت می کنی. بعدش باید صبور باشی تا بتونی این عادتو کم وکمتر کنی. یه جور اعتباده اما صبور که باشی دیگه بعدش که ترکش کردی این وابستگی رو دیگه نمی ری سراغش.
    صبور باش و با خودت مهربان باش. چیزایی که هستو بپذیر.
    حالت خوبه. حست بده. حست هم کم کم به کمک خودت بهتر میشه.
    ویرایش توسط meinoush : جمعه 19 اردیبهشت 93 در ساعت 15:04

  15. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 19 اردیبهشت 93), toojih (جمعه 19 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (جمعه 19 اردیبهشت 93), شیدا. (جمعه 19 اردیبهشت 93)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمیتونم از حق خودم دفاع کنم.
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 خرداد 94, 00:32
  2. چه طوری میتونم بخشی از حافظه مو پاک کنم
    توسط ribbon در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 مهر 92, 17:59
  3. نه میتونم ادامه بدم نه جدا بشم
    توسط sheidajojo در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 مرداد 92, 10:57
  4. با خانواده افسرده ام چه کار میتونم کنم؟
    توسط pardis 1995 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 05:48
  5. هرچی به شوهرم میگم میگه نمیتونم!خوب منم نمیتونم چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
    توسط matra در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 22:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.