سلام
پدر شما به شدت کنترلگر هست و نمی خواد قبول کنه دخترش زندگی مستقلی تشکیل داده
تا زمانی که کنترلهای مادر و پدر شما توی زندگیتون ادامه داشته باشه همینه
اگر همسرتون زنگ زد عذرخواهی کرد برای این بود که نمی خواد زندگیش را به این راحتی از دست بده
ولی مسلما از این که بهش بگن کجا بشینه و چی بخوره و با کی حرف بزنه و کجا خونه اجاره کنه و کی باید میوه بخره و ... ناراحته
و پرخاشگریهایی هم که از روز اول تا الان موضوع تمام تاپیکهای شما بوده، به همین دلیل هست
ایشون احساس می کنه داره بهش زور گفته می شه، تحت فشاره، تحت کنترله
جراتمند و مقتدر هم نیست
پس راه چاره را در داد و بیداد می بینه
------------
علت این که پرسیدم خانواده شما چرا با کسی رفت و آمد ندارن این بود که خواستم بهت یادآوری کنم اینقدر به خانواده همسرت خرده نگیری و متهمشون نکنی که اهل معاشرت نیستن ... وگرنه جواب شما را نمی خواستم.
قبلا در مورد خانواده همسرم گفته بودم یه چیزایی والا اونا اصلا اهل رفت و آمد نیستن عید نوروز و عید غدیر می بینیمشون...
می بینی که این ایراد به خانواده خودت هم وارده !
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 30 اردیبهشت 95 در ساعت 13:45
علاقه مندی ها (Bookmarks)