همسرتون شما رو واقعا دوست داره امیر آقا
اینو از مجموعه چیزهایی که می گین میشه فهمید مثلا اون بار که بهش سرد شده بودید گریه می کرد ومی گفت تو دیگه منو دوست نداری یا اون بار که شما رو با کارهاش خندونده بود یا خیلی موارد دیگه من مطمئنم که شمارو خیلی دوست داره زنی که مردی رو دوست نداره این کارارو نمی کنه
ضمن اینکه من شرایط مشابه همسر شما رو تجربه کردم اون جدی و محکم بودن شما رو دوست داره ولی به همون صورت جدی هم می تونید حرف دلتون رو بهش بگید
شما وقتی همسرتون ناراحته خیلی غصه می خورید همین به مورد رو اگر همسرتون حس می کرد هیچوقت نمی گفت شما بی احساسید شما یاد گرفتید که غمهاتون رو مخفی کنید حداقل در مورد همسرتون این کارو نکین لازم نیست لطیف باشید ولی همون احساس واقعیتون همونی که فکر می کنید بدون خشم فقط با غمی که درونتونه بهش بگید چند تا جمله براتون از جوری که دوست دارم همسرم بگه و اگر بگه من می پرستمش براتون می گم شما به تناسب خودتون و همسرتون هرطوری که صلاح می دونید خوب باید احتمالا تغییرش بدید
مثلا وقتی گریه می کنه شما ناراحت می شید می تونید اینو راحت بهش بگید مثلا نمی دونم چی بگم فقط می دونم هیچ چیز به اندازه اشک تو توی زندگی داغونم نمی کنه همین یه جمله و بعدش سکوت کافیه برای اثبات همه چیز
یا مثلا گاهی بهش بگید هیچ لذتی برام بالاتر از وقتی نیست که شادت می کنم یا شما دوست دارید همسرتون رو خوشبخت کنید همین رو بهش بگید بگید اینکه بتونم یه زندگی خوب و راحت برای تو فراهم کنم بزرگترین انگیزه برای کار کردنمه
شاید لطیف بودن براتون سخت باشه ولی فکر نکنم اون احساسی که دارید رو اگر سعی کنید با زبون خودتون بگین خیلی سخت باشه مشکل اینه که شما بیان احساس درونتون رو هم نمی کنید و اونو مخفی می کنیدیه سری موارد دیگه هم هست که ممکنه همسرتون رو سرد کنه براتون می نویسم
هیچوقت توی غم و قهرتون شما شادی نکنین مثلا با دوستاتون برید بیرون یا عکس شاد بزارید این هیچوقت از ذهن و ضمیر آدم پاک نمیشه که اون به خاطر رابطه غمگین بوده ولی طرف مقابل عین خیالش نبوده حتی اگر واقعا هم اینطور نبوده همون وانمود کردنش برای خراب کردن همه یکدلی و احساس طرف مقابل کافیه ( یه بار یادمه این اتفاق براتون افتاده بود)
مورد دوم اینکه شما (من حدس می زنم از روی تجربه خودم می گم) فکر می کنم زندگی رو مثل یه برد و باخت دائمی می بینید و همیشه دنبال برنده بودن هستید سعی کنید با همسرتون اینطوری نباشید با اون هم دل باشید اونو جزئی از وجود خودتون بدونید اون رو از این قاعده مستثنی کنید این جمله دکتر هلاکویی رو شنیدید که کسی که بخواد زندگی زناشویی رو ببره همه زندگی رو باخته سعی کنید با همسرتون کاملا توی یک تیم باشید اونطوری که گفتید اول ازدواج بودید باهاش یکدل و صاف باشید نخواید کاری کنید که اون هم در مقابل کاری یا عکس العملی داشته باشه صرفا به خاطر هم دلی و دوست داشتنش این کارو انجام بدید.
مورد سوم هم اینه که هیچوقت برای لجبازی و یا ایجاد حسادت درون همسرتون کاری نکنید که فکر کنه کس دیگه ای رو دوست دارید اینو گاهی دیدم بعضی جاها می گن اگر حس حسادت زن تحریک بشه خوبه اتفاقا زن و مرد در این مورد هیچ فرقی ندارن این فقط یه زن رو متنفر می کنه و دیگه هیچوقت اون اعتماد سابق به وجود نمیاد حتی اگر واقعی نباشه و فقط به قول معروف برای این باشه که زن حسادت کنه و برگرده البته شما فکر می کنم هیچوقت این کارو نکردید ولی کلا گفتم برای بعدها.
اینم بهتون بگم امیر آقا زن شما به نظر من یه هدیه هست برای شما در جواب همه سختیایی که کشیدین همسرتون زیباست شما ظاهرشو دوست دارید اون عاشق شماست با سلیقه هست خیلی می تونین زندگی قشنگی باهم درست کنین شما جدی و پرتلاش همسرتون ملایم با احساس و باسلیقه این خیلی می تونه برای ساختن زندگی ایده ال باشه احساسشو سرکوب نکنین بهش پرو بال بدین مثلا همین که گلدون برده خونه جدیدتون چه قدر همین کار زیباست معلومه خانم با سلیقه ای دارید چه قدر ذوق داره خونتون قشنگ باشه اگر همین معنیش دوست داشتن زندگیش با شما نیست پس چیه؟ اصلا خود شما گل دوست ندارید؟ حتما دوست دارید فکر می کنم اینقدر گرفتار بودین که هیچوقت فرصت نکردین عمیق به یه گل نگاه کنین و از زیباییش لذت ببرین خانم شما به شما داره کمک می کنه که زیبایهای زندگی رو ببینید باهاش همراه بشید اینقدر سخت نگیرید










علاقه مندی ها (Bookmarks)