به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 25 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مرداد 05 [ 19:43]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    849
    امتیاز
    28,473
    سطح
    99
    Points: 28,473, Level: 99
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 1,527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,355 در 760 پست

    Rep Power
    211
    Array
    و یِ چیز دیگه
    همین که اینجادرموردش صحبت میکنید یکم از بار قضیه رو براتون کم میکنه....حس هاتونو بیان کنید....اگه اینجا دوست ندارید رو کاغذ بنویسید نوشتن کمک کننده است خیلی وقتها.

    بعد خواستید
    نگه اش دارید ی مدت دیگه یا اصلا دوست ندارید بخونیدش
    یا خوندی میبینید چقدر فکرتون عوض شده.

  2. 4 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    gholam1234 (شنبه 27 اردیبهشت 99), Mvaz (شنبه 27 اردیبهشت 99), Pooh (جمعه 26 اردیبهشت 99), Shivaaaa (جمعه 26 اردیبهشت 99)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 99 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1399-1-22
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    2,653
    سطح
    31
    Points: 2,653, Level: 31
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 56 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فقط با گذر زمان حل میشه.
    خاطرات کم کم تو حافظه آدم کمرنگ میشن.
    انقدر خودتون رو سرزنش نکنید.
    فکر کنم شما 30 سال یا بالاتر هستین و به نظرم اون دلایلی که نوشتین که باعث شد منصرف بشین از ادامه رابطه، خیلی هم قانع کننده هست.

    مخصوصا موضوع عصبانیت واقعا به راحتی قابل چشم پوشی نیست، مخصوصا اگه خود دختر خانوم قبول نداشته باشه این مشکل رو هیچوقت سعی نمیکنه با کمک شما و برای حفظ زندگیش رفعش کنه.

    اینکه میگین اطرافیان در مورد عصبانیتشون گفتن و شما هم متوجه شدین طی اون مدت به نظرم خودش آلارم هست.
    خیلی عجیبه به نظرم.
    چون آدم معمولا تو خونه خودش راحت تر هست و عصبانی میشه جلو خانواده ولی اینکه آدم بیرون از خونه عصبانی بشه، یعنی اون شدت عصبانیت چقدر بوده که اونا یادشون مونده و به شما یه هشدار ریزی دادن.


    اینجای حرفم بی ربطه به تاپیک شما
    کاش همدردی یه قابلیتی داشت میشد یه هزینه پرداخت کرد و یه تعداد از کاربرها رو انتخاب کرد که تو یه فضای خصوصی‌تر مشاوره میدادن و بعدش اون تاپیک پاک میشد.

  4. کاربر روبرو از پست مفید Shivaaaa تشکرکرده است .

    gholam1234 (شنبه 27 اردیبهشت 99)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دیروز [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    اقا غلام، خب وقتی مشاور گفته فاصلتون قابل چشمپوشی نیست، چرا به حرف دیگران اهمیت میدید؟

    مشاور بررسیتون کرده و روی هوا که حرف نزده. پس ذهنتون رو ازاد کنید.


    من سالها پیش یه خواستگار داشتم که خداییش از نظر اخلاقی و ایمانی ۲۰ بود‌. خانوادم هم راضی بودن. البته در شرایط روحی بدی بودم و قادر به پذیرش کسی نبودم. حدود سه ماه فکر کردم. ولی نمیتونستم قبول کنم. هر چی تلاش میکردم و سعی میکردم روی نقاط مثبتش تمرکز کنم، نمیتونستم. ظاهرش به دلم نمینشست. چون ۴ سال هم همکلاسی بودیم و با اینکه واقعا همیشه اخلاق خوبش زبانزد بود، ولی حتی توی دانشگاه هم احساس خاصی بهش نداشتم و مثل برادرم بود برام.

    خانواده خیلی میگفتن اشتباه میکنی. خود پسره حتی گریه میکرد. اتفاقا اون سال ماه رمضون بود که بهش جواب منفی دادم. برای شب قدر رفته بود مشهد حرم امام رضا. گریه میکرد میگفت من سید هستم این شب قدری دلم رو نشکنید. ولی من نمیتونستم.

    یادمه خودم هم برای اینکه اون دلش شکسته گریه میکردم بعدش. احساس عذاب وجدان داشتم که چرا من که چهار سال تو دانشگاه دیده بودمش و میدونستم ظاهرش برام جذاب نیست، چرا اصلا اجازه دادم بیان؟

    خیلیییییی سرزنش شدم از طرف خانوادم. تنها خواستگاری بود که خانوادم رضایت صد در صد داشتن. ولی من نمیتونستم و مسوولیتهاش رو هم قبول کردم.

    گاهی میشه فکر میکنم نکنه جدی جدی آه کشیده و وضع من شده این‌. ولی فکر نکنم اینطور باشه.‌اونم حدود نه ماه بعدش عقد کرد و الان هم توی گروه تلگرام بچه های کارشناسی، هستش و عکس دخترش رو هم گذاشته. و من واقعا خیلی خوشحالم که خوشبخته. واقعا عین برادرهام بود و هست برام.

    درکتون میکنم. سرزنش های خانواده کلا ازاردهنده است. به نظرم بهشون بگید من تصمیمم رو‌گرفته ام و مسوولیتهاش رو هم قبول میکنم و لطفا دیگه دست از سرزنش بردارید.
    .
    .
    .

    اون بحث خط قرمز که گفتید که هم مساله مهمیه. مثلا من خودمم با اون خواستگار چند بار عصبانیت نشون دادم و ایشون هم با این اخلاق من مشکل داشتن و بهم میگفت از این اخلاقت میترسم. و خب حتما حق داشته.

    نمیدونم مدت اشناییتون چقدر بوده ولی با توجه به اینکه مشاور رفته اید، فکر میکنم حدود چند ماهی بوده. ببینید اگر در ارتباطتون از ایشون عصبانیتی دیده اید، احتمالا نشونه ی تعارضات و عدم درک همدیگه بوده. خب این میتونه دلیل کافی باشه برای اینکه موردهای مناسبی برای هم نبوده اید.

    اینقدر شخم نزنید قضیه رو.
    ولی به طور کلی برای حل یک مساله، باید اول بتونیم مساله رو دقیق تعریف کنیم.
    خیلی وقتها ادم های درونگرا مثل من و شما، نمیتونیم و یا نمیخوایم اون مشکل درونیمون رو بیان کنیم و هی میخوایم اول خودمون در خودمون حلش کنیم و ممکنه راه درستی نریم و یا قضیه رو ناقص به دیگران ارایه بدیم و در نتیجه راهنمایی ناقصی بگیریم و در نهایت مسالمون حل نشه.
    .
    .

    سلام. من ظرفیت پستم تموم شده بود اینجا نوشتم. لطفا به الهه خبر بدید.
    الهه جان از خود سایت اسکایپ دانلود کن. موقع دانلود و نصب هم فیلتر شکنت خاموش باشه.

    https://www.skype.com/en/get-skype/
    ویرایش توسط Pooh : جمعه 26 اردیبهشت 99 در ساعت 23:19

  6. 4 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    gholam1234 (شنبه 27 اردیبهشت 99), Mvaz (شنبه 27 اردیبهشت 99), Shivaaaa (جمعه 26 اردیبهشت 99), الهه زیبایی ها (جمعه 26 اردیبهشت 99)

  7. #4
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 آبان 04 [ 14:51]
    تاریخ عضویت
    1398-6-08
    نوشته ها
    1,079
    امتیاز
    25,181
    سطح
    95
    Points: 25,181, Level: 95
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 169
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    1,702

    تشکرشده 2,261 در 917 پست

    Rep Power
    227
    Array
    ممنونم از شیواخانم، الهه زیبایی ها و پوه عزیز. تک تک تون لطف کردین اومدین نظر دادین.
    شیوا خانم؛ بله من بالای سی هستم. نکته ای که در مورد عصبانیت گفتین رو خیلی خوب بهش اشاره کردین و من هم بهش قبلا دقت کرده بودم.
    Pooh بزرگوار، چه تجربه خوب و عبرت آموزی رو تعریف کردین. چقدر شما دل بزرگی دارین (چون عکس اون آقا و دخترشو دیدین و گفتین که خیلی خوشحالم که خوشبخته.) این نهایت بزرگ منشی هست بنظرم این طرز تفکر. در مورد سرزنشهای خانواده، بله همینکار رو کردم و دقیقا همین جمله رو گفتم که تصمیم خودم بوده و مسئولیتشو قبول میکنم. اینم که گفتین که مشکل در حل مسئله داریم، آره دقیقا همینجوریه. ولی ایشالا که بهتر میشه.
    الهه زیبایی ها، ممنون. آره نوشتن در موردش خیلی از بار قضیه کم میکنه. آره ارتباط عاطفی هم خب من تا حالا نداشتم.

    با توجه به محدودیت تعداد پست، 5 تا در روز، من از همینجا یه انتقاد مجددی بکنم. این محدودیت خیلی دست و پاگیر هست. بعضی وقتا یه زمانهایی آدم خیلی کارش واجبه که چندین پست بذاره. به نظرم دوستان یه همتی بکنن به گوش مدیران برسونن که این محدودیت رو یا بردارن یا تعدیلش کنن.

  8. 3 کاربر از پست مفید gholam1234 تشکرکرده اند .

    Mvaz (شنبه 27 اردیبهشت 99), Pooh (شنبه 27 اردیبهشت 99), Shivaaaa (شنبه 27 اردیبهشت 99)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 07 شهریور 05 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    813
    امتیاز
    25,716
    سطح
    96
    Points: 25,716, Level: 96
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 634
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,748

    تشکرشده 1,848 در 755 پست

    Rep Power
    181
    Array
    سلام آقا غلام
    ممنون که حرف بچه های همدردی رو زمین ننداختی و کمی تو ضیح دادی.
    توضیحاتت برای ما هم خوبه.
    تصمیم گیری، شامل چهار تا مرحله است:
    حس کردن درست . خوب ببینی، خوب بشنوی، خوب بچشی، خوب بو کنی و خوب لمس کنی.
    خیلی از ما تو این مرحله ضعف داریم . یعنی نمیبینیم طرف هوا بارونی یا افتابی، بعد تصمیم میگیریم بریم پیک نیک. بعد که بارون نیاد حسابی فحش و بد و بیراه میدیم.
    پس باید خوب و دقیق از حواس استفاده کرد. خوب واکاوی کرد تا عناصر به مرحله حس کردن برسند. یعنی باید بدونی چیکار کنی تا بفهمی طرف غذای قورمه سبزی دوس داره یا نه. بعد که با حواست نه یا اره رو شنیدی میری مرحله بعدی.

    این مرحله باید سلامت عبور کنی، مرحله توهم. با داده های مرحله قبلی تو هم میزنی
    مرحله قبل که سالم رد بشی. میرسی به مرحله خیال. با اطلاعات ات خیال بافی میکنی. اگر اینجوری کنم. فلان میشه، اونجوری کنم بیسار میشه.

    اگر مرحله خیال و توهم سلامت رد بشند، اطلاعات شما میرسند به وادی عقل. اینجاست که میتونی خوب انالیز کنی و تصمیم بگیری. اگر نتونی انالیز کنی هم سوختی.

    حالا وقتی ما تصمیم درس و قوی بگیریم. دیگران توش نمیتونند تاثیر بگذارند. دیگران در زمان داده سازی و بخشی از آنالیز میتونند به ما مشورت بدند. ولی شما تصمیم که بگیری و محکم رو تصمیم ات بایستی. تا دیگران و نه زمزمه های درونی خودت زورشون بهت نمیرسن.

    کلا روش خوبی رو رفتی برای انتخاب، هر چی بیشتر به شناخت دقیق تری از خودت برسی، نتایج ات بهتر میشند.
    این روزها میگذرند. نگران نباش، توکلت به خدا باشه.

    یه سری معیار های قوی برای انتخاب و ازدواج هم در نظر داشته باش. البته فکر میکنم داری و اینجا فرصت نشد بگی.
    مثل تناسب اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی،
    یه نکته کنکوری اگر دیدی بعد همه انالیز ها و غیه آرامش با هم بودن ندارید، بدون که یه جای کار ایراد داره.
    یا از ترس و ضعف خود ماست، یا انتخاب یه خللی داره.

    آقا غلام مواظب خودت باش

  10. کاربر روبرو از پست مفید Mvaz تشکرکرده است .

    gholam1234 (شنبه 27 اردیبهشت 99)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.