به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 95
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    65
    Array
    خدازو شکر
    آفرین بهترین کارو کردی مطمئنن باش بهتره هیچ حرفی نزنی اگه گفت ببخشید تو هم به شوخی بگو بخشیدم همه دنیا مال تو
    برو خدارو شکر کن که پشیمون شده و نمیگه خوب کاری کردم تو لیاقت داشتن منو نداشتی
    انشالا که شیرینی زندگیتون برگرده

  2. 6 کاربر از پست مفید بهار_68 تشکرکرده اند .

    mohammad6599 (شنبه 17 خرداد 93), فرشته مهربان (سه شنبه 07 آبان 92), یه تنهای خسته (جمعه 18 مهر 93), ملیسا (شنبه 20 مهر 92), شیدا. (سه شنبه 09 مهر 92), شانس (پنجشنبه 11 مهر 92)

  3. #32
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ملیسا خیلی خوب شد که برگشتی واقعا خوشحال شدم.قدر شوهرت رو بدون خیلی دوستت داره که برای اینکه ببخشیش خودشو به اب و اتیش زد حتی تا صبح تو ماشین منتظرت بود.اصلا نترس. به خاطرات شیرین گذشتتون به محبت هایی که در حقتون کرده فکر کنید.به همسرتون بگید خیلی دوستش دارید و از اینکه اون رو با یکی دیگه ببینید اصلا نمیتونید تحمل کنید.الان اون بنده خدا هم به یاری شما احتیاج داره اونو از خودتون طردش نکنید.همین امشب قضیه رو فراموش کنید و دیگه به روش نیارید.فقط یه چیز بگم یه وقت ازم دلخور نشید ولی شوهر شما هم ابرو دارند کار خوبی نکردید به داداشتون گفتید.میدونم ناراحت بودید ولی با گفتن به داداشتون برای خودتون مشکل درست میشه انشاالله که غیر این باشه.ولی سعی کنید راز زندگیتون رو به اقوام نزدیک نگید شاید اونا بخواند از روی دلسوزی کاری کنند ولی بر عکس از اب در بیاد.به داداشتون بگید که همسرتون رو بخشیدید نزارید از همین الان دخالت های دیگران باعث تنش در زندگیتون بشه.هیچ وقت هم این خطا همسرتون باعث نشه که بهش بی احترامی کنید همه چیز رو تموم شده ببینید به ادامه زندگی انشاالله شیرنتون فکر کنید.در پناه حق

  4. 2 کاربر از پست مفید یاسمینا25 تشکرکرده اند .

    ملیسا (شنبه 20 مهر 92), شیدا. (سه شنبه 09 مهر 92)

  5. #33
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 آبان 92 [ 12:51]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    247
    سطح
    4
    Points: 247, Level: 4
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    41

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    متشکرم دوستان.یاسمینا از حرفت دلخور نشدم اره نبایست به داداشم میگفتم البته ناخوداگاه شنید. البته داداشم خیلی فهمیدست به بابا و مامانم چیزی نگفت.اینو مثل یه راز نگه میداره الان زنگ زد واسه شوهرم با شوخی بهش گفت یه وقت به خواهرم ایدز ندی صدا رو پخش بود شنیدم بالاخره تونستم بخندم حالا که بخشیدمش خیلی حالم بهتره.از قبل هم بیشتر عاشقش شدم .شب همگی بخیر ما رفتیم.برام دعا کنید

  6. #34
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین ملیسا جان شوهر شما مرد خوبی است. اول اینکه بی بند و بار نیست و مثل مردهای دیگر رابطه آزاد نداشته بلکه آن زن را صیغه کرده است. پس معلوم است که
    تفکر پایه اش تا حد بسیار زیادی محکم و قابل اعتماد است. دوم اینکه آمده است و اظهار پشیمانی می کند و به شما محبت می کند. اگر آدم بی بند و باری بود هرگز این کار را نمی کرد. بلکه به شما توهین می کرد و کتکتان می زد.کاری که مردهای خائن می کنند. اما او خائن نیست.
    ملیسا جان او واقعا گول خورده است. اما بعد از مدتی که آب ها از آسیاب افتاد باید با هم بررسی کنید که چرا گول خورده است.
    عزیزم یک احتمال این است که دوستانی حسود و بددل دور و بر شوهر شما هستند که می خواسته اند به هر طریقی او را خراب کنند و زندگی خوبش را ویران کنند. از این اتفاق ها زیاد شنیده ام. برای همین این زن را به او معرفی کرده اند.
    یا اینکه دوستانش به او فشار آورده اند که چرا مثلا (بچه مثبت است) یا ( پی خوشی نیست ) یا هر چیز دیگری و او هم خواسته نتوانسته نه بگوید و خواسته کم نیاورد .
    پس نتیجه این که او باید ( در ارتباط با دوستانش تجدید نظر کند ) و ( قدرت نه گفتن و اعتماد به نفس ) داشته باشد.
    حالا این یک مثال است برای اینکه به شما یک راه حل اصولی بدهم. شما پایه زندگی ات محکم است و می توانید این مشکل را به طور اصولی ( مثل مثالی که زدم ) حل کنید.

  7. 2 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 10 مهر 92), ملیسا (شنبه 20 مهر 92)

  8. #35
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 آبان 92 [ 12:51]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    247
    سطح
    4
    Points: 247, Level: 4
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    41

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    زنی که شوهرم صیغش کرده بود(البته الان دیگه صیغش نیست) پا شده اومده میگه من از شوهرت باردارم دارم دیوونه میشم اون لحظه انقدر عصبانی شدم نتونستم خودمو کنترل کنم محکم زدم زیر گوش زنه حتی برگه آزمایش رو هم به من نشون داد چرا باید اینجوری میشد من چه جوری بفهمم راست میگه شوهرم میگه دروغ میگه از من نیست دارم دیوونه میشم چرا نمیتونم یه ذره خوشحال باشم حس میکنم برام سحر و جادو کردند آخه همه حسرت زندگی منو میخورند نمیدونم چی کار کنم اگه از شوهرم باردار شده باشه چی؟

    - - - Updated - - -

    دلم میخواد... شوهرمو با کارد ببرم بندازم جلو سگا از هر چی مرد ...باز متنفرم

  9. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    ملیسا جان! آرامشت رو حفظ کن.
    بعدشم هم از روی آزمایش dna کامل مشخص میشه که این زنه دروغ میگه یا نه؛ واقعیت داره.
    گرچه امیدوارم که همچین چیزی نباشه.
    خدایا! خودت به همه ی ما رحم کن. الهی آمین!
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  10. 2 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    یه تنهای خسته (جمعه 18 مهر 93), ملیسا (شنبه 20 مهر 92)

  11. #37
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 آبان 92 [ 12:51]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    247
    سطح
    4
    Points: 247, Level: 4
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    41

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به شوهرم گفتم باید آزمایش dna بدی یهو جا خورد میگه آزمایش واسه چی من اطمینان دارم که از من نیست میگه زنه داره دروغ میگه شوهرم اولش میگفت فقط یه بار باهاش رابطه ج داشته ولی الان میگه یه چتد باری باهاش داشته وای من چی کار کنم؟وقتی راضی نمیشه ازمایش بده حتما یه چیزی هست؟اشکالی نداره منم بچمو برمیدارمو طلاق میگیرم ایشون برند کل خانمهای شهرمون رو حامله کنند دیگه باهاش زندگی نمیکنم دلم میخواد برم خونه باباش آبروشو بریزمفقط کافیه اسم طلاق رو پیشش بیارم مثل بچه ها گریه میکنه منم ازش طلاق میگیرم تا عذاب بکشهولی من بدبخت دوسش دارم

    - - - Updated - - -

    به شوهرم گفتم باید آزمایش dna بدی یهو جا خورد میگه آزمایش واسه چی من اطمینان دارم که از من نیست میگه زنه داره دروغ میگه شوهرم اولش میگفت فقط یه بار باهاش رابطه ج داشته ولی الان میگه یه چتد باری باهاش داشته وای من چی کار کنم؟وقتی راضی نمیشه ازمایش بده حتما یه چیزی هست؟اشکالی نداره منم بچمو برمیدارمو طلاق میگیرم ایشون برند کل خانمهای شهرمون رو حامله کنند دیگه باهاش زندگی نمیکنم دلم میخواد برم خونه باباش آبروشو بریزمفقط کافیه اسم طلاق رو پیشش بیارم مثل بچه ها گریه میکنه منم ازش طلاق میگیرم تا عذاب بکشهولی من بدبخت دوسش دارم

  12. #38
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 آبان 92 [ 12:51]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    247
    سطح
    4
    Points: 247, Level: 4
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    41

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیگه نتونستم تحمل کنم زنگ زدم به داداشم همه چی رو گفتم شوهرم یه دروغ بزرگ به من گفته بود بعد از اون شبی که رفته بودم خونه داداشم،داداشم رفت تحقیق و فهمید زنه اونجوری که شوهرم میگفت نیست داداشم دیگه به روم نیاورد تا الان که براش زنگ دادم و جریان بارداری زنه رو گفتم. فقط دارم گریه میکنم شوهرم به دروغ گفت زنه ....هست ولی اینطور نبود اون بخاطر اینکه شوهرش معتاد بوده طلاق میگیره بعد مدتی با شوهرم آشنا میشه و صیغه میکنند شوهرم دروغ گفت دروغ دروغ دروغمن براش مغازه خریدم من براش ماشین خریدم خونم برای منه براش هیچی کم نزاشتم محبتهامو اینجوری با دروغ جبران کرد دروغگو بی عاطفه اون زنیکه هم خیلی پررو هستش کوتاه نمیاد میگه حتما خواسته شوهرت رو براورد نکردی که به سمت من کشیده شد.چیکار کنم بمونم یا طلاق بگیرم؟؟اون زنیکه از شوهرم بارداره خوشبخت بشند منم میرم پی زندگیم حالا که همه چیز رو به شوهرم گفتم اون اصلا نمیتونه حرف بزنه خشکش زد که من جریان رو فهمیدم منم دو تا سیلی خوابوندم تو گوشش و الان هم از خونم بیرونش کردمحالا که فکر میکنم اینا نفرینای پسرخالمه 5 سال منو میخواست ولی بهش محل نمیزاشتم هنوزم که هنوزه زدواج نکرد حتما نفرینم کرد نمیدونم چه کار کنم؟

    - - - Updated - - -

    دیگه نتونستم تحمل کنم زنگ زدم به داداشم همه چی رو گفتم شوهرم یه دروغ بزرگ به من گفته بود بعد از اون شبی که رفته بودم خونه داداشم،داداشم رفت تحقیق و فهمید زنه اونجوری که شوهرم میگفت نیست داداشم دیگه به روم نیاورد تا الان که براش زنگ دادم و جریان بارداری زنه رو گفتم. فقط دارم گریه میکنم شوهرم به دروغ گفت زنه ....هست ولی اینطور نبود اون بخاطر اینکه شوهرش معتاد بوده طلاق میگیره بعد مدتی با شوهرم آشنا میشه و صیغه میکنند شوهرم دروغ گفت دروغ دروغ دروغمن براش مغازه خریدم من براش ماشین خریدم خونم برای منه براش هیچی کم نزاشتم محبتهامو اینجوری با دروغ جبران کرد دروغگو بی عاطفه اون زنیکه هم خیلی پررو هستش کوتاه نمیاد میگه حتما خواسته شوهرت رو براورد نکردی که به سمت من کشیده شد.چیکار کنم بمونم یا طلاق بگیرم؟؟اون زنیکه از شوهرم بارداره خوشبخت بشند منم میرم پی زندگیم حالا که همه چیز رو به شوهرم گفتم اون اصلا نمیتونه حرف بزنه خشکش زد که من جریان رو فهمیدم منم دو تا سیلی خوابوندم تو گوشش و الان هم از خونم بیرونش کردمحالا که فکر میکنم اینا نفرینای پسرخالمه 5 سال منو میخواست ولی بهش محل نمیزاشتم هنوزم که هنوزه زدواج نکرد حتما نفرینم کرد نمیدونم چه کار کنم؟

    - - - Updated - - -

    هر چی زنگ میزنه گوشیرو نمیگیرم اس داده میگه خودم درستش میکنم میگه دوستم داره انقدر از این جمله دوستت دارم لجم میگیرهچرا هیچ کی نمیاد کمکم کنه به نظرتون طلاق بگیرم؟

  13. #39
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 آذر 92 [ 14:13]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    162
    سطح
    3
    Points: 162, Level: 3
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ملیسا
    ببین خانومی شما آروم باش عزیزم میدونی چرا کسی نمیاد چون تصمیم گیری تو این شرایط واقعا سخته اگه بهت بگیم بمون که تحمل اینکه یه عمر سایه یه زن با یه بچه رو بالا سرت ببینی خیلی سخته.اگر هم بگیم جدا شو آرامش خودتو بچت به هم میخوره تازه اون زنه هم میاد زندگیتو از چنگت در میاره.ولی من اگه جای شما بودم زندگیمو حفظ میکردم چه جوریشو خودم نمیدونم ولی میموندم

    - - - Updated - - -

    سلام ملیسا
    ببین خانومی شما آروم باش عزیزم میدونی چرا کسی نمیاد چون تصمیم گیری تو این شرایط واقعا سخته اگه بهت بگیم بمون که تحمل اینکه یه عمر سایه یه زن با یه بچه رو بالا سرت ببینی خیلی سخته.اگر هم بگیم جدا شو آرامش خودتو بچت به هم میخوره تازه اون زنه هم میاد زندگیتو از چنگت در میاره.ولی من اگه جای شما بودم زندگیمو حفظ میکردم چه جوریشو خودم نمیدونم ولی میموندم

  14. کاربر روبرو از پست مفید کیمیا نجات تشکرکرده است .

    ملیسا (شنبه 20 مهر 92)

  15. #40
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 آبان 92 [ 12:51]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    247
    سطح
    4
    Points: 247, Level: 4
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    41

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یعنی بمونم و بچه اون زنه رو ببینم؟اگه با اومدن بچه محبت شوهرم بیفته تو دلش چی؟ نمیدونم شاید تقدیر من اینجوری بود.اینا که الان دیگه زن و شوهر نیستند چطور میشه؟منظورم تکلیف بچست تو شناسنامه بچه اسم شوهر من به عنوان پدرش نوشته میشه؟


 
صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  2. نامزدم خیلی وابسته به خانوادش هستش میتونه تو غربت بمونه؟
    توسط peyman00 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 07 مهر 91, 02:00
  3. وقتی نمیتونی حرف دلتو بگی!!!!
    توسط green smile در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: دوشنبه 24 مرداد 90, 10:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.