به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 53
  1. #41
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    دلم میخواست شوهرم آدم سالمی باشه. کمبود محبت نداشته باشه که هر چی محبت می کنی فکر کنه وظیفه است. بازم بیشتر بخواد. پر رو تر بشه. خودش رو محق بدونه. بگه تو تا حالا هیچ کاری نکردی. فکر کنه اگه بره سر کار شق القمر کرده.
    .
    به محضی که چیزی رو بهش می گم میگه تو فکر کردی عقل کل هستی. ... وقتی با کسی ازدواج کردم که قدرت تحلیل و هوش و استعدادش نصف منم نیست ولی زبون بازی و سیاست و پر رویی اش هزار برابر منه... کسی که توی همه ی عمرش یه کتاب غیر درسی هم نخونده. کتاب؟ حتی یک صفحه!!! ... کسی که دنیاش با نگاه مادر و پدرش و همه چی به نفع خودش شکل می گیره...
    .
    من می خواستم تو زندگیم عشق باشه... صمیمیت باشه... صداقت باشه ... چطوری میشه با مردی که از هر حرفی سوء استفاده می کنه صداقت داشت؟
    .

    - - - Updated - - -

    روز اولم که نیست شیدا جان!
    بس که گفتم اشکال نداره. مهم نیست ... آخه شما که نمی دونی. ما سه سال وضعمون همینه. اصن منم که براش رزومه نوشتم! وقتی بیکار بود به روش نیاوردم خدا شاهده. روزهای سختی رو پشت سر گذاشتم ولی نذاشتم بهش فشار بیاد. هیچی ازش نخواستم. با اتوبوس رفتم و اومدم. اضافه کاری وایسادم. هزارجور رعایتش رو کردم که مبادا به غرور مردونش بر بخوره! هزار جور تشویقش کردم. براش کار پیدا کردم ....
    .
    حالا بهم میگه تو هیچ کاری نکردی!!!!!!!! میگه تو هیچ وقت کنارم نبودی!!!!!! تو هیچ وقت درکم نکردی!!!!!!!!!!!!!!! برو ببین زنای مردم چطورین؟!!!!!!!!!!!!!!!!
    .
    شیدا جان باور کن قدر هیچ محبتی رو نمی دونه. هر چی بیشتر کنار میام اون طلبکارتره.
    .
    راه عشق و محبت و فداکاری و سازش با این مرد فایده ای نداره. خیلی پررو و طلبکاره. هر چی بیشتر درکش می کنم فکر میکنه بیشتر حق داره.

  2. #42
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    یه مدت روشت را عوض کن.
    کاری به کارش نداشته باش. بذار بیکار باشه، بذار خودش رزومه اش را آپدیت کنه ( آخه دیگه اصلی را شما نوشتی ;) )، بذار خودش دنبال کار بگرده،
    بذار خودش نگران مسائل اقتصادی خانواده باشه.

    وظیفه زن نیست که برای شوهرش کار پیدا کنه.

    خودت را درگیر نکن.
    برنامه ات را هم طوری تنظیم کن که روی درآمد شما نشه خیلی حساب کرد.
    جلو جلو براش چاله بکن.
    مثلا یک زمین با وام بخر و بیشتر حقوقت را بده برای قسط زمین.
    کارهایی شبیه این.

    از دور سخته که بگیم نقش شما یا شوهرتون در به اینجا رسیدن چقدر هست.
    اما هر دو با هم به اینجا رسیدید.
    پس تو دیگه بایست. نقش خودت را در مشکلات ایجاد شده کم کن.

    من شما را درک می کنم.
    محبتت را، همدلیت را، تلاشت را برای ارتقا زندگیت و ...
    اما شوهر شما مثل من فکر نمی کنه.

    تو زن باهوش و زرنگی هستی. ببین باید چیکار کنی تا از این فضا بیایید بیرون.

  3. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    she (یکشنبه 26 خرداد 92)

  4. #43
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    مامانم میگه تو خیلی روی شوهرت زوم کردی. همه فکر و ذهنت شده شوهرت. زیادی بهش پر و بال میدی. کارهای اونو هم انجام میدی بعدش هم خودت رو در ظاهر بیش از حد بهش وابسته نشون میدی. وابسته ی محبت و توجه اون.
    .
    مادرم میگه یکم بهش بی توجهی کن تا دوباره خودش رو پیدا کنه. آخه شوهر من یه عمری توجه و محبت ندیده. این همه عشقولانگی و تعریف و تمجید من باعث شده خودش رو گم کنه.
    .
    ضمن این که من هم با این کارها که از ته دلم نیست خیلی انرژی میذارم. خسته شدم. برای خودم هیچ وقتی نمی ذارم. همش فکرم اینه که اون اخم کرده یا خوشحاله.
    .
    بعد وقتی خسته و بی انرژی می شم با رفتارهای اشتباه اون یا خانواده اش زود از کوره در میرم. جوابش رو میدم و دعوا بالا میگیره.
    .
    احساس می کنم بهم ظلم شده. در ظاهر خودم رو عاشق نشون میدم و هر کار عاشقانه و فداکارانه ای از دستم بر بیاد انجام میدم ولی تو دلم روز به روز نفرت بیشتری به وجود میاد.
    .
    اون هم که میگه همه چیز عالیه. من باید به خاطر همچین شوهری برم شکر خدا رو بکنم.
    .
    من توقع زیاد ایجاد کردم برای اون و نفرت و دلسردی برای خودم.
    .
    مادرم میگه من خیلی مقصرم.
    .
    میگه کاری به کارش نداشته باش..

    - - - Updated - - -

    فکر میکنم رفتارم تعادل نداره....
    1. می خوام نه غر بزنم و نه تعریف کنم.
    .
    2. می خوام نه بهش توجه کنم نه بی احترامی.
    .
    3. می خوام به خودم برسم و کارهای خونه و شغلی خودم رو فقط خوب انجام بدم. بی توقع کمک اون. بی منت.
    .
    4. می خوام هر حرفی که راجع به خانواده ام زد، خودم رو کنترل کنم و من اسم خانواده اش رو نیارم. ولی یه جوری که فکر نکنه از خوشیه. بفهمه که نمی خوام خاله زنک بازی کنم.
    .
    5. می خوام کمتر باهاش تعریف کنم. چون اغلب اوقات به دعوا کشیده میشه.
    .
    .
    .
    6. می خوام تا یه حرف عشقولانه زد دوباره خر نشم و یادم بره و بهش اعتماد کنم و یه حرفی بزنم که یا باعث دعوا بشه یا فکر کنم یه شوهر عاشق و صادق دارم و بعد دوباره سرخورده بشم!!!
    .
    7. می خوام بزرگوار باشم و کارهام رو عالی انجام بدم. می خوام روی خودم زوم کنم!.
    .
    8. می خوام کمتر ازش تشکر کنم.... یعنی میشه ؟ میذاره ؟

  5. 3 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    Aram_577 (یکشنبه 26 خرداد 92), asemani (یکشنبه 26 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 26 خرداد 92)

  6. #44
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    اینطور که پیداست یک شرایطی پیش اومده که اون اقتدار همسرتون در ذهنتون پایین اومده و حالا ضمیر ناخودآگاهتون تحریکتون میکنه که اون تعنه ها و زخم زبونها رو سر شوهرتون تلافی کنید! درسته؟ ولی واقعا چه حالی میده ها طرف رو بعد از عمری گوشه رینگ پیداش کردی ، داری یک حال اساسی ازش جا میاری!!
    .
    ایکاش این مبارزه یک پیروز هم داشت. ولی افسوس که رینگ بوکس زندگی در هیچ شرایطی قهرمانی نداره و هر دو بوکسور تلف خواهند شد. این یک واقعیته!!
    .
    خانم she اگر تهدیدات صدودهی شما راه خوبی برای کنترل و بهبود زندگی بود قطعا باید دختران پرسنل خدوم 110 دارای بهترین زندگی ها باشند. اما چنین نیست و نخواهد بود!
    .
    خواهر گرامی! باید این نکته رو به عرضتون برسونم که استفاده از تهدید و تحقیر اگر جوابگو بود پس تا الان باید برای شما که تحقیر شده بودیدجواب میداد اما نتیجه چه شد؟؟!! تلافی کردن شما!. حالا احتمال نمیدهید که بعد از به جا آمدن حال حریفتان او نیز همین کار را با شما خواهد کرد؟؟!! پس باید روشی دیگر در پیش گرفت.
    .
    برادرانه خدمتتان میگم: بگذارید مرد زندگیتون خودش بخوره زمین و خودش هم روی پاش بایسته. اولین پستم رو در تاپیکهای قبلیتون به یاد دارید؟ گفته بودم که مسائل شما بسیار شبیه یکی از آشنایانم هست. من احتمال بروز زلزله هایی کوچک در زندگیتان را میدادم و امیدوار به رویش روابطی جدید و سالم تر بین شما و همسرتان. این رویش بعد از یکسری ریزش ها در نگرش و رفتارهای هر دوی شما، صورت میگیرد.
    .
    چون خواننده این سطور شما هستید(نه همسرتان)، در مورد ریزش های نگرشی و رفتاری شما سخن خواهم گفت:
    .
    1- باید رفتارهای جراتمندانه خود را تقویت نمایید اما بسیار مراقب باشید تا دچار انحراف به سمت رفتارهای مردانه نگردید.
    .
    2- بدانید که یک مرد در مواقع شکست اگر نیاز به یاری داشته باشد ترجیح میدهد که یک مرد دست او را بگیرد تا یک زن.( بخصوص اگر آن زن همسرش باشد که مسوول تامین خواسته های اوست.) و از همسرش فقط توقع درک شرایط و صبر دارد نه رفتارهای بچگانه و یا مادرانه برای کمک (مثلا پر کردن رزومه! که هم باعث منتگذاری از طرف شما شده و هم باعث ایجاد حس بی عرضگی در همسرتان!).
    من پیشنهاد میکنم یک چند مدتی فکر کنید میخواهید مثل مثلا اوشین فقط سیب زمینی بخورید شما هیچ تلاشی برای گرداندن چرخ اقتصادی خانه انجام ندهید بگذارید شوهرتان به خود آید و خودش تلاشی را انجام دهد و شما فقط قدردانی نمایید و تعریف از اراده وتلاشش کنید و به همان سیبزمینی پخته! قناعت کنید. خواهید دید که به مرور زمان بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. چرا که مردی که خودش خودش را بازیابی کند میتواند روابطش با همسرش را نیز به راه صحیح هدایت کند و الا میشود یک آدم بهانه جوی بی منطق! پس ول کن! هم افکارت رو و هم گیردادن به شوهرت رو.
    .
    3- شما فقط باید خواسته های حداقلیتون رو به صراحت به زبان ابراز کنید و با روش تامین از طرف شوهر هیچ واکنشی نداشته باشید. و راه حل ندهید.
    .
    4- ارتباط با جمع های زنانه و تفریحات کم هزینه خارج منزل و سایر موارد ذکر شده در پستم قبلیم رو باز تاکید میکنم.
    .
    در پایان فقط اینکه "زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد!" حالا چه صاحب این زبان شوهرتون باشه چه در مواقعی شما! قطعا سر سبز این مثل همانا آرامش زندگیتان است که میشود با تدبیرتان بر باد نرود!
    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا
    ویرایش توسط Aram_577 : یکشنبه 26 خرداد 92 در ساعت 16:53 دلیل: تکرار بی مورد پست

  7. 7 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 26 خرداد 92), meinoush (یکشنبه 26 خرداد 92), reihane_b (یکشنبه 26 خرداد 92), she (دوشنبه 27 خرداد 92), دختر مهربون (یکشنبه 26 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 26 خرداد 92), شمیم الزهرا (دوشنبه 27 خرداد 92)

  8. #45
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array

    سلام شي عزيز

    [QUOTE=she;271139]سلام.
    اوضاعم خوب نیست. انگار دیگه هیچ کنترلی روی خودم ندارم!
    .
    سلام شي عزيز
    ادامه مشكلاتت را دوباره كه خوندم ناراحت شدم . شخصيتهاي تو با شوهرت متفاوته و خيلي بعيد هست كه به اين زودي بهم نزديك شوند مگر اينكه خسته شويد و از تب و تاب بيافتيد و عادت كنيد ! نه زندگي؟
    آخرين نوشته هات در ادامه نظرات مادرت
    ( ضمن این که من هم با این کارها که از ته دلم نیست خیلی انرژی میذارم. خسته شدم. برای خودم هیچ وقتی نمی ذارم. همش فکرم اینه که اون اخم کرده یا خوشحاله.
    .بعد وقتی خسته و بی انرژی می شم با رفتارهای اشتباه اون یا خانواده اش زود از کوره در میرم. جوابش رو میدم و دعوا بالا میگیره. . احساس می کنم بهم ظلم شده و........)
    قبلاً هم اگر يادت باشه نظرمو گفتم كه شخصيت و زندگيتو به فرد ديگر حتي شوهرت محدود و معطوف و منحصر نكن براي خودت زندگي كن و از شوهرت به هر اندازه كه ممكن و مقدور هست براي كمك يا تكميل خواسته هايت بهره بگير و استفاده كن و سعي كن منت هم براش بزاري هيچكس نميتواند شخصيت ديگري را علي الخصوص شوهر مدعي را عوض كند مگر خودش به استنباطي برسد . واقعاً فكرت را بخاطر شوهرت خسته نكن و اصلاً براش فكر نكن راحت باش براي خودت اونهم ولش كن به عالم خودش تا هر مقدار لياقت داشت بهت نزديك شود . مطمئن باش رضايتمنديت به اين شكل خيلي بيشتر خواهد شد. بخود بفهمان و بقبولان كه بتنهايي لياقت زندگي و توان زندگي داري و ازدواج بخشي از نيازمنديهاي زندگيتو قراره تشكيل بده و مشغولت كنه نه همه را توصيه هاي مادرت خيلي خوبه . با باجونم چرا ميخواي اجازه زندگي كردن را ديگران بهت بدن خدا بهت درك و شعور و توانايي داده استفاده كن لذتشو ببر ديگران هم هر قدر لياقتشو داشتن بهت نزديك شوند چرا خودتو ميندازي بغل ديگري براي زندگي كردن. ؟؟

  9. 4 کاربر از پست مفید حسين40 تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 27 خرداد 92), she (دوشنبه 27 خرداد 92), ساحل75 (دوشنبه 27 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 26 خرداد 92)

  10. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 تیر 93 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    123

    تشکرشده 232 در 92 پست

    Rep Power
    32
    Array
    من با نظر مادت هم موافقم خیلی به فکر شوهرت هستی که آسیب نمینه کمبود محبت داشته درسته اما شما فقط به عنوانه زنش محبت بکن نه مادر و پدرو بقیه به خودت برس بزار اونم راهشو پیدا کنه ضعفاتو پیدا کردی حالا یکی یکی برطرفش بکن روزی 2 ساعت علاوه بر کارای خونه برای خودت وقت بزار به تیپ و قیافه ات برس آهنگ شاد بزار برقص و ورزش بکن بابا تو هم سهم داری همه چیز که شوهرت نیستش به خانواده اش فکر نکن تا فکرای بد راجبشون اومد سراغت بگو اونا هم اونجورین دیگه چیکار میشه کرد بیخیال بابا و سریعا خودت را مشغول بکن یه روزایی خرید برو حتی اگه یه گلسر یا جوراب بخری تو مراکز خرید چرخ بزن اصلان هم دنباله کار و بفکر کار شوهرت نباش بزار خودش بره دنبالش

  11. 2 کاربر از پست مفید nosh nosh تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 27 خرداد 92), she (دوشنبه 27 خرداد 92)

  12. #47
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسين40 نمایش پست ها

    شخصيت تو با شوهرت متفاوته و خيلي بعيد هست كه به اين زودي بهم نزديك شوند مگر اينكه خسته شويد و از تب و تاب بيافتيد و عادت كنيد ! نه زندگي.
    دقیقا همینطوره.حق با شماست.
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسين40 نمایش پست ها
    قبلاً هم اگر يادت باشه نظرمو گفتم كه شخصيت و زندگيتو به فرد ديگر حتي شوهرت محدود و معطوف و منحصر نكن.
    .
    براي خودت زندگي كن ،
    .
    و از شوهرت به هر اندازه كه ممكن و مقدور هست براي كمك يا تكميل خواسته هايت بهره بگير و استفاده كن ،
    .
    و سعي كن منت هم براش بزاري.


    کار سختیه! همیشه دلم می خواست یه زندگی خیلی عاشقانه داشته باشم. فکر می کردم دو نفر قراره یکی بشن! ولی حق با شماست.
    قسمت آخرش یعنی منت گذاشتن برای شوهر من خیلی تاثیر گذار و لازمه. ولی من بلد نیستم حتی از خودم تعریف کنم! نمی تونم خودم رو براش دست بالا بگیرم.
    .
    میشه راهنماییم کنین؟ چکار کنم که قدرم رو بدونه؟ چجوری منت بذارم که تاثیر مثبت داشته باشه و کارهام به چشمش بیاد؟ بودنم، همراهی کردنم، خونه داری ام، ... اون همیشه بلده سر من منت بذاره. بابته هیچی! اون همیشه طلبکار و من همیشه بدهکارم. همیشه میگه تو باید هزار مرتبه شکر خدا رو کنی. حتی وقتی میگه دوستت دارم میگه من چون مرد خوبی هستم تو رو دوست دارم. یا خدا زده به سرم!
    :(
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسين40 نمایش پست ها

    هيچكس نميتواند شخصيت ديگري را علي الخصوص شوهر مدعي را عوض كند مگر خودش (خود شوهر) به استنباطي برسد .
    .
    واقعاً فكرت را بخاطر شوهرت خسته نكن و اصلاً بهش فكر نكن.
    .
    راحت باش براي خودت.
    .
    اونهم ولش كن به عالم خودش، تا هر مقدار لياقت داشت بهت نزديك شود .
    .
    مطمئن باش رضايتمنديت به اين شكل خيلي بيشتر خواهد شد.

    ولش کن به عالم خودش.... حق با شماست. همه تلاش های من برای تغییر ذهنیت های اون یا فهموندن چیزی بهش فقط و فقط اوضاع رو بدتر کرده ، حساس تر و لجبازترش کرده... پرروتر و طلبکارتر شده ، نقطه ضعف پیدا کرده ، بدتر میکنه...
    .
    حق با شماست ولی انجام دادن همین دستور ساده برام کار سختیه. دارم باهاش زندگی می کنم.... میشه. باشه ، باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط حسين40 نمایش پست ها

    بخود بفهمان و بقبولان كه بتنهايي لياقت زندگي و توان زندگي داري و ازدواج بخشي از نيازمنديهاي زندگيتو قراره تشكيل بده و مشغولت كنه نه همه را .
    .
    .
    توصيه هاي مادرت خيلي خوبه .

    .
    چرا ميخواي اجازه زندگي كردن را ديگران بهت بدن؟
    .
    خدا بهت درك و شعور و توانايي داده استفاده كن لذتشو ببر.
    .
    ديگران هم هر قدر لياقتشو داشتن بهت نزديك شوند.
    .
    چرا خودتو ميندازي بغل ديگري براي زندگي كردن ؟؟
    .
    چقدر حرفاتون دقیقن همون چیزیه که من بهش احتیاج دارم. :) شما فوق العاده این.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram_577 نمایش پست ها

    خانم she اگر تهدیدات صدودهی شما راه خوبی برای کنترل و بهبود زندگی بود قطعا باید دختران پرسنل خدوم 110 دارای بهترین زندگی ها باشند. اما چنین نیست و نخواهد بود!
    :)فقط خواستم بهش بفهمونم که داد و بیدادهاش در چه حدیه به نظر من!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram_577 نمایش پست ها
    خواهر گرامی! باید این نکته رو به عرضتون برسونم که استفاده از تهدید و تحقیر اگر جوابگو بود پس تا الان باید برای شما که تحقیر شده بودیدجواب میداد اما نتیجه چه شد؟؟!! تلافی کردن شما!. حالا احتمال نمیدهید که بعد از به جا آمدن حال حریفتان او نیز همین کار را با شما خواهد کرد؟؟!! پس باید روشی دیگر در پیش گرفت.
    بله حق با شماست. در مقابل تهدیدها و تحقیرهای اون بهم پیشنهاد میدن که بهش بی تفاوت باشم. چون من هر چی کنم بز هم حریف او نیستم. :(

    اما با این که کاملا با شما موافقم. اما دنبال یه تهدید درست و حسابی می گردم. این واقعن اولین باره که می خوام یه تهدید بکنم که حساب کار دستش بیاد! ولی نمی دونم کار درستیه یا نه. مطمئن هستم که بعدن تلافی خواهد کرد. می خوام بگم که عروسی خواهرت نمیام! چون به من که خوش نمی گذره هیچی همش می خوام حرص بخورم از دست خانواده اش. بعدش هم دروغ هایی که اونا به شوهرم میگن و بعدش هم دوباره زندگیم میریزه بهم.:mad:
    حالا بازم مفصل می نویسم ولی لطفن بگین چی کنم. دو هفته دیگه عروسیه.
    .
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram_577 نمایش پست ها

    1- باید رفتارهای جراتمندانه خود را تقویت نمایید اما بسیار مراقب باشید تا دچار انحراف به سمت رفتارهای مردانه نگردید.
    .
    2- بدانید که یک مرد در مواقع شکست اگر نیاز به یاری داشته باشد ترجیح میدهد که یک مرد دست او را بگیرد تا یک زن.
    .
    شما هیچ تلاشی برای گرداندن چرخ اقتصادی خانه انجام ندهید ...
    شما فقط قدردانی نمایید و تعریف از اراده وتلاشش کنید و به همان سیبزمینی پخته! قناعت کنید. ..
    خواهید دید که به مرور زمان بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
    من الانش هم قانع هستم. الانش هم قدردانی می کنم ... ولی وقتی میاد میگه من همه کاری برات کردم و تو هیچی کم نداری و برو خدا رو شکر کن. تو هیچ کاری نمی کنی و بقیه زن ها رو برو ببین و ... اینا رو که می گه مجبور میشم جوابش رو بگم. بگم که چی کار کردی برای من؟ سه ساله چه کاری کردی؟ حقوقش حتی به قسط وام ها هم نمیرسه. نمی خوام اینا رو بگم. نمی خوام به خدا نمی خوام کوچیکش کنم. به خدا من به سیب زمینی هم راضیم. به خدا موضوع این نیست. موضوع اینه که توقع دارم اینو بفهمه و ازم ممنون باشه. یا لااقل هیچی نگه. نه این که بگه شکر خدا من هیچ وقت نذاشتم تو سختی بکشی. شکر خدا من همیشه همه چی فراهم بوده. هر چی خواستی انجام دادم .... من چطوری باز هم قدردان باشم آخه؟ به خدا من حتی طلبکار خوانوادش هم نیستم. از خدامه که اونا چیزی به ما ندن که بعدن منت هم نذارن. ولی اون میگه خانواده من هر کاری لازم بوده کردن. دائم نگران اینم که قانون در میاره این حرکت رو انجام بدی یعنی به خانواده من بی احترامی کردی!!! اینجوری کن. اونجوری کن...


    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram_577 نمایش پست ها
    .... والا میشود یک آدم بهانه جوی بی منطق! پس ول کن! هم افکارت رو و هم گیردادن به شوهرت رو.
    .
    3- شما فقط باید خواسته های حداقلیتون رو به صراحت به زبان ابراز کنید و با روش تامین از طرف شوهر هیچ واکنشی نداشته باشید و راه حل ندهید.
    چشم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram_577 نمایش پست ها
    4- ارتباط با جمع های زنانه و تفریحات کم هزینه خارج منزل و سایر موارد ذکر شده در پستم قبلیم رو باز تاکید میکنم.
    .
    در پایان فقط اینکه "زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد!"
    جمع های زنانه، تفریح .... اوهوم... خیلی لازم دارم...
    :(

    ممنونم آقای آرام.

    - - - Updated - - -

    1. فعلن من باهاش قهرم. عمرن هم اون نمی یاد که مثلن عذرخواهی کنه ولی یه جوری رفتار می کنه که میشه شروع کرد باهاش حرف زد....

    2. مهم : می خوام یه جوری برای نرفتن به عروسی خواهرش تهدید کنم. البته می دونم که آخرش مجبورم برم. ولی می خوام بفهمه نمی تونن هر جوری خواستن رفتار کنن بعدش هم هیچی به هیچی. می خوام بفهمه که دوباره بعدش زندگیمون سر حرف اونا بهم نریزه....

    1. کی و چطوری آشتی کنم؟ به چه نتیجه ای برسم؟

    2. برای عروسی خواهرش چی کار کنم؟ (توضیح : اونا داماد خوبی گیرشون اومده و شغل رسمی عالی و خانواده مهربونی داره. البته که اون ها هم عروسی شون حرف و حدیث داره مثل همه. ولی خانواده همسرم از دامادشون توقعاتی دارن که زمان من می گفتن اصن چنین رسمی وجود نداره و انکار می کردند. حالا نه تنها کلی این دامادشون داره مایه میذاره و این ها هم خسیس! بلکه میان به شوهر من از داماد و خانواده اش بد میگن و خودشون رو مظلوم نشون میدن. من دیگه به اینجا که میرسه نمی تونم تحمل کنم. چون اعصاب شوهرم خورد میشه و به خانواده اونا بد و بیراه میگه و میگه خواهرم چقدر مظلومه و ما چقدر خوب بودیم و مردم چقدر بد هستند و ....)
    .
    .
    لطفن راهنمایی ام می کنین؟ پا شم برم عروسی و به روی خودم هم نیارم؟
    لااقل یه اتمام حجتی نکنم؟ یه منتی نذارم؟
    آخه خواهرش همین چندوقت پیش از خونه بیرونمون کرد!
    ویرایش توسط she : دوشنبه 27 خرداد 92 در ساعت 12:05

  13. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    asemani (دوشنبه 27 خرداد 92)

  14. #48
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    عزيزم خانم شي
    سختترين كار آسانترين كار است . اگر اعتقاد و اراده كني؟

    کار سختیه! همیشه دلم می خواست یه زندگی خیلی عاشقانه داشته باشم. فکر می کردم دو نفر قراره یکی بشن!
    .میشه راهنماییم کنین؟ چکار کنم که قدرم رو بدونه؟ چجوری منت بذارم که تاثیر مثبت داشته باشه و کارهام به چشمش بیاد؟ بودنم، همراهی کردنم، خونه داری ام،
    راهنمايي من اينه :
    هر كاري بكن كه قدرت را ندونه ! ندونهً لازم نيست كاري كني قدرت را بدونه . تو خود بايد قدر خود بداني و نياز به تائيد هيچ كس نداري . تو خود باش و بي نياز از غير خالق ، آنوقت همه بهت رو خواهند آورد حتي شوهرت در حالي كه هيچ احساس نياز به روي آوردن كسي نداري، ولي همچون ميوه خوردن حضرت آدم ، تا حواست به خوردن ميوه رفتارت مشغول شود( ببيني ديگران تعريفت ميكنند و تحويلت ميگيرند). بدان كه از بهشت آرامش و استقلال و خود باوري بيرون خواهي شد و نيازمند تائيد ديگران؟خواهي شد و عزت خود را از دست خواهي داد .

    چقدر حرفاتون دقیقن همون چیزیه که من بهش احتیاج دارم. :) شما فوق العاده این.
    عزيز دلم با خصوصياتي كه از خودت عنوان كردي تو لايق بهترينهايي ، فوق العاده اي، فقط خودتو دست كم و محتاج به تائيد ديگران (شوهر..ت) گرفتي . من درك ميكنم آنچه دلت ميخواد چون منم زندگي واقعي مشترك را غير از اون نميدونم كاملاً ديدگاهتو تائيد ميكنم . ولي نبايد اين را از كسي گدايي كني بايد لايقت باشند تا دركت كنند قدر زر زرگر بداند قدر گوهر گوهري -- ورنه هر ....نمايد ادعاي مهتري.

    جمع های زنانه، تفریح .... اوهوم... خیلی لازم دارم...
    آفرين: برا خودت برنامه بريز( خودتو بزحمت خاص نميخواد بندازي از هر فرصت و موقعيتي برايتفريح و تفنن و ... استفاده كن و به ديگران هم منتقل كن) و استفاده ببر از اين قبيل برنامه ها و شاد و راحت آرام و خروشان باش.


    - - - Updated - - -

    ببين در كل قانون دنيا يي كه زندگي ميكنيم اين شده : نخوري ! ميخورنت . بخور تا خورده نشوي . اگر اينطور رفتار كني همه بهت احترام و حريم قائل ميشوند .

  15. کاربر روبرو از پست مفید حسين40 تشکرکرده است .

    she (دوشنبه 27 خرداد 92)

  16. #49
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسين40 نمایش پست ها

    هر كاري بكن كه قدرت را ندونه ! ...لازم نيست كاري كني قدرت را بدونه . تو خود بايد قدر خود بداني و نياز به تائيد هيچ كس نداري . تو خود باش و بي نياز از غير خالق ، آنوقت همه بهت رو خواهند آورد حتي شوهرت...

    .
    وااای خدایا شکرت! :) کلی خوشحال شدم پاسخ شما رو دیدم آقا حسین.

  17. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    asemani (دوشنبه 27 خرداد 92)

  18. #50
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array


    - - - Updated - - -




    0

    0

    -

  19. کاربر روبرو از پست مفید حسين40 تشکرکرده است .

    she (چهارشنبه 29 خرداد 92)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چگونه شخص مورد علاقه خود را یافت؟
    توسط reza0263 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 13 اردیبهشت 93, 02:56
  2. مراجعه به روانکاو - دقیقا چه انتظاری باید داشت؟
    توسط Tina64_000 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 مهر 92, 14:16
  3. طلاق، تنها چاره‌ی خیانت؟
    توسط del در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 شهریور 92, 16:25
  4. چطور میشه با شوهر شوخ یه زندگی نرمال داشت؟
    توسط ساناز1160 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 بهمن 91, 00:47
  5. چه آسان، چه سخت؟!
    توسط مدیرهمدردی در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: شنبه 12 آذر 90, 23:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.