به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 66

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    شما اون جلسه رو ترتیب بده و بذار این حرفها رو باز هم بزنه؛ اما این بار بعد از گفتن حرفاش از ایشون درمورد احساساتش سوال کنه، ببین چه حسی بهش دست میده وقتی شما این کارها رو انجام میدید.
    با این جلسه ایشون احساسا و قلبا به شما بیشتر نزدیک میشن و میفهمن که دغدغه ی ایشون دغدغه ی شما هم هست.
    در ضمن یه رفتار خیلی ریز هم میتونید انجام بدید تا کم کم دید همسرتون نسبت به کار شما و برادرتون تغییر کنه.
    ایشون میخوان استقلال داشته باشید و این خیلی خوبه؛ اما نه شما راهش رو خیلی خوب بلدید، نه همسرتون میتونند خیلی راحت با حرفهاشون با شما صحبت کنند.
    من فکر میکنم یه چند باری که همسرتون هم پیش تون بودند؛ وقتی برادرتون کاری از شما خواستند که خیلی هم واجب نبود تا شما انجامش بدید، در واقع ه بیشتر شخصی بود تا کاری، به صورتی انجام اون کار رو نپذیرید که دلیلش این باشه که میخواید بیشتر به خانومتون برسید یا بچه تون.
    مثلا وقتی برادرتون از شما میخوان که بچه ی ایشون رو برید و برسونید: " خیلی راحت بگید؛ راستش داداش امروز نمی رسم این کار رو انجام بدم. وقتی گفت چرا؟ بگید آخه! با خانومم داریم میریم مثلا خرید." یا " به دخترم قول دادم امروز با مامانش ببرمش پارک." یا " چشم؛ اول میرم خریدهایی که خانومم نوشته رو انجام میدم؛ آخه لازم داره؛ اگه وقت کردم حتما؛ یا امروز نوبت سونو داره خانومم نمی رسم. شرمنده"
    باید یه جورایی یکی در میون رسیدگی به خانومتون و بچه هاتون رو توی اولویت قرار بدید. این جوری هم خانومتون خیالش راحت میشه که شما میتونید قاطعانه به برادرتون جواب رد بدید. هم اینکه برادرتون متوجه میشن که خارج از محیط کاری؛ شما هم مسائل و دغدغه های زندگی خودتون رو دارید.
    بعضی وقت ها هم نیازی نیست که شما همه چیز رو برای همسرتون تعریف کنید. یعنی نمیخواد که دروغ بگید؛ اما نیازی هم نیست که ایشون همه چیز رو بدونن. مثلا اینکه سر راه یه کار جزئی واسه برادرتون انجام دادید؛ چیزی نیست که حتما بگید. چون میدونید خانومتون روی این مساله حساسه!
    بعدشم مساله ی بی عارشدن و بی مسئولیت شدنتون رو از نظر خانومتون حتما بازش کنید. یعنی دقیق از ایشون بخواید که بگن منظورشون چیه؟ شما چه کاری واسشون انجام نمیدید که ایشون فکر میکنند شما بی مسئولیت شدید.
    موفق میشید این مشکل کوچیک رو مدیریت کنید . میدونم.
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  2. 4 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    kamr (سه شنبه 09 مهر 92), mahtisa (سه شنبه 09 مهر 92), malakeh (سه شنبه 09 مهر 92), مسافر تنها (یکشنبه 14 مهر 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 93 [ 01:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    651
    سطح
    13
    Points: 651, Level: 13
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 12 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یاسمینای عزیز یعنی میگی کمتر محبت کنم؟ خودمم احساس میکنم داره سو استفاده میکنه ولی میدونم وقتی صحبت از مردن میکنه کاملا جدیه و انجامش میده حتما و شوخی یا واسه جلب توجه نیست
    خانم دل گرامی برادرم منو برده سر کار با حقوق خوب اگه دو تا کار هم که میخواد براش انجام ندم که نمیشه چرا خانمم نباید یکم درک داشته باشه چرا خوبیاشون رو نمیبینه!بعدم اینکه برادرم خیلی رو این چیزا حساس فکرش رو هم نمیکنه از من کاری بخواد من بگم نه اخر بی معرفتیه
    چرا خانمم خودش و فکرش و اصلاح نکنه!!!

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 مهر 93 [ 02:50]
    تاریخ عضویت
    1392-6-28
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,050
    سطح
    17
    Points: 1,050, Level: 17
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 47 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مسءولیتهای یه کودک 2 ساله ،بارداری مجدد اونم ناخواسته ،شرایط کاری شما........کافیه تا هم خانومتون و هم شما خسته بشین و کار بکشه به قهرظولانی و حرف از خوکشی . دوتاتون بی حوصله شدین و کم اوردین البته خانومتون بیشتر و حق هم دارین . شاید هم اصلااز همین بارداری ناخواسته خیلی ناراحته و امادگیش رو اصلا نداشته . شما تمام تلاشتون رو بکنید که سر صحبت رو باهاش بازکنید فعلا تمام تمرکزتون باید رو این باشه که بتونید باهاش حرف بزنید تا معلوم نشه تو دلش چی می گذره شما نمی تونید حرکت مفیدی انجام بدین البته می دونم این کارو کردین و نتیجه نداده ولی بازم سعی کنید و زود خسته نشید و با صبر و حوصله زیاد این کارو بکنید مطمءن باشید جواب میده . روشی که del عزیزبرای صحبت کردن گفتن رو انجام بده توکل به خدا یکبار دیکه هم امتحان کنید و نا امید نشید خواهشا.

  5. 2 کاربر از پست مفید mahtisa تشکرکرده اند .

    مسافر تنها (یکشنبه 14 مهر 92), شیدا. (سه شنبه 09 مهر 92)

  6. #4
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من نگفتم محبت نکنید گفتم محبت کنید نه بیش از اندازه.یعنی فقط مشکل خانم شما برادرتونه؟من اینطور فکر نمیکنم.یه سوال احیانا کسی از دوست واشنا هست که تحریکش کنه؟من یه چیز دیگه رو هم بگم اگه زن احساس کنه که محبوب شوهرش نیست از خونه و زندگی بیزار میشه.همش افسرده ست.ولی شما فرمودید که بهش محبت میکنید.احساس میکنم محبت های شما داره اثر سو رو خانمتون میزاره.متعادل باشید.اگه با شما صحبت میکنه با پاسخ کوتاه مثل بله و سعی میکنم و غیره موضوع رو کوتاهش کنید تا تبدیل به جرو بحث نشه.سعی کنید سکوت کنید هر چند خیلی سخته.کاری کنید از رفتارش پشیمان بشه البته با نرمی و ملایمت

    - - - Updated - - -

    من نگفتم محبت نکنید گفتم محبت کنید نه بیش از اندازه.یعنی فقط مشکل خانم شما برادرتونه؟من اینطور فکر نمیکنم.یه سوال احیانا کسی از دوست واشنا هست که تحریکش کنه؟من یه چیز دیگه رو هم بگم اگه زن احساس کنه که محبوب شوهرش نیست از خونه و زندگی بیزار میشه.همش افسرده ست.ولی شما فرمودید که بهش محبت میکنید.احساس میکنم محبت های شما داره اثر سو رو خانمتون میزاره.متعادل باشید.اگه با شما صحبت میکنه با پاسخ کوتاه مثل بله و سعی میکنم و غیره موضوع رو کوتاهش کنید تا تبدیل به جرو بحث نشه.سعی کنید سکوت کنید هر چند خیلی سخته.کاری کنید از رفتارش پشیمان بشه البته با نرمی و ملایمت

  7. کاربر روبرو از پست مفید یاسمینا25 تشکرکرده است .

    kamr (دوشنبه 15 مهر 92)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 اردیبهشت 94 [ 14:05]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,615
    سطح
    23
    Points: 1,615, Level: 23
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 36 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    من با شیدا و یاسمینای عزیز موافقم

    بنظرم ربطی به بارداریش نداره
    ایشون بنظر میاد کلا تعادل روانی ندارن یه موقع خیلی خوبه و یه موقع خیلی بد (دلیل نداره بگن تو گفتی سقط جنین کن.....یا خودشو بخاد از ماشین پرت کنه بیرون)
    بنابر تجربه ی من ایشون از بچگی کمبود محبت داره+
    شما خودتونم قاطعیت مرد ها رو ندارین.شما که نباید منتظر بشینین براتون تعیین تکلیف کنه ازون کار بیا بیرون و برو سر فلان کارو و تو پولت حرومه و بچه خانوادت نیستی و ....
    دلیل نمیشه بخاطر حسودی های این خانم به داداشای مجردتون (ماشین) و داداش پولدارتون (بساز بفروش) پول زحمت کشیده ی شما، حروم باشه
    مشکل از شما است که شل و ول هستین و قاطعانه در نقش مرد و تکیه گاه رفتار نمیکنید.
    ایشونم 1-حسوده،2-کمبود محبت داره 3-از اخلاق قاطع نبودن شما داره سو استفاده میکنه
    یه خورده قاطعیت نشون بدین
    بعد که کنترل اوضاعو در دست گرفتین محبت هم کنید و بهش توجه نشون بدین.
    (همینطور که خودتون هم اشاره کردین) به خاطر بارداریش نیست
    ویزیت متخصص روانپزشکی هم توصیه میشه.(شاید اختلال دوقطبی-مانیا...) داشته باشن.


    ویرایش توسط yasi_20 : سه شنبه 09 مهر 92 در ساعت 15:36

  9. #6
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 13 مهر 92 [ 01:50]
    تاریخ عضویت
    1392-5-11
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    429
    سطح
    8
    Points: 429, Level: 8
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 27 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پ شاید شما زیادی بهشون محبت کردید و بد عادت شدن ولی هر چی که هست ایشون الان باردارن شما باید با ایشون کنار بیان تا به سلامت وضع حمل کنن اونوقت شما یه نتیجه کلی برای خودتون و زندگیتون بگیرید

    این رو به همه دوستان میگم واقعا که درست نیست که تا یکی اخلاقش خوب نباشه بهش دو قطبی بودن و بیماری های روانی بچسبونیم چون کم کم روی روح روان خودتون تاثیر میزاره و مریضی وسواس میگیرید اونوقت که خودتون باید به دکتر مراجعه کنید و زیر نظر باشید
    میدونید مثل این میمونه طرف سرما خورده میره دکتر دکتر به جای یک قرص آمپول بگه باید عمل بشی
    لطفا شما که نه مدرکشو داریدو نه تجربه و نه اینکه از روبرو ایشون رو حتی دیده باشید برای ایشون نسخه نپیچید مخصوصا دوقطبی بودن این حرفا رو
    خود دکتر پنداری هم یه بیماری هست واقعا
    دوست عزیز همسر شما نهایتا افسرده باشن اونم مرز افسردگی چون آدم افسرده هیجا نمیره نمیتونه اصلا کار خونه انجام بده فقط میشینه گریه میکنه اصلا شاد سرزنده نیست حتی یک لحظه اگرم باه اون طراوت نداره انگار مشخصه که ناراحت و خسته است که همسر شما اینجوری نیستن با توجه به گفته های شما

    خانومتون خسته است لطفا همراهیش کنید لطفا نشون بدید به حرفاش فکر میکنید اگر بچه ها و زنتون و زندگیتون دوست دارید

    - - - Updated - - -

    یه صحبت دیگه آدم افسرده با حرف اینا حالش خوب نمیشه حتمی صحبتهای دکتر و اگر لازم بود دارو براشون تجویز میشه

    شما خاهنومتون تجربه کنید امروز حرفای دل عزیر بگیئ ببین خوشحال نمیشه باهاتون همراهی نمیکنه
    یک انسان داریم ناراحت از مطلبی چون براش حلش نکردید و احساس میکنه که حق با اونه
    یک انسان داریم افسرده است شما هر کاری هم که بکنید بازم توی خودش و با خودشم قهر و ناراحت بی دلیل یه دفه گریه میکنه حتی اگر شما محیط مناسبی هم براش مهیا کرده باشید

    واقعا باید برای آقایون به نظرمن در مورد خانوما کلاس بزارن یه سری حرفا درست نیست اینجا گفته بشه مثلا خانوما توی دوران بارداری هورمون هاشون بالا و پایین میره و اصلا دست خودشون رفتاراشون نیست بضیا حتی به شوهرشون ویار پیدا میکنند یا یه وقتایی از ماه اعصاب ندارن اونم بخاطره همون هورمون ها و این چیزها
    حالا اگر نرااحتی از یه رفتار خاص رو هم داشته باشن که توی اون مدت بیشتر ناراحت میشن ولی لطفا اشتباه نگیردی با افسردگی

    یا مثلا بعد از زایمان اونم دوباره به خاطره پایین و بالا شدن سطح هورمون ها و جدا شدن از جنینشون یه ناراحتی هایی احساس میکنن حالا اگر از از یه رفتاری ناراحت باشن که خوب حالشون بد تر میشه اگر نتونستید این ناراحتی حلش کنید حالا هر جور شده با همراهی کردتون بهش روحیه دادن قوت قلب بودن براش مواظبش بودن توی فاز افسردگی کم کم میرن اگر هفته ای یه بار گریه میکردن بی دلیل به دوبار کم کم افسردگی میگیرن

    زن مثل یه گل میمونه اگر بهش نرسید پزمرده میشه

    - - - Updated - - -

    ولی گلم یه قواعد خاصی داره برای نگهداریش مثلا اگر زیاد جلوی نور خورشید باشه پزمرده میشه

  10. کاربر روبرو از پست مفید nasriin تشکرکرده است .

    del (چهارشنبه 10 مهر 92)

  11. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 اردیبهشت 94 [ 14:05]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,615
    سطح
    23
    Points: 1,615, Level: 23
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 36 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم من گفتم با روانپزشک مشورت کنن.
    بعد به سابقه ای که ایشون میدن دقت کنید،صرفا به زمان بارداری مربوط نیست.شما شاید تجاربی از اون دوران دارید که نمیشه به همه تعمیم داد.

  12. #8
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    این که پرسیدید همسرتون هوایی شده، به نظر من اصصصصصلا!

    رفتارهای خانم شما نشون می ده از یه چیزی ناراحته.
    و اون چیز به نظر من عدم قاطعیت شماست.
    ناراحته از این که به همه می گی چشم و بله.
    الان به خاطر بارداریش حساسیتش بیشتر شده.

    این نظر من هست.
    و فکر می کنم برای رفع این مشکل باید برید مشاوره.
    با مشاوره رفتن مشکل زندگیتون حل می شه
    و با مشاوره نرفتن یه مشکل ساده پیچیده و بزرگ می شه.

  13. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 مهر 94 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1391-12-26
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    2,284
    سطح
    28
    Points: 2,284, Level: 28
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 91 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.من یکی از بستگان نزدیکم رو به خاطره خودکشی از دست دادم . کسایی که قصد خودکشی دارن جوری برنامه ریزی میکنن که کسی از قصد اون ها اطلاع پیدا نکنه و برنامه ریزی شون بهم نریزه . ولی کسایی که مدام تهدید به خودکشی میکنن اغلب در حال سو استفاده و بازی در آوردن هستند و این تهدید یک جور سلاح دفاعی برای اون هاست برای رسیدن به خواسته هاشون . بهتره به طوره قاطع به همسرت بگی که از این کار بیرون نمیای و اون حق انتخاب داره که بره یا بمونه

  14. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    آقا سپهر، من میفهمم که شما چی میگید! بله شما حق دارید که توسط خانومتون درک بشید. اما یه مقطع زمانی هست که آدم ها از چیزهایی گذشت میکنند برای به دست آوردن چیزهای بزرگتر.
    من اصلا نگفتم که شما هر بار هر درخواستی که برادرتون از شما داشتند رو رد کنید. من از شما خواستم بعضی اوقات به همسرتون نشون بدید که اولویت اول شما ایشون هستند بعد کار. همسر شما به شما گفته: من بی پولی رو تحمل میکنم، اما یه زندگی پر از عشق میخوام. یعنی چی؟
    یعنی اون عشقی که مد نظر همسر شماست، با محبت و عشقی که مورد نظر شماست یه کم متفاوته! این رو باید کشف کنید که منظورش از عشق چیه؟
    البته من میتونم احساسات همسرتون رو هم درک کنم. کافیه حتی برای یک بار زن برادرتون توی یه جمعی به ایشون تیکه بندازن یا حتی کنایه بزنن یا حتی بدون کوچکترین منظوری تعریف کرده باشند که پسرم رو فلانی میبره مدرسه و میباره؛ اون وقت این افکار منفی هست که هجوم میاره به ایشون و فکر میکنه و احساس میکنه که غرور خودش و شوهرش یه جورایی له شده! یه جورایی احساس میکنه که همسرم بجای اینکه با کار کردن استقلال و قدرت مردونگیش بیشتر بشه، شده در حد یه کارگر واسه خونه ی برادرش که کارهای شخصی ایشون رو هم انجام میده.
    من مطمئن هستم که همسرتون حتی داره به این فکر میکنه که اگر جاریش فقط یکبار، یکبار به ایشون بگن که شوهرت از زیر سایه ی ما بودن به اینجا رسیده؛ (شاید هیچ وقت این حرف رو ایشون نزنن؛ اما همسرت داره با افکار منفی به این حرفها حتی فکر میکنه پیش پیش!) اون وقت معلوم نیست که ایشون چه احساسات بدی رو تجربه میکنن.
    میدونید این حس در خانم هایی که حساسیت بیشتری داشته باشن هم قوی تره؛ خانم هایی که دلشون بخواد استقلال و عزت نفس بیشتری داشته باشن؛ بیشتره!
    شما باید این رابطه؛ بین مسئولیت های زندگی تون و کارهای شخصی برادرتون رو مدیریت کنید.
    اگر نتونید به یه راه حل مسالمت آمیز دست پیدا کنید؛ مطمئن باشید همین مساله ی به ظاهر کوچیک؛ دغدغه ای خواهد شد برای زندگی تون که جدایی عاطفی بین شما و همسرتون پیش خواهد آورد.
    در ضمن؛ یه کم هم اعتماد به نفس همسرتون پایینه و همین کمبود اعتماد به نفس باعث شده که ایشون نتونند حرفهایی که از اطرافیان میشنوند رو تحمل کنند یا حتی حلاجی کنند.
    باید مدیریت زندگیت رو بگیری دستت و خوب فکر کنی تا به راه حلی درستی دست پیدا کنی!

    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  15. 2 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    kamr (چهارشنبه 10 مهر 92), مسافر تنها (یکشنبه 14 مهر 92)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.