بخاطر مشکل گوشیم نمیتون پاراگراف بندی کنم***سلام شارلوت جان***تمام تاپیکهاتون رو خوندم؛کلمه به کلمه***واقعا جا داره که یه خداقوت جانانه بهتون بگم بخاطر تحمل این همه سختی و تلاش برای رو به راه کردن زندگیتون***اما خواهش میکنم حرفامو کاملا با دقت بخونید***نکته اول:شما قبل از ازدواج در خلال یک رابطه احساسی بکارتتون رو از دست دادین و موقع ازدواجتون از شوهرتون مخفی کردین و بدتر از همه این خبر توسط دوس پسرتون به شوهرتون رسیده***نکته دوم:شما بعد از عقدتون بخاطر مشکلاتی که با شوهرتون داشتین به دوست پسر سابقتون زنگ میزنی و ازش میخای که به شما برگرده(خیانت به شوهر)***نکته سوم:شما یکبار دلیل سیگار کشیدن همسرتونو ازش پرسیدین که ایشون گفتن بخاطر دیدن دوست سابق شما اینکارو کرده(همونطور که دوس پسرتون قبل از ازدواج قضیه بکارت رو کف دست شوهرتون گذاشته به احتمال زیاد تقاضای شما مبنی بر دوستی مجدد رو هم گفته)***نتیجه :شوهرتون که قبلا با قضیه بکارت شما کنار اومده و به شما لطف کرده(برای مردا خیلی سخته حتی اگه خودشون اینکاره باشن)انتظار وفاداری و محبت از شما داشته اما بخاطر مشکلات زیادی که تو دوران عقد داشتید و فهمیدن خیانت شما؛ نسبت به شما و انتخابش سرد و بی تفاوت شده(گفتین که چند بار حلقشو در اورده و گفته نمیخوامت ولی شما اصرار به ادامه داشتین)***حالا هم بخاطر اون اتفاقات فکر میکنه شما قبلا براش ارزش قائل نبودی که بهش خیانت کردی و اون هم الان همین کارو میکنه و براش بی ارزش شدین(وقتی که پاتون مصدوم شده بود و قتی که انژوکت تو دستتون بوده بهتون توجهی نداره و دنبال خیانت و مواد مخدر و رفیق بازی رفته)***حالا اگه شما برای جبران خیانت ایشون دوباره بهش خیانت کنید؛عملا زندگی مشترکتون تموم میشه پس فکرشم نکنید یا از روش توقف ذهن(یه چیزی شبیه این) استفاده کنین و سعی کنید دلیل این رفتاراشونو از از زبون خودش بشنوید و برای حل مشکلاتتون به تلاشتون ادامه بدید و از خدا کمک بخواهید و از کارهای گذشتتون توبه کنید***این جمله رو خیلی دوست دارم:"زندگی میگذرد؛با تمام پستی ها و بلندیهایش؛با تمام لذت ها و ناراحتی هایش؛روزی میرسد که زندگیت پایان یافته؛پس شاد زندگی کن و هرگز خدا را فراموش نکن"***اینارو منی بهتون میگم که یه روز بخاطر کارهایی که کرده بودم حاضر بودم مدفوع بخورم ولی خدا آبرومو پیش همه نبره (به خدا قسم جدی میگم)حتی حاضر به خودکشی بودم ولی تو اوج نا امیدی فقط خدا کمکم کرد***خدایی که یه زمانی به خودش و پیغمبر و قرآنش بدترین توهین های ممکن رو کردم پس شما هم از خدا کمک بخاید و مشکلاتتونو حل کنید***کسایی که در جریان تمام تاپیکهاتون بودن میدونن که تحمل این همه سختی و شکست قبل و بعد از ازدواج از عهده ی یه ادم عادی خارجه؛شما فوق العاده اید شارلوت عزیز***مطمئنم که میتونین این زندگی رو جمع و جور کنید***منتظر جوابتون هستم***ببخشید که طولانی نوشتم***
- - - Updated - - -
بخاطر مشکل گوشیم نمیتون پاراگراف بندی کنم***سلام شارلوت جان***تمام تاپیکهاتون رو خوندم؛کلمه به کلمه***واقعا جا داره که یه خداقوت جانانه بهتون بگم بخاطر تحمل این همه سختی و تلاش برای رو به راه کردن زندگیتون***اما خواهش میکنم حرفامو کاملا با دقت بخونید***نکته اول:شما قبل از ازدواج در خلال یک رابطه احساسی بکارتتون رو از دست دادین و موقع ازدواجتون از شوهرتون مخفی کردین و بدتر از همه این خبر توسط دوس پسرتون به شوهرتون رسیده***نکته دوم:شما بعد از عقدتون بخاطر مشکلاتی که با شوهرتون داشتین به دوست پسر سابقتون زنگ میزنی و ازش میخای که به شما برگرده(خیانت به شوهر)***نکته سوم:شما یکبار دلیل سیگار کشیدن همسرتونو ازش پرسیدین که ایشون گفتن بخاطر دیدن دوست سابق شما اینکارو کرده(همونطور که دوس پسرتون قبل از ازدواج قضیه بکارت رو کف دست شوهرتون گذاشته به احتمال زیاد تقاضای شما مبنی بر دوستی مجدد رو هم گفته)***نتیجه :شوهرتون که قبلا با قضیه بکارت شما کنار اومده و به شما لطف کرده(برای مردا خیلی سخته حتی اگه خودشون اینکاره باشن)انتظار وفاداری و محبت از شما داشته اما بخاطر مشکلات زیادی که تو دوران عقد داشتید و فهمیدن خیانت شما؛ نسبت به شما و انتخابش سرد و بی تفاوت شده(گفتین که چند بار حلقشو در اورده و گفته نمیخوامت ولی شما اصرار به ادامه داشتین)***حالا هم بخاطر اون اتفاقات فکر میکنه شما قبلا براش ارزش قائل نبودی که بهش خیانت کردی و اون هم الان همین کارو میکنه و براش بی ارزش شدین(وقتی که پاتون مصدوم شده بود و قتی که انژوکت تو دستتون بوده بهتون توجهی نداره و دنبال خیانت و مواد مخدر و رفیق بازی رفته)***حالا اگه شما برای جبران خیانت ایشون دوباره بهش خیانت کنید؛عملا زندگی مشترکتون تموم میشه پس فکرشم نکنید یا از روش توقف ذهن(یه چیزی شبیه این) استفاده کنین و سعی کنید دلیل این رفتاراشونو از از زبون خودش بشنوید و برای حل مشکلاتتون به تلاشتون ادامه بدید و از خدا کمک بخواهید و از کارهای گذشتتون توبه کنید***این جمله رو خیلی دوست دارم:"زندگی میگذرد؛با تمام پستی ها و بلندیهایش؛با تمام لذت ها و ناراحتی هایش؛روزی میرسد که زندگیت پایان یافته؛پس شاد زندگی کن و هرگز خدا را فراموش نکن"***اینارو منی بهتون میگم که یه روز بخاطر کارهایی که کرده بودم حاضر بودم مدفوع بخورم ولی خدا آبرومو پیش همه نبره (به خدا قسم جدی میگم)حتی حاضر به خودکشی بودم ولی تو اوج نا امیدی فقط خدا کمکم کرد***خدایی که یه زمانی به خودش و پیغمبر و قرآنش بدترین توهین های ممکن رو کردم پس شما هم از خدا کمک بخاید و مشکلاتتونو حل کنید***کسایی که در جریان تمام تاپیکهاتون بودن میدونن که تحمل این همه سختی و شکست قبل و بعد از ازدواج از عهده ی یه ادم عادی خارجه؛شما فوق العاده اید شارلوت عزیز***مطمئنم که میتونین این زندگی رو جمع و جور کنید***منتظر جوابتون هستم***ببخشید که طولانی نوشتم***
- - - Updated - - -
بخاطر مشکل گوشیم نمیتون پاراگراف بندی کنم***سلام شارلوت جان***تمام تاپیکهاتون رو خوندم؛کلمه به کلمه***واقعا جا داره که یه خداقوت جانانه بهتون بگم بخاطر تحمل این همه سختی و تلاش برای رو به راه کردن زندگیتون***اما خواهش میکنم حرفامو کاملا با دقت بخونید***نکته اول:شما قبل از ازدواج در خلال یک رابطه احساسی بکارتتون رو از دست دادین و موقع ازدواجتون از شوهرتون مخفی کردین و بدتر از همه این خبر توسط دوس پسرتون به شوهرتون رسیده***نکته دوم:شما بعد از عقدتون بخاطر مشکلاتی که با شوهرتون داشتین به دوست پسر سابقتون زنگ میزنی و ازش میخای که به شما برگرده(خیانت به شوهر)***نکته سوم:شما یکبار دلیل سیگار کشیدن همسرتونو ازش پرسیدین که ایشون گفتن بخاطر دیدن دوست سابق شما اینکارو کرده(همونطور که دوس پسرتون قبل از ازدواج قضیه بکارت رو کف دست شوهرتون گذاشته به احتمال زیاد تقاضای شما مبنی بر دوستی مجدد رو هم گفته)***نتیجه :شوهرتون که قبلا با قضیه بکارت شما کنار اومده و به شما لطف کرده(برای مردا خیلی سخته حتی اگه خودشون اینکاره باشن)انتظار وفاداری و محبت از شما داشته اما بخاطر مشکلات زیادی که تو دوران عقد داشتید و فهمیدن خیانت شما؛ نسبت به شما و انتخابش سرد و بی تفاوت شده(گفتین که چند بار حلقشو در اورده و گفته نمیخوامت ولی شما اصرار به ادامه داشتین)***حالا هم بخاطر اون اتفاقات فکر میکنه شما قبلا براش ارزش قائل نبودی که بهش خیانت کردی و اون هم الان همین کارو میکنه و براش بی ارزش شدین(وقتی که پاتون مصدوم شده بود و قتی که انژوکت تو دستتون بوده بهتون توجهی نداره و دنبال خیانت و مواد مخدر و رفیق بازی رفته)***حالا اگه شما برای جبران خیانت ایشون دوباره بهش خیانت کنید؛عملا زندگی مشترکتون تموم میشه پس فکرشم نکنید یا از روش توقف ذهن(یه چیزی شبیه این) استفاده کنین و سعی کنید دلیل این رفتاراشونو از از زبون خودش بشنوید و برای حل مشکلاتتون به تلاشتون ادامه بدید و از خدا کمک بخواهید و از کارهای گذشتتون توبه کنید***این جمله رو خیلی دوست دارم:"زندگی میگذرد؛با تمام پستی ها و بلندیهایش؛با تمام لذت ها و ناراحتی هایش؛روزی میرسد که زندگیت پایان یافته؛پس شاد زندگی کن و هرگز خدا را فراموش نکن"***اینارو منی بهتون میگم که یه روز بخاطر کارهایی که کرده بودم حاضر بودم مدفوع بخورم ولی خدا آبرومو پیش همه نبره (به خدا قسم جدی میگم)حتی حاضر به خودکشی بودم ولی تو اوج نا امیدی فقط خدا کمکم کرد***خدایی که یه زمانی به خودش و پیغمبر و قرآنش بدترین توهین های ممکن رو کردم پس شما هم از خدا کمک بخاید و مشکلاتتونو حل کنید***کسایی که در جریان تمام تاپیکهاتون بودن میدونن که تحمل این همه سختی و شکست قبل و بعد از ازدواج از عهده ی یه ادم عادی خارجه؛شما فوق العاده اید شارلوت عزیز***مطمئنم که میتونین این زندگی رو جمع و جور کنید***منتظر جوابتون هستم***ببخشید که طولانی نوشتم***







همین خیلی از ماها یاد نگرفتیم واقعا خوشبختی رو ببینیم فکر میکنیم همیشه ازمون فاصله داره در صورتی که ور دلمونه. ولی نمیبینیم چون نمیخوایم ببینیم چون همش یا توی فکریم یا گذشته یا فردا چی میشه خونه بخریم ماشین نمیدونم خرید واسه خونه لباس و صدتا کوفت و زهر مار دیگه. من یکی همینکه همسرم کنارمه دخترم پیشمه برام کافیه بسه دیگه چی میخوام بجز اینا؟واقعا هیچی بقیش الکیه فکر میکنی داشته باشی خوشبختیت کاملتر میشه.
) مثلا چند وقت قبل اینو زده بودش

علاقه مندی ها (Bookmarks)