تشکرشده 552 در 189 پست
m.reza91 (شنبه 08 شهریور 93), معاون کلانتر (یکشنبه 09 شهریور 93)
تشکرشده 1,090 در 430 پست
واقعا جای سوال داره این اقا اومده معیارهای خودش رو راجع به ازدواج گفته ، همین اعضایی که الان مخالفت میکنن در تاپیک های دیگه همین حرفارو میزنن .
اگر ایشون شخصیت کنترلگر و ایده ال گرایی نداشته باشن معیارهاشون خیلی خوبه فقط باید مسئله بازتر بشه .
معیارهای ایشون مطابق معیارهای خیلی از اقایون ایرانیه .
بنده هم از نحوه ی برخورد ایشون برای گرفتن مدرک و گواهی .. انتقاد کردم اما معیارهاشون بنظرم چیز عجیبی نیست .
خیلی مشتاقم بدونم اقایون تالار که همیشه خانومارو تشویق میکنن به تبعیت از همسر و و کلی نصیحت میکنن واقعا معیاراشون چیه ؟ حالا فردی اومده حرف دلشونو زده مخالفت میکنن .
همیشه لبخند بزن......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..
مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94), اثر راشومون (شنبه 08 شهریور 93), شیدا. (یکشنبه 09 شهریور 93)
تشکرشده 3,515 در 811 پست
فرهنگ 27 (یکشنبه 09 شهریور 93)
تشکرشده 1,090 در 430 پست
در خیلی از موارد بالا جواب سوالاتم رو گرفتم و موضوع روشن تر شد .
در مورد وضعیت مالی پس با توجه به اینکه شما و خوانوادتون شرایط خوبی دارین محدودیت کمتری دارین . من با این قضیه موافقم .
در مورد مدرک و دانشگاه در کل حرفتون درسته اما باز هم این موضوع میتونه موردی بررسی بشه . اینکه خانوم مدرک یا دانشگاه بالاتر از شما داشته باشه همیشه نمیتونه دلیلی بر بالاتر بودن ایشون باشه . و در صورت اشتغال موقعیت مناسبتری دارن مخصوصا تو جامعه ما که میزان احترام در محیط کاری تا حدود زیادی به مدرک طرف بر میگرده و آقا بالاسر کمتری دارن (همون موردی که خودتون دوست نداشتین هر چند که حساسیت زیادیه ). حالا در مورد اشتغال در انتها صحبت میکنم.
مورد مذهب بازم به نظرم در یک سطح باشین بهتره و با این جمله مخالفم که مذهب ضامن اخلاقه نه به هیچ وجه . اما اگر منظور از مذهب اعتقاداته ، خوبه ، فرد معتقد به یک سری حد و مرزی تو زندگیش داره که پا فراتر نمیذاره و این خیلی خوبه . از نظر حجاب هم عقیده من با شما یکیست .
یه سوالی که برام پیش اومد شما با 33 سال سن با توجه به اینکه خودتون میگین در حد جزیی هم رابطه نداشتین و بکارت براتون اونقد مهمه که حتی حرف طرف رو هم قبول ندارین و مدرک میخواین .. چطور با روابط دیگه مشکلی ندارین .. یکمی بنظرم تضاد داره یعنی با عقل ناقص بنده جور در نمیاد .
در مورد اطمینان از وضعیت مالی گفتین ، من دقیقا بر عکس شما فکر میکنم ، اتفاقا ما در جامعه ای زندگی میکنیم که زن نیاز به پشتوانه مالی داره اگر خدای نکرده همسر فرد مشکلی داشته باشه و از هم جدا بشن یک زن باید از پس زندگیش بر بیاد یا نه ... اون محبتی که شما میگید از نظر من خالصانه نیست و با مادیات قاطی شده. باید بپذیریم که زن دیگه ضعیفه نیست . و یک سوال دیگه شما حاضرین با زنی زندگی کنین که فقط به خاطر مسائل مالی و بیکاری و نداشتن پشتوانه با شما زندگی کنه ؟؟ من موارد اینچنینی زیاد دیدم . حتی شخصی رو میشناسم اظهار داره اگر بیکار نبود و خونه داشت از شوهرش جدا میشد با اینکه شوهر بسیار پاکی داره و بسیار علاقه منده به خانومش اما اون خانوم انچنان علاقه ای به همسرش نداره یعنی زیاد فرقی براش نداره . پس شاید اونم در بعضی موارد از طرف مرد علاقه به وجود بیاره اما از طرف زن نه . عشق و محبت رو با مادیات یکی ندونید . شما تو یه تاپیک دیگه هم با آقای انوش هم عقیده بودین در مورد اخلاقیات و مادیات . چه بسیار زن هایی که پول مفت شوهر رو میگیرن و هزار تا کار دیگه هم کنارش انجام میدن و خیلی ام به ظاهر عاشقن ! اما زن هایی هستن که با وجود شاعل بودن به شوهرشون عشق میورزند و برای زندگیشون تلاش میکنن.
اشتغال مهمترین مسئله ایه که من با شما هم عقیده نیستم اشتغال برای خانومها فقط بعد مادی نداره بلکه بعد روانی داره . دورو زمونه عوض شده وقتی خیلی از خانوما تحصیل میکنن و سر کار میرن خونه نشستن واقعا سخته . بیکاری در حال حاضر یک دختر رو هم میتونه مریض کنه . خیلی از دوستای دختر من هستن که از بیکاری زده به سرشون . وضع مالی خوانواده هاشونم بد نیست اما خسته شدن از بیکاری . افسردگی گرفتن . این خوبه که شما به عنوان یک مرد دوست ندارین زنتون سختی بکشه و یک مرد دیگه بهش دستور بده اما به نیاز روانی اون هم توجه کنین .
ببینید مثلا من خودم بک دختر شاغلم و شغل نسبتا ثابتی هم دارم شاید بتونم از نظر مالی تا اخر عمرم زندگی خودم رو تامین کنم اما به دلیل روحیاتی که دارم شدیدا احساس میکنم به مردی احتیاج دارم که ازم حمایت کنه و پشتوانم باشه و تکیه گاهم باشه . وابستگی افراطی اصلا خوب نیست اما منم مردی رو دوست دارم که حس وابستگی رو بهم بده . تو اکثر خانوما این یه حس غریزی زنونست. حتی در من مستقل هم شدیدا وجود داره . واسه همینه که میگم سعی کنین شخصیت طرف مقابلتون رو در نظر بگیرین و از تعصبات بیجا بپرهیزین .
شاید حرفای من تاثیری نداشته باشه و شخصیت شما به این شکل باشه اما من سعی کردم حقایقو بگم و کمکتون کنم و دیدتون رو نسبت به بعضی مسائل عوض کنم .
ببینین خانوما دوس دارن شوهرشون تو مسائل مختلف زندگی و مشکلات باهاشون مشورت کنه اونارو به حساب بیاره. به علاقه مندیهاش توجه کنه . مثل شوهرای قدیمی نباشه که دائما بکن نکن بگه و ایراد بگیره و نقش یک بزرگتر رو ایفا کنه . بهترین ارتباط بین زن و مرد ارتباط دوستانست نه ارتباطی که در اون یکی خودشو بالاتر از دیگری ببینه و خودشو عقل کل بدونه .
من فکر میکنم شما از اون دسته مردایی هستین که به برابری زن و مرد اعتقاد خیلی کمی دارین .
در اخر هم دو تا تاپیک بهتون معرفی میکنم حدس میزنم تا حدودی به شخصیت شما بخوره
http://www.hamdardi.net/thread-21869.html
http://www.hamdardi.net/thread-15050.html
http://www.hamdardi.net/thread-15051.html
همیشه لبخند بزن......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..
maryam240 (چهارشنبه 29 بهمن 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 10 شهریور 93), مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94), اثر راشومون (دوشنبه 10 شهریور 93), شیدا. (سه شنبه 11 شهریور 93)
تشکرشده 552 در 189 پست
anisa (سه شنبه 11 شهریور 93)
تشکرشده 552 در 189 پست
اینکه در بیشتر موارد حق را به من دادید, برایم باعث اعتماد بنفس شد.و از این بابت هم ممنونم.
اما در مورد سوالی که در مورد حساسیت نداشتن بنده به سابقه روابط جزیی همسرم با وجود اینکه خودم چنین روابطی نداشته ام پرسیدید, قبلا هم در چند پست مخصوصا در پست دوم خودم در این تاپیک, توضیحاتی دادم و باز هم بر همانها تاکید میکنم که شاید یکی از علل این حساسیت پاک بودن سابقه خودم در این زمینه باشد ولی این علت اصلی نیست و بعضی از علل اصلی, همانطور که در آن پست عرض کردم عدم تحمل این موضوع است که در هر لحظه ای از زندگی مشترک به یاد آورم که مرد دیگری به خصوصیترین قسمتهای جسم همسرم راه یافته است و این اتفاق از دست دادن بکارت که از نظر من بعد از بارداری مهمترین اتفاق در طول زندگی همسر بنده است و یک و فقط یک بار در طول زندگیش اتفاق می افتد را در کنار مرد دیگری تجربه کرده باشد. آن روابط دیگر که میفرمایید از قبیل بوسه و آغوش و ... چنین وضعیتی را باعث نمیشوند که باعث چنان احساسی در من بشوند.
این اعتقاد بنده با توجه به اینکه خودم مذهبی نیستم, ربطی به این ندارد که در حالت عقد شرعی چنان رابطه ای داشته اند و بعد طلاق گرفته اند یا در هنگام دوستی عادی, بلکه نفس سابقه چنین رابطه ای برایم مهم است, و باز به همین دلیل اگر دختری باشد که که سابقه طلاق بدون ارتباط کامل زناشویی را داشته باشد, از نظر من معیار شماره 11 بنده را داراست و در صورت داشتن سایر معیارها در خاستگاری از ایشان تردید نخواهم کرد.
در مورد اشتغال , صحبتهای شما و بعضی دیگر از خانمهای تالار من را کمی به فکر فرو برده است و البته به گفته خودتان اصلیترین مساله ای است که با من موافق نیستید و این, دقیقا همان هدفی است که همانطور که در عنوان و در پست اول عرض کردم, به خاطر آن این تاپیک را ایجاد کردم.
با خواندن پست شما و چند خانم دیگر که شب گذشته در تاپیکهای دیگر مطالعه کردم, در انتها فقط این معیار اشتغال است که در ذهن بنده تا حدودی متزلزل شده است, و اما سوال اصلی بنده همانطور که در پست اول پرسیدم, علاوه بر تقاضای محک معیارهایم, این بود که چطور باید این معیار را که در طول سالها در ذهنم نهادینه شده است نادیده بگیرم؟ همانطور که شما و دیگر خانمها در این تاپیک و سایر تاپیکها گفتید که داشتن شغل اینقدر برایتان مهم است, پس با پافشاری بر روی این معیار ممکن است که بعضی از دخترانی که دیگر معیارهای غیر قابل تغییر بنده را برآورده میکنند, از دست بدهم, واین کمی برایم نگران کننده است, اما میخواهم اگر قرار است معیاری را نادیده بگیرم, فقط در سطح حرف و زبان نباشد و از عمق فکر و ذهنم به این نتیجه رسیده باشم.
روش صحیح برای اینکار چیست؟ آیا از دوستان کسی راهکاری واقعی میشناسد؟
تنها راهی که به نظر خودم میرسد این است که بدون مبارزه با حضور این معیار در ذهنم که به نظرم بیفایده است, فقط آنرا بالفعل نکنم و به تحقق آن اصراری نداشته باشم و با پررنگتر کردن این موضوع که همسرم بقیه معیارهایی را که مانند معیارشماره 1, 2, 11 و... برایم غیر قابل چشم پوشی هستند, به حد اعلی داراست, سعی کنم که اثر این حذف معیار اشتغال را با این انحراف دادن ذهن, کمرنگ نمایم.
مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94)
تشکرشده 1,090 در 430 پست
من دختران زیادی رو میشناسم روابطی در حد یک رابطه جنسی کامل رو تجربه کردند ولی بکارت خودشون رو حفظ کردند . اگر باز هم شما چنین فردی رو قبول دارید حرفی نیست . شناخت چنین افرادی هم فقط زیر نظر مشاور و در طول زمان بدست میاد با توجه به شناخت خصوصیاتشون. و اینکه معیار شماره 11 چیزی نیست شما جلسه اول و دوم خواستگاری بتونین چنین درخواستی داشته باشین چون اکثرا این رو یک توهین تلقی می کنن . چه دختری که رابطه داشته و چه نداشته هر کدام به دلایل خودشون. ببینید شما وقتی از یک دختری بپرسین و بهش بگین که این موضوع خیلی براتون اهمیت داره و از معیار های اصلی به حساب میاد اون دختر اگر چنین مشکلی داشته باشه ارتباطو بهم میزنه و ادامه نمیده . چون بعد از ازدواج این موضوع مشخص میشه بازم به جدایی میرسه . نمیدونم حساسیت شما برای گرفتن مدرک پزشک قانونی چیه... شما از نظر خودتون این راه رو یک راه ساده میدونین که سریع به جواب میرسین ولی این چیزی نیست که ضامن اخلاق سالم فرد بشه . نمیدونم منظور منو میگیرین یا نه ..
در مورد شغل اینکه میگین این معیار سالیان متمادی نهادینه شده شاید به خوانواده ای که توش بزرگ شدین برمیگرده . تا این قضیرو حل نکردین با یک خانوم شاغل ازدواج نکنین . من تنها کمکی که میتونم بکنم اینه ذهنیتتون رو کمی راجع به خانومای شاغل تغییر بدم اونم فقط به دلیل اینکه شما میخواین که تغییر بدین ... یک دلیلش اینه که سن ازدواج هم تو خانوما بالا رفته مثلا من الان 7-26 سال سنمه خونه ی پدرم زندگی میکنم از لحاظ مالی هم خداروشکر در مضیغه نبودیم برای من کمی سخته دائم از پدرم پول بخوام با اینکه بدون هیچ منتی هنوزم کمکم میکنه ... اما با اینحال و با اینکه الان دیگه خیلی از تصمیماتو خودم میگیرم اما میدونم که هنوزم پدرم مسئولیت منو بعهده داره و نظر اون برای من شرطه.البته پدرم مشوقم بود برای کار . با این مثال میخوام بگم این چیزا به شخصیت فرد و خوانواده ای که توش بزرگ شده برمیگرده و شما نمیتونین به صرف اینکه یک نفرو بهتون پیشنهاد دادن و گفتن شاغله همون اول بگین من زن شاغل نمیخوام این یک تعصبه . در مورد ارتباطات و رئیسو مرئوس هر کسی در محیط کار خودش برای خودش احترام و عزت ایجاد میکنه و اینکه کسی بی ادبی یا بی احترامی میکنه چیزی از عزت من کم نمیکنه . این بی احترامی میتونه خیلی جاهای دیگه غیر از محیط کار صورت بگیره موقع خرید ، رانندگی و... پس این دلیلی نیست برای اینکه زنم شاغل نباشه.
شما میتونین با دختری ازدواج کنین که سطح پایینتری داشته باشه و از ازدواج چیزی جز شوهر داری و خونه داری و بچه داری نخواد بدون چون و چرا تابع همسرش باشه اما در اون صورت انتظار نداشته باشین خیلی دختر به روزی باشه
شما هم تا زمانی که واقعا نخواین نمیتونین تفکراتتون رو تغییر بدین.
همیشه لبخند بزن......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..
khaleghezey (سه شنبه 11 شهریور 93), maryam240 (چهارشنبه 29 بهمن 93), فرهنگ 27 (سه شنبه 11 شهریور 93), مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94), اثر راشومون (سه شنبه 11 شهریور 93), شیدا. (سه شنبه 11 شهریور 93)
تشکرشده 2,575 در 920 پست
من یه پیشنهاد برای شما دارم آقایم رامشون :
به نظر من دخترخانمی با این شرایط می تواند معیارهای مدنظر شما را داشته باشد. من کاری به بد یا خوب بودن معیارهایتان ندارم. اما وقتی معیارهایتان را خواندم به خوبی درک کردم که چه تیپ خانمی مدنظر شما است و البته این دخترخانم ها بیشتر در خانواده های سنتی زندگی می کنند. به نظر من خانمی با این خصوصیات معیارهای مدنظر شما را خواهد داشت :
1- تحصیلات دیپلم
2- خانواده سنتی با وضع مالی متوسط . البته نه متوسط روبه بالا. بلکه متوسط رو به پایین.
3- دخترخانم به فرض که هفت سال از شما کوچکتر باشد می شود بیست و شش ساله. خوب دخترخانم اگر تا این سن برای ادامه تحصیل یا اشتغال اقدامی نکرده باشد به احتمال نود درصد برای شما مناسب است.
4- دخترخانم علاقه زیادی به خانه داری ، شیرینی پزی ، رقص ، خیاطی ، گلدوزی ، مهمانی های زنانه دورهمی با فامیل و اقوام ، خرید کردن به همراه همسر داشته باشد.
روحیه لطیف و رمانتیک داشته باشد و عیمقا خواهان مردی باشد که امور زندگی را به آن مرد محول کند و او را تکیه گاه محکمش بداند. همچنین تربیت سنتی این دختر ( از بچگی روی حرف پدرش حرف نمی زند و مطیع و سربه راه است ) از او زنی می سازد که بسیار به دل شوهرش راه می رود و در زندگی شعارش سازش و سازگاری است و فراهم کردن یک زندگی خوب برای دیگران به خصوص نزدیکان. فکر می کنم در اصطلاح روانشناسی بهش می گویند شخصیت مهرطلب. همچنین شخصیت از خودگذشته نیز می تواند این خصوصیات را داشته باشد و برای شما کاملا مناسب است.
5- من نمی گویم دختر مناسب شما باید مذهبی باشد. اما لازمه چیزی که شما می خواهید این است که این دختر پوشش مناسبی داشته باشد و در مقابل مردان حجب و حیا داشته باشد و به اصطلاح سرش را پایین بیندازد و به کار خودش برسد. روی همه اینها تاکید دارم.
در آخر دو نکته را اضافه می کنم :
1- حتما کتاب معجزه صمیمیت را که نسل نواندیش منتشر کرده است و سه جلد دارد تهیه بفرمایید. بسیار برای شما خوب و مناسب است.
2- چنین همسری که شما می خواهید روحیه بسیار حساس و لطیفی دارد و نیازمند آرامش بسیار ، محبت و توجه فراوان ( از همان نوعی که خانمها انتظار دارند اما آقایان به خوبی درک نمی کنند ) دارند. اگر شرایطی به غیر این برایشان فراهم کنید مطمئن باشید که همسرتان افسرده ، پژمرده و بیمار خواهد شد. پس باید آمادگی زندگی با چنین خانم ظریف و لطیفی را داشته باشید. درست مثل یک گل از او مراقبت کنید.
3-تاکید دارم که خانواده حتما سنتی باشند که دختری با این خصوصیات که شما می خواهید در خانواده های سنتی به وفور یافت می شود. همچنین بدون اینکه شما درخواست کنید خودشان می روند و گواهی مورد نظر را می گیرند و به شما می دهند.
anisa (سه شنبه 11 شهریور 93), kamran2007 (پنجشنبه 13 شهریور 93), khaleghezey (سه شنبه 11 شهریور 93), maryam240 (چهارشنبه 29 بهمن 93), فرهنگ 27 (سه شنبه 11 شهریور 93), فرخ رو (سه شنبه 11 شهریور 93), مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94), اثر راشومون (سه شنبه 11 شهریور 93)
تشکرشده 552 در 189 پست
از پست مفیدتان بینهایت ممنونم و از اینکه به یکی دو معیار کمتر توجه شده ام نیز پرداختید. در روز گذشته به علت تاثری که از تاپیک آقای جابر برایم پیش آمده بود, مقدور نبود که پستی بگذارم و اولا تشکر کنم و بعد, سوالات خودم را بپرسم.
مخصوصا از چند آیتمی که در نوشته های خودم نبودند و شما به درستی آنها را نیز در پیشنهادات خود آوردید, ممنونم. اما بعضی از بازه های معیارهای اعلامی بنده را محدودتر کردید میخواهم دلیل لزوم اینکار را بدانم؟
مثلا معیار تحصیل را که فقط به دیپلم محدود کردید در حالیکه من تا کارشناسی ارشد را نیز بلا اشکال دانستم.
همچنین سن و سال را تا هفت سال اختلاف مجاز دانستید, اما من تا 10 سال نیز به نظرم مناسب می آید, البته دلیل آن, این نیست که فرصتی برای ادامه تحصیل و اشتغال در اختیارش نبوده باشد بلکه برای این است که خود بنده به شکل ارثی و ژنتیکی, و به گفته آشنایان و دوستان, سن ظاهریم از سن تقویمی حدودا 6 سال کمتر به نظر میرسد و نمودهایی که مردان هم سن و سالم از گذر عمر در ظاهر دارند را هنوز ندارم از قبیل ریزش یا سفیدی موهای سر یا اضافه وزن و از طرفی از آنجا که خانمها به دلایل مختلف از قبیل زایمان, متاسفانه در معرض فرسودگی سریعتری در طول عمر قرار دارند حس میکنم که در طول سالهای عمر کم کم در نظر اطرافیان, این اختلاف سن ما معکوس دیده شود و این شاید باعث ناراحتی همسرم شود که برایم خیلی سخت خواهد بود. البته این مورد را قبلا هم بعضی دوستان در مورد معیار سن پیشنهاد داده بودند و من در اینجا نظرم را گفتم.
با دلایل بالا گاهی به این فکر میفتم که حداقل بازه اختلاف سنی را نیز از یک سال, بالاتر ببرم.
و مورد دیگر, وضعیت مالی ایشان را متوسط رو به پایین گرفتید ولی به نظر من فقط بالاتر نبودن وضعیت مالی آنها از خانواده خودم کافی است دلیل شما برای این محدودیت چیست؟
اما مورد چهارمی که در پست اولتان در تاپیکم آوردید, فکر میکنم که دقیقا یک وضعیت ایده آل برای تمام مردان را مجسم کردید و بعید میدانم که حتی مردانی که با دیگر معیارهای بنده موافق نباشند چنین مواردی را در همسرشان آرزو نکنند.
در انتهای پست اولتان تاکید بر سنتی بودن خانواده ایشان داشتید, این را باید بیشتر بر رویش فکر کنم و اینکه فرمودید برای گرفتن گواهی مدنظرم لازم است که چنین باشد, موافق نیستم و موافقت با گرفتن این گواهی را از دخترانی از مدرنترین تا مذهبی ترین خانواده ها بارها دیده و شنیده ام.
راستی اینکه گفتید لازم نیست از هیچکدام از معیارهایم چشم بپوشم, کمی افکار بنده را دو سمته کرد, زیرا با خواندن پستهای بعضی از خانمهای تالار مثل خانم انیسا و شما و خانم مصباح الهدی تقریبا در حال حذف ا معیار اشتغال از لیست خودم بودم.
ویرایش توسط اثر راشومون : چهارشنبه 12 شهریور 93 در ساعت 22:19
تشکرشده 1,090 در 430 پست
آقای راشومون خوب فکراتون رو بکنید منم فکر میکنم همسری که نوپو توصیف کرد مناسب شماست.
هستند دختران اینچنینی فقط یکمی سطح خوانوادگی پایینتری دارند.
همیشه لبخند بزن......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..
اثر راشومون (سه شنبه 11 شهریور 93)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)