چرا طلاق؟
به نظر نمی رسه زندگیت اونقدر مشکل داشته باشه.
هانیه جان
بدقولی که نشد دلیل طلاق.
نمی گم بدقولی اشکالی نداره، اما مساله اینجاست که هر مردی و هر آدمی یه بدیها و یه خوبیهایی داره. هر کس یه اشکالات رفتاری داره.
هیچ کس عالی و پرفکت و کامل نیست. فکر نکن طلاق بگیری نفر بعدی و همسر بعدی قراره یک مرد بی نقص باشه.
بعضی رفتارها را می شه تعدیل کرد، می شه تحمل کرد، می شه نادیده گرفت
به این فکر کن که اگر ایراد غیر قابل تحملی داشت چیکار می تونستی بکنی؟ اگر خیانتکار یا هوسران بود چی؟ معتاد یا بیکار و تنبل و بی درآمد، یا ....
اون از تو احترام می خواد
متاسفانه چند جایی غرورش را زیر پا گذاشتی و الان می خواد قدرتش را بهت نشون بده.
فکر می کنم شما توی یه دنیای خیالی پاک و زیبا زندگی می کنی.
برای همین هم می گی یکی از دلایلم برای انتخاب همسرم این بود که جای دیگه خواستگاری نرفته بود !!
برای همین به یه حرف بسنده کردید و دو ساله عقد ثبت نشده کردی
و برای همین بدقولی به نظرت مشکلیه که باید بخاطرش طلاق گرفت.
دنیات واقعی نیست، ایده آله.
شاید هم با تجربه طلاق و هزینه های سنگینش، یه مقدار از دنیای ایده آلت بیرون بیایی.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)