به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 56

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 اسفند 94 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1394-3-18
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    1,866
    سطح
    25
    Points: 1,866, Level: 25
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    48

    تشکرشده 197 در 64 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عنوان این تاپیک و درخواست استارتر اصلا به خواستگاری سنتی مربوط نیست، حالا چون صاحب تاپیک نیومده بگه دچار عشق و وابستگی عاطفی شده و صرفا یا این شخص یا هیچکس دیگه، بلکه هدف اصلی ازدواج موفق هست،خب به هر حال باید راه های مختلف بهشون پیشنهاد داده بشه. بخصوص اینکه ایشون به دلایل مختلفی که توسط خودشون و دوستان به همشون پرداخته شد با تعداد خواستگار کمتری هم رو به رو بوده اند.

    بحث سوء برداشت از یک روش نیست، من همونطور هم که گفتم نباید کلیت یک روش را نفی کرد. هر کدوم از این روش ها نیاز به اصلاح داره. بله من هم همونطور که در متن قبلی اشاره کردم و در سایر پست هام توی این تالار مشخصه، به هیییچ وجه از دوستی قبل از ازدواج استقبال نمی کنم، حتی تاپیکی بود که طرف گفت خواستگاری رفته اما الان پیامکی با دختر در ارتباطه، و من گفتم این ارتباط را قطع کنه ... البته هرچند ممکنه خیلی از افراد هم در این بخش هم ایراد بگیرن ... اما من مطمئنم همونطوری که آقا پسر در پست اولشون گفته بودن این تازه باعث سرد شدنشون از پیگیری شده ...

    به دختر سرگردان گفتم به این آقا فکر نکنه، چون معلوم نیست چی قراره اتفاق بیفته بخصوص که خود طرف هیچ واکنشی نشون نداده، اتفاقا به بحث خانواده هم اشاره کردم و گفتم حتی وقتی بیاد هم خانواده شما و هم خانواده ایشون مهم اند.
    بله متاسفانه بحث خانواده ها خیلی مهمه. البته فقط هم ایران اینطور نیست، جاهای دیگه هم خانواده ها خودشون را محق به انتخاب همسر بخصوص برای فرزند پسر میدونن، حرف مردم هم همه جا هست ... .

    شما میگید محجبه اید من هم محجبه ام، و در ایران و اگه در کشورهای عربی باشم چادر هم به سر می کنم، اما در سفر به یه سری از کشورها نه به صورت چادر اما به هر حال همیشه حجاب را دارم. میگید عزت نفستون اجازه نمیده با یه آقا طرح بریزید که جذبش کنید، من میگم نه تنها محجبه ها، بلکه ممکنه خیلی از افراد غیر محجبه هم این عزت نفس را داشته باشن، و البته در مورد خودم میگم که من عزت نفسم اجازه نمیده بخوام حتی برای مادر خواهر آقایون هم طرح بریزم که بخوان جذبم بشن ... که به این مسئله صاحب تاپیک هم اشاره کردن ، با اینکه همونطور که گفتم مادرم از هیچ کدوم از این تلاش ها کوتاهی نکرده، اما من واقعا ناراحت میشم، بخصوص که در نهایت منجر به اومدن یه سری از افرادی به خونه میشه که تفاوت فرهنگیشون با ما از زمین تا آسمانه ...

    اینکه کجا باید دوران آشنایی را می گذروندین، بله شما چون به گفته خودتون خیلی سخت گیرید، همون خونه خودتون بهترین جاست دیگه، یعنی در کل وقتی بعد از ده جلسه به یکی میگید پدرم گفته کار نداره پس نه، حداقل طرف باید دلش خوش باشه که تو خونه خودتون بوده و به صورت سنتی بوده. اما مسئله اینجاست که وقتی مدتی با کسی هستین، تاکید می کنم نه به صورت دوست بلکه سر کار، سر کلاس، توی یه تشکل در دانشگاه، یا جاهای دیگه ای که دارید فعالیت می کنید، خب به هر حال شما هم به یک شناختی نسبت به ایشون رسیدید و این شناخت خیلی مهم تر از اینه که فردی بیاد که هیییچ اطلاعی ازش در دسترس نیست جز رشته تحصیلی، سن ، شغل و احتمالا قد! یعنی در این حالت شاید بیش از اون سه جلسه ای که شما وقت میذارید را بدون اینکه بدونید پشت سر گذاشتین ... پس حتی میتونید از همون اول بدون عذاب وجدان نه بگید... بدون اینکه وقت زیادی ازتون بگیره و زمان زیادی فکرتون را به خودش مشغول کنه ... این روش دروغ هم تا حد زیادی نداره. یعنی اینکه کسی به اصرار خانواده یا صرفا در بستر خانواده و یا به هر دلیل دیگه ای خودش را یه جوری نشون بده اما بعدا عکسش ثابت شه.
    یه مثال از خواستگار خودم برای این وضعیت: یه آقایی از آشنایان دور ما بود. همه به خوبی ازشون یاد می کردن. من هم چندین بار باهاشون صبحت کرده بودم و به نظرم خیلی با شخصیت بودن. از قضا یه موقعی یه کاری با هم برداشتیم. من طی اون کار تازه متوجه شدم که ایشون خیلی زرنگ تشریف دارن و میخوان از هر طریقی که شده نتیجه امور را به نفع خودشون تغییر بدن. شکر خدا با کلی نذر و نیاز! بالاخره اون کار به خوبی تموم شد. بعدش ایشون از من خواستگاری کردن و گفتن تا حالا کسی نتونسته بود مثل شما جلوم بایسته به همین علت خوشم اومده ازت. من گفتم نمیخوام زندگیم میدون جنگ باشه، صبح که بلند میشم جناغ بشکنم آخر هفته حساب کنیم چند چنده. مدتی بعد شنیدم ایشون از یکی دیگه از آشنایان خواستگاری کرده. من خانواده دختر را میشناختم. خیلی نگران بودم. میخواستم بهشون بگم از شخصیت ایشون اما نمیدونستم درسته یا نه. با چند نفر مطرح کردم همه گفتن ول کن خودشون برن تحقیق کنن. نیومدن که از شما بپرسن! کسی هم حاضر نشد این مسئولیت گفتن را به عهده بگیره! بالاخره استخاره کردم جواب خیلی خوب اومد. وقتی به دختر گفتم گفت تو حسودیت میشه که این اومده خواستگاری من! گفتم از قضا ایشون قبلا از من هم خواستگاری کرده بودن. گفت دیگه بدتر حتما پشیمون شدی! خلاصه گفتم حداقل تو این موارد امتحانش کن. اما اون عقد کرد... بعدا از یکی دیگه از آشنایان نزدیکشون شنیدم گفت پدرشون رو در آورده. گفت از قبل از ازدواج که تا تونست توی مهریه و مسائل دیگه زرنگی کرد. بعد هم در دوران حتی عقد کتکش هم میزده. اما انقدر این فرد بدجنس بود که وقتی میرفت پیش قاضی یه جوری رفتار می کرد که قاضی به دختر میگفت برو سر زندگیت. آخر بهش گفته بودن اگه واقعا نخوای زندگی کنی مثل اینکه باید سه سال منتظر بمونی تا بعد دادگاه خودش بدون اینکه نظر مرد را بخواد طلاق بده. و به این صورت اینا مجبور شده بودن یه پولی هم بدن تا شادوماد قبول کنه دخترشون رو طلاق بده. خب من باز هم به این خیلی مثبت نگاه کردم. چون اگه این آقا سنتی میومد خواستگاری من چه بسا من الان جای اون دختر بودم. خدا بهم کمک کرد. البته به اون هم کمک کرد اما خودش نخواست.

    اینکه آقایون دنبال زیبایی هستن پس جذب دختر با حجاب نمیشن درست نیست مگه اینکه حجاب در حد رو بنده باشه و گرنه چهره و قد و رنگ پوست و ... مشخصه دیگه، در عوض به این صورت مطمئن هستن که ساختگی هم نیست! بعلاوه صاحب تاپیک اشاره کردن که زیبایی را به حد کافی و در حد جلب توجه دارن. از طرف دیگه زمان تحصیل ما دختری بسیار زیبا و جذاب توی دانشگاه بود که چشم و فکر خیلی ها رو برده بود، اما بعد از اینکه چند نفری که شرایط خیلی خوبی داشتن من جمله یکی از اساتید بهش پیشنهاد دادن و ایشون رد کردن، خب بقیه حساب دستشون اومد که استانداردهای این فرد خیلی بالاست و دیگه سراغ ایشون نرفتن. در صورتی که اگه همه خواستگاری های ایشون سنتی بود و کسی خبر نداشت ممکن بود خیلی افراد بیشتری برای ایشون وقت بذارن. مطمئنا برای آقایون هم اگرچه زیبایی مهمه اما مسائل دیگه ای هم هست که شاید مهم تر هم باشه. اتفاقا اگه فکر کنیم آقایون به فکر زیبایی هستن خواستگاری سنتی خیلی بدتر به ضرر دختر هست. چون در جلسه اول ممکنه از یک نفر به این دلیل بگذرن، در صورتی که شاید اگر چند جلسه دیگه به خودشون فرصت میدادن میدیدن دختر یه سری ویژگی هایی داره که به خاطر اون ویژگی ها نمیتونن ازش بگذرن. اما وقتی به صورت یک همکار یا هم کلاس یا به هر حال توی یک شرایطی این دختر را ببینه بدون اینکه برای خودش عذاب وجدان و برای اون دختر دلشکستگی ایجاد کرده باشه میتونه راحت تصمیم بگیره که این برعکس هم هست. یعنی برای دختر هم صدق می کنه. وقتی صاحب تاپیک میگن زیبایی دارن، سر کار میرن، سالهایی را برای تحصیل گذاشتن ، فرهنگ خانوادگیشون این اجازه را بهشون میده، چادری نیستن که بخوان به حجابشون ربط بدن، خب همه اینا یعنی شاید رفتار ایشون خیلی بسته بوده. اینجا سوال کردن چیکار کنم این فرد جذب بشه، من بهشون میگم کاری به این فرد نداشته باشین. خودتون باشین، اما احیانا پسر هراسی هم نداشته باشین. نمیگم حتما دارید، میگم شاید اینطور بوده باشه. اگه اینطور بوده تغییرش بدید. من هم زیاد دیدم توی دانشگاه دخترهایی زیادی خودشون را به پسرها نزدیک میکردن به بهانه های مختلف و در عین حال یه تعدادی هم حتی اگه یکی برای کاری سراغشون میرفت هم فرار می کردن. یه سری میگفتن ما رومون نمیشه، یه سری میگفتن برامون حرف در میارن... . خب در این شرایط اونایی که از ابتدا شرایط خانوادگیشون اینطور بوده که حداقل برای کارهای لازم میتونستن به راحتی با آقایون ارتباط برقرار کنن خیلی موفق تر بودن. من خودم دیدم آقایی که از ترم یک به یکی توجه خاصی داشت اما انقدر اون خانم پا به فرار گذاشت که در نهایت اون اقا فکر کرد اصلا ازش خوشش نمیاد و رفت سراغ کس دیگه و این بار اون دختر به صورت خیلی سالم و حلال، فقط با این رفتار که فرار نکنه و به طرف گوش بده تونست جلبش کنه و به ازدواج خوبی منجر شد که الان 7 سال ازش میگذره. حالا اون فرد اولیه میگه قسمت نبود، اما همین حرفش نشون میده داره فکر میکنه به اون مسئله. شاید هم قسمت نبود، اما حداقل میتونست انقدر راحت پشت به فرصتش نکنه که الان حسرت نخوره.

    به هر حال چون گفتید با اینکه یه نفر از شما خوشش بیاد مشکلی ندارید پس یعنی با صحبت من کلا نباید مشکلی داشته باشید، چون نظر من دقیقا در همین حد هست نه بیشتر.

    اما اینکه پسر با گل و شیرینی میاد... واقعا اینطوره؟؟ خیلی از افراد جلسه اول به روی خودشون نمیارن حتی بعضی از خانواده ها جلسه دوم ... من که این افراد را اصلا نمیتونم درک کنم . اما میبینم خانواده های زیادی بهشون بها میدن و باز هم میپذیرنشون ... حالا باز ممکنه بعضیا بگن گل محبت میاره ، این گل بالاخره جاش تو سطل زباله است و اون شیرینی هم همون جلسه تموم میشه ... اما به نظر من اینا فقط توجیهیه برای قدر ناشناسی دیگران یا شونه خالی کردن از زیر بار یک مسئولیت. برای خود من شاید 5 درصد افرادی که قبلا جلسه اول میومدن خونمون هم گل یا شیرینی نیوردن، آخه بالاخره اگه نمایشگاه هم باشه یه ورودی داره!!

    میگید با توجه به اینکه مذهبی هستید با آقایون خارج از نیاز رفت و آمدی ندارید با این مدل تعداد انتخابتون بیشتر شده، اما من میگم این به خاطر مشکلات فرهنگی جامعه ماست وگرنه شما هم دانشگاه رفته اید هم اینطور که گفتید الان کار می کنید... اینکه آقایون ما انقدر حس برتری جویی بهشون دست داده که نمیخوان در ظاهر از کسی نه بشنون، میترسن نه بشنون به همین خاطر هست که ترجیح میدن خواستگاری سنتی برن که کسی ندونه... همونطور که شما گفتید خانواده ها خیلی مهمن، و سخت می پذیرن که انتخاب از جانب خودشون نبوده باشه و ... و مسئله مهم تر اینکه یه سری از آقایون میترسن اصلا به یک دختر چادری خودشون پیشنهاد بدن، یعنی تفکرشون این هست که فرداست که بابا و برادرهاش بریزن سرش که ... اتفاقا این مسئله را من از یکی از آقا پسرهایی که از من خواست واسطه باشم برای یه دختر خانم دیگه شنیدم. و خیلی زیاد اون آقا پسر تاکید داشت که حتما اول فرهنگ این مسئله را در خانواده ایشون بررسی کنم و بعد پیشنهاد را در میون بذارم. اول این مسئله برای من عجیب بود اما آقا پسر گفت یه همچین مشکلی قبلا برای آشنایانشون پیش اومده ... . خانواده پسر که دیگه در این زمینه به شهرت رسیده اند (حداقل برای من یکی کاملا به اثبات رسیده) کما اینکه تاپیک هایی که پسر خودش اومده گفته مادرم با انتخاب من موافق نیست زیاده... و الان از شما هم پر رنگ کردن نقش حضور پدر در خواستگاری را میبینم. مگه همه بابا دارن آخه ؟ مگه بابا همیشه میتونه کنار آدم باشه؟ نمونه اش بابای استارتر که شهر خودشون هستن بیشتر مواقع. بابای من هم به خاطر کارش بیشتر اوقات نیست، باشه هم نمیتونم بگم کارتو بذار کنار بیا بشین کنار من چون ممکنه خواستگار وحشی از آب در بیاد!! ما نمیتونیم فرهنگ همه را درست کنیم. اما میتونیم محل کار و تحصیل و فعالیتمون را طوری انتخاب کنیم که افرادی با فرهنگ خودمون اطرافمون باشن (نمیگم خیلی بافرهنگم بقیه نیستن، بلکه میگم مثل خودم باشن). اما خواستگار سنتی ای که هیچی ازش نمیدونیم را ممکنه هر بی مبالاتی ای از طرفش ببینیم. پس به همین دلایل، من اصلا حاضر نیستم حداقل جلسه اول خواستگار سنتی را توی خونه بپذیرم . خونه من حرم امن منه. قرار نیست پای هر ناشناسی به این محل باز بشه. پس این اصلاحی هست که من برای خواستگار سنتی خودم گذاشتم. یه مثال دیگه از مورد خونه اینکه یه خواستگار سنتی بدون هیچ شناخت قبلی داشتم که از وقتی جلسه شروع شد فقط در مورد رشته خاص صبحت کرد. گویا به علت تشابه اسمی رشته منو با یه رشته دیگه اشتباه گرفته بود. ازش پرسیدم چرا انقدر اصرار داری روی اون رشته؟ گفت چون نون و آبداره!! گفتم شاید کسی بتونه با رشته های دیگه بیشتر از این مقدار پول در بیاره. گفت امکان نداره! مشخص بود که از همین الان روی پول زنش هم حساب باز کرده. خلاصه خیلی از صحبت هاش حول محور پول بود و اتفاقا خودش دیگه پیگیری نکرد، چون من وقتی نگرشش را دیدم از موقعیت خودم چیزی نگفتم. خب این اگه جلسه اول میومد خونه ما قطعا باز هم میخواست ادامه بده، شاید اینطور هم خودشو نشون نمیداد. اما شکر خدا به این صورت بر طرف شد.

    میگید با این مدل انتخابتون بیشتر شده. این برای طرف مقابل هم هست. اونا هم به این طریق انتخابشون بیشتر شده. خیلی خیلی خیلی بیشتر از شما. اینطوری میشه که خواستگاری های یک جلسه ای با توهین و دلشکستگی زیاد همراه میشه. شما میگید با رفتارهایی که نشون میدید مشخص میشه که باید برای به دست آوردن دختر تلاش کنن، اما خیلی از خانواده ها اینطور نیستن و فقط دنبال شوهر دادن دخترشون هستن. خواستگارها هم تعداد زیادی انتخاب دارن، پس با این رفتار شما میرن سراغ اونی که راحت تر بهشون میدن. و همونطور که توی پست قبلی اشاره کردم حتی خودتون هم اشاره کردید تعداد اصلا مهم نیست. گاهی تعداد دردسر آفرین هم میشه...

    میگید دخترها تو این روش سنتی درگیر نمیشن اما پسرها میشن. این به شخصیت شما مربوطه، چون شما میدونید ممکنه بعد از جلسه n ام هم به کسی نه بگید، دل نمیبندید وگرنه خیلی از دختر ها هم توی هر سنی درگیر میشن. اتفاقا من با قاطعیت میگم دخترها بیشتر درگیر میشن. نمونه اش تاپیکی که گفته بود سرگردانی بعد از یک خواستگاری یک ماهه. طرف میدونه این به دردش نمیخوره، به سه تا مشاور مراجعه کرده، باز هم نتونسته هضم کنه. و اگه با مواردی مثل خانم گلاب رو به رو بشن دخترها خیلی بیشتر سرخورده میشن. چون بعد از اینکه با خودشون کنار اومدن هم مجبورن منتظر بمونن برای بعدی، و این انتظار دشواره و ممکنه قبل را براشون یادآوری کنه، اما پسر بعد از کنار اومدن با خودش دیگه منتظر نیست، سریع میره سراغ نفر بعدی لیست معرف! من به شما چون پروسه بررسیتون زیاد وقت میبره میگم برای اینکه عذاب وجدان نگیرید از قبل بگید من باید فرضا بیست جلسه حرف بزنم، بعدش جواب نهاییمو میدم که لزوما مثبت نیست (به نظرتون دیگه کسی میمونه؟)

    بله هر دو نوع روش معایب دارن. حتی یک سری از معایب مشترک هستن! مثل همون بحث خانواده. اینکه در روش سنتی اول خانواده را ببینی بعد پسر، در روش مدرن اول پسر را ببینی بعد خانواده. خانواده به قول شما در هر حالت کار خودشو میکنه، بله باید هر دو یعنی هم خود شخص و هم خانواده اش (چه برای پسر و چه برای دختر) نظر بدن، اما بهترین نوع ازدواج برای من ازدواجی هست که شخصیت پسر طوری باشه که بتونه نظرات خانواده را در مورد من و زندگیش کنترل کنه و جهت بده. حالا وقتی توی خواستگاری سنتی پسر دفعه اول اصلا نیاد! خب این یعنی همه چی دست خانواده است. یعنی من حتی اگه از خانواده اش خوشم بیاد هم نمیتونم به چنین شخصی اعتماد کنم. حالا ممکنه دیگران بگن با توجه به مذهب بهتره اینطوری برطرف بشه. اما به نظر من درسته که فرهنگ خانوادگی برای من مشخص میشه، اما اینطوری مادر من هم میتونن فرهنگ خانواده اونا رو بررسی کنند. پس نیازی به حضور من نیست!
    یه مثال از خودم: یکی از کارمندهای شرکت به من پیشنهاد ازدواج داد. من صرف نظر از موقعیت پرسیدم خانواده ات در جریانند؟ گفت نه! گفتم در جریانشون بذار بعد بیا با من صحبت کن (البته این طور هم نبود که الکی بخوام سر کارش بذارم، یعنی با این فرض که نظر کلیم مساعد هست اما به خودش نگفتم این پیشنهاد را دادم). چند روز بعد دیدم یکی اومده گرد و خاک به پا کرده. رفتم بیرون دیدم بله مادر ایشون با توپ پر اومده. گفت نمیدونم کی تو رو اینجا رئیس کرده اما با ریاست نمیتونی برای خودت شوهر استخدام کنی! و خیلی حرفای دیگه که از گفتنش معذورم! خب اون خانم اصلا منو نمیشناخت. بعدا پسرش گفت چون خودش انتخاب نکرده بود عصبانی بود و پسر رفت. من هم مثل شما به این مسئله مثبت نگاه میکنم. میگم حالا اگه این خواستگاری سنتی بود، اگه مادرش تنها میومد و من رو می پسندید. جلسه بعد هم پسرش میومد و خلاصه این کار ادامه پیدا می کرد، من قطعا بعدا با این آدم خودخواه به مشکل بر میخوردم. خب اینجا میام این اصلاحیه رو برای روش سنتی میذارم که حداقل جلسه اول پسر هم بیاد.

    گفتن اینکه پسر از دختر خوشش بیاد هم میتونه برای پسر دردسر آفرین باشه، اما این مورد را پسر خودش باید مدیریت کنه. یعنی نباید یک سااال یکی رو در نظر بگیره بعد تازه بخواد پا پیش بذاره. اصلا شاید تو این مدت دختر ازدواج کرد. باید بتونه سریعتر تصمیم بگیره و البته روی احساسش مدیریت داشته باشه. به هر حال یک طرفه بوده ممکنه اصلا از همون اول نظر دختر منفی باشه، چه بسا تو خواستگاری سنتی هم اگه یکی از طرفین نظرش مثبت باشه و اون یکی زیادی طول بده طرف مقابل ضربه بخوره.

    مذهب بعضی جاها درست معرفی نشده. شما مذهبی هستید، اما رهبر معظم کشورمون هم مذهبی هستن. ایشون یک مرجع عالیقدر دینی در سراسر جهان هستن. با این موقعیت، وقتی پیشنهاد خواستگاری برای پسرشون را به یک خانواده مذهبی دادن، خانواده دختر قبول نکردن برن خونشون. گفتن اگه نپسندید روی روان دختر ما اثر منفی میذاره. ایشون هم با بزرگواری پذیرفتند و اصلا جریان به صورتی برگزار شد که دختر از ماجرا خبر نداشت. چرا ما باید به اسم مذهب خودمون یا دیگران رو آزار بدیم؟؟ گیریم برای همه درصد 70 مثبت ، 30 منفی باشه. آیا 30 درصد کمه؟؟ وقتی ما میتونیم با یه سری اصلاحات این 30 رو برسونیم به 20، 10، 5 ... چرا این کار را نکنیم؟ چرا با طرح این مسئله که همه مشکل دارن فکری برای حل این مشکل نکنیم؟ چرا با این ترس که شاید این مشکل حل شد، مشکل بعدی بدتر باشه، به همین مشکل قانع بشیم؟ واقعا مذهب اینو به ما میگه؟؟ به نظر من که خدا بهم میگه بهت عقل دادم، توی کتابم هم بهت دستور تعقل دادم. هیچ جای کتابم هم در مورد نحوه خواستگاری و عزت نفس و ... چیزی نگفتم ، این یعنی دستتو باز گذاشتم با توجه به شخصیت و موقعیت خودت اقدام کن، اما شروطی که گذاشتم این بود که ولامُتَّخِذاتِ أخْذان، یعنی دوست نگیر، دختر جوری حرف نزن که اونی که در دلش مرضی هست درباره ات طمع کنه، پسر نگاهت رو درست کن، البته حق الناس رو هم رعایت کن.

    برای شما دختر سرگردان چون در پست قبلی گفتید خواستگاری سنتی را هم قبول دارید میگم این اصلا کاری نداره! کافیه خودتون (مادر هم نیازی نیست بیان) چند روز به چند مسجد برید. اونجا که کسی شما رو نمیشناسه کنار یه خانم که میشینید بپرسید شماره این واسطه ها یا معرف های ازدواج که در عرف بهشون راوی هم میگن دارن یا خیر. توی این دفاتر حسینیه ها و مساجد سر بزنید، به 4 تا از اونا که شماره بدید دیگه روزی نیست که از این خواستگارهای رنگ و وارنگ نداشته باشید. بخصوص اگه از اون پولی ها باشه (نه اینکه از قبل پول بگیرن به اینا اعتماد نکنید اما یه سری میگن اگه کار درست شد پول میگیریم، اینا بنده خداها خیلی تلاش می کنن که معامله جوش بخوره!). اما خیلی مواظب باشید برای اینکه هیچ شناختی ازشون ندارید. اما اون آدرس سایتی که بهتون دادم چون یک طرح ملی هست قابل اعتماد تره هرچند ممکنه افرادی که معرفی می کنن کمتر از این روش باشه، اما حداقل کسایی هستن که به شما میخورن.

    اما به هر حال باز هم می گم:
    با توجه به شرایط فرهنگی کشور ما روش سنتی غیر قابل اجتنابه (به دلیل ادامه ندادن تحصیلات توسط بعضی از افراد و یا انتخاب شغلی در شرایط کاملا مردانه یا کاملا زنانه، یا به هر حال انتخاب نکردن کسی از اطرافیان خود حتی برای کسانی که شرایط آشنایی را دارن و از همه مهمتر بی عیب نبودن روش های دیگهاما
    1- با توجه به مشکلات پیش اومده چه برای خانم ها و چه برای آقایان اصلاحات در این روش ضروری هست. تاکید می کنم اصلاحات نه لغو کامل روش.
    2- سرکوب کردن کامل روش مدرن بدون ایجاد اصلاحات برای اون روش هم درست نیست. باز هم تاکید می کنم نه به صورت دوستی بلکه هدایت کردن جامعه به سمت و سویی که حداقل خانواده ها راحت تر با این مسئله آشنا شدن جوانان با هم کنار بیان و حداقل شرایطی هم برای این روش آشنایی در عرف تعریف بشه که کسی آسیب نبینه.
    ---
    در نهایت دختر سرگردان آفرین که اون آقا را از ذهنت کنار گذاشتی چون داشت جلوی کارهای اساسی ای که باید بکنی را می گرفت، دستت را تنگ می کرد و فقط به یه سری از روش های خاص محدودت می کرد...
    اما الان به شما پیشنهادات زیادی داده شد در این تاپیک.
    پیشنهادات آقای حامد و آقای تروولث،
    پیشنهادات مذهبی که در پست های مختلف مطرح شد،
    پیشنهادات خانم مصباح در جلب خواستگار سنتی،
    پیشنهادات سایرین مبنی بر نحوه رفتار و استفاده از تابلو و شیرینی و ...
    پیشنهاد این پست در یافتن خواستگار سنتی
    پیشنهاد برای شرکت در طرح تبیان
    پیشنهاد صحبت با خانواده، که اگرچه امتحان کردید، اما باز هم ادامه بدید...
    شما باید فکر کنید و ببینید کدومش با شرایطتون بیشتر میخوره، اما اگه میتونید در هیچکدوم کوتاهی نکنید، کوتاهی که نکنید هیچ، بلکه سریع دست به کار شید.

    -

  2. 4 کاربر از پست مفید راه حل تشکرکرده اند .

    lalejam (جمعه 19 تیر 94), گلاب (جمعه 19 تیر 94), یه دختر سرگردان (جمعه 19 تیر 94), تروولث (یکشنبه 21 تیر 94)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 اسفند 94 [ 00:14]
    تاریخ عضویت
    1393-11-16
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    2,228
    سطح
    28
    Points: 2,228, Level: 28
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    233

    تشکرشده 159 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پرسیدی چه جوری؟! اینو توپست اول جواب داده بودم. مثلا در مورد خودم اگه برای همسرم مشخص نبود که من چه شخصیت و ویژگی ها و معیارهایی دارم و یا شناخت تقریباً کاملی از وضعیت خانوادگی و فامیلی من نداشت و یا اگر نمی دونست چقدر ممکنه انعطاف پذیرباشم یا بتونم باهاش راه بیام شاید هیچوقت جسارت پیش آمدنو پیدا نمی کرد. و این اطرافیان من و او اعم از دوست و فامیل و آشنا بودن که به طور طبیعی و خودکار امکان همه اینها رو به وجود می آوردن و البته بقول راه حل عزیز بسته نبودن خود آدم و مرموز و و دور از دسترس نبودنش و کمک فعال و صادقانه خودش برای شفاف و واضح شدن این مسایل برای دیگران راهو هموار میکنه .
    پس اینطوری نیست که تو بشینی و دست روی دست بذاری و فکر کنی اتفاقا خودشون باید بیافتن . نه عزیزم اینم قسمتی از همون هزینه ایه که گفتم باید بپردازی . مثلا وقتی تو روی غروربیموردت پا گذاشتی و با مادرت راجع به مشکلت صحبت کردی باز هم هزینه کردی و از یه چیزی گذشتی تا به چیزی برسی . پس همه این گذشتنا لزوما به معنی ضرر نیست بلکه شاید رشده.
    شاید برات جالب باشه بدونی که منم هیچوقت خواستگار سنتی یا مدرن اون طور که اینجا تعریف میشه نداشتم . میپرسی چطور؟ چرا؟ چون خونواده من مثل مثالی که راه حل جان در مورد خواستگاری رهبر برای پسرشون آورد هیچوقت اجازه نمیدادن کسی همینطوری بیاد تا ببینیم چی میشه ، بلکه مثل همسرم که اولین و آخرین خواستگار من بود وقتی مسجل شد که منو میخواد به من رسید و من البته راهو بر اون نبسته بودم.
    و من تعجب می کنم از این همه بی احتیاطی هایی که بعضی به اسم سنتی و مدرن مرتکب می شن و میخوان که آسیب هم نبینن. من که اسمشونو میذارم شلختگی یا یه جورحس بازیگوشی و کنجکاوی نابخردانه یا شاید سنگ مفت گنجیشک مفت و چی توی تور پهنمون میفته . کاری هم به سی و هفتاد و...درصد درست و غلطش هم ندارم چون خیلی از غلطا مخصوصا اونایی که مستقیما با روح و روان وحیثیت آدما مرتبطه اپسیلونش هم زیاده و جبرانش به این سادگیها هم نیست.
    اینجا خیلی نکته جمع شده که اگه خوب بهشون توجه ومثل دوستمون جمع بندی کنی بعیده دیگه چه جوریش برات سوال باشه .
    موفق باشی عزیزم

  4. 2 کاربر از پست مفید lalejam تشکرکرده اند .

    یه دختر سرگردان (جمعه 19 تیر 94), تروولث (یکشنبه 21 تیر 94)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    چه قد امیدوارم کردی لاله خانم مهربون و دوست داشتنی من، این که نوشتی تو هم مثل من هیچ وقت خواستگار سنتی و مدرن اون جور که این جا میگن نداشتی و این که همسرت اولین و اخرین خواستگارت بوده... راستش کلی شاد شدم و دلگرم... و این که مصداق خواست خداوند و قسمت رو توی ازدواج تو حس میکنم .. همین که همسرت تو رو در محیط دانشگاه میبینه و یه جورایی همون که اطرافیان تو و اون که شامل دوستان مشتزک یا فامیل اتون امکان شناخت بیشتر و در نتیجه شفاف سازی و در نهایت اقدام عملی همسر شما برای پا پیش گذاشتن رو فراهم کردن و شما دوتا به هم رسیدین... لاله جان من فکر میکنم با این پستت بهتر متوجه هزینه ها و انرژی ها که اشاره کرده بودی توی پست قبلی ات شدم.... متشکرم دوست عزیزم...من باید روی این قسمت تمرکز کنم.. مثلا در مورد اون اقا .. میتونم بگم همین الان تیم قوی داره از نطر دوستان .. چون سالهاست داره اینجا کار میکنه و این که ریس من باهاش نسبت فامیلی دوری دارن و کلا با هم راحت و صمیمی هستن.. راستش به طرز عجیبی ریس ام مسولیت هایی جدیدی رو به من سپرده که مستقیما به اون اقا لینک میشم.. تقریبا هر روز یا تلفنی( تلفن میز کارم نه موبایل) و یا حضوری (رفتن به واحدشون)... باهاش در ارتباط کاری هستم و خیلی بیشتر از قبل هم رو میبینیم.. نمیدونم تا چه حد ممکنه حدسم درست باشه ولی گاهی جدس میزنم شاید این موضوع اتفاقی نبوده ( فعلا در حد یه فرضیه، شاید خواست اون اقا بوده، شاید )...ولی نمیدونم حس شیش ام ما دخترها تا چه حد درست عمل میکنه ولی واقعا متوجه علاقه و احترام خاص اش هستم البته خوب توی همین پست قبلی ایم قول دادم بهش فکر نکنم ولی خوب الان با خوندن پست تو دوباره پرو بال دادم به اون حسم، من در ارتباط با این اقا یا بقیه اقایون همکار اصلا هیج مشکلی ندارم کاملا خوش رو و در حد اعتدال برخورد دارم یعنی خیلی ساده و با اعتماد به نفس برخورد میکنم انگار هم جنس باشن ، راحت و محترمانه یعنی اصلا بسته نیست البته در حیطه کاری، حالا نمیدونم این بازم یعنی بسته؟...یعنی من مثلا یه موضوع خنده دار و بامزه پیش بیاد راحت میخندم و یا مثلا شده چیری گفتم که اونا خندیدن، مثلا یه بار یکی اشون میگفت خانم فلانی حرف نمیزنه و نمیزنه ولی وقتی هم حرف میزنه حرف حسابی میزنه و خوشم میاد باهوشی... یعنی میخوام بگم واقعا خشک و اینا نیستم و یه جوراایی واقعا از ته دل ادم های دورو برم رو دوست دارم و با این که تفاوت های فرهنگی و اعتقادی و .. داریم ولی واقعا جو خوب و سالمی داریم.. راه حل عزیزم ... متشکرم خانمی برای این پست خیلی کامل و خوبت و نتیجه گیری اخرت... خیلی خیلی ممنونم و واقعا پر از نکته هست و باید چند بار بخونمش... و به قول تو ببینم کدوم بیشتر با شرایط من جوردرمیاد.. اگه میشد توی همین محیط کارم البته اگه خدا هم میخواد و راضیه ازدواج میکردم به نظرم خیلی خوب میشد ولی اگه نشد هم باید دست رو دست نزارم و با این جمع بندی خوب تو و همین طور پست های بقیه دوستای خوبم درست و جسابی فکر کنم و اقدام کنم و هزینه هاش (معقولانه و منطقی نه هیجانی و احساسی) رو هم بدم و از یه چیزهایی (با فکر و تامل) بگذرم تا برسم..متشکرم از همه دوست های خوبم که لطف دارن و برام نوشتن... به امید ازدواج های خوب و موفق و مناسب و مورد تایید و لطف خدای مهربون برای همه جوان ها ، انشالله

  6. 2 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    lalejam (یکشنبه 21 تیر 94), تروولث (یکشنبه 21 تیر 94)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 اردیبهشت 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1393-10-26
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    15,299
    سطح
    79
    Points: 15,299, Level: 79
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 91.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    526

    تشکرشده 1,129 در 328 پست

    Rep Power
    103
    Array
    سلام دختر سرگردان عزیز


    انقد پست های تاپیک شما مفصل و جامع بودن که من نتونستم همشو بخونم.


    فقط چیزی که میخواستم بگم اینه که خودت رو محدود به یه روش خاص نکن مثلا اینکه فقط سنتی باشه درست نیست.


    چه اشکالی داره اگه کسی ابتدا پیشنهاد دوستی بده.البته این جمله ای که گفتم رو باید توضیح بدم تا سوبرداشت نشه.توضیحش هم اینه:ببینید کلا آقایون در ازدواج مسئولیت بیشتری نسبت به خانم ها دارن(ازدواج برای خانم ها هم مسئولیتهای زیادی رو میاره ولی خب در مورد آقایون بیشتره) پس یه پسر خیلی باید با خودش کلنجار بره تا به یه دختر پیشنهاد ازدواج بده،مخصوصا دختری که مثلا فقط چند بار بیشتر تو کلاس یا هر محیط دیگه ای ندیده و شناخت زیادی ازش نداره. حالا این پسر با خودش فکر میکنه اگه از طریق خونواده عمل کنم خانواده ها درگیر قضیه میشن و ممکنه اصلا تو مسایل اساسی با هم تناسب نداشته باشیم پس چرا بیخودی خونواده ها رو وارد بکنم.یا فکر میکنه اگه از همین اول به این دختر پیشنهاد ازدواج بدم خب دختره دیگه، احساساتیه پیش خودش رویابافی مکینه و اگه به هر دلیلی با هم اوکی نشدیم ممکنه آسیب بخوره.


    همین مسایل باعث میشه اون پسر محتاطانه عمل بکنه و همون اول بسم الله پیشنهاد ازدواج نده،بلکه اول پیشنهاد دوستی میده تا یکم با خصوصیات و معیارها و خواسته های دختر آشنا بشه و اگه دید مناسب هم هستن بهش پیشنهاد ازدواج بده.



    البته این چیزی که گفتم در مورد همه پسرا صدق نمیکنه.بله منم قبول دارم که پسرهایی داریم که هدفشون از دوستی صرفا خوش گذرونی و سو استفاده های جنسی و عاطفیه.منظور من پسرهایی هست که از نظر سنی به پختگی رسیدن و شرایط ازدواج رو دارن . با یکی دوبار حرف زدن با پسرها خیلی راحت میشه تشخیص داد هدف اون پسر از دوستی چیه.


    من خودم خواستگار سنتی داشتم ولی تو همشون بلااستثنا پسر هم جلسه اول اومده یعنی خودم به مادرم از اول گفتم که بگه پسر هم باید بیاد.رابطه دوستی به اون شکلی که تو ذهن همه هست نداشتم ولی پیشنهادهایی داشتم که شفاف در مورد ازدواج صحبت نشده بود ولی به طرف مقابل اجازه دادم یکی دو جلسه با هم تو جاهای عمومی حرف بزنیم.البته همونطور که گفتم قبلش با یه صحبت کلی با اون پسر متوجه شدم که قصدش صرفا خوشگذرونی نیست.بعدش اگه با هم توافق تو مسایل اساسی نداشتیم خیلی راحت رابطه رو کات کردیم و برای همدیگه آرزوی خوشبختی کردیم و اگه نه که باز یکی دو جلسه صحبت کردیم و بعد اون آقا خونوادش رو در جریان گذاشته و ادامه مسیر شکل سنتی به خودش گرفته یعنی همون تماس مادر پسر با خونه و...یعنی یجورایی ترکیب روش سنتی و مدرن.


    پس میشه بدون اینکه وارد رابطه های دوستی آنچنانی و بی هدف شد ولی این جور آشنایی های مدرن رو هم تجربه کرد.فقط باید حواسمون جمع باشه،مثلا اینکه از همون اول منطقی عمل کنیم و اصلا وارد فاز فیلم هندی و این چیزا نشیم و در ثانی یه تایم زمانی رو برای آشنایی مشخص کنیم مثلا دو ماه و بعد از دو ماه اگه توافق اولیه حاصل شد قضیه باید وارد کانال خانواده بشه.


    تو این سایت و کلا تو رسانه ها از پسرا یه دیو ساختن، انگار که تو هر جایی که یه دختر و پسر باشن پسره فقط تو ذهنش افکار پلید میگذره و دنبال سواستفاده از دختر هست،در حالیکه اگه دختر حواسش جمع باشه خیلی راحت میتونه کنترل اوضاع رو به دست بگیره.


    من تو یه شهر کوچیک زندگی میکنم ولی تو همین شهر خودمون راحت میتونم بگم شاید پونزده بیست بار پیشنهادهای به سبک مدرن و بدون درگیر کردن خانواده ها داشتم و تو جاهای عمومی قرار ملاقات داشتیم و با هم حرف زدیم.و اصلا هم ترسی از این بابت نداشتم که ممکنه کسی من رو ببینه و آبروم بره و این حرفا.حتی شده یکی دو بار از آشناهامون منو دیدن و خیلی راحت گفتم بله ایشون پیشنهاد آشنایی دادن و قرار شد برای شناخت بیشتر تو بیرون هم همدیگه رو ببینم و اصلا ذهنیت دیگران نسبت به من منفی نشد چون رابطه احساسی یا فیزیکی که نداشتم و کاملا حواس جمع رفتار کردم.در ضمن این رو هم بگم اکثر این آفایونی که من باهاشون بیرون دیدار داشتم تحصیلکرده و خیلی مودب و محترم بودن پس الکی نباید از جنس مخالف ترسید.


    یه چیزی میخوام بگم که تا به حال هیچ جا نگفتم من حتی آشنایی اینترنتی داشتم.البته منظورم سایتهای همسریابی نیست.من به عنوان مشاور تحصیلی برای دانشجوهایی که آزمون کارشناسی به ارشد دارن تو یه سایتی فعالیت میکنم.تو اون سایت مشاوران تحصیلی برای اکثر رشته ها هستن و هر کابری که سوال بپرسه ما مشاورا جوابش رو میدیم و بقیه هم میتونن این رو ببینن.تو اون سایت تو صفحه کارشناسا مشخصات کارشناسا مثل سن و سال و شهر محل سکونت و...ذکر شده که همه میتونن ببینن فقط اسم مستعار داریم اونجا.


    یکی از مشاورای اونجا به من پیام داد که من همشهری شما هستم و از اینکه یه همشهری تو این سایت دارم خوشحال شدم و...و هر ازگاهی حرفای خیلی عادی با هم میزدیم مثلا اینکه کدوم دانشگاه درس خوندیم و از این چیزا.تا اینکه یه مدت بعد ایشون پینشهاد دادن همدیگه رو ببینیم که دیدیم و اتفاقا شخص بسیار محترمی هم بودن و بعد از یکی دوبار گفتگو ایشون گفتن احساس میکنم ما وجوه مشترک زیادی داریم و میتونیم برای ازدواج با هم تصمیم بگیریم.


    منظورم از گفتن این چیزا این بود که همیشه مارو از روابطی که اول خود پسر پیشنهاد آشنایی میده یا روابطی که از اینترنت شروع میشه ترسوندن در حالیکه کسانی باید از این روابط بترسن که انقد کم سن و سال و بی تجربه هستن که نمی تون کنترل اوضاع رو به عهده بگیرن و یا طوری برخورد میکنن که طرف مقابل به خودش اجازه سواستفاده عاطفی و جنسی میده،یا روابط اینترنتی زمانی خطرناکه که دو نفر چند ماه با هم چت میکنن و تازه بعدش متوجه میشن طرف مقابل اصلا جنسیتش رو دروغ گفته


    پس در کل:ما میتونیم آشنایی از هر مدلی داشته باشیم فقط به شرطی که حواسمون جمع باشه و حتما براش تایم مشخص کنیم، بعد از اون تایم باید تکلیف رابطه مشخص بشه یا کات کردن یا وارد کردن خانوادها و نکته مهم اینکه هیچ گونه رابطه عاطفی و فیزیکی صورت نگیره.


    میدونم شما شخص مذهبی ای هستین ولی این چیزهایی که من گفتم منافاتی با عقاید مذهبی نداره چون نه صحبت کردن های خاص قراره بین دختر و پسر اتفاق بیفته و نه روابط عاطفی و فیزیکی.



    یه چیزی هم بگم و رفع زحمت کنممن با اینکه آشنایی از هر نوع مدلش رو داشتم ولی همیشه دوس دارم اول طرف مقابل خودش من رو جایی ببینه حالا محیط کار یا هر جایی، بعدش یه مدت عاقلانه و منطقی با هم آشنا بشیم و بعدش که از هم شناخت کافی کسب کردیم وارد فاز عشقولانه بشیم و بعدش بقیه ماجرا روند سنتی داشته باشه یعنی حتما باید قبل از ازدواج عاشق همسرم بشم اون وقته که هر کاری واسش انجام میدم ،اگه عاشقش نباشم و همین جوری با یه دوست داشتن عادی باهاش ازدواج کنم فکر نکنم بتونم هر کاری واسش انجام بدم



    موفق باشید
    ویرایش توسط آی تک : جمعه 19 تیر 94 در ساعت 18:44

  8. 4 کاربر از پست مفید آی تک تشکرکرده اند .

    danger (جمعه 19 تیر 94), یه دختر سرگردان (جمعه 19 تیر 94), اثر راشومون (جمعه 19 تیر 94), رنگین (جمعه 19 تیر 94)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 فروردین 97 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    8,056
    سطح
    60
    Points: 8,056, Level: 60
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 832 در 244 پست

    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آی تک نمایش پست ها
    سلام دختر سرگردان عزیز


    انقد پست های تاپیک شما مفصل و جامع بودن که من نتونستم همشو بخونم.


    فقط چیزی که میخواستم بگم اینه که خودت رو محدود به یه روش خاص نکن مثلا اینکه فقط سنتی باشه درست نیست.


    چه اشکالی داره اگه کسی ابتدا پیشنهاد دوستی بده.البته این جمله ای که گفتم رو باید توضیح بدم تا سوبرداشت نشه.توضیحش هم اینه:ببینید کلا آقایون در ازدواج مسئولیت بیشتری نسبت به خانم ها دارن(ازدواج برای خانم ها هم مسئولیتهای زیادی رو میاره ولی خب در مورد آقایون بیشتره) پس یه پسر خیلی باید با خودش کلنجار بره تا به یه دختر پیشنهاد ازدواج بده،مخصوصا دختری که مثلا فقط چند بار بیشتر تو کلاس یا هر محیط دیگه ای ندیده و شناخت زیادی ازش نداره. حالا این پسر با خودش فکر میکنه اگه از طریق خونواده عمل کنم خانواده ها درگیر قضیه میشن و ممکنه اصلا تو مسایل اساسی با هم تناسب نداشته باشیم پس چرا بیخودی خونواده ها رو وارد بکنم.یا فکر میکنه اگه از همین اول به این دختر پیشنهاد ازدواج بدم خب دختره دیگه، احساساتیه پیش خودش رویابافی مکینه و اگه به هر دلیلی با هم اوکی نشدیم ممکنه آسیب بخوره.


    همین مسایل باعث میشه اون پسر محتاطانه عمل بکنه و همون اول بسم الله پیشنهاد ازدواج نده،بلکه اول پیشنهاد دوستی میده تا یکم با خصوصیات و معیارها و خواسته های دختر آشنا بشه و اگه دید مناسب هم هستن بهش پیشنهاد ازدواج بده.



    البته این چیزی که گفتم در مورد همه پسرا صدق نمیکنه.بله منم قبول دارم که پسرهایی داریم که هدفشون از دوستی صرفا خوش گذرونی و سو استفاده های جنسی و عاطفیه.منظور من پسرهایی هست که از نظر سنی به پختگی رسیدن و شرایط ازدواج رو دارن . با یکی دوبار حرف زدن با پسرها خیلی راحت میشه تشخیص داد هدف اون پسر از دوستی چیه.


    موفق باشید
    راستش من اصلا این روشو نمی پسندم.. به نظر من اصلا اون اقا به پختگی نرسیده..اگه اون اقا واقعا قصدش ازدواج باشه می تونه بگه اشنایی بیشتر برای ازدواج نه دوستی..

    در ضمن مطمئن باش هیچ کسی که نیتش ضربه نخوردن به احساسات دختر باشه از این راه وارد نمیشه چون تو دوران دوستی حرفای احساساتی وعاطفی زده میشه و احساسات

    برانگیخته میشه نه اشنایی برای ازدواج

  10. 5 کاربر از پست مفید SOGAND. تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 20 تیر 94), hamed-kr (شنبه 20 تیر 94), lalejam (یکشنبه 21 تیر 94), مصباح الهدی (شنبه 20 تیر 94), تروولث (یکشنبه 21 تیر 94)

  11. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    آی تک عزیزم متشکرم از پست خوبت و باید بگم دقیقا من تا این سن همیشه از این مدل اشنایی ها فرار کردم یعنی خوب همیشه موقعیت هایی بوده مثلا یه دوره کلاس های دکتری برای تغییر گرایش ام میرفتم میخواستم واسه دکتری گرایشی غیر از گرایش خودم امتحان بدم و برای همین رفتم ثبت نام کردم و از قضا یکی از استاد ها ، استاد جوانی بود و خودش هم دانشجوی دکتری ، من و ده نفر دیگه که همگی هم دختر بودیم با ایشون جدود سه ماه کلاس داشتیم و این اقا هم مثل همین اقای مجل کارم توجه نشون میداد و اخرش هم سر یه پاورپوینت که می خواست به همه بده گفت لطفا یکی اتون ایمیل اش رو بده تا من براتون بفرستم ،یکی از بچه ها ایمیل اش رو داد ، که یه دفعه گفت خانم فلانی میشه شما هم ایمیل اتون رو بنویسین تا برای شما دو تا بدم، خلاصه منم که کلا دوراریم کج هست .. دادم .. خلاصه گذشت و گذشت تا اون دوره کلاس ما تموم شد دو سه هفته بعدش دیدم اون اقا به من ایمیلی زده بودن که من به شما علاقه مند شدم و جسارتا میتونیم با هم دوست باشیم و بیشتر با هم اشنا بشیم ... من هم اون زمان بدون کوچکترین تردیدی نوشتم نه و خلاص.. تازه توی دلم کلی هم گفتم چه گستاخ و چه طوری تونسته همچنین پیشنهادی بده ... یعنی میخوام بگم و صادقانه اعتراف کنم واقعا بد میدونستم نمیدونم چرا اینجوری بودم... یعنی شاید یه جاهایی میشده به قول تو با مدیریت و عاقلانه به این روش ها هم اشنا شد ... توی دوره دانشجویی ام هم باز یه مورد بود که من فرار کردم.. خوب این ها میخواستن باب اشنایی رو باز کنند و شاید نیت ازدواج داشتن شایدم نه... ولی کلا من انگار هیچ شکی نداشتم که نیاید باهاشون اشنا بشم در صوزتی که از نطر ظاهری یا اخلاقی هم به نظر معقول میومدن .. یعنی شاید واقعا من خیلی خودم مقصر بودم که هنوز مجردم .. شاید میتونستم سنجیده تر و پخته تر رفتار کنم... اره پسرهای الان میخوان اول یه کم با روحیات ادم اشنا بشن و بعد رسمی بیان جلو.. راستش الان که خوب فکر میکنم می بینم مثلا همون استاد کلاس دکتری ، چه قد سعی میکرد خودش رو توی وقت اضافه کلاس معرفی کنه ، مثلا توی صحبت هاش میگفت که شهرستانی هست درست مثل من و یا از شغل مامان و باباش میگفت و از طرز فکرش و.. یعنی اگه به عنوان خواستگار میومد جلو ، خیلی معیارهای من رو داشت.. تحصیلکرده و خوش اخلاق و کاری و قد بلند... نمیدونم والا.. ولی فکر کنم اونم عین همین طرز فکر رو داشته که اول دوستی و بعدش اگه همه چی اوکی بود ازدواج... ولی من که موقعیت هایی اینجوری رو رد کردم ، خواستگاری ستنی هم نیومد و خلاصه اینجوری.. پست شما هم از یه زاویه دیگه حرف داشت برای گفتن.. ممنونم ای تک جان

  12. 3 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    lalejam (یکشنبه 21 تیر 94), اثر راشومون (جمعه 19 تیر 94), تروولث (یکشنبه 21 تیر 94)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    102
    Array
    سلام

    جناب حافظ گفته که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد حالا احتمالاً جریان منه(البته شایدم برعکس پاقدمم خیر بوده) یه پست گذاشتم تاپیک رسیده صفحه پنجم الآنه که خانم فرشته مهربان بیان آلارم جمع بندی رو بدن .

    از خانم راه حل و بقیه دوستان تشکر میکنم به خاطر نکات خوبشون . البته تمام این حرف هایی که زده میشه درست هست ولی در نهایت:

    تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست
    راهـــرو گــــر صد هنر دارد توکـــل بایدش

    خلاصه گذشت و گذشت تا اون دوره کلاس ما تموم شد دو سه هفته بعدش دیدم اون اقا به من ایمیلی زده بودن که من به شما علاقه مند شدم و جسارتا میتونیم با هم دوست باشیم و بیشتر با هم اشنا بشیم ...
    !!!!

    نگاه کنید من نمیگم از فرصت ها استفاده نکنین ولی خب چهارچوب ها به نظر من باید حفظ کرد ، جمله ای که توسط ایشون به کار برده شده اصلاً جالب نیست مخصوصاً برای دختر خانمی که خودش چهارچوب داره.

    شما البته میتونستید در جواب ایشون بنویسید که من فقط در چهارچوب درست خواستگاری و با نظارت خانواده می تونم در خدمت تون باشم و لاغیر چون شأن من این طور هست که حتماً حریم امنیت خانواده ام رو برای تصمیم گیری حفظ کنم ، ولی واقعاً خارج از این چهارچوب هم می تونه آسیب های جدی داشته باشه و آدم باید این احتمال عقلایی رو بده که میتونه این اتفاق بیفته و هم از نظر دینی حفظ هنجار های دینی کار سختی هست . این حدیث که میفرماید وقتی زن و مردی تنها باشند مسلماً سومین نفر شیطان هست منظور این نیست که حتماً باید توی یه اتاق تنها باشن ، منظور این هست که حتی توی پارک هم شیطان هیچ وقت برای منحرف کردن این دونفر کم نمیذاره ، و حتی اگر بتونه حتی یه خطا و انحراف هم ایجاد کنه بدون شک تلاشش رو میکنه.

    نگاه کنید من یه مرد هستم جنس خودم رو هم خوب میشناسم ، نمیگم حتماً طرف نیت بدی داشته میگم بسیاری از افراد حتی با نیت خوب هم به خاطر عدم خودشناسی توی شرایط مختلف دچار انحراف میشن. من تا زمانی که به یه دختر خانمی علاقه مند نشم میتونم چهارچوب هام رو توی روابطم به طور معمول حفظ کنم ولی اگر علاقه مند بشم شخصاً هرگز باهاش قرار ملاقات خصوصی نمیذارم چون می دونم که ضریب احتمال خطا در من میتونه خیلی بالا بره ، حتی نمیگم توی قرار خصوصی حتی حرف خاصی میزنم ولی دیگه نمی تونم توی اون شرایط احتمالاً زبان بدنم یا نگاهم رو درست کنترل کنم.

    پس نمیدونم شاید با توجه حرف هایی که خانم راه حل زدن بشه فضایی رو برای شروع رابطه ایجاد کرد ولی خیلی سریع باید این موضوع توی بستر خانواده بیاد ،این فضا در حد دادن یه اطلاعات کلی و شماره تماس منزل پدرتون کفایت میکنه و مردی که واقعاً قصد خواستگاری داره بعد از تذکر شما که شما تنها در بستر خانواده میتونین دوره شناخت رو طی کنید موضوع رو با خانوادش در میون میذاره و توی چهارچوب خواست شما ادامه میده در غیر این صورت این علاقه مندی هر چه هم که برای شخص مورد نظر زیاد باشه ولی هیچ عمقی نداره و از تحریک شدید احساسات سطحی نشأت گرفته نه یه علاقه پایدار که شخص در اون دارای مبانی برای علاقه اش هم هست.

    حتی به خانم آی تک هم همین رو میگم ، مردی واقعاً قصد جدی و همراه با حفظ حرمت شما رو داره ک حاضر به قبول درخواست شما برای آشنایی در حریم خانواده تون باشه ، چون واقعاً هم نمیخواد هزینه چندانی برای یه خواستگاری رسمی بپردازه و کسی که حاضر به پرداخت چنین هزینه ای نیست دچار مشکل هست و حتی اگر با خودش هم صادق باشه زمینه های تربیتی و فکری درستی نداره و داره به انحراف میره.

    به هر حال این پست خانم فرشته مهربان جمع بندی خوبی هست:


    http://www.hamdardi.net/thread39215-3.html#post388354

  14. 4 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    lalejam (یکشنبه 21 تیر 94), یه دختر سرگردان (شنبه 20 تیر 94), مصباح الهدی (شنبه 20 تیر 94), تروولث (یکشنبه 21 تیر 94)

  15. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام اقا حامد عزیز... اختیار دارین شما هیچ وقت نمیتونین عدو باشین.. ولی قطعا پا قدمتون خوبه.. شاید اگه اولین پست رو نمی نوشتین الان همچنان تایپیک من خاک میخورد.. البته من چون تازه واردم و اولین باره خودم تایپیک میزارم.. شاید خوب بلد نیستم یا نبودم تایپک ام رو هدایت کنم.. ولی خوب به لطف شما کلی نکته فهمیدم و واقعا بحث هایی خیلی خوب و کاربردی ارایه شد که بازم از همه دوستای خوبم که شرکت کردند و دلسوزانه و خیرخواهانه هر چی به نظرشون میرسید رو نوشتن صمیمانه تشکر میکنم.. من این روزها خیلی مشغله کاریم بیشتر شده و وقتی میرسم خونه هم واقعا از حال میرم .. ولی میخوام یه جمع بندی خوب از این تایپک بنویسم در اولین فرصت چون میدونم فرشته مهربان هم همین رو انتظار دارن.. من واقعا خیلی از این تالار یاد گرفتم..میخوام اول بشینم و روی نقاط قوت و ضعف ام کار کنم .. ویژگی های مثبت و منفی ایم رو بنویسم.. نگرانی ها و ترس ها و فکرهای ازاردهنده امو.. میخوام تا اونجایی که میتونم روی ذهنم و کنترل اش کار کنم .. میخوام با تمام وجودم زندگی کنم و سعی کنم توی زندگی اطرافیان ام موثر باشم.. نمیخوام دیر شدن ازدواج ام من رو غمگین و افسرده کنه.. میخوام حتما هر کاری که از دستم میاد و در عین حال منافاتی با حفظ عزت نفس ام ندارم انجام بدم.. میخوام اول خودم از پس خودم بربیام و سعی کنم به تنهایی شاد باشم و راضی ولی حتی یه ذره هم ناامید نیستم و دلم روشن هست خدای مهربون حتما تقدیر خوبی نوشته .. با مادرم که حرف میزنم همیشه اخر مکالمه امون میگه انشالله هر چی میخواهی خدا بهت بده.. شاید باید بیشتر برم سمتش..یه جایی خوندم که این ما نیستیم که باید خدا رو بشناسیم.. خدا هست که باید خودش .. خودش رو بشناسه.. یعنی یه داننده وجود داره.. یا معنی لا اله الا الله.. یعنی گاهی سرگیجه میگیرم یعنی یه جاهایی با تمام وجودم فکر میکنم هیچ غمی نیست و یه جاهایی انگار دارم خفه میشم.. من فکر میکنم شاید دلیل اصلی سرگردونی من همینه .. نه میدونم .. نه نمیدونم.. خیلی دلم میخواست یکی که راه رو بلده ازم دستگیری میکرد.. سر از خود گاهی نشستم سر کتابهایی و خوندمشون .. و میدونم بدون استاد و کار بلد خطرناک هم هست.. این ها رو نوشتم چون فکر میکنم شاید مشکل من خیلی عمیقتر از پیدا کردن یه همسر هست.. نمیدونم هیچی.. ولی حتما یه تایپک حمع بندی برای موضوع این تایپک مینویسم در اولین فرصت.. متشکرم از همگی

  16. 2 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    lalejam (یکشنبه 21 تیر 94), تروولث (یکشنبه 21 تیر 94)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    102
    Array
    سلام مجدد

    نمی خوام تاپیک تون به حاشیه بره ،شما از نظر فهم اعتقادی خوب هستین و معلومه که مطالعه داشتین و توی یک سالی که اینجا بودم اولین بار بود که البته من دیدم نمیگم نبوده ، که توی پست هایی که خوندم کسی به این موضوع که توی پست دوم تون نوشته بودین دقت کرده بود:

    اصلا معنی اسلام هم یعنی صلح و سلام و تسلیم در برابر خداوند... شاید قسمت منم اینه که با مجردی امتحان بشم
    در مورد موضوع امتحان ، دعا و تقدیر یکی از بهترین سخنرانی هایی که شنیدم این سخنرانی آقای پناهیان بوده و توی این همه سخنرانی های آقای پناهیان به نظر من یکی از بهترین هاش بوده :

    -صوت | تعیین‌کننده‌ترین عامل در مقدّرات بشر :: بیان معنوی - ناشر آثار استاد پناهیان

    اگر فرصت هم کم داشتین خلاصه تقریباً کاملی از هر جلسه توی کلیپ های آدرس زیر موجود هست که هر جلسه توی ده، دوازده دقیقه خلاصه شده:

    -کلیپ های مبحث تعیین کننده ترین عامل در مقدّرات بشر :: بیان معنوی - ناشر آثار استاد پناهیان

    .................................................. ..................

    در مورد مطلعات کلامی، فلسفی و عرفانی اگر علاقه دارید بهتر هست که سیر مطالعه کتب یه نویسنده توانمند رو شروع کنید تا مبانی مطالعه تون یه سیر منطقی داشته باشه و از مطالعه پراکنده در این موضوع بهتر هست اجتناب کنید ، مثلاً در مورد موضوعاتی که توی این پست تون گفته بودین خب این جوری معلومه گیج میشین ، چون این مباحث کلید واژه ها و محتوای خودش از اون ها رو داره تا موضوع مشخص بشه مخصوصاً کلام عرفا از یه ساحت دیگه بیان شده و برای درک درست ذهنی از موضوع باید بیشتر با مبانی کلام اونها متوجه بشید ، موضوعاتی مثل وحدت وجود و امثالهم نیاز به دقت دارن تا مخاطب درست مسیر رو طی کنه و این هم با یه مطالعه که دارای سیر مشخص و دارای پیشنیاز های مشخص هست .
    مثلا این چیزی که گفتین :(
    .یه جایی خوندم که این ما نیستیم که باید خدا رو بشناسیم.. خدا هست که باید خودش .. خودش رو بشناسه.. یعنی یه داننده وجود داره
    ) نیاز به توضیح فراوان و فهم قبلی پیشنیاز های مختلف داره تا حدود کلام و جایگاهش مشخص بشه و تا حدی با جستجوی شرح حدیث کنز مخفی بیشتر میتونید دربارش اطلاعات کسب کنید.

    پیشنهاد خود من با توجه به آشنایی ام کتاب هایی هست که د این پست معرفی کردم و در سایت مورد نظر سیر مطالعاتی هم مشخص شده:

    http://www.hamdardi.net/thread35610-2.html#post357487

    راستی فکر میکنم اگر حوصله داشتین توی یک تاپیک جداگانه هم معیار هاتون رو بگید از نظر های مختلف مالی ،تحصیلی ، دینی و غیره برای ذهن خودتون هم خوب باشه و نقاط کور احتمالی اش برای خودتون هم مشخص بشه.

    موفق باشید.

  18. 4 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    lalejam (یکشنبه 21 تیر 94), shivaram (یکشنبه 21 تیر 94), یه دختر سرگردان (یکشنبه 21 تیر 94), تروولث (یکشنبه 21 تیر 94)

  19. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 اسفند 96 [ 08:20]
    تاریخ عضویت
    1393-10-17
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    4,356
    سطح
    42
    Points: 4,356, Level: 42
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    68

    تشکرشده 183 در 65 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام یه دختر سرگردان. خوبی؟ همه چی خوبه؟
    من یه مدتی اصن همدردی نمیومدم که با خودم کنار بیام و زندگیم رو جمع و جور کنم اما الان برنامه ماه عسل دیدم یهو حس کردم باید بیام بهت بگم حتما. یه خانومه رو آورده بودن که کلی معرفی کرده بود آدم ها رو به هم و موفق بودن ازدواج ها. اسمش خانم مقدم بود. میتونه کمک کنه؟ یا از همون آدم ها و روشیه که سوگند بهم گفته خیلی بیخوده؟
    امیدوارم خوشبخت بشی. من خیلی به یادتم

  20. 3 کاربر از پست مفید shivaram تشکرکرده اند .

    lalejam (یکشنبه 21 تیر 94), یه دختر سرگردان (یکشنبه 21 تیر 94), تروولث (یکشنبه 21 تیر 94)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  2. توجه توجه، سریعا صندوق پیامهای خصوصی خود را تخلیه فرمایید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 تیر 90, 16:22
  3. توجه توجه :نكات بسیار مهم در رویكرد جدید تالار همدردی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 88, 22:57
  4. تجربه نيست ولي نظريه است ( توجه ، توجه ، توجه )
    توسط honarmand در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 25 اسفند 86, 18:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.