عنوان این تاپیک و درخواست استارتر اصلا به خواستگاری سنتی مربوط نیست، حالا چون صاحب تاپیک نیومده بگه دچار عشق و وابستگی عاطفی شده و صرفا یا این شخص یا هیچکس دیگه، بلکه هدف اصلی ازدواج موفق هست،خب به هر حال باید راه های مختلف بهشون پیشنهاد داده بشه. بخصوص اینکه ایشون به دلایل مختلفی که توسط خودشون و دوستان به همشون پرداخته شد با تعداد خواستگار کمتری هم رو به رو بوده اند.
بحث سوء برداشت از یک روش نیست، من همونطور هم که گفتم نباید کلیت یک روش را نفی کرد. هر کدوم از این روش ها نیاز به اصلاح داره. بله من هم همونطور که در متن قبلی اشاره کردم و در سایر پست هام توی این تالار مشخصه، به هیییچ وجه از دوستی قبل از ازدواج استقبال نمی کنم، حتی تاپیکی بود که طرف گفت خواستگاری رفته اما الان پیامکی با دختر در ارتباطه، و من گفتم این ارتباط را قطع کنه ... البته هرچند ممکنه خیلی از افراد هم در این بخش هم ایراد بگیرن ... اما من مطمئنم همونطوری که آقا پسر در پست اولشون گفته بودن این تازه باعث سرد شدنشون از پیگیری شده ...
به دختر سرگردان گفتم به این آقا فکر نکنه، چون معلوم نیست چی قراره اتفاق بیفته بخصوص که خود طرف هیچ واکنشی نشون نداده، اتفاقا به بحث خانواده هم اشاره کردم و گفتم حتی وقتی بیاد هم خانواده شما و هم خانواده ایشون مهم اند.
بله متاسفانه بحث خانواده ها خیلی مهمه. البته فقط هم ایران اینطور نیست، جاهای دیگه هم خانواده ها خودشون را محق به انتخاب همسر بخصوص برای فرزند پسر میدونن، حرف مردم هم همه جا هست ... .
شما میگید محجبه اید من هم محجبه ام، و در ایران و اگه در کشورهای عربی باشم چادر هم به سر می کنم، اما در سفر به یه سری از کشورها نه به صورت چادر اما به هر حال همیشه حجاب را دارم. میگید عزت نفستون اجازه نمیده با یه آقا طرح بریزید که جذبش کنید، من میگم نه تنها محجبه ها، بلکه ممکنه خیلی از افراد غیر محجبه هم این عزت نفس را داشته باشن، و البته در مورد خودم میگم که من عزت نفسم اجازه نمیده بخوام حتی برای مادر خواهر آقایون هم طرح بریزم که بخوان جذبم بشن ... که به این مسئله صاحب تاپیک هم اشاره کردن ، با اینکه همونطور که گفتم مادرم از هیچ کدوم از این تلاش ها کوتاهی نکرده، اما من واقعا ناراحت میشم، بخصوص که در نهایت منجر به اومدن یه سری از افرادی به خونه میشه که تفاوت فرهنگیشون با ما از زمین تا آسمانه ...
اینکه کجا باید دوران آشنایی را می گذروندین، بله شما چون به گفته خودتون خیلی سخت گیرید، همون خونه خودتون بهترین جاست دیگه، یعنی در کل وقتی بعد از ده جلسه به یکی میگید پدرم گفته کار نداره پس نه، حداقل طرف باید دلش خوش باشه که تو خونه خودتون بوده و به صورت سنتی بوده. اما مسئله اینجاست که وقتی مدتی با کسی هستین، تاکید می کنم نه به صورت دوست بلکه سر کار، سر کلاس، توی یه تشکل در دانشگاه، یا جاهای دیگه ای که دارید فعالیت می کنید، خب به هر حال شما هم به یک شناختی نسبت به ایشون رسیدید و این شناخت خیلی مهم تر از اینه که فردی بیاد که هیییچ اطلاعی ازش در دسترس نیست جز رشته تحصیلی، سن ، شغل و احتمالا قد! یعنی در این حالت شاید بیش از اون سه جلسه ای که شما وقت میذارید را بدون اینکه بدونید پشت سر گذاشتین ... پس حتی میتونید از همون اول بدون عذاب وجدان نه بگید... بدون اینکه وقت زیادی ازتون بگیره و زمان زیادی فکرتون را به خودش مشغول کنه ... این روش دروغ هم تا حد زیادی نداره. یعنی اینکه کسی به اصرار خانواده یا صرفا در بستر خانواده و یا به هر دلیل دیگه ای خودش را یه جوری نشون بده اما بعدا عکسش ثابت شه.
یه مثال از خواستگار خودم برای این وضعیت: یه آقایی از آشنایان دور ما بود. همه به خوبی ازشون یاد می کردن. من هم چندین بار باهاشون صبحت کرده بودم و به نظرم خیلی با شخصیت بودن. از قضا یه موقعی یه کاری با هم برداشتیم. من طی اون کار تازه متوجه شدم که ایشون خیلی زرنگ تشریف دارن و میخوان از هر طریقی که شده نتیجه امور را به نفع خودشون تغییر بدن. شکر خدا با کلی نذر و نیاز! بالاخره اون کار به خوبی تموم شد. بعدش ایشون از من خواستگاری کردن و گفتن تا حالا کسی نتونسته بود مثل شما جلوم بایسته به همین علت خوشم اومده ازت. من گفتم نمیخوام زندگیم میدون جنگ باشه، صبح که بلند میشم جناغ بشکنم آخر هفته حساب کنیم چند چنده. مدتی بعد شنیدم ایشون از یکی دیگه از آشنایان خواستگاری کرده. من خانواده دختر را میشناختم. خیلی نگران بودم. میخواستم بهشون بگم از شخصیت ایشون اما نمیدونستم درسته یا نه. با چند نفر مطرح کردم همه گفتن ول کن خودشون برن تحقیق کنن. نیومدن که از شما بپرسن! کسی هم حاضر نشد این مسئولیت گفتن را به عهده بگیره! بالاخره استخاره کردم جواب خیلی خوب اومد. وقتی به دختر گفتم گفت تو حسودیت میشه که این اومده خواستگاری من! گفتم از قضا ایشون قبلا از من هم خواستگاری کرده بودن. گفت دیگه بدتر حتما پشیمون شدی! خلاصه گفتم حداقل تو این موارد امتحانش کن. اما اون عقد کرد... بعدا از یکی دیگه از آشنایان نزدیکشون شنیدم گفت پدرشون رو در آورده. گفت از قبل از ازدواج که تا تونست توی مهریه و مسائل دیگه زرنگی کرد. بعد هم در دوران حتی عقد کتکش هم میزده. اما انقدر این فرد بدجنس بود که وقتی میرفت پیش قاضی یه جوری رفتار می کرد که قاضی به دختر میگفت برو سر زندگیت. آخر بهش گفته بودن اگه واقعا نخوای زندگی کنی مثل اینکه باید سه سال منتظر بمونی تا بعد دادگاه خودش بدون اینکه نظر مرد را بخواد طلاق بده. و به این صورت اینا مجبور شده بودن یه پولی هم بدن تا شادوماد قبول کنه دخترشون رو طلاق بده. خب من باز هم به این خیلی مثبت نگاه کردم. چون اگه این آقا سنتی میومد خواستگاری من چه بسا من الان جای اون دختر بودم. خدا بهم کمک کرد. البته به اون هم کمک کرد اما خودش نخواست.
اینکه آقایون دنبال زیبایی هستن پس جذب دختر با حجاب نمیشن درست نیست مگه اینکه حجاب در حد رو بنده باشه و گرنه چهره و قد و رنگ پوست و ... مشخصه دیگه، در عوض به این صورت مطمئن هستن که ساختگی هم نیست! بعلاوه صاحب تاپیک اشاره کردن که زیبایی را به حد کافی و در حد جلب توجه دارن. از طرف دیگه زمان تحصیل ما دختری بسیار زیبا و جذاب توی دانشگاه بود که چشم و فکر خیلی ها رو برده بود، اما بعد از اینکه چند نفری که شرایط خیلی خوبی داشتن من جمله یکی از اساتید بهش پیشنهاد دادن و ایشون رد کردن، خب بقیه حساب دستشون اومد که استانداردهای این فرد خیلی بالاست و دیگه سراغ ایشون نرفتن. در صورتی که اگه همه خواستگاری های ایشون سنتی بود و کسی خبر نداشت ممکن بود خیلی افراد بیشتری برای ایشون وقت بذارن. مطمئنا برای آقایون هم اگرچه زیبایی مهمه اما مسائل دیگه ای هم هست که شاید مهم تر هم باشه. اتفاقا اگه فکر کنیم آقایون به فکر زیبایی هستن خواستگاری سنتی خیلی بدتر به ضرر دختر هست. چون در جلسه اول ممکنه از یک نفر به این دلیل بگذرن، در صورتی که شاید اگر چند جلسه دیگه به خودشون فرصت میدادن میدیدن دختر یه سری ویژگی هایی داره که به خاطر اون ویژگی ها نمیتونن ازش بگذرن. اما وقتی به صورت یک همکار یا هم کلاس یا به هر حال توی یک شرایطی این دختر را ببینه بدون اینکه برای خودش عذاب وجدان و برای اون دختر دلشکستگی ایجاد کرده باشه میتونه راحت تصمیم بگیره که این برعکس هم هست. یعنی برای دختر هم صدق می کنه. وقتی صاحب تاپیک میگن زیبایی دارن، سر کار میرن، سالهایی را برای تحصیل گذاشتن ، فرهنگ خانوادگیشون این اجازه را بهشون میده، چادری نیستن که بخوان به حجابشون ربط بدن، خب همه اینا یعنی شاید رفتار ایشون خیلی بسته بوده. اینجا سوال کردن چیکار کنم این فرد جذب بشه، من بهشون میگم کاری به این فرد نداشته باشین. خودتون باشین، اما احیانا پسر هراسی هم نداشته باشین. نمیگم حتما دارید، میگم شاید اینطور بوده باشه. اگه اینطور بوده تغییرش بدید. من هم زیاد دیدم توی دانشگاه دخترهایی زیادی خودشون را به پسرها نزدیک میکردن به بهانه های مختلف و در عین حال یه تعدادی هم حتی اگه یکی برای کاری سراغشون میرفت هم فرار می کردن. یه سری میگفتن ما رومون نمیشه، یه سری میگفتن برامون حرف در میارن... . خب در این شرایط اونایی که از ابتدا شرایط خانوادگیشون اینطور بوده که حداقل برای کارهای لازم میتونستن به راحتی با آقایون ارتباط برقرار کنن خیلی موفق تر بودن. من خودم دیدم آقایی که از ترم یک به یکی توجه خاصی داشت اما انقدر اون خانم پا به فرار گذاشت که در نهایت اون اقا فکر کرد اصلا ازش خوشش نمیاد و رفت سراغ کس دیگه و این بار اون دختر به صورت خیلی سالم و حلال، فقط با این رفتار که فرار نکنه و به طرف گوش بده تونست جلبش کنه و به ازدواج خوبی منجر شد که الان 7 سال ازش میگذره. حالا اون فرد اولیه میگه قسمت نبود، اما همین حرفش نشون میده داره فکر میکنه به اون مسئله. شاید هم قسمت نبود، اما حداقل میتونست انقدر راحت پشت به فرصتش نکنه که الان حسرت نخوره.
به هر حال چون گفتید با اینکه یه نفر از شما خوشش بیاد مشکلی ندارید پس یعنی با صحبت من کلا نباید مشکلی داشته باشید، چون نظر من دقیقا در همین حد هست نه بیشتر.
اما اینکه پسر با گل و شیرینی میاد... واقعا اینطوره؟؟ خیلی از افراد جلسه اول به روی خودشون نمیارن حتی بعضی از خانواده ها جلسه دوم ... من که این افراد را اصلا نمیتونم درک کنم . اما میبینم خانواده های زیادی بهشون بها میدن و باز هم میپذیرنشون ... حالا باز ممکنه بعضیا بگن گل محبت میاره ، این گل بالاخره جاش تو سطل زباله است و اون شیرینی هم همون جلسه تموم میشه ... اما به نظر من اینا فقط توجیهیه برای قدر ناشناسی دیگران یا شونه خالی کردن از زیر بار یک مسئولیت. برای خود من شاید 5 درصد افرادی که قبلا جلسه اول میومدن خونمون هم گل یا شیرینی نیوردن، آخه بالاخره اگه نمایشگاه هم باشه یه ورودی داره!!
میگید با توجه به اینکه مذهبی هستید با آقایون خارج از نیاز رفت و آمدی ندارید با این مدل تعداد انتخابتون بیشتر شده، اما من میگم این به خاطر مشکلات فرهنگی جامعه ماست وگرنه شما هم دانشگاه رفته اید هم اینطور که گفتید الان کار می کنید... اینکه آقایون ما انقدر حس برتری جویی بهشون دست داده که نمیخوان در ظاهر از کسی نه بشنون، میترسن نه بشنون به همین خاطر هست که ترجیح میدن خواستگاری سنتی برن که کسی ندونه... همونطور که شما گفتید خانواده ها خیلی مهمن، و سخت می پذیرن که انتخاب از جانب خودشون نبوده باشه و ... و مسئله مهم تر اینکه یه سری از آقایون میترسن اصلا به یک دختر چادری خودشون پیشنهاد بدن، یعنی تفکرشون این هست که فرداست که بابا و برادرهاش بریزن سرش که ... اتفاقا این مسئله را من از یکی از آقا پسرهایی که از من خواست واسطه باشم برای یه دختر خانم دیگه شنیدم. و خیلی زیاد اون آقا پسر تاکید داشت که حتما اول فرهنگ این مسئله را در خانواده ایشون بررسی کنم و بعد پیشنهاد را در میون بذارم. اول این مسئله برای من عجیب بود اما آقا پسر گفت یه همچین مشکلی قبلا برای آشنایانشون پیش اومده ... . خانواده پسر که دیگه در این زمینه به شهرت رسیده اند (حداقل برای من یکی کاملا به اثبات رسیده) کما اینکه تاپیک هایی که پسر خودش اومده گفته مادرم با انتخاب من موافق نیست زیاده... و الان از شما هم پر رنگ کردن نقش حضور پدر در خواستگاری را میبینم. مگه همه بابا دارن آخه ؟ مگه بابا همیشه میتونه کنار آدم باشه؟ نمونه اش بابای استارتر که شهر خودشون هستن بیشتر مواقع. بابای من هم به خاطر کارش بیشتر اوقات نیست، باشه هم نمیتونم بگم کارتو بذار کنار بیا بشین کنار من چون ممکنه خواستگار وحشی از آب در بیاد!! ما نمیتونیم فرهنگ همه را درست کنیم. اما میتونیم محل کار و تحصیل و فعالیتمون را طوری انتخاب کنیم که افرادی با فرهنگ خودمون اطرافمون باشن (نمیگم خیلی بافرهنگم بقیه نیستن، بلکه میگم مثل خودم باشن). اما خواستگار سنتی ای که هیچی ازش نمیدونیم را ممکنه هر بی مبالاتی ای از طرفش ببینیم. پس به همین دلایل، من اصلا حاضر نیستم حداقل جلسه اول خواستگار سنتی را توی خونه بپذیرم . خونه من حرم امن منه. قرار نیست پای هر ناشناسی به این محل باز بشه. پس این اصلاحی هست که من برای خواستگار سنتی خودم گذاشتم. یه مثال دیگه از مورد خونه اینکه یه خواستگار سنتی بدون هیچ شناخت قبلی داشتم که از وقتی جلسه شروع شد فقط در مورد رشته خاص صبحت کرد. گویا به علت تشابه اسمی رشته منو با یه رشته دیگه اشتباه گرفته بود. ازش پرسیدم چرا انقدر اصرار داری روی اون رشته؟ گفت چون نون و آبداره!! گفتم شاید کسی بتونه با رشته های دیگه بیشتر از این مقدار پول در بیاره. گفت امکان نداره! مشخص بود که از همین الان روی پول زنش هم حساب باز کرده. خلاصه خیلی از صحبت هاش حول محور پول بود و اتفاقا خودش دیگه پیگیری نکرد، چون من وقتی نگرشش را دیدم از موقعیت خودم چیزی نگفتم. خب این اگه جلسه اول میومد خونه ما قطعا باز هم میخواست ادامه بده، شاید اینطور هم خودشو نشون نمیداد. اما شکر خدا به این صورت بر طرف شد.
میگید با این مدل انتخابتون بیشتر شده. این برای طرف مقابل هم هست. اونا هم به این طریق انتخابشون بیشتر شده. خیلی خیلی خیلی بیشتر از شما. اینطوری میشه که خواستگاری های یک جلسه ای با توهین و دلشکستگی زیاد همراه میشه. شما میگید با رفتارهایی که نشون میدید مشخص میشه که باید برای به دست آوردن دختر تلاش کنن، اما خیلی از خانواده ها اینطور نیستن و فقط دنبال شوهر دادن دخترشون هستن. خواستگارها هم تعداد زیادی انتخاب دارن، پس با این رفتار شما میرن سراغ اونی که راحت تر بهشون میدن. و همونطور که توی پست قبلی اشاره کردم حتی خودتون هم اشاره کردید تعداد اصلا مهم نیست. گاهی تعداد دردسر آفرین هم میشه...
میگید دخترها تو این روش سنتی درگیر نمیشن اما پسرها میشن. این به شخصیت شما مربوطه، چون شما میدونید ممکنه بعد از جلسه n ام هم به کسی نه بگید، دل نمیبندید وگرنه خیلی از دختر ها هم توی هر سنی درگیر میشن. اتفاقا من با قاطعیت میگم دخترها بیشتر درگیر میشن. نمونه اش تاپیکی که گفته بود سرگردانی بعد از یک خواستگاری یک ماهه. طرف میدونه این به دردش نمیخوره، به سه تا مشاور مراجعه کرده، باز هم نتونسته هضم کنه. و اگه با مواردی مثل خانم گلاب رو به رو بشن دخترها خیلی بیشتر سرخورده میشن. چون بعد از اینکه با خودشون کنار اومدن هم مجبورن منتظر بمونن برای بعدی، و این انتظار دشواره و ممکنه قبل را براشون یادآوری کنه، اما پسر بعد از کنار اومدن با خودش دیگه منتظر نیست، سریع میره سراغ نفر بعدی لیست معرف! من به شما چون پروسه بررسیتون زیاد وقت میبره میگم برای اینکه عذاب وجدان نگیرید از قبل بگید من باید فرضا بیست جلسه حرف بزنم، بعدش جواب نهاییمو میدم که لزوما مثبت نیست (به نظرتون دیگه کسی میمونه؟)
بله هر دو نوع روش معایب دارن. حتی یک سری از معایب مشترک هستن! مثل همون بحث خانواده. اینکه در روش سنتی اول خانواده را ببینی بعد پسر، در روش مدرن اول پسر را ببینی بعد خانواده. خانواده به قول شما در هر حالت کار خودشو میکنه، بله باید هر دو یعنی هم خود شخص و هم خانواده اش (چه برای پسر و چه برای دختر) نظر بدن، اما بهترین نوع ازدواج برای من ازدواجی هست که شخصیت پسر طوری باشه که بتونه نظرات خانواده را در مورد من و زندگیش کنترل کنه و جهت بده. حالا وقتی توی خواستگاری سنتی پسر دفعه اول اصلا نیاد! خب این یعنی همه چی دست خانواده است. یعنی من حتی اگه از خانواده اش خوشم بیاد هم نمیتونم به چنین شخصی اعتماد کنم. حالا ممکنه دیگران بگن با توجه به مذهب بهتره اینطوری برطرف بشه. اما به نظر من درسته که فرهنگ خانوادگی برای من مشخص میشه، اما اینطوری مادر من هم میتونن فرهنگ خانواده اونا رو بررسی کنند. پس نیازی به حضور من نیست!
یه مثال از خودم: یکی از کارمندهای شرکت به من پیشنهاد ازدواج داد. من صرف نظر از موقعیت پرسیدم خانواده ات در جریانند؟ گفت نه! گفتم در جریانشون بذار بعد بیا با من صحبت کن (البته این طور هم نبود که الکی بخوام سر کارش بذارم، یعنی با این فرض که نظر کلیم مساعد هست اما به خودش نگفتم این پیشنهاد را دادم). چند روز بعد دیدم یکی اومده گرد و خاک به پا کرده. رفتم بیرون دیدم بله مادر ایشون با توپ پر اومده. گفت نمیدونم کی تو رو اینجا رئیس کرده اما با ریاست نمیتونی برای خودت شوهر استخدام کنی! و خیلی حرفای دیگه که از گفتنش معذورم! خب اون خانم اصلا منو نمیشناخت. بعدا پسرش گفت چون خودش انتخاب نکرده بود عصبانی بود و پسر رفت. من هم مثل شما به این مسئله مثبت نگاه میکنم. میگم حالا اگه این خواستگاری سنتی بود، اگه مادرش تنها میومد و من رو می پسندید. جلسه بعد هم پسرش میومد و خلاصه این کار ادامه پیدا می کرد، من قطعا بعدا با این آدم خودخواه به مشکل بر میخوردم. خب اینجا میام این اصلاحیه رو برای روش سنتی میذارم که حداقل جلسه اول پسر هم بیاد.
گفتن اینکه پسر از دختر خوشش بیاد هم میتونه برای پسر دردسر آفرین باشه، اما این مورد را پسر خودش باید مدیریت کنه. یعنی نباید یک سااال یکی رو در نظر بگیره بعد تازه بخواد پا پیش بذاره. اصلا شاید تو این مدت دختر ازدواج کرد. باید بتونه سریعتر تصمیم بگیره و البته روی احساسش مدیریت داشته باشه. به هر حال یک طرفه بوده ممکنه اصلا از همون اول نظر دختر منفی باشه، چه بسا تو خواستگاری سنتی هم اگه یکی از طرفین نظرش مثبت باشه و اون یکی زیادی طول بده طرف مقابل ضربه بخوره.
مذهب بعضی جاها درست معرفی نشده. شما مذهبی هستید، اما رهبر معظم کشورمون هم مذهبی هستن. ایشون یک مرجع عالیقدر دینی در سراسر جهان هستن. با این موقعیت، وقتی پیشنهاد خواستگاری برای پسرشون را به یک خانواده مذهبی دادن، خانواده دختر قبول نکردن برن خونشون. گفتن اگه نپسندید روی روان دختر ما اثر منفی میذاره. ایشون هم با بزرگواری پذیرفتند و اصلا جریان به صورتی برگزار شد که دختر از ماجرا خبر نداشت. چرا ما باید به اسم مذهب خودمون یا دیگران رو آزار بدیم؟؟ گیریم برای همه درصد 70 مثبت ، 30 منفی باشه. آیا 30 درصد کمه؟؟ وقتی ما میتونیم با یه سری اصلاحات این 30 رو برسونیم به 20، 10، 5 ... چرا این کار را نکنیم؟ چرا با طرح این مسئله که همه مشکل دارن فکری برای حل این مشکل نکنیم؟ چرا با این ترس که شاید این مشکل حل شد، مشکل بعدی بدتر باشه، به همین مشکل قانع بشیم؟ واقعا مذهب اینو به ما میگه؟؟ به نظر من که خدا بهم میگه بهت عقل دادم، توی کتابم هم بهت دستور تعقل دادم. هیچ جای کتابم هم در مورد نحوه خواستگاری و عزت نفس و ... چیزی نگفتم ، این یعنی دستتو باز گذاشتم با توجه به شخصیت و موقعیت خودت اقدام کن، اما شروطی که گذاشتم این بود که ولامُتَّخِذاتِ أخْذان، یعنی دوست نگیر، دختر جوری حرف نزن که اونی که در دلش مرضی هست درباره ات طمع کنه، پسر نگاهت رو درست کن، البته حق الناس رو هم رعایت کن.
برای شما دختر سرگردان چون در پست قبلی گفتید خواستگاری سنتی را هم قبول دارید میگم این اصلا کاری نداره! کافیه خودتون (مادر هم نیازی نیست بیان) چند روز به چند مسجد برید. اونجا که کسی شما رو نمیشناسه کنار یه خانم که میشینید بپرسید شماره این واسطه ها یا معرف های ازدواج که در عرف بهشون راوی هم میگن دارن یا خیر. توی این دفاتر حسینیه ها و مساجد سر بزنید، به 4 تا از اونا که شماره بدید دیگه روزی نیست که از این خواستگارهای رنگ و وارنگ نداشته باشید. بخصوص اگه از اون پولی ها باشه (نه اینکه از قبل پول بگیرن به اینا اعتماد نکنید اما یه سری میگن اگه کار درست شد پول میگیریم، اینا بنده خداها خیلی تلاش می کنن که معامله جوش بخوره!). اما خیلی مواظب باشید برای اینکه هیچ شناختی ازشون ندارید. اما اون آدرس سایتی که بهتون دادم چون یک طرح ملی هست قابل اعتماد تره هرچند ممکنه افرادی که معرفی می کنن کمتر از این روش باشه، اما حداقل کسایی هستن که به شما میخورن.
اما به هر حال باز هم می گم:
با توجه به شرایط فرهنگی کشور ما روش سنتی غیر قابل اجتنابه (به دلیل ادامه ندادن تحصیلات توسط بعضی از افراد و یا انتخاب شغلی در شرایط کاملا مردانه یا کاملا زنانه، یا به هر حال انتخاب نکردن کسی از اطرافیان خود حتی برای کسانی که شرایط آشنایی را دارن و از همه مهمتر بی عیب نبودن روش های دیگه)، اما
1- با توجه به مشکلات پیش اومده چه برای خانم ها و چه برای آقایان اصلاحات در این روش ضروری هست. تاکید می کنم اصلاحات نه لغو کامل روش.
2- سرکوب کردن کامل روش مدرن بدون ایجاد اصلاحات برای اون روش هم درست نیست. باز هم تاکید می کنم نه به صورت دوستی بلکه هدایت کردن جامعه به سمت و سویی که حداقل خانواده ها راحت تر با این مسئله آشنا شدن جوانان با هم کنار بیان و حداقل شرایطی هم برای این روش آشنایی در عرف تعریف بشه که کسی آسیب نبینه.
---
در نهایت دختر سرگردان آفرین که اون آقا را از ذهنت کنار گذاشتی چون داشت جلوی کارهای اساسی ای که باید بکنی را می گرفت، دستت را تنگ می کرد و فقط به یه سری از روش های خاص محدودت می کرد...
اما الان به شما پیشنهادات زیادی داده شد در این تاپیک.
پیشنهادات آقای حامد و آقای تروولث،
پیشنهادات مذهبی که در پست های مختلف مطرح شد،
پیشنهادات خانم مصباح در جلب خواستگار سنتی،
پیشنهادات سایرین مبنی بر نحوه رفتار و استفاده از تابلو و شیرینی و ...
پیشنهاد این پست در یافتن خواستگار سنتی
پیشنهاد برای شرکت در طرح تبیان
پیشنهاد صحبت با خانواده، که اگرچه امتحان کردید، اما باز هم ادامه بدید...
شما باید فکر کنید و ببینید کدومش با شرایطتون بیشتر میخوره، اما اگه میتونید در هیچکدوم کوتاهی نکنید، کوتاهی که نکنید هیچ، بلکه سریع دست به کار شید.
-







، این که نوشتی تو هم مثل من هیچ وقت خواستگار سنتی و مدرن اون جور که این جا میگن نداشتی و این که همسرت اولین و اخرین خواستگارت بوده... راستش کلی شاد شدم و دلگرم... و این که مصداق خواست خداوند و قسمت رو توی ازدواج تو حس میکنم .. همین که همسرت تو رو در محیط دانشگاه میبینه و یه جورایی همون که اطرافیان تو و اون که شامل دوستان مشتزک یا فامیل اتون امکان شناخت بیشتر و در نتیجه شفاف سازی و در نهایت اقدام عملی همسر شما برای پا پیش گذاشتن رو فراهم کردن و شما دوتا به هم رسیدین... لاله جان من فکر میکنم با این پستت بهتر متوجه هزینه ها و انرژی ها که اشاره کرده بودی توی پست قبلی ات شدم.... متشکرم دوست عزیزم


من با اینکه آشنایی از هر نوع مدلش رو داشتم ولی همیشه دوس دارم اول طرف مقابل خودش من رو جایی ببینه حالا محیط کار یا هر جایی، بعدش یه مدت عاقلانه و منطقی با هم آشنا بشیم و بعدش که از هم شناخت کافی کسب کردیم وارد فاز عشقولانه بشیم و بعدش بقیه ماجرا روند سنتی داشته باشه یعنی حتما باید قبل از ازدواج عاشق همسرم بشم اون وقته که هر کاری واسش انجام میدم ،اگه عاشقش نباشم و همین جوری با یه دوست داشتن عادی باهاش ازدواج کنم فکر نکنم بتونم هر کاری واسش انجام بدم
... نمیدونم والا.. ولی فکر کنم اونم عین همین طرز فکر رو داشته که اول دوستی و بعدش اگه همه چی اوکی بود ازدواج... ولی من که موقعیت هایی اینجوری رو رد کردم ، خواستگاری ستنی هم نیومد و خلاصه اینجوری.. پست شما هم از یه زاویه دیگه حرف داشت برای گفتن.. ممنونم ای تک جان
) یه پست گذاشتم تاپیک رسیده صفحه پنجم الآنه که خانم فرشته مهربان بیان آلارم جمع بندی رو بدن .

علاقه مندی ها (Bookmarks)