سلام خانم فرزانه. نظر همسرتان چیست؟
تشکرشده 337 در 127 پست
سلام خانم فرزانه. نظر همسرتان چیست؟
تشکرشده 358 در 165 پست
من خونه رو ترک نکردم(همسرم نذاشت) و هردو باهم رفتیم پیش مشاور. البته یه مشاور جدید که ایشون خودش پیدا کرد.
نکته خوب ماجرا این بود که شوهرم از مشاور خیلی خوشش اومد. خیلی عجیب بود برام. کسی که حاضر نبود حتی اسم مشاور رو بیاره چنان راغب شده که خودش پیگیر جلسات بعدیه!!! میگه من اصلا نمی دونستم اینقدر خوبه. میگه تازه دارم معنی بعضی چیزارو می فهمم!!!!
شوهرم بشدت مخالف طلاقه ولی قراره چند جلسه مشاوره رو ادامه بدیم و ببینیم چی پیش میاد. ما فعلا توی خونه خودمون و باهم هستیم. این موضوع که شوهرم از مشاور استقبال کرد و پیگیره، یه کم امید بهم داده. هرچند هنوز هم راه ذهن و احساسم رو برای هر انتخابی باز گذاشتم.
یه نتیجه گیری می کنم و اگه اتفاق خاص دیگه ای افتاد و نیاز به همدردی داشتم حتما دوباره پست میذارم.
نتیجه گیری: من 5 سال بدون عزت نفس زندگی مشترکم رو ادامه دادم. توی یه ماه گذشته فقط کمی سعی کردم عزت نفسم رو بالا ببرم و خودم رو دوست داشته باشم. و همین مقدار کم باعث شد که شوهرم برای نگهداشتن زندگیمون قبول کنه که پیش مشاور بریم و خداروشکر که خوشش هم اومده و می خواد تغییر کنه به قول خودش. این ماجرا هر نتیجه ای که داشته باشه چه ادامه زندگی چه جدا شدن، ولی یه درسی به من داد و اون این بود که باید همیشه سعی کنم:
عزت نفس داشته باشم و به خودم احترام بذارم تا دیگران به من و خواسته هام احترام بذارن
از مدیران این سایت و دوستان خوبی که اینجا واقعا با من همدل بودن و با پیام هاشون منو به فکر بردن و جرقه یه تغییر رو توی ذهن من زدن تشکر می کنم.
ویرایش توسط فرزانه 123 : سه شنبه 14 خرداد 98 در ساعت 13:48
tavalode arezoo (سه شنبه 18 تیر 98), میشل (پنجشنبه 16 خرداد 98), زن ایرانی (یکشنبه 28 مهر 98)
تشکرشده 8,211 در 1,575 پست
سلام
جسته گریخته بعضی از پست ها را خواندم.
حرف هات و نگرانی هات خیلی برای من آشنا بود.
زمانی دغدغه های تو تمام غم زندگی من بود.
از آون زمان سال ها می گذره.
و اما نتایجی که من به دست آوردم.
زن و شوهر دو تا انسان کاملا جدا، با علایق و سلیقه ها و تفکرات منحصر به فردی هستند که می توانند در شرایط کاملا یکسان، عکس العمل های کاملا متفاوت داشته باشند.
این را باید بپذیریم که همسر ما یک انسان است و می تواند هر نوع برخوردی نسبت به مسائل داشته باشد چه موجه چه غیر موجه.
نکته ای که باید در نظر گرفت این است که ما برای آرامش خودمون در درجه اول چه عکس العملی می توانیم داشته باشیم؟
فرزانه عزیز همیشه خودت را دوست داشته باش و اجازه نده عوامل محیطی حتی همسرت آرامش تو رو به هم بزنند.
اگر تو آرامش داشته باشی، اگر تو پر انرژی باشی، اگر تو خودت را دوست داشته باشی این تاثیر رو هم در اطرافیانت خواهی گذاشت، به خصوص همسرت و بازخوردهای خوبی خواهی گرفت.
همسرت تو رو دوست داره به خاطر همین به جدایی راضی نیست.
تو هم همان طور که هست دوستش داشته باش.
یک مثال می زنم، پدر تو آیا همه خصوصیاتش مورد قبول توست؟
یا هر کدوم از بستگان خونی تو، آیا در غیر این صورت حاضری به کل از آنها کناره بگیری و ترکشون کنی؟ یا اینکه نه دوستشون داری اما می دونی فلان خصوصیت بد را هم دارد؟
آیا برای آنها نقش یک معلم را بازی می کنی که رفتارشان را تصحیح کنند و یا اینکه رفاقتی با آنها تعاملاتت را ادامه می دهی؟
همسرت هم یکی مثل آنهاست که فقط تعاملاتت بیشتره.
یک اینکه همسرت کنار گذاشتنی نیست و آن را بپذیر.
دوم اینکه نقش معلم و کنترلگری را به صفر برسان.
خوشبخت باشی.
tavalode arezoo (سه شنبه 18 تیر 98), میشل (پنجشنبه 16 خرداد 98)
تشکرشده 1,106 در 598 پست
بستگی به این داره که تعریف از زندگی چیه
بعضیا ازدواج میکنند تا ازدواج کرده باشن حتی معذرت میخوام مثل حیوان
ولی بعضیا ازدواج میکنند تا به معنی انسانیت برسن حتی اگر در خانواده خودشون ندیده باشن یعنی احترام متقابل
وقتی این اتفاق نمیفته یکی پاسوز میشه ممکن چند وقت دیگه از دارالمجانین سر در بیاره
پس یا شما آنقدر قدرت دارید که با کمک گرفتن از مشاوره روانپزشک و و خودتون مساله حل میشه برای همیشه
یا بعد از مهلت یکساله دوساله اگر حل نشدجدا میشید چون به ذهن شما فشار میاره
یه زن مطلقه سالم
بهتر از یه زن دیوانه متاهل
تشکرشده 358 در 165 پست
سلام دوستان
این مدتی که گذشت زندگیمون جریان تقریبا عادیش رو ادامه می ده. همسرم خیلی بهتر رفتار می کنه. هر روز یه زمان کوتاهی رو اختصاص دادیم به یادگیری یه سری موضوعات و مهارتها. یعنی با هم گوش می دیم و در مورد اون موضوع صحبت می کنیم.
من و همسرم هر دو سعی داریم تفاوتها رو بفهمیم و باهاش کنار بیایم. درک تفاوت ها فوق العاده اهمیت داره. ما توی دوجور خانواده متفاوت بزرگ شدیم و این باعث شده بعضی افکار و باورهای هم رو قبول نداشته باشیم. راستش قرار گذاشتیم توی زمینه هایی که باهم تفاوت نظر داریم مذاکره کنیم و به نتیجه برد برد برسیم.
در مورد رفتارهای فیزیکی هم تا حدودی خیالم راحت شده. چون بشدت قبول داره که کارهاش اشتباه بوده. امیدوارم تکرار نکنه.
من خودم باید حالاحالاها روی خودم کار کنم.
توی این مدت خانه داریم رو ارتقا دادم. با روحیه بالایی کارهای خونه رو انجام میدم. البته همسرم هم کمک می کنه چون منم توی خرج خونه شریکم.
خونه همیشه تمیز و منظمه و غذا روبراهه و زندگی گرمه خداروشکر. تنش های کوچکی بینمون پیش اومده ولی خداروشکر نذاشتیم بزرگ بشه.
امیدوارم همین روال ادامه پیدا کنه. البته گفتم که رازش توی درک تفاوتهاست. بقول دکتر هولاکویی هیچ درست و غلطی وجود نداره و هرچی که هست تفاوت ها هستن. و ما باید بتونیم این تفاوتها رو بشناسیم و ریشه یابی کنیم و مدیریت کنیم و بخاطرش بهم نریزیم نه خودمونو نه زندگیمونو.
بی نهایت عزیز. حرف شما هم کاملا متینه. ضمن اینکه بعضی وقتها لازمه یه چیزهایی از ریشه خراب بشه تا بشه دوباره درستش کرد.
خادم رضا معلومه که منو درک کردین و البته با نظرتون موافقم که یه زن مطلقه سالم نسبت به یه زن متاهل که از دست زندگی افتضاحش دیوونه شده، زندگی خیلی بهتری خواهد داشت.
roodabeh_persian (چهارشنبه 27 شهریور 98), میشل (سه شنبه 11 تیر 98), رنگین (جمعه 14 تیر 98)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)