به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 97
  1. #51
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    اما زمانی که من بهش گفتم میخام یه مدت باهم نباشیم هنوز رابطمون فقط در حد بوسیدن بود و اون ناراحت شد 3 روز بعد هم اشتی کردیم اما از اون روز همیشه به من میگفت که اون حرف من دلشو شکسته
    آره دیگه گفتم که به قول خودش دلش شکسته یا خورده توی ذوقش چرا؟ چون می خواست آزاد باشه (از نظر فکری) و توی ارتباط باهات فکر نکنه مانعی براش هست (هر مانعی از نظر فکری و روحی و همچنین جنسی).
    من بعد یکسال هنوز ازش نفرت ندارم اما اون میکفت بعد اون 3 روز علاقش کم شده و بعد هر بحثی کمتر میشه بعد از جدایی بهش گفتم اگه از اون موقع دیگه دوسم نداشتی چرا همون موقع تموم نکردی گفت عاشقت نبودم اما دوستت داشتم میخواستم
    اسمشو بذاریم عشق سه روزه! واقعا چه عشقی چه عاشق دلباخته ای!!! چرا اگه دلش شکست باز هم باهات ادامه داد تا کامل بدنت در اختیارش قرار بگیره؟؟!!!
    عشق اون مثله ساعت شنی بود که با هر بحث کوچیکی با 3 روز بی خبری هی کم میشد پس چرا من فراموش میکردم؟ پس چرا من روز به روز بیشتر میخواستمش؟
    خب چون اصلا عشق نبود. چون خانم هستی احساساتت قوی تره و از طرفی تو اونو برای خودش می خواستی نه برای بدنش ولی اون معکوسش بوده.
    پس چرا من روز به روز بیشتر میخواستمش
    چون شما خانومی فکر می کنی اون هم احساساتش مثل خودته ولی نیست. اون اصلا نفهمیده عشق یعنی چی!!!!
    دوستم تونستو من نتونستم میگم کسی که عاشقم بود رو از خودم دور کردم
    در مورد تونستن دوستتون هم هنوز زوده قضاوت کنی اصطلاحا جوجه رو آخر پاییز میشمرن. کلا اون پسره که همش همراه خودش میوورد ماموریتش همین بود که شما دوتا رو تنها کنه، آخ که چه پسر ساده ای بوده!!!
    ضمنا نگفتم اصلا به تو احساسی نداشته، مسلما یه احساسایی داشته ولی قطعا عشق نمیشه اسمشو گذاشت شاید یه چیزی مثل هوس بوده. ضمنا کسی که عاشق بوده باشه تشریف نمی بره همه جا مثل بچه ها جار بزنه!!!
    هنوزم به من میگه من عشقو با تو تجربه کردم اما کاری کردی از عشق متنفر بشم
    اون اصلا نمیتونه بفهمه عشق یعنی چی؟!! چطور تا با تو قطع کرد تشریف برد با چند تا دختر دیگه به امور مربوطه پرداخت! چقد واقعا قلبش پیش تو گیر کرده بود!!
    هنوزم حاضره باهام باشه من بارها بهش التماس کردم که فقط باشه اصلا باهام نمونه هرجور میخواد فقط باشه اما حتی به صورتم نگاه نمیکنه ازم متنفره حتی حاضر نیست باهام تنها باشه ازم فرار میکنه
    دو تا دلیل داره این رفتارش اولا اینکه چون زدی توی ذوقش حالش گرفته شده (هر چند که استفاده اش رو ازت کرده). یکی هم اینکه یه خورده مترسه اگه دوباره بهت نزدیک شه نتونه خودش رو کنترل کنه و به بکارتت آسیب بزنه (با توجه به مهارت هایی که کسب فرموده!!).

  2. کاربر روبرو از پست مفید Aminn تشکرکرده است .

    minajoon (شنبه 18 آبان 92)

  3. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 دی 92 [ 21:12]
    تاریخ عضویت
    1392-6-30
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    373
    سطح
    7
    Points: 373, Level: 7
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    43

    تشکرشده 24 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از خودم بدم میاد که از دستش دادم و اینکه دیگه نمیتونم هیچکسو دوست داشته باشم و ارزوی تشکیل خانواده و تمام رویاهامونو باید فراموش کنم

    - - - Updated - - -

    از خودم بدم میاد که از دستش دادم و اینکه دیگه نمیتونم هیچکسو دوست داشته باشم و ارزوی تشکیل خانواده و تمام رویاهامونو باید فراموش کنم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aminn نمایش پست ها
    آره دیگه گفتم که به قول خودش دلش شکسته یا خورده توی ذوقش چرا؟ چون می خواست آزاد باشه (از نظر فکری) و توی ارتباط باهات فکر نکنه مانعی براش هست (هر مانعی از نظر فکری و روحی و همچنین جنسی).

    اسمشو بذاریم عشق سه روزه! واقعا چه عشقی چه عاشق دلباخته ای!!! چرا اگه دلش شکست باز هم باهات ادامه داد تا کامل بدنت در اختیارش قرار بگیره؟؟!!!

    خب چون اصلا عشق نبود. چون خانم هستی احساساتت قوی تره و از طرفی تو اونو برای خودش می خواستی نه برای بدنش ولی اون معکوسش بوده.

    چون شما خانومی فکر می کنی اون هم احساساتش مثل خودته ولی نیست. اون اصلا نفهمیده عشق یعنی چی!!!!

    در مورد تونستن دوستتون هم هنوز زوده قضاوت کنی اصطلاحا جوجه رو آخر پاییز میشمرن. کلا اون پسره که همش همراه خودش میوورد ماموریتش همین بود که شما دوتا رو تنها کنه، آخ که چه پسر ساده ای بوده!!!
    ضمنا نگفتم اصلا به تو احساسی نداشته، مسلما یه احساسایی داشته ولی قطعا عشق نمیشه اسمشو گذاشت شاید یه چیزی مثل هوس بوده. ضمنا کسی که عاشق بوده باشه تشریف نمی بره همه جا مثل بچه ها جار بزنه!!!

    اون اصلا نمیتونه بفهمه عشق یعنی چی؟!! چطور تا با تو قطع کرد تشریف برد با چند تا دختر دیگه به امور مربوطه پرداخت! چقد واقعا قلبش پیش تو گیر کرده بود!!

    دو تا دلیل داره این رفتارش اولا اینکه چون زدی توی ذوقش حالش گرفته شده (هر چند که استفاده اش رو ازت کرده). یکی هم اینکه یه خورده مترسه اگه دوباره بهت نزدیک شه نتونه خودش رو کنترل کنه و به بکارتت آسیب بزنه (با توجه به مهارت هایی که کسب فرموده!!).
    ممنون با بچه های اینجا که حرف میزنم اروم میشم ممنون که وقت میزارید کاش خدا یه صدم از عذابی که من میکشمو به اونم بده این انصاف نیست که اون خوش باشه و من اینجوری زندگی کنم میدونم این عواقب اشتباه خودمه اما این دو طرفه بود کاش عدالت بینمون باشه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    خوب فرض را بر این بگذاریم که او دیگر در زندگی ات نباشد.
    خوب فکر کن و بگو چه چیزی را از دست می دهی ؟
    از خودم بدم میاد که از دستش دادم و اینکه دیگه نمیتونم هیچکسو دوست داشته باشم و ارزوی تشکیل خانواده و تمام رویاهامونو باید فراموش کنم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    خوب فرض را بر این بگذاریم که او دیگر در زندگی ات نباشد.
    خوب فکر کن و بگو چه چیزی را از دست می دهی ؟
    از خودم بدم میاد که از دستش دادم و اینکه دیگه نمیتونم هیچکسو دوست داشته باشم و ارزوی تشکیل خانواده و تمام رویاهامونو باید فراموش کنم

  4. کاربر روبرو از پست مفید minajoon تشکرکرده است .

    Aminn (شنبه 18 آبان 92)

  5. #53
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    کلا شما و دخترای دیگه خیلی باید در برخورد با پسراها مراقب باشید چون اونا مثل خودتون راحت احساسات و اهداف واقعی شونو نشون نمیدن.
    به عنوان یه نکته بهت می گم بیش از 90 درصد پسرایی که دنبال دوستی میرن هدفشون ازدواج نیست (بر خلاف حرفاشون) و هدفهای دیگه ای دارن (در 99 درصد موارد استفاده های جنسی). و اینکه پسرایی که رسما به همراه خانواده میان خاستگاری هدف واقعی شون ازدواج هست (با هوس یا عشق)

  6. #54
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 آذر 92 [ 17:42]
    تاریخ عضویت
    1392-8-14
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مینا جان.مشکلت رو خوندم،من چندروزیه با این سایت اشنا شدم اما مثل تو خوش شانس نبودم که دوستان راهنماییم کنند!نمیخواستم چیزی بگم جز اینکه کاملا احساست رو درک میکنم و متوجه هستم چه حالی داری و چی میکشی!منم تو موقعیتی شبیه موقعیت شما هستم با این تفاوت که خانواده و فامیل همه میدونن و این عذاب هم به بقیه اضافه کنی میبینی خیلی خوش شانسی و خدارو شاکر باش که حداقل کسی از خونواده نمیدونه!خواستی سری به تاپیک من بزن"خسته ام زندگی،همراهی نیست!"

    - - - Updated - - -

    واسه برقراری ارتباط با اون پسر داستان همین دو ساعت پیش خودمو بگم

    - - - Updated - - -

    ساعت 11بهش زنگزدم ازش بابت همه مسائل و مشکلاتی که بینمون بود عذرخواهی کردم و بعد بنوعی ازش خواستم که برگرده!اما باز هم با ببیرحمی گفت نه!در حالی که میدونم عاشقم بود و هست!حتی الان که یکماه هست با هم قهریم بازم میگه که دوستم داره و کسی مثل من نمیشه واسش اما چه فایده بحال من؟وقتی میگه الان فقط مثل 2تا دوست هستیم؟! از این بدتر میشه؟و حتی اینکه ما فامیلیم و مرتب قراره همدیگه رو ببینیم!و حتی الان که دارم اینا رو مینویسم اشک میریزم و لحظه به لحظه بیشتر دوستش دارم!میبینی که مشکلی که داری و عذابی که میکشی خیلی بهتر و قابل تحملتره!نمیگم کمه اما ما ادما وقتی میبینیم مشکلات دیگران از ما بیشتره خیلی احساس راحتری داریم و ارومتر میشیم

    - - - Updated - - -

    منم مثل تو همین افکار رو دارم.اینکه دیگه چطوری میخوام با کس دیگه ای ازدواج کنم کنارش بخوابم!اینکه کس دیگه ای بخواد جز اون منو لمس کنه بر خودم میلرزم!اینکه بچه هامون چطورین و اسمایی که واسشون گذاشته بودیم و ...تمام دقایقی که با هم گذروندیم لحظه ای از جلوی چشمام محو نمیشه...

    - - - Updated - - -

    این واسه من که نامزد بودیم همه باخبر بودن و قرار ازدواج رسمی داشتیم و واقعی همدیگه رو میخواستیم بخاطر ی بهونه الکی همه چیزو تموم کرد و رفت!اینجوری جواب میده!چه برسه به کسی که همه حرفاش دروغ بوده و فقط از روی هوس!مینای عزیزم بر احساست غلبه کن،منطقی تصمیم بگیر و عاقلانه فراموش کن...

    - - - Updated - - -

    سخنرانی های استاد فرهنگ رو دانلود کن گوش بده خیلی تو روحیه ات تاثیر میداره!مخصوصا بحث ازدواج،من خودم ریختم رو گوشی مدام گوش میدم .تازه ی قسمت راه فراموش کردن هم گفته!مینای عزیزم مراقب تک تک زیبایی هایت باش

  7. #55
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آذر 00 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    421
    امتیاز
    12,188
    سطح
    72
    Points: 12,188, Level: 72
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 262
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 635 در 275 پست

    Rep Power
    70
    Array
    سلام
    واقعا متاسف شدم از این جریان
    و خیلی تعجب می کنم با این همه اخطاری که به خانمها میدهند با ما خانمها به این راحتی اعتماد میکنیم



    شما رابطه جنسی داشتید ؟
    شما الان از بیشتر چی ناراحتی؟ از اینکه بکارتت را از دست دادی؟ یا از ضربه روحی که بهت وارد شده؟ یا از هر دوتاش؟

    و رابطه جنسی شما طوری بوده که دوست شما و ایشون از رابطه و محل و ساعتش خبر داشتند یا پنهان از اون دو نفر بوده؟
    از خانواده پسره کسی از ارتباط جنسی شما میدونه؟
    محلش تو خونه شما بوده یا جاهای دیگه هم بوده؟

  8. #56
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 99 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1392-7-21
    نوشته ها
    374
    امتیاز
    9,911
    سطح
    66
    Points: 9,911, Level: 66
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,128

    تشکرشده 851 در 242 پست

    Rep Power
    52
    Array
    سلام مینا جان.من تاپیک شما رو دنبال میکردم .مینا جان گذشته گذشته .مطمین باش که خدا دوست داشته که عقلت رو به کار انداختی و همه چی رو تموم کردی.این نه عشق بوده و نه دوشت داشتن فقط و فقط یه هوس بوده.برای منم ماجرایی پیش اماده که به پنج ماه پیش برمیکرده .من اوایل چون مثل شما هیچ تجربه ای نداشتم طرز برخوردم با طرف مقابلم نادرست بود.اما از زمانیکه با این تالار اشنا شدم خیلی با تجربه شدم و طوری با طرف مقابل رفتار کردم که متوجه شد .البته رابطه ما فقط تلفنی بود و یک بار بیرون رفتن.که اونم فقط برای اتمام حجت با ایشون بود.این برای شما فقط یه تجربه تلخ بود که میتونی از این تجربه یرای زندگیت استفاده کنی نه اینکه مدام خودت رو سرزنش کنی.مطمینم یک روز عشق واقعی رو تجربه میکنی و اونوقت میفهمی چقدر تفاوت داشت با اون ادم هوس باز.لزومی نداره در مورد گذشت ات با خواستگارات یا همسر ایندت صحبت کنی.عزیزم به خودت بیا و زندگی رو ازنو با کوله باری از تجربه شروع کن

    - - - Updated - - -

    چرا فکر میکنی نمیتونی تشکیل خانواده بدی.به حرفایی که در مورد بچه و تشکیل خانواده میزد فکر نکن .این جمله رو فراموش نکن که اگه پسری عاشق دختری بود هیچ وقت اونو از دست نمیده و برای رسیدن بهش تلاش میکنه و کاری نمیکنه که ناراحتش کنه و از راه صحیح اقدام میکنه واسه ازدواج و تشکیل خانواده.پس به خودت فرصت بده و اون ادم رو فراموش کن

  9. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 دی 92 [ 21:12]
    تاریخ عضویت
    1392-6-30
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    373
    سطح
    7
    Points: 373, Level: 7
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    43

    تشکرشده 24 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    سلام مینا جان.من تاپیک شما رو دنبال میکردم .مینا جان گذشته گذشته .مطمین باش که خدا دوست داشته که عقلت رو به کار انداختی و همه چی رو تموم کردی.این نه عشق بوده و نه دوشت داشتن فقط و فقط یه هوس بوده.برای منم ماجرایی پیش اماده که به پنج ماه پیش برمیکرده .من اوایل چون مثل شما هیچ تجربه ای نداشتم طرز برخوردم با طرف مقابلم نادرست بود.اما از زمانیکه با این تالار اشنا شدم خیلی با تجربه شدم و طوری با طرف مقابل رفتار کردم که متوجه شد .البته رابطه ما فقط تلفنی بود و یک بار بیرون رفتن.که اونم فقط برای اتمام حجت با ایشون بود.این برای شما فقط یه تجربه تلخ بود که میتونی از این تجربه یرای زندگیت استفاده کنی نه اینکه مدام خودت رو سرزنش کنی.مطمینم یک روز عشق واقعی رو تجربه میکنی و اونوقت میفهمی چقدر تفاوت داشت با اون ادم هوس باز.لزومی نداره در مورد گذشت ات با خواستگارات یا همسر ایندت صحبت کنی.عزیزم به خودت بیا و زندگی رو ازنو با کوله باری از تجربه شروع کن
    سلام دوست عزیز منون از وقتی که گذاشتی من علاوه بر حس وابستگگی به ایشون یه حس نفرت توم به وجود اومده یعنی یا دلم میخواد برگرده یا اینکه مثه من درد بکشه اگه خودم تموم کرده بودم شاید این اتقفاق نمیفتاد اما حالا دخترری که از گل نازکتر بهش نمیگفتن شده بازیچه دست یه ادم که اصلا ادم نیست یه ره احساس مسیولیت تو وجودش نیست راحت ادمارو زیر پاش له میکنه تو وجودم احساس حقارت میکنم نمیتونم خوشیشو ببینم بهم بر خورده هرچی مخوام ببخشمو بهش فکر نکنم نمیتونم ادم کینه ای نیستم تا به حتل تو زندگیم از هیچکس تنفر نداشتم حتی حسم به اونو هم نمیشه اسمشو تنفر گاشت من نمیخوام بیشتر از من عذاب بکشه نمیخوام نابود بشه میخوام فقط دردی که من میکشمو بچشه وقتی میبینم راحت زندگی میکنه اتیش میگیرم میخوام یکی مثل خودش
    باهاش باشه یه دختری که دست کم با سه نفر همبستر شده و فقط هدفش خوشی بوده وقتی فکر میکنم یه روز یه دختر مثه قبلنای خودم واسش پیدا میشه قلبم اتیش میگیره شب و روز فقط از خدا میخوام به اندازه لیاقتش نصیبش بشه اما انگار خدا هم نمیشنوه سهم من شده عذاب و سهم اون لذت

  10. #58
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 99 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1392-7-21
    نوشته ها
    374
    امتیاز
    9,911
    سطح
    66
    Points: 9,911, Level: 66
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,128

    تشکرشده 851 در 242 پست

    Rep Power
    52
    Array
    مینا جان نمیدونم تا چه حد اعتقادات مذهبی داری.امام حسین با هفتاد دو تن یار به شهادت رسید و ذلت رانپذیرفت اما یزد با یک لشکر پیروز شد اما چه پیروزی بود؟.ببین عزیزم این ادم با شیطان همراه شده و براش مهم نیست که تو داری ناراحت میشی و عذاب میکشی.فعلا با همبستر شدن با دخترهای دیگه خودشو سرگرم کرده پس ببین چه ادم کوچک و پستی هست.فقط این جمله رو به خودت بگو کسی که حاضر شد یکبار خیانت کند حتی اگه هم همسر شما میشد باز هم میتوانست خیانت کند.خداوند ادمای شیطانی رو به حالا خودشون رها میکنه تا سرگرم باشند و به موقع پاسخشون رو میده.پس به این چیزا فکر نکن و فقط به خودسازی خودت برس و اون ادم رو به حال خودش بذار

    - - - Updated - - -

    الان چند وقته ارتباطت کاملا قطع شده؟ایا ایشان رو هنوز میبینید؟
    ویرایش توسط ستیلا : شنبه 18 آبان 92 در ساعت 14:31

  11. کاربر روبرو از پست مفید ستیلا تشکرکرده است .

    asemaneabi222 (شنبه 18 آبان 92)

  12. #59
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 دی 92 [ 21:12]
    تاریخ عضویت
    1392-6-30
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    373
    سطح
    7
    Points: 373, Level: 7
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    43

    تشکرشده 24 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه ساله تو این یه سال چندین باز زنگ زدمو اس دادم دو بارم دیدمش که هر بار فقط تحقیرم کرد حتی وقتی باهاش حرف میزدم به من نگاه هم نمیکرد اگه از دوست داشتن میگفتم خیلی راحت میگفت ازت متنفرم

    - - - Updated - - -

    دیشب زیارت عاشورا خوندم نفرین نکردم فقط گفتم اون چیزی که لیاقتشو داره نصیبش بشه فقط از خدا همینو میخوام اونوقت قلبم اروم میگیره یه ساله هرروز همینو از خدا خواستم به خودشم گفتم واگذارش کردم به خدا و وجدانش . وجدانشو که کشته ولی با خدا میخواد چیکار کنه نمیدونم

  13. #60
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 99 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1392-7-21
    نوشته ها
    374
    امتیاز
    9,911
    سطح
    66
    Points: 9,911, Level: 66
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,128

    تشکرشده 851 در 242 پست

    Rep Power
    52
    Array
    پس یکسال گذشته و شما دوست عزیز جای اینکه حسرت بخورید .فقط باید خودسازی کنید.چرا گفت ازت متنفرم ؟بذار راحت و پوست کنده بگم چون که دیگه نیازی بهت نداره و فهمیده که شما دیگه حاضر نیستی باهاش رابطه داشته باشی.عزیزم ارزش شما خیلی بیشتر از این چیزا هست.به جای فکر کردن در مورد اون ادم به دنبال جبران برای خودت باش.اون ادم رو بذار با ظواهر و هوسهای زود گذر همراه باشه به موقع خداوند پاسخش رو میده
    .تو این مدت خواستگار هم داشتی؟

    - - - Updated - - -

    عزیزم این ادم اینقدر سرگرمه که دیگه وقت نداره به خدا فکر کنه.دوست خوبم کار خوبی میکنی ارتباطت ات رو با خدا بیشتر و بیشتر کن و توبه کن

    - - - Updated - - -

    الان وقت خودسازی شما هست .


 
صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.