به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 95

Hybrid View

  1. #1
    Banned
    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 اردیبهشت 93 [ 22:46]
    تاریخ عضویت
    1392-10-22
    نوشته ها
    333
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience PointsOverdriveSocial3 months registered
    تشکرها
    518

    تشکرشده 727 در 248 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    الان پدر و مادرم کاملا مخالفن!!!!

    اونم دقیقا به خاطر قیافه(که برای من مشکلی نیست) و مادیات!!!


    چیزی که پدر مادر توی خشت خام میبینن ما با میکروسکوپ نمیتونیم ببینیم
    شما به قیافش از 20 چند میدی و چه مشکلی ظاهری رو پدرت عنوان میکرد (از چیه ظاهرش رضایت نداشت)
    چقدر احتمال میدی که این آدم میتونه زندگی مناسبی از لحاظ مادی فراهم کنه ؟

    به نظرم حتما پدر و مادرتون یه چیزی دیدن که گفتن
    ولی امیدوارم مقاسیه نکرده باشن
    من حس میکنم ممکنه این پسر رو با خواستگار بعدیتون که قراره بیاد و با تعریف های معرفش به دل پدرتون نشسته دارن مقایسه میکنن که در اینصورت کار اشتباهیه
    این که دل رحم شدم،دلیلش اینه که وقتی توی این سایت می بینم بعضی آقایون از جواب منفی دلشون می شکنه،خب نگران می شم که نکنه من هم باعث بشم دل یک جوون بشکنه یا غرورش جریحه دار بشه.این قدر من از دل شکستن متنفرم.اگه کسی دلم را بشکنه این قدر ناراحت نمی شم و زود می بخشم ولی اگه ناخواسته باعث دل شکستن کسی بشم خیلی سخت خودم را می بخشم و اثرش روم خیلی می مونه.متاسفانه این نقطه ضعف منه.

    خب من 3 تا از خواستگارام به جلسات بعد کشیده شدن و با جواب منفی دلشون شکست.
    عیبی نداره اگه واقعا جوابتون منفیه (چه از جانب شما چه خانواده) و میخواهید این ماجرا بیشتر طول پیدا کنه و جلسات آشنایی و ... بدتر میشه همون اول کارو یکسره کنید و تا اون پسر هم وارد فاز احساسات و تخیلات و ...و نشه
    البته نمیدونم جواب اون پسر رو چی میخواهید بدید و این کار به عهده خودتونه اما امیدوارم طوری باشه که طرف مقابل بعد از شنیدن شما تمام فکر و ذکرش این نشه که چرا این دختر بهم جواب منفی داد و هزارتا فکر بدتر نکنه (علت جواب منفیتون مشخص باشه)
    اما سعیتونم بکنید دل طرف نشکنه (هر چند در هر حالتی که جواب بدید دلخوری بوجود میاد مثلا من به عنوان یه پسر جنبه جواب منفی شنیدن رو ندارم مخصوصا اگه دختر رو خودم دیده باشم و خواستگاریش رفته باشم)

    به نظرم نمیتونید طوری جواب بدید که هم طرف دچار سرگردانی و تخیلات نشه (یعنی جوابتون مستقیم باشه) هم ناراحت نشه و به غرورش بر نخوره
    بالاخره باید یکی رو بیشتر انتخاب کنید (جواب مستقیم یا ناراحت نشدن پسر)

    وقتی خواستگار بهش القا میشه که مثلا این دختر باایمانه!ممکنه خودش را درجلسه خواستگاری مذهبی جلوه بده.یا اینکه خودش را خیلی مودب و با حیا جلوه بده.اون وقت من از کجا بفهمم که داره راست می گه یا داره مطابق من صحبت می کنه؟
    با زیاد کردن جلسات آشنایی میشه فهمید طرف داره نقش بازی میکنه یا نه
    امیدوارم بجای کمیت دنبال کیفیت باشید
    منظورم اینه که بعضیا به ظاهر دیندارن و نماز و روزه و ریش و تسبیح و لباس یغه بسته و ....
    اما بیشتر که برانداز میکنی متوجه میشی مفهوم نمازی که میخونن رو نمیدونن و از روی عادت انجام میدن حالا یا بخاطر اجبار والدین یا بخاطر جلب تعریف و تمجید مردم
    اما خیلی پسرا هستن درسته این کمیت افرادی که گفتم رو ندارن اما در اعمالشون و باطنشون رابطه قوی با خدا برقرار میکنن و با خدا دوست هستن (حالا اگه این کیفیت رو در کنار کمیت داشته باشن که خیلی عالی میشه)

  2. 3 کاربر از پست مفید 1234567 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 اسفند 92), فرهنگ 27 (شنبه 17 اسفند 92), مصباح الهدی (شنبه 17 اسفند 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 اردیبهشت 93 [ 22:00]
    تاریخ عضویت
    1392-5-27
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    662
    سطح
    13
    Points: 662, Level: 13
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    893

    تشکرشده 67 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    مصباح جان یه چیزی رو خواهرانه بهت بگم

    تو دختر خیلی خوبی هستی ولـــــــــــــی مسئله اینه که من فکر میکنم هنوز جدیه جدی دوست نداری ازدواج کنی، بیشتر با این

    مراسمات و این خواستگاریها و این تعریف و تمجیدها و بالابردن ها و جلب توجه ها خوشی، بنظرم هنوز اون آمادگی لازم رو در

    خودت نمیبینی به خاطر همینم هست که اگه خواستگاری بهت جواب رد بده حتی با اینکه تو کاملا پسندیدیش و اون تو رو نپسندیده

    ولی اصلا از اینکه این وصلت جور نشده افسوس نمیخوری( که بنظر من کسی که قصدش برای ازدواج جدیه اتفاقا باید افسوس بخوره این طبیعیه، نه اینکه افسرده بشه ولی خوشحال شدنم غیرطبیعیه و نشون از یه ضعف مسئولیت پذیریه) چون اگه همچین کسی رو خودت رد کنی بعدش پشیمون میشی که

    خودم رد کردم ولی اگه اون رد کنه خیالت راحت میشه که این وسط بی تقصیر بودی، یجورایی از مسئولیت پذیری و رفتن زیر بار

    زندگی یکم واهمه داری و مسئله دیگه که شاید شنیدنش یکم ناراحتت کنه اینه که تو توی پستهات میگی فلان چیز ضعف منه ولی واقعیت اینه که خودتو یه آدم کامل و بی عیب و نقص میدونی بخاطر همینم هست که نمیتونی از هیچ کدوم از معیارات کوتاه بیای چون اینو عمیقا نپذیرفتی که کامل نیستی، یه مورد دیگه هم در مورد مدرک تحصیلی بنظر من میشه بین یه کسی که دانشگاه نرفته با کسی که دانشگاه رفته تا حدودی، در نوع بیان و نگرش تفاوت قائل شد ولی نمیشه بین یه نفر که لیسانس داره با کسی که فوق لیسانس داره تفاوت قائل شد! منظور در واقع اینه که اون فرد محیط دانشگاه رو تجربه کرده یا نه، نه اینکه وقتی فوق گرفت شعورشم بالاتر میره.
    ویرایش توسط shabnam z : شنبه 17 اسفند 92 در ساعت 16:53

  4. 7 کاربر از پست مفید shabnam z تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 17 اسفند 92), khaleghezey (شنبه 17 اسفند 92), sara 65 (شنبه 17 اسفند 92), toojih (شنبه 17 اسفند 92), فرهنگ 27 (شنبه 17 اسفند 92), مصباح الهدی (شنبه 17 اسفند 92), صبوری (شنبه 17 اسفند 92)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 99 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1392-7-21
    نوشته ها
    374
    امتیاز
    9,911
    سطح
    66
    Points: 9,911, Level: 66
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,128

    تشکرشده 851 در 242 پست

    Rep Power
    52
    Array
    (مصباح جان نمیدونم چرا حس میکنم پدر شما خیلی شبیه پدر من هستند. پدر جان تا زمانیکه ارشد قبول نشده بودم حتی اجازه نمیداد خواستگارهای بیچاره با من صحبت کنند.اما مامانم و بستگان درجه اول با بابام صحبت کردند و بهش گفتند که کارش درست نیست و اونیکه باید خواستگار رو رد کنه یا بپذیره ستیلا هست.هرچند وضعیت بهتر شده ولی سختگیری میکنه.حالا با این جناب خواستگار که خدایش همه جوره امتحانشو پس داده نمیدونم میخواد چکار کنه.)

    مصباح جان مطمینانا دخترهای خوب همیشه خواستگار دارند و شما هم جز همون دسته ها هستید. مادر بزرگم همیشه یه حرف خوبی میزنه میگه ستیلا جان میوه تر و تازه بیشتر خریدار داره.به هرحال انشاالله یه پسر خوب و مناسب با معیارهات نصیبت بشه.

    همه پسرها و دخترهای همدردی خوشبخت خوشبخت.امین
    فرو افتادن در مقابلِ خدا ؛ تنها راه برخاستن است …
    ویرایش توسط ستیلا : شنبه 17 اسفند 92 در ساعت 17:02

  6. 2 کاربر از پست مفید ستیلا تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 اسفند 92), مصباح الهدی (شنبه 17 اسفند 92)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    99
    Array
    الان پدر و مادرم کاملا مخالفن!!!!


    اونم دقیقا به خاطر قیافه(که برای من مشکلی نیست) و مادیات!!!

    می گن شغلش اعتباری بهش نیست،خانه مستقل نداره و ....


    من گفتم که من با قیافه مشکلی ندارم.به نظرم شغلشون هم بد نیست .بابام می گن شغلشون با تحصیلش مرتبط نیست.پیش فامیلشون کار می کنه و هزار تا بهانه دیگه....


    من گفتم اگه واقعا این مسائل براتون مهم بود ،ای کاش همون اول جوان مردم را راه نمی دادین!


    حداقل ای کاش این قدر از من تعریف نمی کردین که الان اون بنده خدا فکر می کنه چه مورد خوبی را از دست می ده و بعد ممکنه اعتماد به نفسش بیاد پایین که دخترای خوب منو نمی پسندن! (پدرم خیلی از من راضیه و این قدر تعریف می کنه که پسر بیچاره فکر می کنه دیگه از من بهتر تو این دنیا پیدا نمی شه!)

    کلا به دل پدر مادرم ننشست!!!

    و من می دونم با علاقه ای که پدرم بهم داره اگه اجازه جلسات بعد را بدم پدرم دنبال بهانه های مختلف خواهد گشت و آخرش متقاعد به جواب منفی می کند.و برای خود آقای خواستگار اصلا خوب نیست.چون من تجربه کردم.و دوست ندارم دیگه دل کسی بشکنه.

    همین الانشم براش ناراحتم که با این دلایل داره جواب رد می شنوه!
    سلام مصباح الهدي جان واقعا براي منم سوال شد پدر و مادرتون قبل از خواستگاري وضعيت ايشون رو ميدونستند پس چرا اجازه دادن بيان بعد جواب منفي دادن؟؟؟؟؟

    بهتر نيست قبل از مراسم رسمي موردها رو از صافي معيارهاي پدر مادرتون رد كنيد تا با انجام خواستگاري رسمي يه خواستگاري ناموفق در كارنامه اون بنده خدا ايجاد نشه بعد بره با خودش حساب كنه كجاي كارم ايراد داشت؟؟؟

    واقعا در اين مورد در حق اون خواستگار اجهاف شده.





    • اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري


    http://www.hamdardi.net/thread-32764.html


    خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
    که جواب برخی دعاهایم؛
    «صبر» و «انتظار» است ...






  8. 8 کاربر از پست مفید صبوری تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 اسفند 92), mohammad6599 (یکشنبه 18 اسفند 92), sara 65 (شنبه 17 اسفند 92), shabnam z (شنبه 17 اسفند 92), فرهنگ 27 (شنبه 17 اسفند 92), میشل (شنبه 17 اسفند 92), مصباح الهدی (شنبه 17 اسفند 92), ستیلا (شنبه 17 اسفند 92)

  9. #5
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array


    آقا تکلیف مارو مشخص کن بلاخره میخوای ازدواج کنی یا نه؟یا خودش مخالفه یا پدرش یا مادرش یا خواهرش یا برادرش اینا رفتن کنار فک و فامیل درجه یک میان وسط من یکی میترسم یه ده پونزده سالی این داستان خواستگاری طول بکشه


    یکچیز جدی اگه این مورد واقعا بنظرتون درست میادش خوب فعلا جواب رد بهشون نده یکم صبر کن.من یکی فکر میکنم پدرتون این آقا پسری که میخواد بیاد معرف داره خوشش میاد بخاطر همین ایارد گرفته به این بنده خدا بزار این پسره بیادش معرف داره ببین چی میشه.

    البته خانوم خودمم همینجوری بود خواستگار پشت هم میومدن آخرشم 28سالگی جواب مثبت داد.بعدش در مورد این عذاب وجدان یه مطلبی رو بهتون جدی میگم.حتی شاید شما جوابتون مثبت باشه ولی توی مراسم رسمی که میزان مهریه و طریقه اجرای مراسم عقد و عروسی هستش یکهو جو بهم خورد و همه چیز تموم شد.بانو میشل هم مثل شما تا وقتی جواب بله ندادین هنوز هیچی معلوم نیست.عذاب وجدان نگیرین یه وقت جوری نشه یکی بیادش مظلوم نمایی کنه و شما هم جواب مثبت بهشون بدین حواستون رو خیلی باید جمع کنین
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  10. 4 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    toojih (شنبه 17 اسفند 92), فرهنگ 27 (شنبه 17 اسفند 92), مصباح الهدی (شنبه 17 اسفند 92), ستیلا (شنبه 17 اسفند 92)

  11. #6
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    دوستان ممنون از همگی
    آقای کروکدیل ممنون از پاسختون.اون دیوار شیشه ای ذهن چقدر مثال قشنگی بود!من که تا حالا ندیده بودم!!!
    دیشب که اومدم بنویسم آخه حالم واقعا گرفته بود.احساس کردم با نوشتن حالم بهتر می شه.و همین طور قبلا به آقای خاله قزی گفته بودم اگه خبری شد میام اینجا می گم. و همین طور گفتم اینو بگم که این تاپیک برام تاثیر گذار بوده و دیگه مثل قبل روی معیار تحصیلات سخت گیر نیستم!
    من همون دیشب با پدرم محترمانه صحبت کردم ولی پدرم را می شناسم.نظرش تغییری نمی کنه.
    سارا جان درسته من زیاد خواستگار داشتم البته همش را راه ندادم و این هایی که راه دادم با فردایی فکر کنم18 تا بشه.البته فکر کنم.
    دلایلش فکر می کنم موارد زیر باشه:
    1)پدر و مادرم هر دو اجتماعی هستن و کلی دوست و آشنا دارن.خب این ها وقتی ما را می شناسن منو معرفی می کنند.
    2)من همزمان هم محجبه هستم و هم زیبا.این دو تا فاکتور کنار هم تو وجود یک دختر کم پیدا می شه.دختر زیبا زیاده ولی معمولا دخترای زیبا از زیباییشون درست استفاده نمی کنند.
    البته حالا فکر نکنید من زیبای خفته هستم ها! نه. ولی همه می گن چهره ام معصومیت داره و جذابه.خودم هم از ظاهرم خیلی راضیم و اعتماد به نفس یا شاید اعتماد به سقف دارم.
    3)همیشه تحت هر شرایطی همه منو محجبه و معمولی دیدن ولی تو مهمونی ها منو با بهترین تیپ و قیافه دیدن.که از شرایط عادی واقعا زیباتر میشم.
    وقتی هم که خواهر و مادر خواستگار میاد،من هیچ آرایشی نمی کنم.چون می گم باید قیافه واقعی منو بپسندن.
    البته این را بگم تا حالا حتی یک مورد هم تو دانشگاه خواستگار نداشتم و اصلا دنبالش هم نیستم که تو دانشگاه کسی ازم خوشش بیاد و خیلی سمت آقایون نمی رم.فقط در صورت نیاز.
    تو مهمانی های زنانه و مجالس مذهبی خیلی خیلی پیش اومده که خانومی بیاد سمتم و از من بپرسه که آیا ازدواج کردی یا نه؟ حتی خیلی وقت ها فکر می کردن من 20 سالمه.وقتی سنم را می پرسیدن،می دیدن سن من نمی خوره.یا تحصیلاتم خیلی بیشتره.
    اون موقع ها من گاهی دور و برم را نگاه کردم،دیدم دختر هست ولی اون دخترا حتی تو مراسم عزاداری آرایش داشتن!خب هرچیزی جایی داره!
    4)خودم روابط اجتماعی خوبی دارم و تقریبا همه دوست دارن با من هم صحبت بشن.به اندازه شوخ طبع هستم و خیلی وقت ها در حد توانم به هر کس که بتونم کمک می کنم.تو زمینه درسی هر کس مشکلی داره از من می پرسه و...
    5)چون ما خودمون مذهبی هستیم با خانواده های مذهبی رفت و آمد می کنیم و آدم های مذهبی این اعتقاد را دارن که باید جوان های خوب را معرفی کرد و گرنه اگر کسی دختر و پسر مجرد خوب بشناسه ولی به هم معرفی نکنه،گناه کرده و اگر به گناه بیفتن و از ایمان دور بشن آنها هم مقصرن.و اگر باعث ازدواج یک زوج باایمان شوند خیلی ثواب داره.
    البته ما خودمون هم این کار را می کنیم.مثلا چند بار خواستگار به خونمون زنگ زده من به دلیل تحصیلات موافق نبودم،مادرم خودشون چند تا دختر دیگه که تحصیلاتش بهش بخوره،پای تلفن به خواستگار معرفی کرده.
    من بعضی از خواستگارام را مدرسه و معلمانم که منو می شناختن معرفی کرده اند.بعضی خواستگارام را دوستان دوران تحصیلم.من هم اگه بتونم معرفی می کنم.
    6)همیشه با روی باز از معرف تشکر می کنیم و می گیم صرف نظر از هر نتیجه ای از اینکه به فکر ما بودین و این قدر لطف داشتین ممنونیم.شما واقعا با این کارتون خواهریتون را به ما ثابت کردین و....و طلبکار هم نیستیم که بندازیم گردن معرف.اگه موردی بد بود بگیم چرا به ما معرفی کردی.حتی برام خواستگار بد هم معرفی کردن و من با تحقیق فهمیدم ولی اصلا به روی معرف نیاوردیم!.
    خودمون می گیم خب ما وظیفمون معرفی هست.تحقیق و انتخاب دیگه بر عهده دو نفر هست.این طوری خیالشون راحته که ما فردا از اون خانواده ها نیستیم که بریم یقه معرف را بگیریم! و الان خیلی این طوری شده که از ترس ازدواج اشتباه خیلی ها می ترسن،معرفی کنند.
    ما حتی برای برادرم از یک شخصی سراغ دختر خوب گشتیم.وقتی قسمت شد،برای اون معرف یک کادو بردیم و ازش خیلی تشکر کردیم.خب اون هم تشویق شد و الان برای من هم حواسش هست : )
    شاید اگه این موارد نبود من اصلا خواستگار نداشتم.چون همه خواستگارام این طوری جذبم شدن و من حتی یک مورد هم تو دانشگاه یا اینکه پسری مستقیم ازم خوشش بیاد نداشتم.
    7)یک چیز دیگه هم اینکه من واقعا به پدر و مادرم احترام می ذارم و از این جهت کاملا مشخصم.یعنی معروفم.مثلا بعضی دخترا غر می زنن یا براشون مهم نیست که به مادرشون بگن؛تو یا لحنشون درست نیست. ولی من همیشه پدر و مادرم را شما خطاب می کنم و با احترام.
    حتی خیلی وقت ها تو خونه دست پدر و مادرم را می بوسم واصلا خجالت نمی کشم.همیشه قربون صدقه مامان می رم.مثلا وقتی برام میوه میاره می گم مامان قربون دستاتون بشم و....همیشه پدر و مادرم جوری از من راضی هستن که همه بهشون حسودیشون می شه.
    اینا باعث شده پدر و مادرم بهم خیلی وابسته بشن و من واقعا نمی تونم یعنی روم نمیشه به بابام بگم که بابا شما دارین اشتباه فکر می کنید و نصیحت کنم که شما نباید از این جهات سخت گیری کنید. فقط می تونم بگم کاش در این موارد یکم سخت گیری نکنید و ....
    یا اصلا پدرم از نظر عاطفی تحمل ندارن،ببینن من دارم نظرات یک مرد دیگه ای را نسبت به ایشون ترجیح می دم. (این جنبه منفیه قضیه من است)
    اما جنبه مثبتش اینه که وقتی مامانم پای سجادشون هستن و من بعد از نمازشون می رم دستشون را و حتی پاشون را می بوسم.می گم به خاطر اون بهشتی که زیر پاته مامان منو دعا کن؛مامانم واقعا و واقعا از ته دلش برام دعا می کنه و بار ها شده که اون موقع بگه خدایا هر کسی را دوست داری ،یه دختری مثل دختر من بهش بده!
    و واقعا همیشه دعای مادرم در حق من مستجاب شده و من تمام موفقیت هام را مدیون دعای پدر و مادرم هستم! بدون هیچ اغراق و تردیدی می گم.
    حالا مادرم خیلی اهل دعاست.شاید برام دعای بخت گشایی خونده تعداد خواستگارام این طوری شده: )
    آقای 1234567 کاملا با حرفاتون موافقم!
    احتمال 99% پدرم دارن این مورد را با خواستگار فردا مقایسه می کنند!!!
    از نظر قیافه به نظر من بد نبود.اتفاقا موجه بود.نه زشت نه زیبا!
    اما وسط سر آقای خواستگار مو نداشت و خیلی لاغر بود. که من مشکلی ندارم.یعنی اصلا نمی فهمم دخترا می گن ما دوست داریم همسرمون هیکلش درشت باشه و... یعنی چی؟ من برام مهم نیست.شاید چون از اول مهمش نکردم.
    از نظر مادی چون ایشون پدرشون به رحمت خدا رفته و تک پسر هستن و پدرم خیلی نگرانند که یک پسر باید مدیر هم مادر و خواهر خودش باشه و هم همسرش،ممکنه برام مشکل پیش بیاد یا ممکنه بعدا مجبور بشم با مادرشوهر زندگی کنم و... برای پدرم مهمه که تکلیف مسکن ایشون باید مشخص باشه تا بتونن اعتماد کنن بعدا من نرم خونه مادر شوهر.پدرم بهم گفتن من تا این اندازه فکر نمی کردم که این طوری باشه.
    همین طور پدرم امید دارن که من بعدا می تونم انتخاب بهتری داشته باشم.
    میشل جون ممنون که بهم حرفم را یاداوری کردی،اما خب تو این تالار چقدر روی رضایت خانواده ها تاکید شده.چون اگه واقعا خانواده ها راضی نباشن ممکنه بعدا به طور ناخوداگاه بدون هیچ منظوری تو زندگی طرفین دخالت بکنند .
    شبنم جان ممنون.حرف اولت درسته.چون من اساسا آدم محتاطی هستم.و خیلی بیش از حد صبورم و این خیلی بده چون همین طور که تو می گی باعث می شه پیش خودم بگم صبر کنم می تونم انتخاب بهتری داشته باشم.اما شخصیتا آدم مسئولیت پذیری هستم.
    اما باور کن من خیلی از معیارام کوتاه اومدم. من همین الان از معیار تحصیلم کوتاه اومدم.آخه شما که نمی دونید من تو این زمینه چقدر موفق بودم و برای یک زن سخته که از همسرش موفق تر باشه.حالا این آقا دانشگاه آزاد شهرستان می خوند با یک رشته ای که اصلا طرفدار نداره.خب طبیعی بود اولش برام سخت بود.اما گفتم که من واقعا دیگه الان اینو معیار خودم نمی دونم.یعنی این مساله الان دیگه با کمک دوستان برای من هضم شد. این خودش هم واقعا یک موفقیته!
    اگه من خودم را بی عیب می دونستم؛نمیومدم راهنمایی بخوام.و با شما معیارهایم را درمیون بذارم.اصلا لازم نبود که بیام تو این تالار مطالعه کنم.
    اعتراف می کنم اگه من خیلی از مطالب را اینجا یاد نمی گرفتم،احتمال زیاد وقتی ازدواج می کردم اصلا سیاست شوهرداری بلد نبودم و این احتمال خیلی زیاد بود که در آینده اقتدار همسرم را حفظ نکنم.چون ارزشش را نمی دونستم و اعتماد به نفسم هم که بالا بود.ممکن بود یک دفعه از مسیر طبیعی خانواده خارج می شدم و اگه احساس می کردم از همسرم بهترم من مدیریت می کردم.ولی الان می دونم و کامل درک می کنم که زندگی طبیعیه که مرد تکیه گاهش باشه و زن تو خونه نقش زنانگی و مرکز عواطف داشته باشه نه مثلا زن بیرون استاده تو خونه هم فکر کنه استاد دانشگاهه.

    آقای خاله قزی ممنون
    نگران نباشید من هیچ وقت با عذاب وجدان ازدواج نمی کنم.چون نتایجش را تو این تالار خیلی دیدم!!!بعدا عذاب وجدان آدم صد برابر بیشتر میشه.
    راست می گین در کل پسرا نباید این قدر زودرنج باشن. بالاخره خواستگاری اگه به جلسات بعد کشید که نباید طرف فکر کنه جواب مثبت را گرفته.به خودم هم می گم.ولی من سعی خودم را می کنم تا حداقل عمدا دل کسی را نشکنم.
    اما من دیگه الان فکر می کنم تمرکز روی این خواستگار بی فایده است و حتی می تونه تاثیر منفی و حالت مقایسه ای برای من داشته باشه و تو انتخابم اختلال ایجاد کنه.

    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  12. 14 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    1234567 (شنبه 17 اسفند 92), abi.bikaran (شنبه 17 اسفند 92), khaleghezey (شنبه 17 اسفند 92), kiann (شنبه 17 اسفند 92), meinoush (شنبه 17 اسفند 92), meysamm (جمعه 01 اسفند 93), sara 65 (شنبه 17 اسفند 92), shabnam z (یکشنبه 18 اسفند 92), toojih (شنبه 17 اسفند 92), فدایی یار (دوشنبه 28 اردیبهشت 94), ژینا (چهارشنبه 21 اسفند 92), میشل (شنبه 17 اسفند 92), تهمتن (یکشنبه 18 اسفند 92), ستیلا (شنبه 17 اسفند 92)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    خانم مصباح الهدی، ببخشید من نمیخوام پست الکی بزارم اونهم مخصوصا الان که خاله قزی نیاز به شارژ داره بیاد بگه اسپم نکن! ولی واقعا شگفت زده شدم. من همیشه فکر میکردم اینها فقط توی فیلمها و داستانهاست. چقدر دختر خوبی هستی و چقدر خانواده خوبی داری. آفرین. خیلی لذت بردم. آفرین.

    شما حیفی. پدر میگه بدرد نمیخوره یعنی بدرد نمیخوره. برو سراغ بعدی. در ضمن اینها رو برای خودت بنویس بعدن میتونه یه کتاب بشه. ماجراهای من و خواستگارهام.

    همین دیگه. حرف درست و حسابی نداشتم. ولی خواستم بهت بگم که دختر فوق العاده ای هستی.

  14. 4 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), meinoush (شنبه 17 اسفند 92), مصباح الهدی (شنبه 17 اسفند 92), ستیلا (شنبه 17 اسفند 92)

  15. #8
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان ما که امروز رفتیم تخمه و پسته و شکلات و بادوم خریدیم بقیه هم خوردنی ها رو بریزین وسط همینجا دور همی تخمه میشنیم تا فرداشب بینیم این خواستگار جدیده چی میشه

    روی سن فرد خیلی تاکید نکن اینم مثل تحصیله باید دید آیا واقعا پسر خوبیه و اخلاقای خوب داره در عین داشتن غرور و جایگاه مردونه آیا انعطاف پذیرش همسری در سطح شما سن بالاتر با مدرک و جایگاه شخصیتی رو داره.

    در مورد خودم همسرم من خیلی راضی هستم میگم خیلی شبیه ایشونی شما خوبی شماها میدونی چیه اینکه آدم خیالش راحته همچین ماشالله ابهت داره چون کارای بانکی باباش و خریدای خونه دستش بوده و باباش باهاش مشورت میکرده الان دیگه من میدونم با کسی دارم زندگی میکنم که پختست و خیال آدم تا حدود زیادی راحته چون میتونه کنارش احساس آرامش بیشتری میکنه.
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  16. 5 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 17 اسفند 92), toojih (شنبه 17 اسفند 92), فرهنگ 27 (شنبه 17 اسفند 92), مصباح الهدی (شنبه 17 اسفند 92), ستیلا (شنبه 17 اسفند 92)

  17. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1392-12-08
    نوشته ها
    64
    دستاوردها:
    100 Experience PointsTagger Second ClassOverdrive7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 43 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه چیزی بعضی معیارها هست که همیشه باید روش سختگیر باشی
    و بعضی معیارها که مادیه قابل گذشته
    حالا خود دانی

  18. 2 کاربر از پست مفید mosbatman تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), مصباح الهدی (شنبه 17 اسفند 92)

  19. #10
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    مصباح الهدی جان ببخشید یه پست دیگه توی تاپیکت می گیرم. پدر مادرت مگه برات چه کار کردن یا چه جورین که انقدر دوسشون داری؟ لطفا بهم بگو یه مامان خوب چطوریه ؟ ممنون

    راستی به نظر من سن خواستگاری که می گی مشکلی نداره. 8 ماه یا یه سال کوچیکتر بودنش توی زندگی اصلا دیده نمیشه مثله همسن میشین.
    مگه اینکه خود پسر یا خونوادش از اونایی باشن که بخوان بعدا منت بذارن که اگه اینطوری بودن یا باشن قاعدتا اصلا نمی یومدن جلو یا اینکه توی مراحل شناخت خودت می فهمی.
    ویرایش توسط meinoush : شنبه 17 اسفند 92 در ساعت 19:28

  20. 5 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), sara 65 (شنبه 17 اسفند 92), toojih (شنبه 17 اسفند 92), مصباح الهدی (شنبه 17 اسفند 92), ستیلا (شنبه 17 اسفند 92)


 
صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آذر 93, 11:34
  2. کبوتر با کبوتر، باز با باز
    توسط lord.hamed در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 فروردین 92, 16:06
  3. دارم کوتاه میام؟
    توسط ch_1383615 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 21 آبان 90, 21:05
  4. کبوتر با کبوتر، باز با باز
    توسط lord.hamed در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 آبان 90, 00:28
  5. مهربون بیا تو عیدی بگیر و عیدی بده
    توسط estar7 در انجمن معارف و مناسبت ها
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 03 فروردین 88, 11:29

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.