عزیزان منظور این نیست که کسی که داره جدا میشه یا جدا شده بیاد اینجا تا بقیه براش مرثیه سرایی کنند. یا اینکه بیاد و زندگی قبلیش را نبش قبر کنه. دنبال دلیل جدایی و ... هم نیستیم.
اینجا فقط برای نوشتن وضعیت روحی و حال واحوال کسانی هست که جدا شدند تا با نوشتن هم خودشون سبک بشوندو هم تجربه ای را به دیگران انتقال بدهند
اجازه بدید یک مثال بزنم.
الان به موازات این تاپیک یکی از دوستان در تاپیک دیگر در حال جدا شدن اجباری از همسرشون هستند و چون خیلی به زندگی و همسرشون علاقه مندند از جدایی هراس دارند
من هم در همین شرایط بودم پس با نوشتن تجربه هام، کارهایی که بعد از جدایی بهم کمک کرد و کارهایی که تاثیر منفی داشت میتونم بهش کمک کنم
قبل از جدایی سسعی کنید یک چند تایی دوست خوب برای خودتون داشته باشید که تا حدودی در جریان وضعیت شما باشند. صحبت کردن با آنها برای شما آرامش بخش خواهد بود
خود من بعد از جدایی احساس دلشوره و حالت تهوع شدیدی داشتم تا جایی که نزدیک بود بالا بیارم. این حالت در خیلی ها مشترک هست. پس طبیعی هست.
نداشتن اشتها و کاهش وزن اتفاق خواهد افتاد.
دوست داشم بدونم اون الان چیکار میکنه و چه وضعی داره پس ناخودآگاه از هر طریقی که میشد چکش میکردم. این هم طبیعی هست و اشکالی نداره. فقط نباید بصورت وسواس دربیاد. اتفاقا اگر در ابتدا سعی کنید جلوی خودتونو بگیرید ممکنه جواب عکس بده
یکی از بزرگترین مشکلاتم این بود که چون تصمیم به جدایی از طرف من نبود، مدام زندگی خودم را با دیگران مقایسه میکردم و فکر میکردم خیلی تو زندگی عقب افتادم و چندین سال از عمر بی ثمر شد.
کسی که تصمیم به جدایی میگیرد کمتر این حالت را دارد
خیلی به این فکر میکنم که آیا اون بعد از من با کس دیگه خوشبخت تره یا خوشحالتر هست؟ اینکه فکر کنم که اون رفت و بعد از من خوشبخت تر خواهد شد هم آزارم میده اما به مرور زمان دیگه آینده اون فرد مهم نخواهد بود.
زمان خیلی چیزها را حل میکنه و هر چقدر از این شرایط دور میشویم مشکلاتش کوچکتر و کوچکتر خواهند شد
علاقه مندی ها (Bookmarks)