بعد از 2 ساعت تونستم تاپیکتون را بخونم.
اولین باره که توی این تالار برای یک تاپیک اینقدر وقت می گذارم برای خوندنش حالا حساب کن با 3 تا بچه که یکیشون هم تازه به دنیا اومده.
جای خیلی خوبی آمدید.
راستی چطور شد با این سایت آشنا شدید؟
یک رازی رو بهتون بگم ، به مرور زمان متوجه خواهید شد که این تالار و آدم هاش خیلی فراتر از اون چیزی است که در تعاریف دنیای مجازی و آدماش می گنجه. توی این تالار به برکت دعای بچه ها یی که دلشون پاکه

و خالصانه برای همدردی وکمک به همدیگر پست می گذارند حتی شاهد معجزه هم بودیم.
اینو بدون دوستای خوبی پیدا کردید که همیشه برای شنیدن و همدردی گوش شنوا هستند البته اونم به صورت اصولی و مشاوره ای.
این همه پست خوندم ولی از اول تا آخرش یک قسمتش تو ذهنم بولد بود و فقط می گفتم خیلی حیفه چنین آدمی قبل از اینکه تجربیاتش را در اختیار دیگران که یکی از آن دیگران خاصه خودم هستم (خودم که نه همسرم ) از این دنیا بره.

می دونید اون قسمتی که مشاور هم بهتون گفته بود خیلی از مراجعین نیاز به مشاوره مالی شما دارند و می تونید کمکشون کنید.
یک جوون 29 ساله در عرض 16 ماه بتونه این همه بدهی رو بدهد و 50 میلیون هم موجودی داشته باشه خیلی مخ می خواد.
متاسفانه ا ما هم از اون دست آدم هایی هستیم که خیلی خیلی نیاز به یک مشاوره مالی داریم .
من هم در یک ورطه ای از زندگیم پیش اومد که اونقدر احساس درماندگی و نا امیدی می کردم که حتی با خدا هم قهر کرده بودم. حرف زدن با خدا راحت ترین کاریه که می شه در هر حالتی که هستید انجام بدید، احتیاج به هیچ آداب و آیینی هم نیست. همین امشب امتحانش کنید در کنار 10 ساعتیکه در خاطرات و اتفاقات غوطه میزنید وبی خوابی می کشید 10 دقیقه هم با خدا درد دل کنید.
برای اولین قدم عملی هم ، نه نسترن را فراموش کن و نه خاطراتش رو ، فقط از اتاقت و اون خونه بزن بیرون.
هر چه زودتر ، برنامه بریز بگو همین فردا میرم بیرون.
اگر رفتی بیا خبرش رو بده
البته توی یه تاپیک جدا مضمونش باشه تلاش برای برون رفت از حالات فعلیت.
علاقه مندی ها (Bookmarks)