چهارشنبه 15 تیر 90, 00:46
جناب csiوtell meمحترم فرشته مهربون عزیزم ممنون ازاینکه وقت میزاریدسرمیزنیدبرامن که پرشدم ازحس کمبودوتنهایی حرفاتون.وقت گذاشتنتون برام میشه تسلای خاطر
خواهش میکنم برانتیجه دکترم امشب دعاکنین
به قول...
سه شنبه 31 خرداد 90, 18:04
سلام علیکم دوستان همدردی.مدتهاس سرنزدم.ولی الحمدلله حالام که اومدم باخبرایخوش اومدم.راستش قصداومدن نداشتم که آریانای عزیزبرام ایمیل زده بودن وجویای حالم شده بودن خیلی جالب بودبرام یه نفرازیه جایی که...
دوشنبه 02 خرداد 90, 09:16
سلام علیکم دوستان همدردی
نمیدونم چقدرنبودم فقط میدونم خیلی پرشدم که اینجااومدم
حالم خوبه.ولی شوهرم دیگه دیوونم کرده
نمیدونین پسرم روچطورکتک زده بود
یعنی هرکی میدیدپسرم رو حالش به هم ریخت وگریه...
یکشنبه 18 اردیبهشت 90, 01:20
وای خداچقدمهربونی شماسابینای عزیز
آخه کاراش شده سوهان روح من
ولی چشم من سعی میکنم ادامه بدم بااینکه خیلی سخته خیلی خییلی سخت
بازم ممنونم عزززززززززززززززززززززیزم:72::72::72::72::72::72::72::72:
پنجشنبه 08 اردیبهشت 90, 11:55
دوباره سلام علیکم به همتون مهربونا.تواین یه هفته که نبودم خیلی بهم سخت گذشت.رفتم دکتروداروهابرام تجویزکردند.مدام هم تاکیدمیکردندبه شوهرم که خواهش میکنم خواهش میکنم دوره درمان تکمیل کنید.وقتتون ازدست...
شنبه 27 فروردین 90, 23:24
قربونت برم شیواجان ممنون عزیزم.بهش گفتم ومنوبخشیدوفقط گریه کردبچم.بمیرم الهی عادت کرده به این فرم زندگی کردن .به رفتارای مامانش.به اینکه لحظه ای خوبم وآروم وساعتی گریون وعصبانی.خدافقط صاحب اصلی...
شنبه 27 فروردین 90, 22:57
دوباره سلام علیکم دوستان خوبم.ممنون که وقت گذاشتین .امروزخیلی حالم دوباره خراب شده بود.ازسرشب تاموقعیتی گیرم بیادگریه میکنم .بخداخسته شدم.من که خواسته زیادی ازخدام ندارم ولی نمیدونم حتماصلاح وحکمتی...
جمعه 26 فروردین 90, 19:40
سلام علیکم دوستای خوبم.نمیدونین چقدخوشحالم براینکه اینجام یعنی به حدیکه الان بعدنمازمغربم توسجده شکرم خداموشکرکردم برااینکه اینجاروسرراهم قرارداد.blue sky عزیزممنون ازاینکه درکم کردی آره مدام به...
جمعه 26 فروردین 90, 18:59
شب بارونی عزیزچشم.من سعی میکنم دیگه این کلمه روتوذهنم پاک کنم وبه زبونمم نیارم.برام دعاکنین.
جمعه 26 فروردین 90, 16:13
بازم سلام به شمادوستای خوب ومهربون.قربونتون برم من خودم ازهمه بیشترمیخوام پاشم وزندگی کنم.ولی عزیزای من مدام میگن منودرمان نکردن من سرگرم کردن .شب بارونی نازنینم کی گفته اون دوره تموم شده بله من...
جمعه 26 فروردین 90, 02:46
دوباره سلام.میدونین نمیتونین متوجه بشین من همیشه این مثال توذهنم میارم وقتی امثال شماعزیزان بهم اینارومیگن .مثل این میمونه یه ادمی که سالمه ازپله هابره بالاوبه یه ادم پاشکسته بگه ببین کاری نداره...
جمعه 26 فروردین 90, 00:44
ممنونم که وقت میزاری ومیخونی وجواب میدی نمیدونی خانومی چقدرخوشحال میشم میبینم جواب میدی آخه من خیلی حس تنهایی میکنم وازاین موضوعم عذاب میکشم.میدونی قضیه من شبیه به موضوع نوش داروبعداز..................
جمعه 26 فروردین 90, 00:09
ممنون دخترمهربون که جوابم دادی عزیزم.میدونی وقتی ازدواج کردم من پرازانرزی بودم ونشاط وشادی ومحبت که نثارشوهرم میکردم ولی دقیقاشوهرم عکس من بودهرچی من احساساتی بودم شوهرم سرد.بااین وجودخیلی دوسش داشتم...
پنجشنبه 25 فروردین 90, 23:27
سلام علیکم.من 29سالمه.خیلی زودازدواج کردم .روحیات کلیم اینطوریه که خیلی شاد وبامحبتم زودوابسته میشم دل نازک وزودرنجم هستم ولی درعوض صبرزیادیم دارم که تاالان تونستم دووم بیارم تواین مدت زندگیم مشکلات...