نقل قول نوشته اصلی توسط HAMSEDA نمایش پست ها
2رود الین گرامی
اینطور ک میگی مشکلتون اساسی نیس، فقط یه کم بچه بازی و لجبازی و ... ایناس
دعوا با مادرشوهرو که همه دارن.
عروس و مادرشوهر همیشه همینطورن. منم نمونشو تو خانواده های نزدیک دیدم.
یه خورده ما مادرشوهرت اینا سنگین تر، رسمی تر و بااحترام بیشتر رفتار کن. بذار کنترل احترامت دست رفتار خودت باشه. اگرم چیزی گفتن 1 گوشت در ویکی دروازه.
نهایتا بگو باشه، همونه ک شما میگین،ولی در عمل اگ دوس نداری فلان کارو نکن. بحث حساب بردن از والدین نیس، اونام پدر و مادر شوهرتن و نگران زندگیش، اگرم چیزی میگن بذار پای دلسوزیشون نسبت ب بچشون. سعی کن هیچ موقه تو زندگی زناشوییت بخاطر کسی مجادله نکنین. اصلا فکرشو نکن ک کی چی میگه. هیچ موقع ب حرف مردم زندگی نکن.
ب این فک کن ک خودتون دیگه پدر و مادرین. چ توقعاتی از بچه هاتون دارین؟ جواب دادنو هر بچه ای هم بلده، ولی اگ شما جواب پدر مادر شوهرتو ندی، شخصیت والای خودتو می رسونه.
اصلا ب این فک نکن ک اگ جواب ندی، ینی کم آوردی! همین ک کمتر جواب بدی و بی خیالش شی، میفهمن ک دیگه حرفا و تشرهاشون اهمیت نداره!
مبحث بعدی شما ک بچس؛
از نظر باروری، بهترین موقع سال اول ازدواجه و هر چه دیر شه، فعالیت هورمونهای زنانه غیر فعالتر شده و رابطه مستقیمی با عشق به همسر داره. عین زمینیه ک بذرپاشی شه ولی آبیاری نشه.
با این حساب اگ ب تعویقش بندازین، مطمئنی ک اوضاع عشقتون بهتر میشه؟
نذار مث دوستم سرتون در بیاد ک الان بعد 5 سال بچه میخاد، مجبوره با هزینه گزاف باروریشو تقویت کنه.
اینکه یه بهونه الکیه واسه عدم قبول مسئولیتتون!
وقتی بچه بیاد، خدا عشق ب فرزندو به والدینش میده، بطوری ک دیگه نمی تونین ولش کنین
شما اگه اختلافتون در حد طلاق اینا بود، منطقی بود ک دس نگه دارین.
زندگی فعلیتون این عین ماشینی هس ک یه خورده خراب میشه و باید خرجش کنی. در این حد نیس که بخای ماشینو بفروشی یا ولش کنی ب امون خدا!
به اختلاف سنی، سنین پیری و ... فکر کنین. بچه، عصای دست پدر و مادر در پیریه!
بچه داری قانون زندگیه!
این همه مشقتو تحمل میکنی ک بچت بزرگ شه و وقتی بهش محتاجی کمکت کنه. با اختلاف سنی، عدم درک متقابل فرزند با والدین پیش میاد. و هزاران مشکل دیگه
یه بار ک شوهرت کوکه، بشین در مورد این مسائل جدی باش بحرف. هر مردی با گذشت زمان از ازدواجش، سرد تر شده و علاقش ب بچه داری کمتر
وقتی بچه ای بغل میکنه بگو باید برای اینکار، شرایطی رو از طرف تو قبول کنه، شرط بذار کمکت کنه. هی نگو من پا پیش نمیذارم ک اگ روزی بهم گفت خودت خواسی، جوابشو بدم.
اون موقه هم بگو اگ نمیخاسی پس چرا زن گرفتی؟ زن گرفتن ینی قبول مسئولیت زندگی زناشویی و تشکیل خانواده!
اگه شوهرتو دوس داری نذار دلش آب بشه و بگو اگ من بچه میارم واسه اینه ک دلتو ب دس بیارم
تربیت بچه هم دس خودتونه، ینی تو شهر بزرگ همه خلاف کارن؟ ن، زمینه همه چی دس والدینه
سلام خیلی ممنون از صحبتاتون واقعا لذت میبرم از خوندن حرفاتون خودم همه این حرفا رو قبول دارم ولی نمیدونم چرا تو زندگی واقعی نمیشه این طور برخورد کنم وبچه داری رو توی فکرم به اینده میندازم اصلا نمیشه اقدام کرد به این نیت که بچه بشه.پدرو مادر خودم و شوهرم رو که میبینم که با بچه اولشون مثل بقیه نیستند و نسبت به اولی شون بیتفاوتند یا تو سری خور شدندوجایگاهی تو خانواده پدری ندارند فکر میکنم بچه منم همینطور میشه و وقتی بزرگ شدمن میخوام اذیتش کنم اونم همینطور