سلام
كلا شخصيت جالبي داريد
يه آدم لجباز و بسيار بي منطق كه مي خواد با زور خودشو ثابت كنه
به نظر من
من حرف هاي شما رو سه بخش مي كنم و جواب ميدم
بخش اول
درجايي از شوهرتون تمجيد مي كنيد كه گويي برترين مرده و شما كاملا قبولش داريد و درجايي چنان مي كوبيدش كه انگار بدتر از اين نيست
همش آينده اي رو ترسيم مي كنيد كه نيومده
شايد اين بشه شايد اون بشه
من پيشنهاد ميدم هيچ وقت بيرون از خونه نريد شايد زمين دهن باز كنه !!!!
حسن هاي همسرتون زياده خيلي زياد ولي بي ايراد هم نيست اما موضوع من همسر شما نيست موضوع من خود شماييد پس بخش دوم
اين طرز تفكر رو مادرتون نسبت به شما داره ؟
شما جاي فرزندتون اگه يه روز بفهميد مادرتون فكر مي كرده بچه داري حماليه ... فكر مي كرده بچه بزرگ كردن يه زحمته نه يه عشق
فكر مي كرده شب بيدار موندن به خاطر بچه و تمام زحمت هاش يه هدر دادن عمره نه يه جور عشق ورزيدن
چه حسي مي شيد؟؟؟
شما كه حس عشق رو درك كرديد حس عشق مادر به فرزند خيلي بالاتر از همه اين حس هاست
بخش سوم و مهم
اين بخش رو بايد كامل توضيح بدم
اما امروز نه
باشه يه فرصت ديگه
اما روي گزينش بخش سوم من فكر كن
بخش چهارم
رفتارهاي اشتباه ديگران دليل بر بد رفتار كردن و نادرست رفتار كردن نيست
شما ابدا حركت و منش خودتونو درست كنيد
سي كنيد منطقي تر و سنجيده تر رفتار كنيد
سعي كنيد با محبت تر باشيد
هيچ مي دونيد يكي از حق هاي فرزند شما احترام گذاشتن به پدر بزرگ و مادر بزرگشه (از هر دو طرف)
آيا روحيه پرخاشگري شما نبايد كنترل شه؟
به نظرم بيشتر روي رفتارتون فكر كنيد








[/size]

علاقه مندی ها (Bookmarks)