به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44

موضوع: بچه نمیخوام

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 خرداد 92 [ 12:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    47
    سطح
    1
    Points: 47, Level: 1
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 21 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الین نمایش پست ها
    سلام دوستان م

    ولی با همه این حرفا بعضی وقتا دلم میخواد بچه شوهرم رو ببینم که گرفته تو بغلش کلا دلم میخواد شوهرمو خوشحال کنم یه بچه بهش بدم که باهاش بازی کنه و عاشقش باشه و حس پدرشدن رو تجربه کنه میدونم حامله که باشم خیلی میخواد بهم برسه و مواظبمه
    شوهرم مرد اروم و دوست داشتنیه وهمه دوستش دارند اهل هیچ کار بدی نیست منم دوست دارم بابا شدنشو ببینم ولی بعضی وقتا میگه زود زن گرفتم تازه الان باید زن میگرفتم منم پیش خودم میگم لابد بچه هم که اومد میگه زود اومد ...
    ****
    [/size]
    سلام
    كلا شخصيت جالبي داريد
    يه آدم لجباز و بسيار بي منطق كه مي خواد با زور خودشو ثابت كنه
    به نظر من
    من حرف هاي شما رو سه بخش مي كنم و جواب ميدم
    بخش اول
    درجايي از شوهرتون تمجيد مي كنيد كه گويي برترين مرده و شما كاملا قبولش داريد و درجايي چنان مي كوبيدش كه انگار بدتر از اين نيست
    همش آينده اي رو ترسيم مي كنيد كه نيومده
    شايد اين بشه شايد اون بشه
    من پيشنهاد ميدم هيچ وقت بيرون از خونه نريد شايد زمين دهن باز كنه !!!!
    حسن هاي همسرتون زياده خيلي زياد ولي بي ايراد هم نيست اما موضوع من همسر شما نيست موضوع من خود شماييد پس بخش دوم


    نقل قول نوشته اصلی توسط الین نمایش پست ها
    ولی میدونم بچه که اومد خستش میکنه از اینم که هست بیحالتر میشه
    و اکثر حمالی هاش میافته گردن من
    جدی تر که بهش فکر میکنم میترسم از حاملگی از زایمان از بیخوابی های شبانش از بیریخت شدنم از خستگی هاش بدم میاد و از خیرش میگذرم
    چون میدونم شوهرم اهل این نیست که از خودش بگذره و خیلی کمک نمیده فقط در حد بازی کردن باهاش و نگه داشتن کمک میده خودش اینا رو بهم میگه
    منم ازش انتظار دارم که خیلی کمکم بده ولی بخاطر اینکه میگه من حال ندارم میگم بذار هر وقت خودش خواست اقدام کنم که بعدا بهم نگه خودت خواستی خودتم نگه دار
    **************
    [/size]

    اين طرز تفكر رو مادرتون نسبت به شما داره ؟
    شما جاي فرزندتون اگه يه روز بفهميد مادرتون فكر مي كرده بچه داري حماليه ... فكر مي كرده بچه بزرگ كردن يه زحمته نه يه عشق
    فكر مي كرده شب بيدار موندن به خاطر بچه و تمام زحمت هاش يه هدر دادن عمره نه يه جور عشق ورزيدن
    چه حسي مي شيد؟؟؟
    شما كه حس عشق رو درك كرديد حس عشق مادر به فرزند خيلي بالاتر از همه اين حس هاست



    نقل قول نوشته اصلی توسط الین نمایش پست ها
    من ادمی هستم که وقتی خانواده شوهرم یا خانواده خودم میگند بچه میخواهیم اعصابم میریزه بهم و نمیخوام بذارم تو این یه مورد دیگه دخالت کند ومیخوام هر جور شده جوابشونو بدیم و بشونیمشون سر جاشون اونوقت اعصاب خودمون دوتا بهم میریزه و باهم دعوامون میشه
    خانواده شوهرم همه بچه هاشون ازدواج کردند و ههیچکدوم بچه ندارند و شوهر منم بچه اوله واسه همین همه نگران ما هستند که نکنه نشه و میخواند تذکر بدند
    ولی من همش میگم دست خداست و اگه الان نشه دو سه سال پیش هم نمیشده
    جند بار بهشون گفتیم که این موضوع دست خود ماست و کسی حق نداره حرف بزنه.
    من هر چی میخوام خودمو کنترل کنم و نقطه ضعف نشون ندم و بریزم تو خودم و هیچی نگم نمیتونم و باید جوابشونو بدم بگین چکار کنم که برای بچه اوردن هم من هم شوهرم دست از لجبازی برداریم وبهم نگیم هر وقت دیگه دعوا نشد وهر وقت تو خوب شدی و هر وقت اخلاقتو عوض کردی وهر وقت.... اونوقت یه فکری میکنیم

    ******
    [/size]
    بخش سوم و مهم
    اين بخش رو بايد كامل توضيح بدم
    اما امروز نه
    باشه يه فرصت ديگه
    اما روي گزينش بخش سوم من فكر كن

    نقل قول نوشته اصلی توسط الین نمایش پست ها
    میگند شما زیادی راحتید باید سختی بچه رو بکشید که فکر نکنید دنیا به همین راحتیه منم میگم مگه از زندگیم سیر شدم که این کارو بکنم که عذاب بکشم حالا چون شما با اومدن بچه هاتون سختی کشیدید ما هم باید همین کارو بکنیم؟
    ولی سه ماه یکبار دعوا میشه این عادت پدرو مادرش شده که محبت کنندو باهامون چند وقت خوب باشند و یهو سر یه چز بی ارزش بپرند به ما و بچه های دیگشون. از این اخلاقشون خیلی متنفرم تغییرم نمیکنند و فکر میکنند این رفتارشون خیلی خوبه که بچه هاشونو تحقیر کنند.بعد اینکه دعواهاشونو کردند میگند مگه ما چی گفتیم و اینا که چیزی نیست ...پس اگه جای فلان کس بودی چکار میکردی .......یه مشت حرفای مسخره میزنند.
    ببخشید طولانی شد ولی یه راهنمایی اساسی میخوام[/size]
    بخش چهارم
    رفتارهاي اشتباه ديگران دليل بر بد رفتار كردن و نادرست رفتار كردن نيست
    شما ابدا حركت و منش خودتونو درست كنيد
    سي كنيد منطقي تر و سنجيده تر رفتار كنيد
    سعي كنيد با محبت تر باشيد
    هيچ مي دونيد يكي از حق هاي فرزند شما احترام گذاشتن به پدر بزرگ و مادر بزرگشه (از هر دو طرف)
    آيا روحيه پرخاشگري شما نبايد كنترل شه؟
    به نظرم بيشتر روي رفتارتون فكر كنيد
    ویرایش توسط س ي م ي ن : سه شنبه 20 فروردین 92 در ساعت 14:43 دلیل: بخش 4 اضافه شد


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.