به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 88

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 13 آذر 95 [ 18:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    3,555
    سطح
    37
    Points: 3,555, Level: 37
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 61 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط baran.68 نمایش پست ها
    سلام آکوا جان

    همه ما اینجا هدفمون بهتر شدن وضعیت زندگی شما و آقا پژمان هست و هدف نقد یا زیرسوال بردن شخصیت هیچ یک از شما دو عزیز نیست .

    شما هردو به مهارت نیاز دارید . به حرف های فرشته توجه کن و سعی کن اجراش کنی حتی اگر برات خیلی سخته و همیشه در نظر داشته باش که برای بالابردن کیفیت زندگی باید هزینه کرد و سختی هایی رو تحمل کرد و این در برابر نتیجه ی ارزشمندی که دریافت خواهی کرد ناچیز است .

    شما باید ذهنت رو از نکات منفی و مادیات و خواسته های برآورده نشده ات دور کنی . تمرکزت بر نکات مثبت زندگیت خاطره های شیرین و .... باشه . نیاز هست که هردو شما اینکار رو تا مدتها انجام بدید و ذهنتون رو از درگیری ها دور کنید حتی برای اینکار میتونید این نکات رو یادداشت کنید هرروز مرورش کنید و بهش نکات جدیدتری اضافه کنید .

    وقت بیشتری رو باهم باشید و در تمام مدت سعی کنید که از صحبت درمورد مسائل تنش زا (خونه ، کار،مادیات و...) دوری کنید . حتی اگر ناخواسته پیش آمد خودتون روکنترل کنید و بحث رو عوض کنید .

    ابراز محبت هاتون رو بیشتر کنید حتی اگر براتون سخت هست خودتون رو مجبور به بیان احساسات مثبت کنید تا کم کم براتون راحت تر بشه .

    اولویت همیشه با همسرتون باشه نه اطرافیان یعنی هر حرف از جانب دیگران موجب واکنش شما دو نفر نسبت به هم نشه و فقط و فقط به این فکر کنید که چه حرف یا رفتاری احساس بدی رو به طرف مقابل منتقل می کنه و از این موارد دوری کنید . مثلا آکوا عزیز شما متوجه شدی حرفهای بدی که مادرت زده موجب سردی رابطه و... شده ، این هنر زنانه شماست که نگذاری اثر حرف مادرت در شوهرت باقی بمونه و با همدردی و مهارت های زنانه همسرت رو به آرامش برسونی نه با طرفداری یا زدن حرفهایی باعث خرابتر شدن اوضاع بشی .


    این حرفها برای هردو شما هست . اما به طور اختصاصی باید بگم آکوا عزیز عدم خودکنترلی در عصبانیت در رابطه با هرشخصی ممکنه اثرات نامطلوبی بجابگذاره چه برسه در زندگی مشترک . باید روی این مورد کار کنید . این اصلا خوب نیست که شما در عصبانیت حرفهایی بزنید که بعد خودتون هم پشیمون بشید .

    نکته دیگه اینکه آکواجان باید این رو اضافه کرد که شما شناختت از روحیات مردانه کمه و این ناخواسته سبب جبهه گیری شما نسبت به رفتارهای همسرت میشه . هردو باید سعی کنید روحیات دیگری رو بشناسید تا از تنش ها دور بشید .

    ببینید اکثر مردها دوست دارند که در دید همسرشون مردی قدرتمند باشند مردی که از پس زندگی برمیاد و خواسته های زنش رو برآورده میکنه .هر مردی دوست داره خودش تامین کننده زندگیش باشه دوست نداره زیر بار منت هیچکس حتی پدر و مادر خودش باشه . مردها میخوان که در چشم زنشون منحصر به فرد باشند (یک شاهزاده ی افسانه ای)نه اینکه با دیگران مقایسه بشن . مردها از انتقاد و غرغر متنفرند و از چنین محیطی فراری میشند .حتی انتقاد از یک مرد نیازمند مهارت زنانه است و باید به صورت غیر مستقیم باشه . مرد در همین قدرتمندی دوست داره مسئولیت و تصمیم گیری های زندگی به عهده ی او بشد .و........


    حالا فکر کنید تاکید بیش از حد شما به پیشرفت و خواسته هاتون چه احساسی به همسرتون میده؟ براتون مینویسم

    شوهرمن شما نمیتونی پیشرفتی که مدنظر من هست رو بدست بیاری یعنی یک فرد ناتوان هستی . تو از پس زندگی بر نمیای . تو حتی نمیتونی خواسته های من رو برآورده کنی . من و پسرم با تو به هیچ جا نخواهیم رسید . تو بی عرضه ای . و در یک کلام تو چیزی که من میخوام نیستی .

    تعجب نداره این میتونه پیام های احساسیه یک مرد در مقابل چنین رفتاری باشه در حالیکه شاید اصلا منظور شما این نبوده باشه .نتیجه چنین احساسی ناامیدی ، سردشدن رابطه و فاصله گرفتن از خود شماست چون شما شدی منبع این احساسات منفی .

    احساس دیگه ی همسر شما اینه که اگر با پدر شما کار کنه زیر بار منت اوست . حتی در خانه پدر خود بودن نوعی منت پذیری به حساب میاد طوری که به فکر خانه مستقل هست . پذیرفتن کمک شما هم یعنی اینکه خودش به تنهایی نتونسته زندگیش رو تامین کنه و به شما نیازمند شده . درخواست حقوق بیشتر از پدر خودش هم براش سخته چون به نوعی زیر بار منت پدر رفتن براش به حساب میاد. تمام اینها برای مردی که غیرت داره سخت و حتی غیر قابل قبول هست درحالی که شاید از دید شما عادی باشه . و به نظر من شما از بابت این غیرت شوهرت باید شاکر باشی. مردی که برای هرچیزی از دیگران توقع کمک داشته باشه قابل اتکا نیست .

    آکواجان اگر شناختت از روحیات مردانه بیشتر بشه دلیل خیلی از رفتارها رو میفهمی و حتی متوجه میشی چطور خواسته های معمولیت رو بیان کنی که با جبهه گیری شوهرت مواجه نشی. در این تالار مقالات مفیدی هست. سری به انجمن زنان و شوهران چه انتظاراتی از یکدیگر دارند بزن . کتابهای معجزه صمیمیت(3جلدی) و چراغ دل شوهرت را روشن کن رو بخون . به تاپیک شوهرتان را دلبسته خود کنید هم سر بزن و حتی اگر نکته ای به نظرت میرسه اضافه کن .


    آقاپژمان شما هم به این انجمن سر بزن . خانم ها به محبت و تایید از جانب همسر نیاز دارند و حتی اگر مخالفت شما با موردی همراه با ابراز محبت و عشق باشه پذیرشش برای خانم راحت تر میشه . به همسرتون اطمینان بدید که تکیه گاه محکمی برای او خواهید بود و از هیچ تلاشی برای زندگیتون فروگذار نخواهید بود و بابت آینده به همسرتون اطمینان بدید و از او هم بخواید که به شما اعتماد کنه . هیچ وقت منزل رو ترک نکنید این اثر فوق العاده بدی روی خانم ها داره . شما باید منبع آرامش بخش برای همسرت باشی حتی در موقع عصبانیت ، و بگذارید این عصبانیت فروکش کنه و از حرفهای تنش زا دوری کنید و بعد از اتمام این طوفان درهمسرتون فقط بهش محبت کنید . ابراز عشق و علاقه ای که به همسرتون دارید روحیه همسرتون رو عوض میکنه . ظاهرا هم همسرتون نیاز به این کسب آرامش و اطمینان از جانب شما داره .

    باران جون . دقیقن منم دلم میشکنه یوقتایی دعوامونه شووهرم شب از خونه بیرون میره ینی که چی منم دوست ندارم شووهرم شبو بیرون بمونه
    این کتابه معجزه صمیمیت نویسندش کیه ؟ کتابش خوبه ؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط چنار نمایش پست ها
    سلام بر aqua-68 ی عزیز. چون دیدم خ دوست داری نظرم رو بشنوی ;) اومدم نظرم رو بگم J. . اینها رو می گم چون می دونم هم همسرت رو خ دوست داری. من کلی وقت صرف کردم تاپیک های آقای پژمان رو دوباره خوندم. مال شمارو هم خودندم. هر چند می دونم و مطمینم که دوستان مهربان زیادی برای شما نوشتن (و چه بسیار زیبا هم این کارو کردن و من واقعا لذت بردم. دستشون درد نکنه. و البته فراموش نکن این ادمها فامیل شوهرت نیستن که بخان قضاوت مقرضانه داشته باشن) و گفتنهیا رو گفتن. پژمان مهره مار داره توی تایپیکم بجز فرشته بقیه طرفدارشن

    اما دلم نیومد که منم نظر ندم. ادعایی برای درست بودن حرفها نیست ولی بی شک با شنیدنشون چیزی رو از دست نمی دین. خوشحالم می کنی بخونیشون. در جای جای پستم شما بارها نقل قولهایی از خودتون و شوهرتون رو می شنوید. باشه ؟
    دوست نازنین من، در جایی از پستهاتون نوشتین: که با هوشین. . یه فرد باهوش می تونه برا مشکلاتش راه حل های مختلف انتخاب کنه و اونها رو حل کنه. منعطف باشه. اگه مشکلاتش حل نشدن بدونه که سطح تفکرفعلیش کافی نبوده و کلا در در تمام امور زندگیش هوشمندانه برخورد کنه. خب با این مقدمه و با استفاده از حرفهای خودت نظرم رو میگم :
    در جایی در پاسخ به صبای عزیز گفتین:
    آیا تا به حال به این فکر کردی که پژمان کلا از زندگیش با شما راضی هست یا خیر؟ نه فکر نکردم.
    یعنی حتی برای یک بار هم !!!

    نه اصلن اصلن فکر نکردم فکرکردم ولی نمیدونستم اینقد ناراحته

    دوست من این یکی از مهمترین سوالهایی که هر ادم متاهل می تونه و باید از خودش بپرسه. ایا این نشون نمیده که شما انچنان که شایسته است به فکر شوهرتون نیستین و از نیاز ها و چیزهایی که خوشحاش می کنه مطلع نیستین؟ اصلا چقدر شوهرت رو می شناسی! بزار یه جور دیگه بپرسم په جور خودت رو می شناسی! دوست دارم از غالب خودت در بیای و بری تو غالب یه ادم دیگه و این حرفها رو بشنوی . اونوقت حس شما از این همسر چیه!
    امدی بیرون؟ بگم؟
    یه خورده به گفته هاتون دقیق شین:
    من می خام : پژمان با پدرش کار نکنه
    من می خام: پژمان پیش خانواده من باشه
    من می خام پژمان فلان عطر و ادکلن رو استفاده نکنه
    من می خام پژمان لباس استین کوتاه نپوشه
    من میخام پژمان این مدل مو رو نزنه (اینها گفته های شوهرتونه)
    "چرا تی شرت آستين کوتاه ميپوشی بيرون ميری ميخوای دستھا و بازوھات رو ھمه ببينن.چرا بوی
    اودکلنت ھرجا ھستی تا دو ساعت بعد تو باقی می مونه. چرا موھات رو بلند ميگذاری موھات نباید از
    گوشت پایين تر بياد .
    تو چرا ساعت اینقدری ميخری.چرا کفش و اودکلن اونقدری ميخری."
    برداشت شما چیه از این حرفها؟
    این "من می خام ها " ازش دوست داشتن برداشت نمی شه.
    این" من می خام ها" یعنی:
    من پژمان رو دوست دارم اما با عملم دارم میگم که می خام پژمان فکر نکنه! احساس نداشته باشه! من میخام در چنگال خودم نگهش دارم تا دست هیچ کس بهش نرسه! من می خام بجاش فکر کنم و بجاش احساس کنم.
    میخوام شووهرم واسه خودم باشه بده؟

    - من( چنار) می فهمم که این قضیه از جایی اب می خوره( همون شرکت و همکار شوهرتون اما به جاش باهاتون صحبت می کنم)
    بی خبر ازاینکه خود شما با کارهای خودتون دارین اون رو از خودتون دور می کنین.
    با هیچ جیگر در اوردن و طنابی شما نمی تونی کسی رو مجبور کنی که دوستت بداره و تا ابد برای تو باشه. ما حتی مالک فرزندانمون هم نیستیم این ها امانتهای خدان پیش ما. فکرتون رو خانم عوض کنین دوست دارین پژمان از شما بخاد
    چادری شین
    فلان لباس و بهمان رو نپوشین و هزارتا باید و نباید دیگه...؟ شما ازکجا فهمیدی چادری نیستم ؟

    اینها جز حریم خصوصی حساب میشه. هر زن و شوهری واسه خودشون یه حریم دارن. اون چیزی که تضمین می کنه پژمان مال شماست فقط "عشق" و " محبتی" که شما نثارش می کنی. همین عزیز. اثر جاذبه این این دوتا از هر طناب و در اوردن جیگرو سایر اندام بدن بیشتر.


    اگه واقعا دوسش داری ( که می دونم داری) پس در عمل نشون بده. ایا تا الان انقدر که به خودت و نیازهات نگاه کردی به پژمان هم نگاه کردی. می دونی شوهرت ازت چی می خاد
    . من می دونم شوهرت چی می خاد( جالب خانم که این ها رو نه تنها شوهر شما بلکه هر مردی از خانمش می خاد )
    از کجا؟ از دوتا تاپیکی که زدن. برات خلاصش رو می ارم تا دوباره و صدباره توجهت رو جلب کنم. اینها حرفهای پژمان. اینها چیزایین که اون دوست داره و هیچ کدومشون هم یه خواسته فضایی نیستن. پس خوب بشنو . می ارم چون می دونم رضایت پژمان برات مهم:
    1)مھمترین رکن برا یه مرد تو زندگی مشترک آرامش و تایيد شدن
    از سمت خانمش ھست و من تو زندگيم ندارم. ھمسرم باید این دو رو به من بدن که از پسش بر
    نميان. بالاخره ھمه چيز زندگی پول و ازدواج نيست.
    2) و باز در جایی دیگه زندگی به تایيد شدن. آرامش خاطر .دوست داشتن و عشق نياز داره و زندگی من فاقدش ھست.و جایی دیگه : نيازی به دلسوزی خانمم ندارم به عشق و اعتماد و قدر شناسی اون نياز داشتم که از
    من دریغ کردن
    2) من از اون تيپ مردھا ھستم که با رابطه جنسی به آرامش ميرسم یعنی من چه خوشحال باشم و
    چه ناراحت دوست دارم با این مسئله ھيجان یا تنش رو خالی کنم.... اما خانم من با وجود اینکه طبع گرمی دارن
    و با این حال که ميدونن من نياز جنسی بالایی دارم سعی ميکنن با این موضوع من رو کنتزل کنن یعنی خيلی اوقات باید حرف یا نظر یا کار ایشون در اولویت باشه تا بگذارند من با ایشون باشم.

    3)دوست دارم با دوستانم بيرون برم مسافرت برم مثل ھر جوان چرا من نباید یه وقتی برا خودم داشته باشم ....
    اما خانمم با تلفنهای مکررش.....

    و بقیه ای که خودت می تونی لیست کنی.

    و می دونی چیا ناراحتش می کنه. بیا دو سه تا از مهماش اینان. خوووب گوش کن. برا داشتن پژمان برای همیشه، باید بدونی چی ناراحتش می کنه:


    1. فکرميکنم جای من اینجا نيست.ھمه به خودشون اجازه ميدن تو زندگيم دخالت کنن

    دخالت مدام خانواده هامثلا(خانمم من رو با بازگو کردن مشکلاتمون یا رفتارھای من به پدرم یا برادرھام تھدید ميکنه!) مادرخانمم از روز اول تو ھمه مسائل ما دخالت ميکرد.حتی رنگ کت و شلوار و کراوات دامادی من رو
    اون ميخواست انتخاب کنه. خيلی اون وقتھا دعوا داشتيم.

    - - - Updated - - -


    1. من از اینکه از این رابطه(جنسی) برا تنبيه یا تشویقم استفاده ميشه خوشم نمياد.من ھم یک جاھایی یه

    اشتباھاتی دارم اما درستش نيست با این دستاویز با من برخورذ بشه. ھمونطور که من اینطوری با
    ایشون برخورد نميکنم انتظارم از اون ھم ھمينه ....

    1. ھمسرم حساسن و دوس دارن کنترل ھمه چيز تو دستشون باشه ... حتی یه مدت موبایل من

    روی موبایل خانمم دایورت بود .خيلی سر این موضوع بحث کردیم کار به دعوا کشيد .


    این همه کنترل!!!! برای مردی که خودش میگه:
    من حرکتی نکردم که نياز باشه ھمسرم من رو با این مسئله اذیت کنن.تا به حال سمت ھيچ زن و
    دختری واسه دوستی یا ھر چيزی نرفتم.جمع ھای دوستانه من با دوستانم ھميشه مردونه
    است.من سر قرار دوستانم با دوست دخترھاشون نميرم.
    راستی کسی هم شما رو کنترل می کنه!!! فقط برام سوال شد J

    و خودت بهتر از هر کسی می دونی که شوهرت با تمام این نظارتها و حس مالکیت شما و تمام حصارها و ...
    به شما وفادار بوده
    اکوا جان هرکسی استانه تحملی داره. اگه ادمها رو انقدر برنجونی دیگه از محبتت ناامید می شن و می رن سراغ کسانی که قدر محبتشون رو می دونن. در این شک نکن. عرض کردم هیچ جگر و احتمالا سایر اندامها رو دراوردن نمی تونه اونها رو برگردونه و اون موقع است که جگر خودم ادم سوخته. اگه مشکلت تماس خانم همکار شوهرتون بود شما باید به این خانم متذکر می شدین که به پژمان به اندازه چشماتون اعتماد دارین و ازشون خاهش می کردین که دیگه از این تماسها نگیرن و از اون طرف به جای اینکه گشت ارشاد راه بندازین محبتتون رو نسبت بهش بیشتر می کردی و لااقل یه بار از خودت می پزسیدی که شاید مشکل از من بوده


    بقیش هم که حتما خودت بیشتر می دونی. من نمی گم همش پژمان. میگم این خاسته ها حداقل خاسته ای که هر مرد از ازدواجش انتظار داره. حداقل! می دونم شما هم خاسته هایی داری که دوستان بحث کردن



    در جایی فرمودین انسان مادی ی نیستین اما در اکثر پستهاتون انچه باعث نارضایتی شما شده :

    مادیات بوده عزیزم. اگه نیست پس بفرمایین ماشین و خونه و... درکدوم مرتبه معنوی قرار دارن! اصلا این چه معنویتی!

    دوست من ، همونطور که خودتو بقیه گفتن متاسفانه " حسادت " در شما بصورت کنترل نشده ای جولان می ده.
    دوست من حسادت قبل از اینکه به هر کس دیگه ای اسیب برسونه خودت رو از درون نابود می کنه. تعداد ادمهای پولدار و موفق در اطراف ما کم نیستن. شما نمی تونی مقایسه کنی وقتی شرایط متفاوت. شوهر خاهرت یکی دیگه ست تو شوهرت یکی دیگه. اگه قرار بود همه مثل هم باشن خب خدا به جای خودت و خاهرت یه نفر و به جای شوهر خاهرتو و پژمان هم یه نفر رو خلق می کرد.

    شما همچشمی دارین. این اسمش پیشرفت نیست چرا؟ چون نمی خاین ثروتمند باشین می خاین از خاهر و جاریتون ثروتمند تر باشین
    شما نمی خای شوهر خوبی داشته باشی . همین که شوهرت از شوهر خاهر و برادر شوهرت بهتر باشن کافی.

    شما مدام داری مقایسه می کنی. دوست داشتی پژمان هم مدام رو شما رو مقایسه می کرد:

    مثلا :
    خاهرت از شما خوشکل تر
    زن برادرم از شما خوشکلتر و شاغل و بساز تر . ازکجا میدونی جاریام شاغلند ؟
    همکارام الن و بلن...

    - - - Updated - - -


    فلان همکلاسیم فلان مدرک رو داره قدبلندتر باباش ثروتمندترو ....

    خب می بینی که اونم به راحتی می تونه تو این محکمه قیاس، تو رو محکوم کنه.
    با مقایسه هات اونم مقایسه های ناعادلانه اعتماد بنفس شوهرت رو داغون می کنی. پتانسیلهاش رو از بین می بری
    و در یک کلام اون رو فراری می دی.

    ایا اون دوجاریتون همسن شمان؟ ایا مثل شما شاغل نیستن؟رد گم کنیه ؟
    "چرا واستون عجيبه جای 206 یه ماشين بھتر خواستم؟اون دو تا جاریھام ماشينھاشون بھتر منه"
    احتمالا اگه به جای دوتا جاری 5 تا و اونهم به جای ادمهای معمولی میلیاردر داشتی تا الان چند تا متخصص قلب عوض کرده بودین!

    "چرا خاهر شوهرم جهیزیه ام رو اینجوری فرستاد"

    "چرا خاهر شوهرم دخالت کرد( چرا دخالت پدرشوهرتو می پسندی اما خاهر شوهرتو نه) خواهرشووهرم ما رو دور کرد پدرشووهرم دوست نداره ما قهر باشیم علتش همینه


    کنار انبار باروت ایستادی و یه کبریت کشیدی وقتی همه چی منفجر شد و سوخت می گی: من کاری نکردم فقط یه کبریت کشیدم. مسبب این انفجار درخاست طلاق شما بود دوست من. این کار نشون می ده که چقدر پژمان دوست داشته و چقدر دلش شکسته درخواست طلاق ندادم مهریمو اجرا گذاشتم

    مگه نمی گی پژمان رو دوست داری و در جواب صبا گفتی که برا قهرم نقشه داشتم توجه داشتی به اینکه پژمان رو تا کجا رسوندی
    اینجا رو ببین
    "چند روزه قلبم درد ميگيره سابقه نداشتم
    دیروز قرار بودش مشاوره برم اما صبح تمام عضلاتم منقبض شده بود و دھانم قفل شد بدنم مثل
    سنگ شده بود خلاصه شانس بود مادربزرگم اونجا بودن و.... تا غروب تو بيمارستان تحت نظر بودم
    دکتر گفتن عصبی شدی آمپول شل کننده عضلات و مسکن زدن .قرص ھم دادن گفتن یک ھفته
    بخورم اما نبایست عصبی بشم"
    کسی بقدر من ناراحت نشد. فمیدم پژمان حالش بده تا صب گریه کردم روی برگشتو نداشتم
    ترسیدم داییم یا پسرش دعوام کنند چون پسرداییم به مامانم تلفن زدواسه پژمان دعوا کردند



    ببین گلم شما نمی تونی ایشون رو درک کنی چون شما با عشقت ازدواج کردی اما ایشون بالاجبار بوده.
    بالاجبار؟؟؟ ازدواجمون اجباری نبود پژمان راضی بود با مامانمم نمیساختند
    حالا من کاری ندارم به گدشته اما شما الان می تونی اون رو عاشق خودت کنی. مگه دوسش نداری؟ مگه برات مهم نیست.
    چرا الکی سر یه هم چشمی و یه حس غرور و به خاطر رفتارهای دیگران دودستی شوهرتو از دست می دی!!!!
    اگه به فکر ارمین هم هستی ( که قطعا هستی ) بزار از نعمت داشتن یه خونواده خوب یه پدر سالم و یه مادر سالم برخوردار باشه. اون به این چیزا بیش از ثروت نیاز داره الان




    فراموش نکن شما و شوهرت تو یه جبهه این. اگه شوهرت خطایی داره نباید اجازه بدی دیگران به خودشون این اجازه رو بدنآاتو بگیرن. تو باید مثل شیر پشتش باشی و ازش حمایت کنی واونم همین طور.
    نمی گم وقتی مادرت راجع به شوهرت بد می گن جبهه بگیری شمشیر بکشی ولی لااقل می تونی بهشون محترمانه اعتراض کنی؟ می تونی سرسنگین بشی.
    میدونم دیگه همین کار میکنم

    - - - Updated - - -

    بهت زن دادیم دلمون واست سوخت گفتيم ..........ناراحت شد( من از اوردن این حرفها شرم دارم واقعا

    و یا پدرت وقتی می گن
    پژمان مارو قابل نم یدونه و...

    • و حتی خودت ... مامانم حرفای خوب نزد من گفتم مامانم حرفش بد بود


    دوست گلم یه مشکل بزرگ شما زبان شماست. زنها موجودات قدرتمندی ان. یکی از ابزارهاشونم زبانشون هست.
    به عنوان یه شخص دیگه نظرت راجع به کسی که این حرفارو می زنه چیه؟
    1) تو کی آدم ميشی تو کی بزرگ ميشی و .. .


    1. نباشند پژمان بخواد نباشه جيگرشو درميارم اگه واسه من نباشه نباید واسه کسی دیگم

    باشه( شما احتمالا قصاب نبودین قبلا . شوخی بودا ولی باور کن من در تمام عمرم ندیدم کسی از این عبارات استفاده کنه)
    نمونه قبلیش:

    1. خانمم به من یپامک زدن تو لياقت نداری من با تو زندگی کنم.

    خانمم با من تماس گرفتن و طبق معمول فحش به من و مادر خدا بيامرزم و پدرم و خواھرم و آخر سر
    ھم گریه کردن و تلفن رو قطع کردن

    پس لپ کلامم:

    1. نثار عشق و محبت و شروع دوباره مثل قبلا داریم انجام میدیم
    2. حمایت از هم و جلوگیری از نشت مسایل خونه به گوش پدر شوهر و مادر و ... مث بالا
    3. کنترل حسادت چون تا ابد و علیرغم داشتن خ چیزها هیچوقت شاد نیستی
    4. کنترل حس مالکیت ینی چی ینی شووهرمو واسه خودم ندونم ؟
    5. درک احساسات متقابل یکدیگر


    و در پایان گفته هام رو با این جمله از پژمان شما رو مهمان میکنم:

    "من دوستش دارم اما واقعا مطمئن نيستم اون من رو دوست داشته باشه. تا الان فکر ميکردم حسم
    عادت باشه ولی حالا با ابن اتفاقات فکر مبکنم دوستش دارم... اگر من اینجا مشکلاتم رو مطرح کردم دليل بر این نيست ميخوام زندگيم رو خراب کنم بلکه ميخوام راھی پيدا کنم زندگيم رو درست کنم"

    چنار: تا دیر نشده این شکش رو برطرف کن. بهش اثبات کن دوسش داری و برات مهم قبل از اینکه بقیه این کارو بکنن. اگه قدر "دارم" هاتو ندونی تبدیل میشن به "داشتم" من پژمانمو دوست دارم میدونه خیلی اونو دوست دارم ما خعلیی مشکل واسمون پیش اومد یعنی اگ پژمانم فک میکرد دوستش ندارم با من می موند؟
    پ. ن: اگه جایی به جای اقا پژمان گفتم پژمان عذر می خام. خیلی طولانی می شد.
    پ. ن: اکوای عزیز من امیدوارم از من به دل نگیری. من مشاور نیستم و هیچ ادعایی برای درستی حرفهایم ندارم. در پناه خداوند منان

    از همه عذر می خام پستم طولانی شد. خاستم چند تا بفرستم. کافی نت هستم. نمی تونم صبر کنم زمان ویرایش تمام شه. به هر حال ببخشین

    - - - Updated - - -

    راستی می خاستم خ دقیقتر بنویسم دیگه خ وقت صرف کردمبیش از این نمی تونستم. امیدوارم حوصلت سر نره.اگه جاییش می تونست بهتر باشه ببخشید دیگه. فرصت ویرایش نبود.
    زحمت کشیدی
    مرسی
    ویرایش توسط aqua_68 : دوشنبه 24 تیر 92 در ساعت 13:28


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.