نه من می گم اول اشتباهات خودت رو متوجه باش . اول یه شناخت کلی نسبت به اقایون پیدا کن بعد شروع کن عمل کردن. کتابهایی هستن تو این زمینه می تونی بخونی. الان متاسفانه اسم دقیق کتاب یادم نیست
حرف من این بود. خ از چیزایی که شاید شما در شوهرت میبینی و واست عجیبه در اقایون دیگه هم هست!
شما نباید شوهرت رو بی اعتبار کنی ! نباید اعتمادبنفسش رو با انتقادات زیاد و کنترل گریهاتون از بین ببری! نباید جوری رفتار کنی که حس کنه شما ریسش هستی! ببین خودش هم تو حرفاش داره میگه انتظاراتش رو!
غرور واسه اقایون خ مهمه! اینکه بدونن مدیر خوبی هستن خ مهمه. شما با اعتماد بنفس دادن با محبت بیشتر کردن با همراهی بیشتر با برچسب نزدن به رفتاراشون که حتما این قصد و منظور رو داشه خیلی کارها یم تونی انجام بدی!
همیشه راحت ترین راه بهترین راه نیست!
======================================
می دونی چرا اسم کاربری من مهرااده؟ علی رغم اینکه خانمم
چون من خودم همیشه اعتقاد به صداقت و صریح بیان کردن خاسته و.. داشتم هنوز هم دارم . اما این نام یه همکلاسی من بود که خاطرم هست
هیچ وقت تمرین حل نمی کرد و استاد ما از اون استادهای سطح بالا بود ولی همیشه جوری پاسخ استاد رومی داد که اوضاع رو 180 درجه به نفع خودش
تغییر می داد! چنان اوضاع رو با ارامش سر و سامان می داد که نگو!
حالا من همیشه سخت ترین تمرینای سر کلاس رو حل یم کردم. موظف بودم که هر جلسه چند بار برم پای تخته! همیشه با استاد کل کل داشتم! اگه یکبار تمرین حل نمی کردم باید تشریف می بردم بیرون! یکبار 45 دقیقه همین استاد با من برخورد کرد که چرا فلان در حالیکه همه می دونستن اونیکه همیشه حل می کنه منم. البته من این استاد رو علی رغم اخلاقهای تندشون بسیار دوست داشتم! از اون موقع تصمیم گرفتم یه مقدار اصول ارتباطات رو یاد بگیرم! خ هم به من کمک کرد این قضیه!








علاقه مندی ها (Bookmarks)