سلام عزیزم راستش دیشب یه کم برات نوشتم بعد همه رو پاک کردم تا خوب رو مسئله ات فکر کنم...
چیزی که به ذهنم رسید اینه:
1) همسر شما هیچ تمایلی به ازدواج با دخترعموش نداشته از این موضوع کاملا مطمئن باشید و اگر هم بپرسید همین جواب رو میشنوید. چون اگر میخواستن اینکارو بکنند اون از شما قابل دسترس تر بودن چون اولا: فامیلن دوما: به قول همسرتون دوستشون داشتن و مطمئنا با یه بار خواستگاری حتی کلامی جواب مثبت میدادند.
2) دختر عموی همسرتون به ایشون علاقه مند بودند و شاید هم علاقه به خاطر گفتن زیاد خانواده ها بوجود اومده و این از تعاریف مادرشون پیش شما کاملا مشهوده.
کارایی که باید بکنید:
1) هر حرف و تعریفی که از دخترعمو پیش شما میشه به هیچ عنوان پیش همسرتون بازگو نکنید. در واقع هدف مادره همینه. کاملا مشخصه تعاریف برای اینه که از طریق شما به همسرتون بگه که دختر من بدون تو هم خوشبخته و تو لیاقت دختر منو نداشتی و نمیتونستی هیچ کدوم از این کارا رو که همسرش براش کرده تو انجام بدی. (در واقع نوعی شکست مادر رو از انجام نشدن این وصلت نشون میده)
2) در موارد بالا ذکر شد که همسر شما هیچ علاقه ای به دختر عمویش نداشته ولی چون خانواده و فامیل از خوبی ها و زرنگی و ... او تعریف کرده بودند حالا میخواهد به همه ثابت کند که همسر من خیلی سرتر و بهتر و خوشگلتر و زرگتر از اوست. در واقع همه اینها را همسرت میداند که شما ملاکهای او را دارید و الویتهایی برای انتخاب شدنتان و در واقع نیازی نیست که دخترعمویش را به همسرتان ثابت کنید چون او برای ایشان ثابت شده اند. چرا؟ چون انتخاب نشدند. و همسرتان وقتی به شما میگوید زرنگ باش شیک پوش باش و ... معنی اش این نیست که من دوستش داشتم و حالا نشده و جای حساسیت نشان دادن ندارد. در واقع میخواهد شما را برای همه اثبات کند که انتخاب من بهترین است و من در انتخاب خود موفق عمل کرده ام. و شما هم باید همانگونه که همسرتان میخواهد همیشه مرتب و زیبا در مجالس حضور داشته باشید نه اینکه خدای نکرده دخترعمو را بچزانید چون او یکبار از شما شکست خورده اند و نیازی به رقابت با ایشان نیست فقط برای دل همسرتان میگویم.
3) مشکلتان فقط در حد مسئله است که خیلی راحت قابل حله. فقط دیدتون رو به همه مثبت کنید. با دخترعمو رقابت نکنید و سر جنگ باهاش نداشته باشید. چون اون کاملا به یک قدم جلو بودن شما از خودش واقفه .چون شما به جای او انتخاب شده اید. پس وقتی باهاش روبرو میشوید خیلی مهربان و مودب بدون هیچ کینه باهاش رفتار کنید تا مهربانیتون و مودب بودنتون و احترام به دیگران رو در شما به وضوح ببینه و به انتخاب شدنتون به همسرتون حق بده که شما واقعا خوبید و لایق همسرتون و از این طریق هست که شما باز یک قدم دیگه از اون جلوترید نه زمانی که ببینینش و مثلا روتون رو برگردونید یا خدای نکرده بی احترامی کنید. و در واقع اینجا شما کارایی رو انجام میدید که به نفع او و به ضرر شماست و خارج از خواسته همسرتونه که به این رفتارا میگن رفتار منفعلانه. یعنی اون می بینه شما دارید اذیت میشید و کاراو حرفاش رو بیشتر میکنه که بین شما و همسرتون دعوا بشه که ون هم همینو میخواد.
افرادی در اطراف ما هستند که همواره به دنبال نزاع و ستیزند، درگیری آنها با شما نیست با درون خودشان است.
موفق باشید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)