سلام.این متنی که این خانم نوشته رو چند بار بخونید.صدرصد باهاش موافقم.تعهد واقعی یعنی این.افرینآقا سجاد ببخشید من چون پست هام یکم طوالانی میشه برای همین یادم رفته بود جواب آقا حامد را بدهم. اگر اشکال نداشته باشه اول جواب آقا حامد را بدهم بعد ان شاالله در فرصت مناسب باقی نظراتم
را خواهم گفت.
سلام آقا حامد.واقعا ببخشید که دیر پاسخ می دهم.آخه پست هام تو این تاپیک خیلی بلند می شد.
خواهش می کنم. جملتون کاملا مشخص بود که مزاح است و جدی نیست.و به هیچ عنوان ناراحت نشدم.
من هیچ گرایش سیاسی ندارم. اصلا سیاسی نیستم و به هیچ وجه سیاست با روحیات من سازگاری نداره.اگر بخوام به حزبی گرایش واقعی داشته باشم باید یه حزب جدید اختراع بشه. چون من تو سیاست دو حزب چیزی جز دروغ و فریب و شعار نمی بینم. برام فرقی نداره هر کس حرف درست را بزنه قبول می کنم.و موقع رای دادن هر کس بهتر باشه به اون رای می دم. ولی مثلا دیدم تو کاندیداها فردی که به نظرم سیاستمدار تر و مودب تر بوده اصلاح طلب بوده و فردی بوده که تنش کمتری با صحبت هاش و...ایجاد می کرده و برای وضعیت اقتصادی کشور در حال حاضر بهتر از سایرین بوده.
مطمئنید اصلاح طلبان انصافشون کمتره؟ فکر کنم اصلاح طلبان راجع به اصولگرایان همچین فکری بکنند ها! و اصول گرایان تندرو می دونن.ولی در کل اگر بخواهیم بحث کنیم نگران نباشید:دی چون تعصبی تو زمینه سیاسی ندارم که بخوام همش حرف خودم را ثابت کنم. برای همین بحث بالا نمی گیره.
در مورد باقی صحبت هاتون هم خیلی ممنون و واقعا خیلی به من لطف داشتین و برام وقت گذاشتین.متوجه منظور شما شدم و درسته ولی با این حال مطالبی را خواستم به جز این ها اشاره کنم.
واقعا با اصل این احکام مشکلی ندارم. ولی شرایط واقعا مهمه. بله شاید آقایی که از بعضی نظرها از همسرش راضی نمیشه و بتونه عدالت را رعایت کنه حق داشته باشه. یا اگر شرایط کشور به گونه ای باشه که بسیاری از زنان بی سرپرست و مجرد بمونند این کار حتی ثواب زیاد هم داشته باشه.ولی مساله اینه وقتی در شرایط عادی تقریبا تعداد متولیدین زن و مرد مساویست اون وقت اگر ثواب داشته باشه که هر مرد بیشتر از یک زن داشته باشه یا صیغه کنه تکلیف باقی پسرهای مجرد چی میشه.اگر پسران مجرد از این طریق این اولویتشون را ارضا کنند اون وقت چه کسی بره دختران مجرد را بگیره و سن ازدواج بالا نره.چون در اون صورت عجله ای که نیست.
نمی دونم چرا من از الان این قدر ندیده روی همسر آیندم حساسم و عاشقش هستم :)
من حجاب را درسته که اول به خاطر رضای خدا قبول کردم. ولی این تکلیف را فقط برای ترس از جهنم و رفتن به بهشت انجام نمی دم.اگر این ها هم نبود حجاب را دوست داشتم چون حجاب را تکلیف عاشقانه ای می بینم که باعث میشه تمام عشق و زیبایی هام فقط و فقط برای یکی باشد و بس! (اشاره به همون شعر)
وقتی یه دختر از الان روی همسر آیندش تعهد داشته باشه و زیبایی هاش را فقط برای او به نیت عشق پاک حفظ کرده باشه این انتظار در او به وجود میاد که همسرش هم قبل از او از زیبایی های زن دیگه ای استفاده نکرده باشه و او هم جلوی خودش را گرفته باشه.
شاید برای کسانی که دیدشون نسبت به عشق سطحیه مسخره و دیوانگی باشه اگر بدونن مثلا من با اینکه همسر آیندم را نمی دونم کیه و ندیدم ولی این ماه مبارک را به نیت همسر آیندم قرآن خوندم و یا چقدر براش دعا کردم که خدا بهش کمک کنه و بتونه تو این شرایط خودش را حفظ کنه.
ماه رمضان پارسال برای همسر آینده ندیده ام نامه ای عاطفی و برخی جاها طنز آمیز نوشتم.
یه بند از این نامه را راجع به حیای عاشقانه نوشتم و انتظاری که از این جهت ازش دارم.
برام خیلی سخته که من این قدر حواسم از الان به همسر آیندم و تعهدم باشه ولی او به این دلیل سطحی که هنوز ازدواج نکرده بخواد فکر کنه تعهدی نسبت به همسر آینده اش نداره و یا حتی فقط از دید احکام و... به مساله نگاه کنه.( از نگاه ملامت کردن نمی گم. از این نگاه دارم می گم که چرا برام سخته)
ماه رمضون داره تموم میشه و من واقعا خیلی ناراحتم.نه اینکه فکر کنید فقط از تموم شدن ماه رمضون ها!راستش نه.این قدرها هم باایمان نیستم. از اینکه یه حس آلرژی شدید در من به وجود اومده و من واقعا دوست ندارم خواستگار بعدیم را که قراره بعد ماه مبارک بیاد،ببینم . دیگه دوست دارم مستقیم همسر آیندم خواستگاریم بیاد. حالم دیگه از خواستگاری و... بد میشه. شاید به قول آقای پناهیان خدا پشت پرده قایمش کرده تا امتحانم کنه و رفتار منو ببینه ولی من این قدر هم بنده صبور و شاکری نیستم که!خسته می شم بالاخره.
شاید هیچ وقت همسری نباشه که بتونم این نامه را بهش بدم. شاید هم باشه ولی من هیچ وقت حس نکنم بتونه درک عاطفی داشته باشه و نتونم بهش این نامه را بدم.
ولی یه امیدی تو دلم هست که خدا شاید دعای منو براورده نکنه.ولی ممکنه دعای امام زمانم را تو شب قدر براورده نکنه؟
فقط ای کاش این حس آلرژیم می رفت.الان واقعا جدی جدی نمی خوام این خواستگار را ببینم.این حس آلرژیم هم خیلی چیزها باعث به وجود اومدنش شده.که همش خواستم تاپیک بزنم ولی نمیشه.یا حتی حس می کنم ممکنه بدتر هم بشم.به دلیل قضاوت های فکر نشده برخی افراد فکر کنم برام ریسکه
تو این لحظات آخر ماه مبارک التماس دعا دارم و برای شما آرزوی بهترین ها را دارم.
موفق و موید باشید








.آخه پست هام تو این تاپیک خیلی بلند می شد.

علاقه مندی ها (Bookmarks)