سلام و عرض ارادت خدمت همه دوستان عزیز.
جناب فدایی یار عزیز.
اول اینکه خیلی خوبه که شما دنبال این هستید که آداب و تشریفات یه جلسه خواستگاری رو یاد بگیرید ولی چیزی که باید به اون توجه داشته باشید اینه که نباید زیاد روی این موضوع حساس بشید طوری که توی ذهنتون جلسات و اتفاقات آینده رو خیالبافی کنید. برگزاری جلسات مطابق با اون چیزی که تصور میکنی قطعا اتفاق نخواهد افتاد شما نمیتونی یه سناریو بنویسی و بعد خانواده شما و دختر خانم طبق اون جلو برن. شما اگه حتی خودتون هم کاملا برای این جلسات برنامه داشته باشید میبینید خیلی وقتا خانواده ها چنان سوتی هایی میدن که اصلا با اون تصور و برنامه ای که داشتید جور در نمیاد و معادلات شما رو به هم میریزه.
2:بعد اینکه به دلایل مختلف ممکنه این وصلت صورت نپذیره پس تا وقتی که به یه تصمیم واراده جدی از هر دوطرف برای این وصلت نرسیدید زیاد روش حساب باز نکنید.
3: در خصوص اینکه چه کسی جلسه رو مدیریت کنه باید دید که تعریف شما از مدیریت جلسه چیه؟
هدف از برگزاری این جلسات رسیدن به شناخت درست از طرف مقابله. و برای رسیدن به این هدف مسیرهای مختلفی وجود داره.
یکی مثل جناب محمد از پرسیدن سوال های متعدد به این شناخت میرسه و یکی مثل من برعکس این نظر رو داره.
از نظر من وقتی شما مسیر جلسه رو به سمتی ببرید( مدیریت جلسه به سمتی که خودتون میخاید) که طرف مقابل شروع کنه به سوال پرسیدن خیلی بهتر میتونید از سوال، طرز بیان و لحن سوال، ترتیب و تاخر سوالات شخصیت طرف مقابلتون رو آنالیز کنید از روی سوالات میتونید به دغدغه های طرف مقابلتون پی ببرید
میتونید بفهمید که تو چه فازی سیر میکنه و سطح درک و شعورش چقدره،
آیا همین اول کار دنبال امتیاز گرفتنه؟
مثلا یکی میاد میگه من دوست دارم مراسم جشنمون تو فلان هتل باشه
حالا دو حالت داریم یا واقعا نیاز داره که تو همچین سطحی براش مراسم بگیری ( با توجه به موقعیت اجتماعی خودش یا خانوادش)
یا نه به تالار سر کوچه خودشون هم راضیه فقط اول از بالاترین شروع میکنه تا امتیاز بیشتری بتونه بگیره بعد منتم بزاره که ببین چقدر باهات را اومدم.
یا مثلا میپرسه که شما با کار کردن من مشکلی ندارید؟
باز حالت های مختلف رو باید از طرح این سوال بررسی کنید.
1: میخاد کار کنه چون دختر خالشم کار میکنه ( فقط همین)
2: میخاد کار کنه که محتاج پول شوهر نباشه
3: واقعا احساس میکنه که به این کار کردن احتیاج داره، اگه کار نکنه اعتماد به نفسشو از دست میده باید فعالیت اجتماعی بالایی داشته باشه هر چند ممکنه این نیاز و ذوق و شوق برای کار کردن مقطعی باشه و بعد از اینکه تجربه کار کردن رو پیدا کرد ببینه زیاد با روحیاتش سازگار نیست.
پس همون طور که عرض کردم از آنالیز این سوال ها بهتر میتونید از طرف مقابلتون به شناخت برسید.
مضاف بر اون شما با یه مقدمه چینی و اینکه یه معرفی کلی از خودتون داشتید زمینه رو برای طرح سوال فراهم کردید
و اون چیزی که باز خیلی مهمه اینه که طرف مقابل چقدر توانمندی برای اینکه حداقل همگام با شما جلسه رو جلو ببره داره. جز اون دست دخترایی که هر چقدر صحبت کنید با یه بله و خیر و توضیحات کوتاه جواب میده و حرفی برای گفتن نداره ( به هر دلیلی)
یه همچین دختری فردا روزی که رفتید سر خونه و زندگی بلده اگه چارتا مهمون اومد مجلس اداره کنه یا نه چون خجالت میکشه خیلی ساکت و سرد میخاد یه گوشه بشینه
4:نکته دیگه ای که باید به اون توجه داشته باشید اینه که باید کلان موضوع رو در نظر بگیرید و اینقدر ریز نشی که از کلان موضوع دور بشی.
یه روش اینه که شما ریز بشی و یکی یکی جنبه های مختلف اونو بررسی کنید
بزارم بره سر کار یا نه؟ اگه بره سر کار میتونه به وظایف اصلیش در جایگاه همسری و مادری برسه؟
اگه اجازه بدم درس بخونه چی میشه؟
.
.
.
که نتیجه همچین نگرش و روشی میشه توافقی مبسوط تر از لوزان که همیشه ترس اینو داشته باشید که آیا همه جوانب رو در نظر گرفتید یا نه؟
یه روش هم اینه که بیاید کلان موضوع رو در نظر بگیرید.
آیا طرف مقابل من اهل تعامل هست یا نه؟ اهل انعطاف به خرج دادن تو موضوعات مختلف هست یا خیر؟
اگه کلان تر نگاه کنی و به این نتیجه برسی که دختر فهمیده ایه، اهل کل کل و یکی به دو کردن نیست، منطقیه و به عبارتی اهل تعامله... دیگه نباید اینقدر روی این موضوعات حساسیت به خرج بدید و یکی یکی ریز بشید
4: موضوع بعدی که بایستی توی جلسه به اون توجه داشته باشی احترامی که به شما در جایگاه خواستگار و حداقل میهمان میزارن.
چطور و چه کسی از شما پذیرایی میکنه
منظور از پذیرایی این نیست که چند قلم میوه و شیرینی تهیه کنن، و پذیرایی کنن.
مثلا وقتی که پذیرایی کردن بعد یه مدت بگن چرا میل نمیکنید، بفرمایید تو رو خدا.... که جزیی از آداب پذیرایی به حساب میاد و این نباشه که مثلا شربت پخش کنن و بگن هر وقت دلشون بخاد صرف میکنن دیگه
چه کسی پذیرایی میکنه؟
نهایت احترام گذاشتن به شما و خانوادتون زمانیه که خود دختر خانم پذیرایی کنن علی الخصوص وقتی که صحبتای دو نفره شروع میشه...
یا اینکه آیا از گلی که منزلشون هدیه بردید تشکر میکنن یا خیر؟
یا با چه ادبیاتی با شما صحبت میکنن و....
توجه داشتن به موضوعاتی که عرض کردم میتونه به شما کمک کنه که به شناخت بهتری از خانواده طرف مقابلتون برسید.
5: جلساتی که توی منزل تشکیل میشه معمولا با یه تشریفات خاص خودش برگزار میشه و اینکه زمانی که شما میخاید با هم صحبت کنید خانواده ها پشت در نشستن تا ببینن نتیجه چی میشه و این فضای اون جلسه رو سنگین میکنه.به همین دلیل بایستی از خانواده ها اجازه بگیرید که چند جلسه بیرون از منزل با هم صحبت کنید. و از نظر خود من لزومی هم نداره بحث های تخصصی ازدواج با هم داشته باشید. صحبت از کار، اقتصاد، سیاست،ورزش، علایق، ... میتونه به این شناخت کمک کنه
6: گامهایی که برای رسیدن به این وصلت برمیدارید باید متوازن و نزدیک باشه به گام هایی که طرف مقابلتون برمیداره.
هر وقت که این توازن به هم بخوره نتیجش میشه دلزدگی طرف مقابل
شما نبایستی طوری رفتار کنید که برای رسیدن به این وصلت به قطعیت رسیدید و مونده فقط نظر طرف مقابل.
این یعنی اون توازنی که عرض کردم رعایت نشده.
شما نیاز نیست توی همون جلسات اول هر چی تو دلتونه رو بگید و شروع کنید با ذوق و شوق از دختر خانم تعریف کردن.
بهتره به تناسب پیشرفت جلسات نقاط قوت شخصیتی خودش و خانوادشو بیان کنی.
مثلا تو یه جلسه از اخلاق خوبش تعریف کن،
تو یه جلسه از هنرهایی که داره تعریف کن،
تو جلسه بعد از باباش تعریف کن....
و صد البته این تعریف کردنها بایستی به تناسب تعاریفی که طرف مقابل از شما میکنه ادامه پیدا کنه و یه طرفه نباشه.
نکته ای که اینجا مهمه اینه که دختر چون انتخاب میشه به دنبال گرفتن تاییدیه از سمت پسره.تا وقتی که کامل تاییدش نکنی همیشه عطش اینو داره که به تایید شما برسه و برای این کار حتی اگه از شما هم خوشش نیاد نهایت سعی و تلاشش میکنه . پس از این ظرفیت با درایت استفاده کن. تایید دختر توی جلسه اول یعنی از دست دادن این ظرفیت.
البته با توجه به روحیه محافظه کارانه خانواده ها اگه از رضایت شما مطمئن باشن کار برای شما سخت میشه به طوری که شاید به خاطر بی درایتی و عدم تعامل طرفین و به دلیل این سخت گیری، اصل موضوع منتفی بشه. پس بهتر زمینه ساز ایجاد همچنین فضایی نشید.
موفق باشید
این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم!
سالها منتظر سیصد و اندی مردانیم ...
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)