همیشه پاسخ را به بعد موکول کردن نشونه صداقت و پاسخ عمقی نیست، گاهی آدم های دروغ گو هم برای ساختن یه موقعیت بهتر توی ذهنشون دنبال وقت گرفتن هستند...
بخصوص توی خواستگاری های سنتی، دختر و پسر هر دو انتخاب کننده هستند و زیاد دیده میشه که همون جلسه اول دختر پاسخ منفی میده، حالا گاهی وقتا آقایون انقدر اعتماد به نفسشون زیاده که میرن دیگه پشت سرشون رو نگاه نمی کنن و فکر می کنن اگه پیش میرفتن حتما پاسخ مثبت می گرفتن، اما غافل از اینکه حتی اگه میخواستن برای جلسه بعدی وقتی مشخص کنن هم ممکن بود جواب دختر منفی باشه... توضیح زیاده اما الان جای این بحث نیست، فقط یه نمونه اش خود من که به هیچ وجه دنبال تایید گرفتن از تمام پسرهای عالم نیستم! فقط دنبال یکی هستم که کمترین میزان اختلاف رو با خودم و شرایط زندگیم داشته باشه و بخصوص اگه ببینم کسی در طول جلسه داره بی میل نشون میده، یا اینکه به قول معروف طاقچه بالا میذاره، هیچ تمایلی برای ادامه ندارم، برای این مسئله زود لو ندادن خودتون، پاسخی که خانم مصباح گفتن دقیقا نظر یه دختر را نشون میداد: دختر میترسه، نکنه نکنه، شاید شاید زیاد با خودش میگه، دل رحمه، نمیخواد دل طرف مقابل را بشکنه، به همین دلیل اگه بفهمه طرف تصمیم نهاییش رو گرفته، گاهی نمیتونه راحت ادامه بده، گاهی به هزار راه متوسل میشه و خودشو خبیث ترین موجود عالم نشون میده که پسر با پای خودش پس بکشه و این نخواد مستقیم نه بگه ... که البته این هم برای همه صادق نیست... متاسفانه دخترهایی رو سر کار، توی دانشگاه، حتی توی فامیل دیده ام که یه پسر را می کشونن تو خونه اشون که بگن بعله فلانی هم خواهان ما بود، بعد هم جواب منفی میدن، به دلایلی که از همون اول هم مشخص بود و نیازی به بررسی بیشتر نداشت! (اما برای الان شما این موضوع صدق نمی کنه آقای فدایی یار، چون دیگه بحث درس و دانشگاه تموم شده...)
ولی شما آقای فدایی یار؟؟؟!! خانم مصباح چون همونطور که توی آواتارشون مشخص کردن خیلی مهربون هستن همیشه ملایم حرف میزنن، حتی یه جمله ای که مینویسن بعدش باز میگن منظورم اینه که ... و سعی می کنن ملایم ترش کنن، اما من گاهی وقتا محکم سیلی میزنم (توی یه پست دیگه کاملا علتش رو توضیح دادم، بد برداشت نشه)!! (بازم چون شما سنتون کمه خیلی سعی کردم نوشتارم ملایم باشه...) اما،
عجیبه که میگید حتی خواهرهاتون رو با حجاب بیشتر میپسندید... حجاب از اسمش مشخصه! یه مانع، یه سد، یه حائل برای جلوگیری از جذب نادرست، یه پوشش برای حفظ زیبایی و انتخابی عمل کردن برای نشون دادن این زیبایی... اونوقت حجاب رو انقدددررر شدید تو ذهن شما جا انداختن که دیگه براتون شده یه اسطوره؟!!! حتما میدونید وقتی جای زن و مرد تو زندگی عوض بشه چقدر مشکلات پدید میاد؟ حتما میدونید وقتی جایگاه بچه و والدین عوض بشه چه مشکلاتی در پی داره؟ حتما میدونید خواب روز هیچوقت جایگزین خواب شب نمیشه و هزاران مثال دیگه... این عوض کردن جایگاه حجاب، این اسطوره کردن زیبایی حجاب در نظر شما، یه مشکله که حتما باید با خودتون حلش کنید... حجاب برای اینه که شما گوهر توی صدف رو نبینید، اونوقت شما یه جور دیگه برای خودتون جا انداختین و خود صدف رو گوهر میبینید و خدای نکرده این حفظ حجاب شده مایه لذت؟
مورد بعدی آقای فدایی یار: این همه اینجا بهتون گفتن سعه صدر داشته باشید... فقط در همین حد بود؟!! با اولین جملات مادر دختر بی میل شدید؟!! وقتی چهارتا جمله اینطوری شما رو بی میل می کنه، با مشکلات واقعی زندگی چطوری میخواین رو به رو بشید؟ من کاری به اینکه این ازدواج سر میگیره یا نه ندارم، اما خوبه که یکم برای پیدا کردن یه راه حل وقت بذاریم... وقت برای آرزوی خوشبختی کردن زیاده، کسی هم محتاج آرزوی خوشبختی کسی نیست... اما اینکه با اولین یا دومین مشکل سر راه، به جای حل کردن مسئله، صورت مسئله را پاک کنیم اصلا جالب نیست...
چون واضح صحبت نکردید، نمیخوام عجولانه قضاوت کنم، اما متاسفانه از این دست پسرها خیلی زیاد دیدم، و واقعا دلمو به درد میاره، نمونه اش این تاپیک
حالا اگه دنبال راه حل برای حل این مشکل باشید، و برای اینکه شاید بشه قضاوت بهتری کرد و البته در صورت تمایل خودتون،
میتونید بیشتر توضیح بدید در مورد موارد مطرح شده؟ و اینکه شما خودتون هم حضور داشتید یا صرفا خانم های همراهتون گفته ها رو به شما انتقال دادن؟
و یه نکته که شاید به کار شما بیشتر بخوره، چون خواستگاری خیلی سنتی نیست که هیچ شناخت قبلی از هم نداشته باشید، و همینطور که اینجا همه فکر می کردن شما تصمیم نهایی رو گرفتید، و حتی خودتون هم فکر می کردید که ممکنه دختر هم تصمیم نهایی رو گرفته باشه، در این شرایط یه حالتی پیش میاد که میگن با دست پس میزنه با پا پیش می کشه... یعنی ممکنه با خودشون فکر کرده باشن اگه خیلی راحت کنار بیان، شما الان با خودتون بگید نکنه یه مشکلی باشه! نکنه واقعا من خیلی بی عیب و ایرادم و از این خانواده سرم، نکنه... یا اینکه بعدها خدای نکرده بگید شما منتظر بودید من بیام در خونتون... یا اینکه شما دیدی که حتی دو سال هم صبر کردی و از من بهتر نصیبتون نشد... و با این مدل افکار خواسته باشن یه پیشگیری بکنن که متاسفانه زیاده روی کردن...









علاقه مندی ها (Bookmarks)