سلام به ستاره زیبا
ممنون از نظرتون و پیشنهادات خوبتون
ولی
من نگفتم خانمم رو نمیشناسم، اتفاقا این از شناختم هست که میگم که اون دوس داره خارج زندگی کنه، جایی که نه سایه پدر و خانواده بالا سرش باشه و قانون مدنی از زن بیتشر دفاع میکنه و مزید اطلاع عرض کرده بودم که خانمم سال 90 برای ادامه تحصیل رفت خارج. همین 3-4 سال زندگی مجردی در خارح کلی روحیات و اخلاقیات آدمی رو عوض میکنه و باعث میشه که شناخت قبلی من حالا شاید خیلی دیگه به درد نخوره.
معنی محبت کمی واسم سخت شده، شما بگید محبت یعنی چی و چطور انجامش بدم؛ من اینکارها رو بلدم و هر از گاهی انجام دادم و میدم شما لطفاً نوع دیگه ای ازش بگید؛
صبح قبل از اینکه برم سرکار چه خواب باشه چه بیدار میبوسمش و خداحافظی میکنم
حلقه ام همیشه دستمه، حتی گاهی وقتها توی خونه
از سرکار حتما حالش رو میپرسم
موقع برگشت به خونه زنگ میزنم و ازش میپرسم که چیزی میخواهد یا نه؟
گاهی بعد از کار میریم بیرون ، سینما ، پارک ، ...
فرصت بشه مسافرت داخل یا خارج میریم
با و بی مناسبت همیشه واسش گل میخرم
هیچ مناسبتی رو تا الان یادم نرفته
توی خونه گاه به گاهی کمک میکنم حتی توی آشپزخونه
هر وقت دلش بخواهد میتونه بره خونه پدر ومادرش
واسه بیرون کار کردن اختیار داره ، که البته تنبل تر از این حرفهاست
حتی موقع صحبت کردن جانب ادب و احترام رو همیشه رعایت میکنم و اتفاقاً خیلی هم ظاهراً با هم خوبیم ولی مشکل خواست قلبی اون واسه زندگی در جایی است که من نمیخواهم برم