خواهش میکنم.
من هم مثل شما وسواس داشتم و فکر میکردم بدبختم!!! میدونید من هم مثل شما چندین سال از عمرم رو تلف کردم و وقتی میگم باهوشید به خاطر اینه که من هم مثل شما گیر داده بودم به راه حل و بعدها فهمیدم خیلی ها حتی نمیدونن مشکلشون چیه!!! اما من زمین و زمانو برای تغییر به هم دوختم. با اینکه بسیار غمگین بودم اما ته قلبم امیدی داشتم و همش ناراحت بودم که چرا من این جوری شدم و یکی مثلا پولداره و زیبا و من این همه بدبختم که این طور نیستم اون سالها که مشکل من فقط وسواس بود دوست داشتم به همه ثابت کنم که چیزی از کسی کم ندارم و چرا همه ظاهر بینن !!! همه باید بفهمن که ظاهر مهم نیست و این باطن افراده که واقعا مهمه.
من واقعا با همه خوب و مهربون بودم. همه رو درک میکردم و همه رو دوست داشتم اما دیگران قلب مهربونی نداشتن و اونها مدام من رو مسخره میکردن (البته بعدها که درمان شدم فهمیدم این فقط فکر من بود ،هیچ کس حتی من رو مسخره هم نمیکرد من بودم که این طور برداشت میکردم!!!)
این که دیگران و جامعه بد هستن برام دردناک بود. نمیدونم چقدر شما دوست دارید که مردم خوب باشن و شما رو همین طور که هستید بپذیرن. چقدر آرزوتونه که با خانمی ازدواج کنید که شما رو همین طور که هستید بپذیره و عاشقتون باشه و چقدر فکر اینکه همچین فردی رو پیدا نخواهید کرد قلب شما رو میشکنه و نا امیدی میاد سراغتون.
با مطالعه فهمیدم بخشی از این تفکرات من ناشی از نوع ارزش های منه. من احترام برام یک ارزش بود اینکه دیگران به من احترام بذارن و من رو بپذیرن دلیلش هم این بود : چون من به اونا احترام میذارم اونها هم وظیفه شونه!!! پس وقتی دیگران این کار رو نمیکنن من رو داغون میکنن.
من متاسفانه تو اون برهه به روانشناس مراجعه نکردم و یک راه حل من در آوردی برای مشکلم پیدا کردم. سطح درکم کمی پایین بود اما الان بابت استدلالم از خودم خوشم میاد.
من به خودم گفتم تو احترام میذاری و دیگران رو همون طور که هستن می پذیری پس حالا که این مسئله تو رو ناراحت میکنه بیا و بزن زیر همه چیز!!!
شاید باورتون نشه ولی واقعا جواب داد. جوابش صد درصد درست نبود چون اون موقع اقداماتم سنجیده نبود اما قطعا شما با من فرق دارید و عاقل ترید.
حالا شما هم بیایید یک لیست از ارزش هاتون رو بنویسید و مشخص کنید از دیگران چه انتظاراتی دارید شاید تونستید یه راه حل ساده برای مشکلتون از بین سیستم فکری تون پیدا کنید.
چی رو دوست دارید و چه چیزی شما رو ناراحت میکنه.
فکر میکنم به اندازه ی کافی مطالعه کرده باشید. حالا وقت عمل به مطالعاتتون رسیده. بیایید و کمی خودتون و فکراتون رو به چالش بکشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)