منو از خودش میرونه. موقع خواب بغلشم. میگه برو اونور بخواب وگرنه من میرم.. بعد که من فاصله میگیرم. و سکوت میکنم. عصبی میشه چرا سکوت میکنی. ساکت میشی که من عصبی تر شم..
هر چی دوس داره بارم میکنه و من هیچی نمیگم. میرم اسمونو نگاه میکنم. میگه حالا هی سکوت کن.. برات هیچی مهم نیست. و ..
مسخره تر از همش اینه که اخر همه این حرفا باز رفتم کنارش، بغلم کرد و خوابیدیم. ولی صبحش باز هم من از دست اون ناراحتم هم اون از دست من.
من میتونم کسی رو که به زن دیگه ای محبت کرده دوس داشته باشم. تو هر سطحی که میخواد باشه. حتی محترمانه. چرا باید طوری رفتار کنه که کسی باهاش درد و در کنه. چرا باید بهش راهکار بده..
من نمیتونم تحمل کنم. بهم گفت تکرار نمیشه ولی من واقعا دلم پره. نمیتونم دوسش داشته باشم