به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

Threaded View

  1. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1394-7-06
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    3,017
    سطح
    33
    Points: 3,017, Level: 33
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 127 در 70 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad29 نمایش پست ها
    ه




    بله متاسفانه در این زمینه کمی زودرنج شدم در مورد استرس هم بله یکی از عوامل پنهان لاغری میتونه استرس باشه ولی ازمایش هورمون کورتیزول (استرس) دادم طبیعی بوده.

    در مورد افراد لاغر و قد کوتاهی که اعتماد به نفس بالا دارن(البته از دید من زیاد نیستن بلکه خیلی کم هستن) نمیدونم چطوری اعتماد به نفسشون بالا میبرن . شاید شرایط اطرافشون و

    وجود حامی و کسی اون ها رو قوی کرده . ولی متاسفانه من اطرافم نه شرایط مناسبه و نه حامی و خواهانی دارم و شرایط برای بالا بردن اعتماد به نفسم بسیار مشکل شده البته میدونم

    مهم ترین عامل تاثیر گذار خودم هستم



    متاسفانه برای بعضی ها زندگی جوری میشه که باید همه چیو تنهایی تحمل کنند، و هیچ حامی ندارند ، مشکلات زیاد دارند، و فشار روحی از هرطرف آدمو زودرنج و حساس تر میکنه
    تو این شرایط یا باید با غصه خوردن خودتو نابود کنی، یا اینقدر روی خودت کار کنی که حرف کسی روی ظاهرت اثر نذاره

    برای همدردی با شما بگم که میتونم درکتون کنم
    من چندین سال پیش تو یه برهه زمانی که استرس خیلی شدید داشتم، که البته توی آزمایش همه چیم نرمال بود، اما وزنم 50 کیلو شده بود، قدم هم نزدیک 180 هست، لاغری مفرط هم باعث میشه استخونهای صورت بزنه بیرون ، و من اون لوندی که صورت دخترا داره رو نداشته باشم !
    شما تصور بفرمایید که چقد بنده حرف و متلک و ... شنیدم ! عادی ترینشون اسکلت بود! یا مثلا به بابام میگفتن به دخترت غذا نمیدی بخوره!!

    خب من ازونجا که شرایط روحیم درست نمیشد، تنهای تنها بودم همیشه، کسی حامیم نبود، و البته کسی از مشکلاتم خبر نداشت ، برای اینکه حرف بقیه آزارم نده،راه یه گوش در و یه گوش دروازه رو در پیش گرفتم ، یعنی واقعا برای اینکه بتونی یکم آرامش بدست بیاری ، چاره دیگه ای نداری
    منطقیش همینه
    برای همین به شما توصیه میکنم که حرفارو بشنوید اما گوش نکنید

  2. کاربر روبرو از پست مفید delkhaste تشکرکرده است .

    mohammad29 (جمعه 02 مهر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.