به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 62

Threaded View

  1. #11
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    سلام



    حتماً جلسات مشاوره را ادامه دهید و مهمتر از آن عمل کردن به راهکارهای مشاوره هست و از آن هم مهمتر این است که انتظار نداشته باشید عادات یک شبه ترک بشه .... بنا براین اگر هرکدام بعضی رفتارهای قبلی را تکرار کردید نه از خودتون ناامید باشید نه از دیگری ... هرجا اشتباه کردید مهم اینه که بدانید اشتباه بوده و بخواهید که سعی کنید دیگه تکرار نشه نه اینکه ناامید بشید که درست نمیشه .... این خیلی مهم هست .

    نشاط و آرامش و شادابی را بیش از پیش برای خود لحاظ کنید و از کنار مسائل کوچک عبور کنید و کمال گرایی را کنترل کنید ....

    بخصوص توصیه ام به شما این است که کنترل گری و تجسس و دخالت در امور اقتصادی را بسیار بسیار کنترل کنید ... خانم خونه و ملکه باشید و طوری عمل کنید که همسرتون احساس پادشاهی کند که افتخارش بشود داشتن یک زن قوی و توانا اما به تمام معنا زنی متکی و اهل ناز و لطافت و محبت

    موفق باشی

    سلام

    عجله ممنوع

    بی صبری ممنوع

    دنبال خونه در اینترنت گشتن ممنوع

    تمرکز بر زمان ممنوع

    محدود کردن خوشبختی و نشاط و شادابی بصورت تنگ نظرانه برزمان مشخص و زیر یک سقف و همسرت وتغییر شرایط باب میل .... ممنوع

    مهارت های رفتاری را یاد بگیر ..... نشون بده همسرت را درک می کنی و در عین حال نیازهایت را ظریف و بدور از سرزنش و القاء مرد ناتوان به همسرت مطرح کن ... بگونه ای که نیازمندی را نشان دهد به گونه ای که القاء کند ضعیفه ای هستی که به همسرت تکیه داری و اورا قوی و توانا می دانی و می تواند زندگی را بچرخاند و کمی به فرصت احتیاج دارد و اکنون هم نسبت به قبل در موقعیت خوبی قرار گرفته و تلاش دارد می کند برای موقعیت بهتر .... اینها را باید القاء کنی

    عزیزم شما دوباره رفتی توی همان فاز بجای همسرت احساس مسئولیت و هندل کردن و نگرانی و ..... قبلاً گفتم اینها پیش میاد و نگران نشو و ازش عبور کن ... .مشاوره را ادامه بده و بخواه و کمک بگیر که راهکارهای آرامش در این موقعیت ها را نشانت دهد ..... لطفاً توقف فکر داشته باش و سعی کن در همین موقعیت بهانه های کوچکی که می تواند شادت کند را ببینی و بهره ببری

    در ضمن
    خواسته هایت را با تصویرهای فانتزی عشقولانه ای مطرح کن مثلاً بگو امروز رفته بودم توی خیالات و رویا بافی .... چقدر شیرین بود ....( بگذار کنجکاو بشه و بپرسه چه خیالاتی ) بعد از پرسشش بگو .... تو غافلگیرانه توی زمان و وقتی که انتظار نداشتم بهم زنگ زدی و گفتی خوب و تند و سریع آماده شو بیا بریم بیرون .... منم گفتم کجا بیام و گفتی دم در خونه ام و منتظرتم عشقم
    باورم نمی شد ... چقدر غافلگیر کننده و قشنگ و منم ذوق زده زود آماده شدم و اومدم دم در و دلم میخواست می شد بپرم توی بغلت از ذوقم و .... پرسیدم کجا می بری منو ( به الفاظم دقت کن نگفتم پرسیدم کجا میریم بلکه دارم میگم پرسیدم کجای می بری منو ) ... گفتی یه جای خوب .... پرسیدم خب کجا .... گفتی می بینی .... وای که چه حس خوبی داشت که همسرم اینجوری توی خماری نگهم داشته بود و منم از فضولی می ترکیدم و ذوق داشتم کجا میریم ..... منو بردی جلوی یه آپارتمان و کلید انداختی و درو باز کردی .... پرسیدم خونه کیه .... و فکر کردم کلید خونه دوستی یا فامیلی که خونه نیستن رو گرفتی و اومدی دنبالم که بریم خلوتکده .... جوابمو ندادی منم یه نگاه باز زبان بی زبانی گویای ای ناقلا بهت انداختم و همه تصورم همین بود .... توی یکی از طبقات جلوی یه واحد کلید انداختی و درو باز کردی گفتی بفرما خانمم .... و من از این با احترام بفرما گفتن و خانمم از ته دل گفتنت دلم غنج رفت و رفتم داخل و دیدم یه خونه خالی و ..... تصور کردم الآن جایی در حد زیر اندازی چیزی هست و خونه آشناییه که خریدن و میخوان بیان توش و ... تو کلید گرفتی که همون که فکر می کردم یعنی خلوت .... در سکوت بودم که خب حتماً همینایی که فکر کردم را بهم میگی و منتظر همینها بودم که پرسیدی خوبه ؟ خوشت میاد .... غافل گیر شدم و گفتم من خوشم بیاد ؟ مال کیه ؟ گفتی حالا خوب همه جا را ببین تا بگم مال کیه .... منم یه دید همه جا زدم و دیدم نه بابا همه جا خالی خالیه و زیر انداز و وسیله ای در کار نیست و فهمیدم نیومدیم اینجا بمونیم اما موضوع چیه .... که پرسید خب نگفتی خوشت اومده یا نه .... یه لحظه به ذهنم رسید که نکنه اینجا را اجاره کردی و چون باورم نمی شد و فکرشو نمی کردم هاج و واج نگاهت میکردم که گفتی چیه چرا هاج و واج مونی .... اینجا را اجاره کردم و دادم تمیزشم کردند و آماده برای وسیله چیدن ..... مونده بودم پس چرا منو برای انتخاب خبر نکرده و .. .... که گفتی می دونم الآن ممکنه ناراحت بشی که چرا به تو نگفتم و نیاوردمت ببینی و بعد اجاره نامه و .... راستش میخواستم سورپرایزت کنم ... می دونستم داری صبوری می کنی و دیگه از خونه حرف نمی زنی و پس فکرشم نمی کنی حالا حالاها خونه بگیرم .... میخواستم غافلگیر بشی .... من که باورم نمی شد مات و متحیر مونده بودم و راستش ازت خجالت هم می کشیدم .... از اینکه تو چقدر به فکر بودی و من .... و اومدم توی بغلت سرمو گذاشتم روی سینه ات و .... ( این نمونه ای بود که هرچند ذکر همین موارد خصوصی هم برای من در یک فضای عمومی سخت بود اما گفتم که یاد بگیری و فانتزی بسازی و نیازه هاتو با ابتکار و زنانه و عشقولانه و انگیزه بخش ... با این باور که او درک می کند و توجه دارد و ... بیان کنی و دنبال نتیجه هم نباشی

    موفق باشی





  2. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    گیسو کمند (دوشنبه 24 مهر 96), ملودی 94 (جمعه 21 مهر 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.