به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 80

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 12 مهر 98 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1394-1-17
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,231
    سطح
    56
    Points: 7,231, Level: 56
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 119
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    411

    تشکرشده 310 در 114 پست

    Rep Power
    44
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir A نمایش پست ها
    تشکر خانم تولد آرزو
    راستش من خودم اینجوری حس نکرده بودم که سین جیم میکنم. میگفتم سوال میکنم اونم باید جواب بده دیگه. ولی دیروز اینجوری بهم گفتین اینجا و یکم به مکالمه هامون عمیق تر فکر کردم شاید زیادی سوال جواب میکنم.
    نمیفهمیدم اصلا چرا گفت منو دعوا کردی وقتی یه اخم هم از من ندید. خیلی وقت ها به من میگه دعوا نکن در حالی که من تو دعوا نیستم باهاش. فکر میکنم غیر از لحن و زبان بدن و اینا حرف زدنم هم فحشم ندم خوشایندش نیست و برداشت های دیگه میکنه.
    سر چیزهای کوچیکم قاطی میکنم درست متوجه شدین. یکم گلوش درد گرفته بود براش دارو گرفته بودم هرکاریش میکردم نمیخورد میگفت نمیتونم قرص قورت بدم دردم میاد!! منم آخر بشقاب و لیوان و شربت سینه و هرچی دم دستم بود زدم تو دیوار شکستم و نزدیک بود خودشم بزنم. بعدا گفت مریض میشم هرچی گفتم میخوام فقط نازمو بکشی و عصبانی نشی! مسئله مهمی نبود و با یکم شیر و نشاسته حل شد ولی اون لحظه خیلی عصبانیم کرد. نمیدونم چرا گاهی سر چیزهای کوچیک یا حتی بیخودی هم جوش میارم
    احتمالا همینطوره که میگین یه جایی به نظرش خیلی گیر دادم دیگه تصمیم گرفته بهم نگه مسائلو. نمیدونم چطوری دوباره برش گردونم به حالت قبل. اعتمادش از بین رفته.


    ممنونم دنیا خانم از توصیه های خوبتون
    بله متاسفانه ما هر دو در این زمینه ها ضعیف هستیم. نه من بلدم خیلی مهربون و احساسی رفتار کنم نه اون بلده به من احترام بذاره و حرفمو گوش کنه.
    وقتی میگه تنها رفتم و منم میدونم که داره دروغ میگه چطوری ازش تشکر کنم؟ من خیلی جلوی خودمو گرفتم چون ماه پیش سر این مسئله اذیتش کردم دوباره شبیه اون اتفاق رخ نده. ولی دیگه وقتی دروغ میگه نمیتونم تشکر هم بکنم
    آقا منشانه رو خیلی خوب گفتین. اینجوری با خودم تکرار کنم شانش بیشتریه تا اینکه این مدت هی به خودم تو موقعیت ها میگفتم لطیف رفتار کن و بعد خودم حالم بهم میخورد از اینکه بخوام لطیف ظریف باشم. موفق هم نبودم اصلا هرچی خواستم لطیف بشم.
    بابت معرفی دمنوش ها هم ممنون تهیه میکنم حتما.
    از این جمله های خوب بازم داشتین لطفا بگین. مثلا تو شرایط عادی بخوام اینجوری حرف بزنم که خوشش بیاد و خودش از اول شروع کنه تعریف کنه چی کار کرده چطوری شروع کنم؟ بخوام بپرسم امروز چی کار کردی.


    تشکر خانم دلجو من نکته هارو به صورت فلش کارت مینویسم و اونایی که میخوام تو برخوردم باهاش رعایت یا امتحان کنم رو میزنم به آفتابگیر ماشین که فراموشم نشه.


    تشکر آقا رضا
    من که از اول خودمم گفتم میخوام از این جهات آرامش داشته باشم. بحث صمیمیت رو از این جهت میگم که اگر فاصله بین ما کم بشه اون خودش میاد مسائلو تعریف میکنه هم دعوا و به تبع اون فاصله بیشتری ایجاد نمیشه هم من آرامش دارم. برای آرامش خودشم خوبه. چقدر باید فسفر بسوزونه تا اون دروغای خنده دارو به من بگه در حالی که از اول میتونه بیاد همه چیزو راحت و صادقانه بگه.
    منظورم از اینکه گفتم زدمش تو دیوار کتک زدن نبود! من هلش دادم رفت خورد تو دیوار. قصد زدن و حالت کتک زدن هم نداشت. این مدت چون خیلی اعصابم از هر طرف تحت فشار بود و خیلیم میخواستم کنترل کنم با وجود عصبانیت شدید نزنمش زیاد پیش اومد هلش میدادم از جلوی دستم بره می افتاد یا میخورد جایی. ولی انقدر سخت و عذاب آور بود و نمیتونستم کنترل کنم که کارهای خطرناک دیگه هم میزد به سرم الان دو هفته ست اوضاع بهتر شده یه سری مشکلات اطرافم حل شده دیگه این اتفاقای فیزیکی نمی افته خود کمتر دیدن خانواده شم کمک کننده بود به اعصابم. یه مسئله ای هم که بود این مدت خونه خیلی تنها بودیم برادرم نبود دیگه و هم اون خیلی جیغ و داد و گریه زاری راه انداخت هم من خیلی میخواستم عصبانیتمو فیزیکی خالی کنم. وقتی یکی دیگه تو خونه هست جفتمون بیشتر مراعات میکنیم مشکل جدی تر وقتیه که تنها میشیم تو ماشین تو خونه حتی نصفه شب تو پارک تنها باشیم هرجایی که فقط خودمون دوتا باشیم. برای همینم میترسم از زندگی مشترک باهاش و عجله داشتم تا قبل عروسی هرجوری شده اوضاعو درست کنم.
    دلم میخواست میتونستم صد و هشتاد درجه اعصابمو تغییر بدم. ولی حرف شما به نظرم درسته. هر دفعه این مدت خواستم خیلی همه چیزمو تغییر بدم مثل فنری که به زور جمعش کردن با کوچکترین مسئله با رفتار تهاجمی تری به شکل اولم برگشتم و همه چیزو سخت ترم کردم.
    اتفاقا ما این مسئله موسیقی رو هم رعایت میکنیم. من کنار خانمم رپ گوش نمیدم اون پیش من سنتی گوش نمیده. مراعات خیلی از تفاوت هامونو میکنیم و بازم اینجوریه.
    در مورد خطوط قرمز هم من جدی هستم ولی وقتی رعایت نمیکنه نمیتونم دارش بزنم که. پرونده اون خانم آرایشگر رو مثلا گوش نکرد خودم آخر بستم.
    غیر از کتک و فحش و داد هم تنبیه های دیگه هم انجام میدم. مثلا متوجه شدم که خانمها از بی توجهی خیلی اذیت میشن و خانم من حتی شاید چندبرابر. ولی هنوز نتونستم بی توجهی رو موقع عصبانیت جایگزین داد و فحش و اینا بکنم.
    فروخوردن خشم هم برخلاف اون چیزی که معمولا مردم فکر میکنن خیلی کار مضری هست منم تازه این مطلب رو از ویس های دکتر هلاکویی متوجه شدم. حتی باعث مرگ میتونه بشه. بهترین راهش همون تخلیه از راه های دیگه ست. قبلا کیک بوکس کار میکردم بعد عروسی تو فکرش هستم دوباره برم.
    مورد ششمی هم که گفتین که فراوون از این کارا میکنم. هم با کادو زیاد سورپرایزش میکنم هم گل و گلدون خودم براش میخرم هم میبرمش گلفروشی و گلخونه هم خرید زیاد میریم و میذارم هرچی میخواد بگیره. آشپزی هم با هم میکنیم. بازی هم با هم میکنیم ورق و تخته نرد زیاد بازی میکنیم. اگه واقعا همینا کافی بوده و باید صمیمیت ایجاد میکرده که من اینارو انجام دادم همیشه پس چرا با من احساس صمیمیت نمیکنه و پنهون کاری میکنه
    خب موقعیت ها متفاوته.مثلا دیروز میگید که چندروز پیش رفته خونه و باقی مسائل... باید اول به نکته خوب مسئله توجه کنین.مثلا خب رفته خونه...در وهله اول داغ میکنین من انقدر بهش میگم بازم بلند شده اومده اینجا. خب رفته خونه چیکار کرده گلدون برده.خب والا با این وصفی که شما از خودتون دارین منم بودم از ترس دعوا نمی گفتم ولی نمیبردمم گلدون تو خونه.حالا برده شده این گلدونا. نکته مثبت و پیدا کنین و از همون شروع کنین.... خب حالا مرسی که گلدونای قشنگی بردی... هم میفهمه راه گریزی نداره و شما به خودش ربط دادین قضیه رو.هم یهو ته دلش خالی نمیشه که الان امیر شروع میکنه دوباره.هم میبینه قضیه سوالی نیست که تو بردی؟ کارتو بوده؟ و .... بعدش که بگین مثلا کاش به منم میگفتی کمکت میکردم.گلدونا سنگین نبودن برات؟
    میفهمه الان دارین فقط به خودش و کار مثلا مثبتی که کرده فکر میکنین.شاید طول بکشه این مسیر ولی واقعا جواب میده.با هر کسی از درخودش باید وارد شد. راستی اگر بگه تنها رفته یعنی دروغ یا راست؟ اگر بگه تنها بوده که به نظر من راسته نه دروغ... خب اگر راست بگه برای چی دیگه ناراحت بشین؟مگر نمیخواستین راست بگه؟خب وقتی گفته فقط به راست بودن حرفش فکر کنین نه اینکه تنها رفته... تا یک مسئله حل نشه نمیشه بقیه مسایلو حل کنین.
    شما سر مسائل کوچیک واقعا عصبانیت شدیدی دارین.مثلا برای دارو خب اون موقع نمیتونسته بخوره حالا یکم پیازداغشو زیاد کرده شما نازشو بکشین به سلامتی زدین هرچی کاسه کوزه بوده شکستین. خب همونجا براش میداشتین رو میز میگفتی اگر چیزی لازم داشتی بهم بگو.انقدر نپیچین تو دست و پاش که آخر خودتون از اینکه به حرفتون گوش نمیده شاکی بشین.قرار نیست هر چی شما میخواین همون بشه...
    در ضمن اگر خانواده اش در زندگی آیندتون دخالت نکنن و به حال خودتون بذارنتون.با گذشت زمان و صبوری هر دو طرف مسئله حل میشه به مرور.چون اونجا میبینین که فقط هم رو دارین و اونجا برای شادی و رضایت طرف مقابل خیلی کارا میکنین... فقط صبور باشید لطفا.زیادم احساسی نبودین خیلی مهم نیست.یک زن تو زندگیش امنیت میخواد و آرامش.اینا رو بهش بدین به نظرم خیلی نرمتر از الان میشه...

  2. کاربر روبرو از پست مفید donya. تشکرکرده است .

    Amir A (جمعه 25 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. لطفا راهنماییم کنید
    توسط bita2 در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 31 مرداد 92, 12:17
  2. راهنماییم کنید لطفاً
    توسط roze siah در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 مرداد 92, 10:02
  3. می خوام ارشد حتما حتما قبول شم البته با این شرایط.... لطفا راهنماییم کنید
    توسط sami92 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 تیر 92, 12:07
  4. راهنماییم کنید همسرم را برگردونم
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 73
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 خرداد 92, 00:46
  5. آیا درانتخابم اشتباه کردم یانه؟(لطفا راهنماییم کنین)
    توسط هیلان در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 فروردین 90, 14:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.