دوستان گلم میدونم قبول کردت همچین شرایطی برای هرکس راحت نیست.من کاملا به شوهرم اعتماد و اطمینان دارم میدونم فراتر از این پیش نمیره. اون فقط از من درخواست کرد و من مطمئنم که اگه میگفتم نه هرگز حتا به دورازچشم من این کارونمیکرد.چون خیلی زیاد بهش ایمان دارم.اون نگفت میخوام صیغه کنم یا این حرفا فقط میخواست ساده و معمولی باشه اما چون دو طرف نمیخواستیم گناه وارد زندگیمون بشه من پیشنهاد صیغه دام.اینم بگم این خانوم فقط در حد یه دوست مشترک برای من و شوهرم هست و هنوز صیغه هم خونده نشده.اینم بگم هرگز فرهنگ و آداب و رسوم ما اینو قبول نمیکنین و چه بسا اگه کسی بفهمه خیلی بد شه اما من این خانوم رو خیلی دوست دارم واقعا پاکه و جز حرف زدن چیزی از شوهرم نمیخواد و همیشه شوهرمو ترغیب میکنه با من بهترین باشه و هوامو داشته باشه.خوب چه اشکالی داره من و شوهرم که این همه عاشق همدیگه هستیم و بدون هم میمیرم به خواسته هم توجه کنیم و به هم احترام بزاریم.حتا الان شوهرم میگه هروقت من بگم تمومش میکنه اما من دلبستگی خاصی به این خانوم دارم و به عنوان یه خواهر بزرگتر باهاش راحتم.ما که گناه نمیکنیم و شوهرمم همه جوره حواسش جمه.شوهر من آدم شهوتی و هوس بازی نیست که بگم بعد این ممکنه با شخص دیگه ای باشه و از این حرفا.بهش ایمان دارم،اون خانومم تا حالا فقط و فقط در حد خرف بوده و اگه کار به جاهای دیگه هم برسه هرگز پای بچه به میون نمیاد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)