http://www.hamdardi.net/thread-27639.html
ممنون. این لینک قبلی مشاوره من هست جهت اطلاع شما.
همسر من بعد از ایام عید که کلا زهرمارم کرد برگشت و تا چند روز خیلی دست به عصا و محتاط رفتار میکرد. جوری که بخواد وانمود کنه تمام اون قهر و ناراحتیا بابت توهمات و ذهن مریض من اتفاق افتاده و اون یه آدم پاک و سالم و بی تقصیره. چند روز رفتارش خوب بود که من دوباره متوجه تماسهای مشکوک اون دخترخانوم با گوشی همسرم شدم. وقت و بی وقت این دختر با گوشی همسرم تماس میگرفت. یه بار که اعتراض کردم دعوای مفصلی شد و همسرم خیلی ریلکس بهم گفت که من این دخترو دوست دارم و خیلی قبل تر از تو باهاش دوست بودم ولی چون دختر دردسر درست کنی بود باهاش ازدواج نکردم و الانم پشیمونم!
متوجه شدم در حالی که تمام حقوق من توی این خونه خرج میشه همسرم برای اون خانوم پول واریز میکنه و هزینه کلاسهاشو میده. بهم گفت جوری که اونو دوست داره هیچ کسو دوست نداشته و الانم اگه من تو زندگیش نبودم حتما باهاش ازدواج میکرد. این دخترو همسرم حتی وقتی مسافرت بودم آورده توی خونه من و روی تختخواب من باهاش همه کار کرده. و از عید به اینور اینقدر این دختر شده جان شیرینش که بهم گفت یا تو از این خونه برو یا من میرم. تمام حق و حقوقتم میدم فقط واسه این که دیگه تو زندگیم نباشی. شده برم توی پارک بخوابم هرچی دارم و ندارم میدم به تو. منم چون همسرم توی تهران فامیل درجه یک نداره مجبور شدم خونه رو ترک کنم و الانم فقط میخوام جدا شم. چون اینقدر تحقیر شدم که دیگه تحمل این زندگی رو ندارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)