سلام عزیزم.
تو خیلی روی اینها و نگاهشون و رفتارشون تمرکز کردی. با دیتیل زیاد توصیف می کنی، این معنیش اینه که اونها هم گاهی متوجه می شن که تو داری نگاهشون می کنی.
اینقدر ذهنت رو درگیرشون نکن. اگه خودت حواست جمع کارها باشه، اونها هم تمرکز روی کار رو از رفتار تو متوجه می شن.
اینکه اونها ممکنه به چه چیزهایی فکر کنن، اصلا چیزی نیست که تو بخوای روش تمرکز کنی. هر کسی ممکنه به هر چیزی فکر کنه. اما مهم اینه که اونها درک کنن تو فقط حواست به کاره، که به نظر نمی رسه تو روی کار متمرکز باشی. چون داری چیزایی رو تعریف می کنی که نشون می ده حواست خیلی جاها هست.
حتما بهتره که سنت رو بدونن. اما نه اینکه مستقیما بهشون اطلاع بدی. یه وقتی میشه غیر مستقیم چیزی گفت که سن ازش برداشت بشه. مثلا قیمت کتاب وقتی شما دبیرستانی بودید، یا فاصله افتادن بین دبیرستان و دانشگاه. البته باید کاملا با بی تفاوتی باشه. نه اینکه این تصور رو ایجاد کنه که دارید از خودتون باهاشون حرف می زنید.
تو تاپیک قبلیت گفتی دیگران متوجه سنت نمی شن. این فقط بخاطر ویژگی های فیزیکی تو نیست، احتمالا رفتار و برخوردت هم متناسب با 23 ساله هاست. رفتارت باید طوری باشه که یه پسر 23 ساله کاملا حس کنه که داره با فردی مسن تر، و جا افتاده تر از خودش صحبت می کنه. و درک کنه که خودش برای تو اهمیتی نداره و توجهت رو جلب نکرده، بلکه همه توجه تو به کاره. رفتارت باید خیلی جدی باشه باهاشون. اما نه از اون جدی های دخترای 23 ساله، اونها یه جور راحت نبودن رو القا می کنن که پسر ها اینطور برداشت می کنن که حتما براش مهم هستم که باهام اینجوره. به نظرم تو راحت نیستی.
این دو تا پسر و کجا ایستادنشون و کی نگاه کردنشون و ... برات مهم شده، قاعدتا نباید مهم باشه. باید بی تفاوت باشه برات...
چرا وقتی دیدی نگاهت می کنه، لبخند رو لبت خشک شد؟ مگه چی شده بود؟
نوشتی که با پسر ها در ارتباط نبودی و این اولیشه. همین مسئله مهمیه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)