به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 51
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    گل یخ عزیز ، این حالت آرومی جاری ایشون گذراست و به قول خودتون آتش زیر خاکستره چون مشکل ریشه ای حل نشده.
    فعلاً سعی کنید سر مسائل کوچک و چیزهایی که می دونید باعث از کوره در رفتن ایشون میشه باهاشون بحث نکنید. یه جورایی بحران رو میدونید و عوامل پدید آورنده اش رو. پس سعی کنید اون عوامل تکرار نشن.
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  2. کاربر روبرو از پست مفید rozaneh تشکرکرده است .

    *گل یخ* (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  3. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    گل یخ عزیز ، این حالت آرومی جاری ایشون گذراست
    من چقدر خوشحال بودم که مشکل حل شده ....

  4. #43
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط *گل یخ* نمایش پست ها
    من چقدر خوشحال بودم که مشکل حل شده ....
    شما واقعا باور کردی که مشکلتون حل شده؟
    این همه دوستان گفتن مشکل شوهر شما ریشه ای و شخصیتی است، شما می گی حل شد؟

    دقیقا بخاطر همون بیماریشون الان هم با کمک مالی و توجه کمی ساکت شده و فردا دوباره از یه جای دیگه سر باز می کنه.
    اگر واقعا کار خواهرزاده شما اینقد زشت بود که باید خونه پدری شما بخاطرش به آتیش کشیده می شد که هنوزم حل نشده.
    کمک مالی پدرت، زشتی کار خواهرزاده را رفع کرد؟

  5. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    *گل یخ* (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), asemani (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  6. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام عزیزم. دوستان خیلی نظرات مختلفی دادن. خیلی سخته تو شرایطی که آرامش نداری ( آرامشی که مزمن باشه نه دو سه روزه) بخوای نظرات دوستان رو تحلیل هم بکنی و تصمیم هم بگیری. من نمیخوام نظر بدم یا بگم چه راهی درسته چون قطعا مسائلی که بین شما و همسرتون هست کاملا و صد در صد چیزایی نیست که شما نوشتی. سوتفاهم نشه عزیزم. منظورم اینه که شما با احساس خودت نوشتی نه احساس همسرت. پس نظر دادن راجع به شرایط شما کار آسونی نیست. اما چون خودم هم روزهای بدون آرامش رو سپری کردم میتونم درکت کنم. اینکه فکر میکنی همه چیز خوبه و زندگی شیرینه بعد یهو همه چی رو سرت خراب میشه و فکر میکنی بیچاره تر از خودت تو عالم نیست.
    خواهشم اینه که آرامش خودت رو حفظ کنی. تو اولین کسی نیستی که با همسرش به مشکل برخورده. و مهمتر از اون مشکل شما هر چقدر هم حاد باشه حتما یه راه حلی داره. یه راه حل در جهت اینکه روابط شما با هم صمیمانه و دلخواه بشه. اما واسه اینکه راه حل رو پیدا کنی باید باید باید آروم باشی. آرامش داشته باشی و امیدوار باشی. میدونم تو این شرایط خیلی سخته اما تو شرایطی که خودت بیقرار باشی راه حل مناسبی پیدا نمیکنی عزیزم.

    من باز هم تکرار میکنم حتما یک راه حل برای اینکه رابطه شما به ثبات و صمیمیت برسه هست.
    ویرایش توسط گل آرا : سه شنبه 10 اردیبهشت 92 در ساعت 22:16

  7. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    *گل یخ* (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92)

  8. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    سلام

    راه حل ساده این قضیه اینه که
    1-با همسرت همدلی کنی
    2- اون منظوری رو که همسرت در پشت این اعتراض داره بگیری نه ظاهر و هیایوی حرف رو (منظور اصلی اینه که همسرت دوست داره مرکز توجه شما باشه و همدلی شما رو می خواهد)
    3- از عوامل تشدیدی به شدت حذر کنی مثل دفاع کردن از دیگران در برابر همسرت در زمانی که همسرت داره به اعتراض می پردازه
    4- شرایط و موقعیت بد رو به موقعیت خوب تبدیل کنی

    توی این سایت هم تاپیکها و مقالات زیادی در مورد همدلی و 3 مورد بعد از اون هم هست که یکیش:

    اچگونه منفعل نباشیم هست.

    و دومیش اگر درست یادم باشه روشهای همدلی یا چیزی شبیه این که شروع کننده اش خانم گلنوش بود.

    اگر همسر من هم بود با این روشهای تشدیدی شما و خانوادتون به احتمال زیاد خیلی بیشتر من رو تحت فشار قرار میداد.

    هر کدوم از موارد بالا رو متوجه نشدی بگو تا توضیح بیشتری بدیم.

    موفق باشی.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  9. کاربر روبرو از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده است .

    *گل یخ* (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92)

  10. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
    سلام

    راه حل ساده این قضیه اینه که
    1-با همسرت همدلی کنی
    2- اون منظوری رو که همسرت در پشت این اعتراض داره بگیری نه ظاهر و هیایوی حرف رو (منظور اصلی اینه که همسرت دوست داره مرکز توجه شما باشه و همدلی شما رو می خواهد)
    3- از عوامل تشدیدی به شدت حذر کنی مثل دفاع کردن از دیگران در برابر همسرت در زمانی که همسرت داره به اعتراض می پردازه
    4- شرایط و موقعیت بد رو به موقعیت خوب تبدیل کنی
    .
    من وقتی همدلی میکنم و از دیگران دفاع نمیکنم ... همسرم سو استفاده میکنه میگه پس حالا که فهمیدی حس و حال من چیه ،جلوی روی من زنگ بزن به مادرت و باهاش دعوا کن ...

    - - - Updated - - -

    دیشب خواب دیدم همسرم آدم میکشه و جسدشون رو آتیش میزنه خیلی بد بود وقتی بیدار شدم خدارو شکر کردم که خواب بوده
    صبح برای همسرم تعریف کردم میخندید و میگفت من قاتل درجه یک هستم .... از اینکه احساس خوبی داشت هم حالم بد شد
    فکر میکنم رو رفتارش حساس شدم ... یه حس خاصی نسبت بهش دارم

  11. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    دیدی گفتم باید اول رو آرامش خودت کار کنی؟ اگه آروم بودی و ذهن مشوشی نداشتی این خواب ها رو نمیدیدی عزیزم. من هم همینجوری بودم اما این خوابها نه محتوا دارن نه پیامی که تو باید بگیریش نه تعبیری.... فقط نشون دهنده اینه که ذهن و روحت به هم ریخته. راهکارهایی که خانم دلجو نام برد خیلی کارامده...پس آروم باش. بعد انجامشون بده. به هر شیوه ای بلدی آروم باش. اگه با دعا کردن آروم میشی...اگه با یه سفر کوتاه به یه جای خلوت...من وقتی خیلیییییی به هم میریختم حس میکردم کار بدی کردم که خدا کمکم نمیکنه تا آروم شم. اونوقت از خونه بیرون میرفتم و اینقدر میگشتم تا کسی رو پیدا کنم که احتیاج به کمک داشته باشه مالی یا غیر مالی... کمکش میکردم. بعد حس میکردم خدا من رو بخشیده و حالا کمکم میکنه...جالبه که بعدش آروم میگرفتم. به هر طریقی که بلدی سعی کن روح خسته و آزرده ات رو آروم کنی حتی با مشاوره حضوری. مطمئن باش همین که همسرت آرامش رو در تو ببینه بدون اینکه اقدامی هم بکنی تا حدی رفتارش عوض میشه. زن و شوهر روی رفتار هم حالات روحی هم خیلی تأثیر دارن.

    - - - Updated - - -

    در مورد اینکه نوشتی وقتی همدلی میکنی همسرت سواستفاده میکنه و مجبورت میکنه به طرف زنگ بزنی و دعوا کنی....میدونی چرا این کارو میکنه؟
    این کارو میکنه چون به تو، به احساس تو نسبت به خودش، به احساس تو نسبت به خونواده ات، "اعتماد نداره". یعنی باور نمیکنه واقعا داری بهش حق میدی. با خودت روراست باش. وقتی باهاش همدلی میکنی آیا واقعا حرفهایی که به زبون میاری و احساس همدلیت 100% خالصانه است؟ واقعا با تمام قلبت حق رو به همسرت میدی یا اینکه ته دلت همسرت رو مقصر میدونی و کارش رو اشتباه میدونی و فقط همدلی میکنی که ماجرا تموم بشه و مثلا دیگه حرفش پیش نیاد!!
    اگه از صمیم قلب همدلی میکنی و باز هم همسرت نمیپذیره و باورت نداره و اعتماد نداره و مجبورت میکنه با طرف درگیر بشی ... باز هم نگران نباش اگه چند بار دیگه همدلی خالصانه ات رو ببینه و احساس واقعیت رو درک کنه دیگه این موضوع حل میشه.
    اما اگه موقع همدلی دلت با زبونت هماهمنگ نیست حتی یه ذره!!! من به همسرت حق میدم که بخواد مجبورت کنه عملا همدلیت رو ثابت کنی و به طرف زنگ بزنی. چون تو اون لحظه حس میکنه مثل یه بچه باهاش رفتار کردی و فقط یه پفک دادی دستش که دیگه داد نزنه!
    عزیزم به حرفم اعتماد کن چون تجربه عینیش رو داشتم. همسرم با وجود اینکه به زبون میاوردم که سر یه جریانی خواهرم مقصره اما مجبورم کرد به خواهرم زنگ بزنم و دعوا کنم و ....اون موقع ته دلم حق رو به خواهرم میدادم و همسرم اینو میفهمید. اما حالا که 5-6 ماه گذشته و برای خودم اثبات شده که خواهرم مقصر بوده ! همسرم اینو فهمیده و خودش بهم پیشنهاد میده برم خونه خواهرم و ...
    اتفاقا باید خوشحال هم باشی. چون یک شوهر بی تفاوت و بی احساس نداری. برعکس اینقدر به محبت تو نیاز داره و به احساس تو نسبت به خودش حساسه که واسه اینکه به خودش ثابت کنه تو دوستش دارش و بهش محبت میکنی دست به این کارا و تهدیدها میزنه!
    مردها مثل ماها نیستن. وقتی به لحاظ عاطفی و عشقی مشکل دار میشن و خودشون رو در خطر کم توجهی کسی که دوستش دارن میبینن درست مثل بچه ها رفتار میکنن...داد میزنن...تهدید میکنن....سعی میکنن با هیاهو و زور حقی رو که حس میکنن پایمال شده بگیرن. ولی این عکس العملشون باعث میشه طرف مقابل برنجه و دچار دلزدگی بشه و منظور اصلیشون رو که پشت اون جیغ و داد پنهونه نگیره.
    واسه همینه که میگم آروم باش. خیلی سخته میدونم. چون انتظار داری همسرت آرومت کنه! ولی یادت نره مردها تو هرچی قوی تر باشن تو درگیری های عاطفی و احساسی زن ها قوی تر و با درایت تر هستن. درست برعکس اون چیزی که ظاهر بی تفاوت یک مرد و ظاهر غمگین یک زن نشون میده.
    موق باشی عزیزم.

  12. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    *گل یخ* (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92)

  13. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    گل ارای عزیز خیلی نوشته هات به دلم نشست دقیقا به هدف زدی ...
    راست میگی دلم با زیونم یکی نیست ولی چطور اینکارو بکنم ؟ من خواهر زادم رو مقصر میدونم بهش هم تذکر دادم ولی ....
    میشه ازت خواهش کنم چون تجربه مشابه داری بیشتر و جزئی تر برام بنویسی ؟؟؟؟؟

  14. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام خوشحالم از اینکه تکلیفت با خودت مشخصه! به جدایی و تموم کردن و خراب کردن فکر نمیکنی و دلت میخواد درست بشه. من اوایل که مشکل داشتم دلم میخواست درست بشه اما به شیوه خودم!!! یعنی بلند به خودم و شوهرم و اطرافیانم بگم شوهرم مقصره! شوهرم هم بشنوه و بپذیره مقصر بوده بعد از من و همه کسایی که نارحتشون کرده عذرخواهی کنه و کاراش رو جبران کنه بعد هم عاشق تر از قبل و با کلی انرژی ادامه بدیم!
    بارها و بارها این راه رو رفتم و نتیجه اش شد دو تا تاپیک قبلیم. از یه مهندس موفق و با شخصیت و عاشق پیشه یه موجود ترسناک ساختم. گرچه بیشتر وقتها قدم اشتباه رو شوهرم برمیداشت و حق با من بود اما من شیوه مبارزه ام برای تغییرش 100% غلط بود. مطمئنم تو به اندازه من اشتباه نکردی و هنوز خیلی دیر نشده. اما اگه همچنان در مقابلش بایستی نه در کنارش به جایی که من رسیدم میرسی و جبران مافات خیلی سخت میشه.

    - - - Updated - - -

    من نمیخوام بگم اون مرده ... غرور داره...بسوز و بساز...تو کوتاه بیا...من میخوام بگم اگر میخوای زندگی مشترکت رو ادامه بدی باید بسازیش اگر نه دودش میره تو چشم خودت اونم نه به شیوه ای که شرایطی فراهم بشه که حق با تو بوده و تو برنده ای... شرایطی رو ایجاد کن که شوهرت حس کنه تو میدون جنگ نیست! و تو و خونوادت حریف مبارزه نیستین چون هیچی اندازه شکست تو مبارزه یک مرد رو داغون نمیکنه. باید حس کنه باید حس کنه تو هررررر شرایطی حمایت تو رو داره. نه به این منظور که تو با خشم و عصبانیت و به این نیت که ساکتش کنی با این و اون در میفتی...شوهرت دوستت داره ولی بیشتر از اون به زندگی مشترکش با تو وابسته است. اوایل ازدواج به هر دلیلی...بحران ازدواج یا عدم شناخت یا هرچی یه شیطونی هایی کرده اما من کمتر مردی رو میشناسم که بعد از خطا و دیدن خشم همسرش خود به خود متحول بشه و ... سکوت و غم تو میتونه تأثیرگذار باشه اما خشم و بیقراریت هرگز. اکثر مردها وقتی یه خطایی میکنن و همسرشون مثل من و شما عکس العمل نشون میده بدترش میکنن که به خودشون ثابت کنن کاری نکردن و همه چی طبیعیه! یعنی به خاطر غرورشون تا جایی که توان دارن ظاهرشون رو حفظ میکنن اما از درون بیشتر از شما داغون میشه و خودشو سرزنش میکنه.

    - - - Updated - - -

    اول از همه باید بپذیری تو از اون قوی تری و این تویی که باید جو خونه و زندگیت رو آروم کنی. اگه 100 سال هم بگذره همینه که هست. ولی نگران نباش ابدی نیست به محض اینکه آرامش برقرار شد و شوهرت به عشقت اعتماد کرد دیگه اون کنترل اوضاع رو دست میگیره...چند سال به سختی و تنهایی تلاش میکنی و حتی شاید مجبور باشی از خیلی از خواسته های به جات بگذری اما به بعدش میرزه. این یه معامله است تو نه کوچیک میشی نه حقیر نه ...حتی اگه ظاهر قضیه این باشه و 4 نفر هم بگن فلانی انگار اسیر شوهرشه! مهم خودتی که میدونی داری برای چه هدفی تلاش میکنی. بعد از پذیرش اینکه اول ازدواج سنگینی بار عاطفی رو دوش توئه باید باید باید آرامش خودتو حفظ کنی. به هییچی اجازه نده به همت بریزه نه افکار منفی نه حرف های منفی نه اعمال منفی... آرامش مسریه...به شوهرت سرایت میکنه. بهش نشون بده کارهای غلط اون غمگینت میکنه چون تو "دوستش داری" و "نگرانشی" نه اینکه نشون بدی کارهای منفی اون تو رو به هم میریزه ... آبروی تو رو میبره... اعصابت رو خورد میکنه... از زندگی سیرت میکنه...اما همه اینا مستلزم اینه که از صمیم قلب دوستش داشته باشی و خطاهاش رو بخشیده باشی... تا وقتی این اتفاق در درون تو نیفته تلاشت بی فایده است. واسه همینه که میگم اول رو خودت کار کن. میدونم الان سخته که اونجوری دوستش داشته باشی....من خودم 4 ماه ندیدمش و کلی مشاوره رفتم و فکر کردم تا به اینجا رسیدم. اما شرایط شما اندازه ما حاد نیست که بذاری بری.
    آروم باش و سعی کن دوستش داشته باشی...از محبت کردن شروع کن... کلامی، فیزیکی...بهش نزدیک باش به خودش احساسش افکارش... اگه یه نکته مثبت تو رفتارش دیدی بزرگش کن. تو این شرایطی که حسابی کارای بدبد کرده هیچی به اندازه دیدن رضایت تو و دلخوشی تو براش شیرین نیست و موتورش رو روشن نمیکنه. اولین قدم و سخت ترین قدم و بزرگترین قدم واسه حل مشکلتون همینه. اینکه آروم باشی...محبت کنی...هواشو داشته باشی...تأییدش کنی...و هرگز کارهای بدش رو به روش نیاری...یادت نره از ته دل! باور کن که همسرت دوستت داره...دوستش داری...و به هم نیاز دارین. رو این موضوع خیلی کار کن اگه شده چندین ماه... بعد ها به این نتیجه میرسی که اولین قدم نبوده .. همین یک قدم بوده! همه چی بعدش خود به خود درست میشه.

  15. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    *گل یخ* (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)

  16. #50
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از محبت و حوصله ای که به خرج دادی ...
    از همین الان شروع میکنم ...

  17. کاربر روبرو از پست مفید *گل یخ* تشکرکرده است .

    گل آرا (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.