به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 67 , از مجموع 67
  1. #61
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    سلام.



    ببین سارا جان من فقط میخواستم این پست مدیر همدردی رو برات بذارم.درمورد یه دختریه که میخواست زن دوم یه اقایی بشه و حرف بقیه رو گوش نمیداد.البته مشکل تو و اون دختر فرق داره ولی با دید کلی بخونش.طولانیه اما بخووون
    فکر کنم جواب خیلی از اعضا هم هست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    با سلام و احترام
    بنده پستهای شما را مطالعه کردم به نظر می رسد از نظر آگاهی مشکلی ندارید و همینطور که در این نقل قول آوردم شما حتی جمبعندی خوبی دارید ؛ که راهکار درست چیست؟ و حتی می دانید که همه این سایتها و مشاوران و افراد بیرون گود چه به شما می گویند؟

    من در واقع این پست را در جواب شما نمی گویم. چرا که به کم نتیجه بودن آن آگاهم. اما چون اینجا فضای عمومی هست و طرح سئوالی شده است و ممکن است بعضی دیگران هم مبتلا باشند یا بشوند(که احتمالا به اندازه شما آگاهی نداشته باشند)، لازم دیدم به چند نکته اشاره کنم.

    یکم:
    اگر شما نپذیرید که راه حل مشکل شما قطع ارتباط هست. باید آگاهی ها و مطالعات خود را بازنگری کنید. در این مورد در تالار همدردی و سایر منابع اینترنتی مطلب زیاد خواهید دید.
    اما اگر با وجود مرور آگاهی هایتان همچنان احساس کردید قطع ارتباط ، با حس های درونی و عشقتان سازگار نیست. و قصد دارید باز هم با این آقا ارتباط داشتبه باشید، باید بند دوم را مطالعه کنید.

    و اگر مطمئن بودید باید این رابطه را قطع کنید، ( چنانکه در نقل قول بالا اشاره کرده اید و صرفا دنبال راهکار قطع ارتباط هستید) به بند سوم مراجع کنید.

    دوم:
    همه اعضاء سایت و بازدیدکنندگان توجه داشته باشند. ما انسان هستیم، خدا نیستیم. و چون انسان هستیم و محدود هستیم و علممان محدود هست. نمی توانیم هر بیماری صعب العلاجی را درمان کنیم. البته به مرور علم پیشرفت می کند و بعضی درمان ها می آید. اما باز بعضی بیماری ها ممکن است درمان نداشته باشد.
    همانطور که در پزشکی مثلا برای ا یدز درمان قطعی پیدا نشده است. یا هنوز برای سرطان، درمان قطعی پیدا نشده است در حوزه مسائل روانی انسان هم بعضی موارد درمانی ندارد و ما روانشناسان جواب می کنیم و در این گونه موارد صرفا می توانیم برای درمان چنین فردی دعا کنیم.

    اگر کسی دچار احساس شیفتگی بشود که با عقل و هنجارها سازگاری ندارد و مشورت ها در فرد موثر نمی شود و احساس آنقدر قوی شده است که قدرت عاقله را در راستای خواهش های خود مدیریت می کند. چنین فردی مقاوم تر از آنست که حرفی در او اثر کند. و تغییر یابد.

    اینجا متاسفانه شاهد سقوط یک زندگی خواهیم بود. اما جای خوشحالی هست ، چنین فردی می تواند چراغ زندگی های زیادی شود. چنین مشکلاتی گرچه مثل ایدز درمان ندارد، اما پیشگیری دارد. در واقع ما می توانیم از زندگی چنین فردی که اینگونه به شکست می انجامد درس بگیریم و ما در این گونه موارد پیشگیری داشته باشیم. و سایر اعضاء تالار را کمک کنیم که در چنین ورطه غیر قابل برگشتی نیفتند.

    می بینم که بسیاری مراجعان دلسوزانه می خواهند زندگی چنین مراجعی را نجات دهند.
    بعضی عقلانی توصیه می کنند،
    بعضی علمی،
    بعضی احساسی،
    بعضی با نرمش،
    بعضی با تندی...
    اما باید بدانیم چنین فردی مشکلش دو فاز عمده دارد. یک خود مشکل که فرد گزارش می کند و دومین مشکل (که اصل و مهمتر هست) اینست که سیستم ذهنی و عقلانی و تغییر پذیر فرد، هم در اسارت احساسش قرار دارد. چنین فردی خودش و به اراده خودش نیست که بخواهد پاسخ شما را بدهد و حرف شما را بپذیرد یا نه، خودش هم اسیر هست. در واقع ما با شیرین بانو صحبت نمی کنیم و این شیرین بانو نیست که به ما جواب می دهد. این احساسات قوی و حاکم شده اوست. که هم از زبان او با ما صحبت می کند و هم به شیرین بانو دستور می دهد.

    توصیه ام اینست که سایر عزیزان زیاد آب در هاونگ نکوبند و اجازه دهند ایشان هم مانند چندین شمع دیگر در تالار که زندگی خودشان را با مشکل روبرو کرده اند ، اما تجارب خود را در تالار روشن نگه داشته اند. ایشان هم زندگی خود را همانگونه که احساساتشون می گویند پیش ببرند و شخصا احساس بدبختی کنند. اما این قول را به ما بدهند برای پیشگیری چنین مشکلاتی برای زندگی دیگران ،حوادث این انتخابهای غلطشان را در آینده برای اعضاء بازگو کنند. البته ممکن است نیاز به زمان داشته باشد. اما اشکال ندارد. (لینکهایی که ما به شما معرفی کردیم بعضی برای چند سال قبل هست.)

    سوم:
    (اگر به جای بند دو به سراغ این بند آمده اید، موجب خوشحالی و امید ما شده اید، و خدا را شاکریم که شما را تجربه ای برای دیگران نکرده است و با سختی قصد دارید روشهای برون رفت از این تله احساسی را به کار گیرید)

    این گزینه بر اساس سئوال شما پیشنهاد می شود. یعنی فرض بر این باشد که شما قطع ارتباط را درمان می دانید اما روش کار را می خواهید.

    در این مورد ما پستهای زیادی در مورد بستر زدایی، تمرکز زدایی و ... نوشته ایم که دوستان حتما لینک خواهند داد.
    همچنین چندین پست و تاپیک در مورد کنترل احساس، دمیدن در تنور احساسات، انرژی احساسی و ... هست که می تواند در صورت عملی شدن به کارتان آید که از دوستان خواهش می کنم که لینک تاپیک را قرار دهند.


    خلاصه:
    هر کسی یکبار زندگی می کند و می تواند
    الف) وجود محدودش را بی نهایت کند با گسترده کردن روح و روانش به همه هستی.
    ب ) همچنین به عکس می تواند وجود بی نهایت و علائق و توانمندی و خصوصیات لایتناهی خود را محدود و وابسته کند به یک شی یا یک کس و اسم عشق را روی آن بگذارد.

    شما در صورت ادامه ارتباط با یک فرد که زندگی خود را شروع کرده است (با همه توضیحاتی که داده اید)، بی نهایت خود را گره به یک فرد محدود زده اید و اشتباها برچسب عشق را روی آن می زنید تا زندگیتان ویران شود.
    اما در صورت دوم با آزاد کردن خود از یک فرد، می توانید با همه هستی ارتباط پیدا کنید ، چنان که هست. و این معنای ارتقاء یافته عشق هست.

    بیشتر در این مورد بدانید با این لینک:
    تفاوت عشق و هوس در ارتباط دختر و پسر
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه 12 اردیبهشت 92 در ساعت 02:22

  2. 7 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    ahmadi=00 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), asemani (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), Lnaz (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), sanjab (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), sara.s (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), هلیا66 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), مدیرهمدردی (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)

  3. #62
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    مامانمو راضی کردم ;) ;) .................................................. ......خدایا آخه من چرا اینقدر خوشبختم؟ هاااااااااااااااااااااااا ااااااااان؟ ;);)

    - - - Updated - - -

    بچه ها لایک به همتون... چه اونایی که کنارم بودید. چه اونایی که مقابلم بودید. مامانم همه چیزو واگذار کرد به خودم.
    حالا دیگه منتظر اقدام حامی هستم. که اونم موافقه موافقه موافقه


    - - - Updated - - -

    من از امشب اینقدر دعا میکنم و اینقدر موفقیت حامی رو از خدا میخوام که خدا هم دلش به حال من بسوزه و بیشتر از این منو منتظر نذاره... از این به بعد دیگه حامی مال خودمه

  4. #63
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سارا جان یه کمی بیشتر توضیح بده .
    مامانت حامی رو دید ؟ چیا رو به مامانت گفتی ؟
    حامی مگه قطعی گفته موافقه ؟

  5. #64
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
    سارا جان یه کمی بیشتر توضیح بده .
    مامانت حامی رو دید ؟ چیا رو به مامانت گفتی ؟
    حامی مگه قطعی گفته موافقه ؟
    مامانم حامی رو دورادور میشناخت و میدونست که منم خیلی دوسش دارم. و میدونست که اونم یه توجه خاصی به من داره. امروز بعد از کلی صغری کبری چیدن دو ساعت وقتشو گرفتم و یه چیزایی از رابطه بهش گفتم و اون روزایی که واسه تمرین میرفتم پیشش و توجه و ابراز علاقه و غیره گفتم ما میخوایم با هم ازدواج کنیم و همه حرفامونم زدیم و خونواده اونم در جریانه و فقط مونده بود که شمارو در جریان بذاریم که فردا حامی میاد با خودت حرف بزنه.
    مامانم اشک تو چشاش جمع شد یه عالمه گریه کرد و بغلم کرد و ماچ و ماچ و ماچ. اصلا فکرشم نمیکردم.................................... ..........مامان خودمه دیگه. نفس ترین مامان دنیاست. الهی قربون دل مهربون و چشای مظلومش برم. مامانم قول داد به محض دیدن حامی و شنیدن حرفاش بلافاصله صحبتو با پدرم پیش بکشه و نظرشو جلب کنه...
    من فکر کنم وضع ما حالا دیگه روشن شده باشه. مامانم نه حرفی از اختلاف سنی ما زد، (سن حامی رو میدونه) نه حرفی از ازدواج اولش (اونم میدونه) چون مامان من ماهترین مامان دنیاست. من از امشب اینقدر برای خودم و زندگیم دعا میکنم تا خدا خودش بهم بهترین چیزایی رو که برام کنار گذاشته نشون بده
    خدایا شکرت

    - - - Updated - - -

    بله حامی قطعی قطعی قطعی موافقه و قطعی قطعی قطعی مامانشم موافقه. و قطعی قطعی قطعی منم موافقم و قطعط قطعی قطعی مامانمم موافقه خداایا تو رو به بزرگواریو عظمتت قسم میدم به همه ی دوستام که بهت احتیاج دارن کمک کنی . به منم کمک کنی همونجوری که همیشه کردی و من هیچوقت نفهمیدم و ناشکری کردم.
    باور کنید اینقدر خوشحالم که اشک چشممو نمیتونم اجازه بدم نیاد. اینقدر جیغ زدم که تارهای صوتیم داره پاره میشه. خودمم باورم نمیشه هنوز. با پر رو بازی و لجبازی حرف خودمو به کرسی نشوندم و حالا................ :p
    واسه اولین بار تو زندگیم به وجود خدا پی بردم

    - - - Updated - - -

    ای بابا من عضو کوشا هم که شدم اینقدر اومدم اینجا نوشتم

  6. کاربر روبرو از پست مفید sara.s تشکرکرده است .

    asemani (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)

  7. #65
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سارا جان بهت تبریک میگم.
    اگرچه راهی رو انتخاب نکردی که ما بهت گفتیم ، اما از صمیم قلب آرزو می کنم خوشبخت بشی .

  8. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    sara.s (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)

  9. #66
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    مرسی asemani جان. همیشه بهم لطف داشتی. احساس میکنم بهترین راهو انتخاب کردیم. هرچند که خیلی پر فراز و نشیب بود و یه جورایی بعدا ممکنه بیام اینجارو بخونم و کلی سورپرایز شم.
    قبول دارم که اشتباهات زیادی کردم
    قبول دارم که راه کج رفتم
    پیش مشاور حتما میرم (میریم)
    باور کنید الان انگار یه باری از رو دوشم ورداشتند. همین که حس میکنم مامانم پشتمه. تا الان مامانمو اینجوری نشناخته بودم
    بهم گفت سارا مطمئنی؟
    گفتم مطمئنم
    گفت پس منم مطمئنم!
    الان حس میکنم مامانمو از حامی بیشتر دوست دارم (هیییییییییییییییییییس) و خدا رو از مامانم بیشتر.

  10. 2 کاربر از پست مفید sara.s تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), yalda30 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)

  11. #67
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    این تاپیک از ظرفیت مجاز عبور کرده است

    همچنین بحث و جدل و درگیری در آن نقض قانون هست .


    سارا نیز به نظر می رسد با تمام توصیه ها و راهنماییها و هشدارهایی که به او داده شده تصمیم خود را گرفته .
    مهم این است که سارا در

    تصمیمش اطمینان داشته باشد و همه تبعات را در نظر گرفته و پذیرفته باشد
    . ما هم امیدواریم ایشان پشیمان نشود و در ادامه همین

    مصمم بودن را در زندگی با همه تبعاتش داشته باشد .

    توصیه اکید بنده این است که بدون کلک و بی صداقتی موضوع را با خانواده مطرح کرده در صورت مخالفت خانواده از مشاور

    حضوری کمک بگیرد و به کمک یک مشاور شرایط پیش آمده در این رابطه را برای پدر و مادرش بگوید و مصمم بودن خودش

    برای ازدواج را
    با ذکر دلایل منطقی این تصمیم را برای خانواده جا بیندازد .




    ویرایش توسط فرشته مهربان : یکشنبه 15 اردیبهشت 92 در ساعت 03:58

  12. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Neshat (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), هلیا66 (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), مدیرهمدردی (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)


 
صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.