دریا جان من قلق این گونه مرد ها رو میدونم .باید تا جایی که میتونی سعی کنی به همسرت نزدیک شی .شما هنوز اونقدر که فکرش رو میکنی با هم صمیمی نیستید .اگر خیلی با هم صمیمی باشید تمام این حساسیت ها کم میشه .
با این جور مردها هرچی بیشتر لجبازی کنی بدتر میشن ..............خودش هم بهت گفته ...یعنی با لجبازی به هییییییچ نتیجه ای نمیرسی . وقتی میگه بیا خونمون بگو چشم و حتما برو .اگر بگی نه من نمیام و تو باید بیشتر بیای ،اون هم نمیاد ... و این لجبازی تو دلش میمونه و توی چیزای دیگه هم تلافی میکنه .
به همسرت فقط باید بگی چشم ، و به میلشون رفتار کنی ...اتفاقا این جور مردا خیلی راحت رام میشن . وقتی به میلشون رفتار کنی اون ها هم باهات کنار میان و به میلت رفتار میکنن .
هر کاری که لازمه که تو رو بیشتر بهش نزدیک میکنه باید انجام بدی .وقتی خونشون نری و ازش دوری کنی خوب خیلی واضح هست که اون هم واقعیت های زندگیش رو ازت پنهون میکنه .
وقتی میفهمی حقوق گرفته ولی بهت نگفته چه عکس العملی داشتی ؟
وقتی میری خونشون همش بهش نزدیک شو ...وقتی کنارشی دستاشو بگیر تو دستت .وقتی تنها میشید بهش محبت کن ...کاری کن که خیلی بهت وابسته بشه
وقتی باهاش هستی طوری رفتار کن که وقتی از پیشش رفتی خییییلی دلش برات تنگ شه .
تو باید سعی کنی که این صمیمیت رو افزایش بدی .
زن ها خیلی راحت میتونند با محبت مرد رو به سمت خودشون بکشند .این کار رو باید انجام بدی .
وقتی سرش رو روی شونه خواهرش میزاره نه تو ، به خاطر اینه که انقدر باهاش صمیمی نشدی که این کار رو با تو انجام بده .اگر محبت زیاد تورو ببینه شک نکن که سرش رو روی شونه تو میزاره .
همیشه منتظر نباش که اون توی محبت و صمیمیت و یا حتی به خونتون اومدن پیش قدم شه ...خودت شروع کن .








علاقه مندی ها (Bookmarks)