آقای بی وفا بر اساس نوشته هایی که ازتون توی تاپیکاتون دیدم نظر میدم.
1- چیزی که من دارم می بینم ادبیات نامناسبیه که به کار می برین. موضوع صحبتاتون در مورد ازدواجه و به نظر میاد این ادبیات رو که از یه طرز فکر ناشی می شه در مورد ازدواج و خانم ها و به خصوص همسر اینده اتون دارین اما احتمال زیاد این شیوه فکر و ادبیادتون فقط به حیطه ی زندگی مشترک و همسر خلاصه نمیشه و در بقیه موارد هم هست. به نظر من خوبه که روی شیوه ی خشنی که دارین در مورد فکر کردن به ادما یه مقدار تجدید نظر کنین. می تونین از ظاهر و فرم بیان افکارتون شروع کنین. حتی یه فکر درست رو وقتی بد و نامحترمانه بیان کنن دیگه درست به نظر نمیاد. کم کم طرز فکرتون هم ملایم تر میشه.
2- به نظرمن که نه کارشناسم نه هیچی اینطور میاد که شما الان کاملا اماده ی ازدواج نیستید. به خاطر همین فکرا و همین نگاه هاتون. نگاهتون به زندگی مشترک یه مقدار نیاز به اصلاح داره. برای این موضوع اگه بتونین مشاور یا روانشناس خوب پیدا کنین خیلی می تونه کمک کننده باشه که توی زمان کمی به اون مقدار از ملایمت همراه با پختگی که نیازه برای زندگی مشترک برسین. به نظرم یه مقدار نگاهتون خشن است نسبت به زندگی. توی زندگی مشترک بعضی وقتا ملایمت نیاز میشه. پس همراه و همزمان با خواستگاری و هر جی حتما مشاور خوب هم پیدا کنین که کمکتون کنه کمی نسبت به زندگی مشترک دید بهتری پیدا کنین تا وقتی رفتین توی زندگی با خانمتون مشکلی برای هیچکدومتون پیش نیاد. به نظرم زیاد انعطاف پذیر نیستید.
امیدوارم که نظراتم ناراحتتون نکرده باشه. و البته من ممکنه اشتباه کرده باشم. پیشاپیش اگه ناراحتتون کردم عذرخواهی می کنم.
موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)