به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 51
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 تیر 92 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1392-2-10
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    209
    سطح
    4
    Points: 209, Level: 4
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 39 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آره مقصر بودم که زودتر ازین چیزا جلوش واینسادم
    ساعت 4 وقت مشاوره دارم.

    دعوامون از هل دادنش شروع شد
    بحث کرد هی ادامه داد
    گفتم میخام برم بخابم خستم
    رفتم سمت اتاق خواب با حالت دهن کجی زیر زبونی توهین کردو دستاشو تکون داد هی میگفت برو بابا
    رفتم سمتش گفتم چی میگی بلند بگو اگه حرفت منطقیه
    دستمو کشید بعد هلم داد سمت اتاق خواب پرت شدم
    بلند شدم با حالت عصبی هلش دادمو گفتم دفه آخرت باشه هلم میدی
    برگشت زد تو صورتمو شروع کرد به زدن

    گفتم که تقصیرم معلوم بشه.

    ساعت 4 وقت گرفتم واسه مشاوره
    خداکنه با این پول زیادی که میگیرن دکتر خوبیم داشته باشن.

  2. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 اردیبهشت 93 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1389-6-08
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    227

    تشکرشده 409 در 163 پست

    Rep Power
    39
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط atria نمایش پست ها
    این ماله قبل از این اتفاقا بود
    حالا که کتک خوردم
    صورتم زخمی شده
    تا حالا کسی گلوتو گرفته که خفت کنه
    یا از موهات کشیدت رو زمین
    البته خدا نکنه
    خاستم بفهمی تا چه حد خورد شدم
    دلم واسه خونم تنگ شده
    اما از شوهرم بدم میاد
    دیگه سرد شدم
    گوشواره هام از گوشم کنده شده بود تیکه تیکه شده بودن
    خودش از رو زمین جمشون کرد
    عینکم داغون شده بود
    کیو زد
    دختری که انقد زحمت کشیده
    دختری که تو محل کارش مدیره
    من نهایت عشقو بهش داشتم

    - - - Updated - - -

    همیشه وقتی مامانم میگفت محسن زبون تندی داره با کسی گرم نمیشه یا همش دنبال آتو گرفتنو متلک گفتنو
    میگفتم مامان زبونش تلخه اما منو دوست داره
    با من خوبه
    خیلی کمکمه
    ولی اون شب مامانم منو با اون ریختو قیافه دید داد میزد عشقش اینه محبتش اینه چند بار تا حالا کتک خوردی حرف نزدی
    نمیدونی چی کشیدم.

    - - - Updated - - -

    شی
    این زندگی ارزش ادامه دادنو داره یا کمرمو واسه جدایی ببندم؟؟؟؟
    میخاستم این هفته جهاز ببرم
    میبینی اوضاعمو

    - - - Updated - - -

    امروز زنگ زدم به عروس داییش
    با هم جوریم
    جمعه عروسیشه
    شهرستانه
    گفتم منو ببخش من نمیتونم بیام مشکلی پیش اومده گفت آره مادر شوهرت اینجا بود به ما گفت آتریا گفته درسو امتحان دارم نمیرسم بیام!!!!!!!!
    گفت آتریا اینا به همه هی میگن تو همون زن قبلیه محسنی چرا چیزی نمیگی
    چرا حرفی نمیزنی بهشون بفهمون که دروغاشونو ادامه ندن
    اگه انقد طلاق براشون بی آبروییه چرا انقد اذیتت میکنن.

    پدرشوهرم صدای جیغای منو اون حالت خفگیمو وقتی پسرش گلومو گرفته بود شنید
    اما به جای اینکه بیان اینجا ببینن زنده ایم یا نه رفتن شهرستان مهمونی !!!!!!
    به مادر شوهرم گفتم گونم از سه جا پاره شده بیا ببین چه شکلی شدم گفت میام مادر جان میام در اولین فرصت
    عجب آدمایی
    نمازشون قضا نمیشه اما پره دروغن
    شوهرم پشت تلفن داد میزد مامان زنم هرزست میخام طلاقش بدم
    بعد می گفت دست رو قرآن میزارم که نگفتم.
    نمیشه از اینجا قضاوت کرد همسرتون چه مشکلی داره ، میتونه شک باشه ، افسردگی شدید یا حتی پارانویا. اگه دوست دارین اینجا درد و دل کنین در کوتاه مدت مشکلی نیست اما برای حل مشکلتون حتما باید به روانپزشک مراجعه کنین. چیزی که مسلمه کسی که این شکل از خشونت رو بروز میده از نظر روحی و روانی سلامت نیست.

  3. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 تیر 92 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1392-2-10
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    209
    سطح
    4
    Points: 209, Level: 4
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 39 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها
    من مرد عصبانی رو می فهمم. می دونم که مردی که خشمم رو نمی تونه کنترل کنه هر کاری ممکنه انجام بده.
    .
    از مادرشوهر و پدرشوهرت انتظار دلسوزی نداشته باش. هرگز دلسوزی نخواهی دید.
    .
    در مورد اینکه اینجا آخر راه زندگیت هست یا نه من نمی تونم حرفی بزنم. صبر داشته باش. به خودت فرصت بده تا زخم های دلت آروم بگیره.
    .
    برای دیگران این مسائل رو توضیح نده. با بدگویی و توضیح اتفاقات پیش فامیلای اون ها خودت رو کوچیک می کنی.
    .
    یه مدت از خودت پرستاری کن. ببین توی اون دعوا تو هم مقصر بودی. اینو بپذیر.

    - - - Updated - - -

    تو چقدر خودت رو دوست داری؟ به نظرم خیلی کم. چطوری از اون توقع داری که تو رو خیلی زیاد دوست داشته باشه؟ اون هم مردیه که خودش خودش رو دوست نداره. شما دوتا قدرت آسیب رسوندن به همدیگه رو دارید.
    .
    تو نمی تونی اون رو تغییر بدی. ولی خودت رو می تونی. من هنوز فکر می کنم میشه این زندگی رو نگهداشت. اگه حداقل یه طرف قضیه اصلاح بشه.

    - - - Updated - - -

    چرا صبر کردی تا اون این کارها رو بکنه ؟ چرا خونه رو ترک نکردی؟ چرا سکوت نکردی؟ می تونستی جلوی بدتر شدن اوضاع رو بگیری. ولی مطمئنم سعی کردی صحنه رو ترک نکنی و تو هم باهاش بجنگی.
    .
    اگر قصد جدایی داری الان می تونی به پزشک قانونی مراجعه کنی.

    - - - Updated - - -

    بد نیست بری پزشک قانونی. اگر علایم هنوزم هست... نمی دونم این به خودت بستگی داره. اینجوری می تونی بترسونیش و یا ازش تعهد بگیری ... یا طلاق بگیری.

    از آبرو ریزی ترسیدم نرفتم
    آره خاستم خشمم رو نشون بدم
    کوتاه نیومدم .

  4. کاربر روبرو از پست مفید atria تشکرکرده است .

    she (شنبه 01 تیر 92)

  5. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها

    برو تمام تاپیکهای شی و رها را بخون.
    به پاسخهای دوستان توجه کن. پاسخهای کارشناس ها را با دقت بیشتر بخون.
    کامنت هایی که آقایون مثل حسین یا آرام و ... گذاشتند با نگاه دیگری بخون. نگاه یک مرد به موضوع. نگاه همجنس شوهرت. با توجه به شرایط سنی و تاهل این آقایون نسبت به آقایون مجرد و کم سن تالار نگاه بهتری به مشکلات زناشویی دارند. به جوابهاشون دقت کن.
    :)
    شوهر من بیشتر در زمینه هایی دادو بیداد میکنه که من تصمیم گیرنده ، حمایت کننده و موثر بودم. اگر چه در یه مرحله زندگیمون رو من نجات دادم اما شوهرم نه تنها به خاطر اون کارها از من تشکر نمی کنه بلکه من رو مقصر جلوه میده و میگه اگر من دخالت نکرده بودم او شرایط رو بهتر مدیریت می کرد.
    مواقعی که احساس می کنه من دارم پررو میشم و مبادا بخوام سرش منت بذارم دست پیش رو میگیره که پس نیوفته و شروع می کنه به تحقیر من.
    اگه من هم دعوا رو کنترل نکنم و کوتاه نیام ما هم کارمون به کتک کاری می کشه ولی من نذاشتم اینطوری بشه.
    من هم به اندازه تو مقصرم. فقط یه مقدار کمتر.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط atria نمایش پست ها
    از آبرو ریزی ترسیدم نرفتم
    آره خاستم خشمم رو نشون بدم
    کوتاه نیومدم .
    اگه کارد ور می داشت؟ اگر واقعن خفت می کرد؟ اگر بلایی سرت می آورد؟ :mad:
    این رفتار شما زنونه نیست. تا وقتی زن نباشی اون هم مرد نمیشه.:(

  6. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    asemani (شنبه 01 تیر 92)

  7. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 تیر 92 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1392-2-10
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    209
    سطح
    4
    Points: 209, Level: 4
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 39 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    برام دعا کنید
    من میخوام خوشبخت باشم
    کلی آرزو داشتم
    امیدوارم مشاوره بدردم بخوره
    از دوستام ممنونم که راهنماییم کردن
    مرسی.

  8. کاربر روبرو از پست مفید atria تشکرکرده است .

    she (شنبه 01 تیر 92)

  9. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط atria نمایش پست ها
    رفتم سمتش گفتم چی میگی بلند بگو اگه حرفت منطقیه
    دستمو کشید بعد هلم داد سمت اتاق خواب پرت شدم
    بلند شدم با حالت عصبی هلش دادمو گفتم دفه آخرت باشه هلم میدی
    .
    .
    ساعت 4 وقت گرفتم واسه مشاوره
    خداکنه با این پول زیادی که میگیرن دکتر خوبیم داشته باشن.
    خودت بهش گفتی بلند بگو !!
    .
    به دکترت اعتماد کن.
    برات آرزوی موفقیت می کنم. ایشالا مشاوره خوب و موثری باشه.:)

  10. 2 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    asemani (شنبه 01 تیر 92), شیدا. (شنبه 01 تیر 92)

  11. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    [عزيز من
    راهي را انتخاب كردي ببين اگه مشكلاتت حل شدني نيست تصميم جدي بگير ولي اگر ممكنه زندگي ساختنش بشرطي كه زمينه اش باشد مهمتر است براي ساختن تلاش كنيد نه محكوم كردن و پيروز شدن در مقابل همسر.

  12. 2 کاربر از پست مفید حسين40 تشکرکرده اند .

    she (یکشنبه 02 تیر 92), شیدا. (یکشنبه 02 تیر 92)

  13. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 تیر 92 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1392-2-10
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    209
    سطح
    4
    Points: 209, Level: 4
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 39 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همه دوستای عزیزم
    من دیروز رفتم پیش مشاور
    یه آقای دکتری بود
    خوب تقصیرای منم رک بهم گفت میخام بگم شاید به درد کسی بخوره:
    - چرا همون اول که آشنا شدین نیومدی پیش مشاور
    - چرا وقتی فهمیدی سابقه طلاق داره دقتت رو بیشتر نکردی
    - چرا رفتی دنبال خونه چرا سینه سپر کردی واسه کارای مردونه و جور شوهرت رو کشیدی
    - چرا زود عقد کردین
    - تو از کجا میدونی اون شخصی که شمارو معرفی کرده از اوضاع مالی خودت و خونوادت حرفی نزده شاید این آقا با نیتی جلو اومده (اینو خودمم حس کردم)
    - چرا زود رفتی باهاش همخونه شدی که ارج و قربت از بین بره (اینو قبول ندارم این مشکلات میتونست بعد عروسی بزنه بیرون)
    - اگر میخای طلاق بگیری یک اشتباه دیگه رو اشتباهاتت هست اگر نه راه داره
    باید بپذیری که از دو فرهنگ مختلفین آتریا تو رفتی زن یه مرد شهرستانی شدی با یه فرهنگ خاص فرهنگی که به زن بها نمیده و دخالتش نمیده و اون رو مطیع میپسنده (توهین به دوستای شهرستانی نشه لطفاً)
    اونا با تو فرق دارن تو دیدی خاهرش نقشی تو زندگی داشته باشه اما تو میخای شریک باشی میخای حرف بزنی دیده بشی
    اینا سیاست میخاد زندگی شطرنجه سعی کن حرکت بعدی دست شوهرت رو بخونی تا موفق باشی
    اینجور که پیداست تو از نظر فکری جلوتری و به سرعتم داری پیش میری اما اشتباه نکن
    دقت کن وقتی داری با یه بچه حرف میزنی قدت رو خم میکنی صدات رو نازک می کنی تا بچه باهات ارتباط بگیره شوهرت هم همینه خم شو یواش حرف بزن مرد نباش یه زن ضعیف خودتو جلوه بده تا از ارتباط لذت ببره تا به خودش بباله
    بذار کارای خونرو اون بکنه اگه گند زد اگه خرابکاری کرد یه طراح داخلی بیار کاراتو بکنه
    تا حد امکان بهش امکاناتی نده
    بگو من صفرم
    ماشین نده
    پول نده
    توام تو بحث کل کل نکن
    چرا با مشتری تعامل میکنی؟ چون سود داره پس با شوهرتم تعامل کن
    تو محیط کارت با هر آدمی با صلح و صفا کنار میای پس با اونم کنار بیا
    داد میزنه تو داد نزن
    بذار کم بیاره قدرت نمایی نکن
    (ایناش واسه من که یه جورایی فمنیستم وحشتناکه)
    خلاصه گفت اگه میاد تو جمع خونوادت که آتو بگیره و بدگویی کنه بگو: عزیزم من میرم خونه خاهرام اما تو نیا میترسم اذیتت کنن آخه اونا برخورد خوبی با تو ندارن
    میگفت چند بار اینجوری پیش بری میفهمه که ستیز منزویش میکنه
    و ...

    بعدم گفت بذار اونم بیاد حتما مجابش کن تا بفهمم تو چه ایرادایی داری

    - - - Updated - - -

    سلام به همه دوستای عزیزم
    من دیروز رفتم پیش مشاور
    یه آقای دکتری بود
    خوب تقصیرای منم رک بهم گفت میخام بگم شاید به درد کشی بخوره:
    - چرا همون اول که آشنا شدین نیومدی پیش مشاور
    - چرا وقتی فهمیدی سابقه طلاق داره دقتت رو بیشتر نکردی
    - چرا رفتی دنبال خونه چرا سینه سپر کردی واسه کارای مردونه و جور شوهرت رو کشیدی
    - چرا زود عقد کردین
    - تو از کجا میدونی اون شخصی که شمارو معرفی کرده از اوضاع مالی خودت و خونوادت حرفی نزده شاید این آقا با نیتی جلو اومده (اینو خودمم حس کردم)
    - چرا زود رفتی باهاش همخونه شدی که ارج و قربت از بین بره (اینو قبول ندارم این مشکلات میتونست بعد عروسی بزنه بیرون)
    - اگر میخای طلاق بگیری یک اشتباه دیگه رو اشتباهاتت هست اگر نه راه داره
    باید بپذیری که از دو فرهنگ مختلفین آتریا تو رفتی زن یه مرد شهرستانی شدی با یه فرهنگ خاص فرهنگی که به زن بها نمیده و دخالتش نمیده و اون رو مطیع میپسنده (توهین به دوستای شهرستانی نشه لطفاً)
    اونا با تو فرق دارن تو دیدی خاهرش نقشی تو زندگی داشته باشه اما تو میخای شریک باشی میخای حرف بزنی دیده بشی
    اینا سیاست میخاد زندگی شطرنجه سعی کن حرکت بعدی دست شوهرت رو بخونی تا موفق باشی
    اینجور که پیداست تو از نظر فکری جلوتری و به سرعتم داری پیش میری اما اشتباه نکن
    دقت کن وقتی داری با یه بچه حرف میزنی قدت رو خم میکنی صدات رو نازک می کنی تا بچه باهات ارتباط بگیره شوهرت هم همینه خم شو یواش حرف بزن مرد نباش یه زن ضعیف خودتو جلوه بده تا از ارتباط لذت ببره تا به خودش بباله
    بذار کارای خونرو اون بکنه اگه گند زد اگه خرابکاری کرد یه طراح داخلی بیار کاراتو بکنه
    تا حد امکان بهش امکاناتی نده
    بگو من صفرم
    ماشین نده
    پول نده
    توام تو بحث کل کل نکن
    چرا با مشتری تعامل میکنی؟ چون سود داره پس با شوهرتم تعامل کن
    تو محیط کارت با هر آدمی با صلح و صفا کنار میای پس با اونم کنار بیا
    داد میزنه تو داد نزن
    بذار کم بیاره قدرت نمایی نکن
    (ایناش واسه من که یه جورایی فمنیستم وحشتناکه)
    خلاصه گفت اگه میاد تو جمع خونوادت که آتو بگیره و بدگویی کنه بگو: عزیزم من میرم خونه خاهرت اما تو نیا میترسم اذیتت کنن آخه اونا برخورد خوبی با تو ندارن
    میگفت چند بار اینجوری پیش بری میفهمه که ستیز منزویش میکنه
    و ...

    بعدم گفت بذار اونم بیاد حتما مجابش کن تا بفهمم تو چه ایرادایی داری
    ویرایش توسط atria : یکشنبه 02 تیر 92 در ساعت 08:50

  14. 2 کاربر از پست مفید atria تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 02 تیر 92), she (یکشنبه 02 تیر 92)

  15. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط atria نمایش پست ها
    خلاصه گفت اگه میاد تو جمع خونوادت که آتو بگیره و بدگویی کنه بگو:
    عزیزم من میرم خونه خاهرت اما تو نیا میترسم اذیتت کنن آخه اونا برخورد خوبی با تو ندارن
    میگفت چند بار اینجوری پیش بری میفهمه که ستیز منزویش میکنه !
    و ...
    چه خوب. بقیه اش هم که همینقدر خوب بود.

  16. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    asemani (یکشنبه 02 تیر 92)

  17. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 تیر 92 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1392-2-10
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    209
    سطح
    4
    Points: 209, Level: 4
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 39 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    راهنماییم کنین الان چکار کنم
    از چشمم افتاده
    دلم شکسته

    - - - Updated - - -

    دیروز 7 رسیدم خونه همون موقع مادر شوهرم زنگ زد
    گفت سلام دخترم ما تو جاده ایم دارم میام ببینمت مامان
    منم گفتم باشه گفت رسیدم زنگ میزنم بیا خونه خودت
    منم دوش گرفتم خابیدم 11 بود مامانم گوشیمو داد مادر شوهرم گفت رسیدیم بیا بریم بیرون گفتم حال ندارم خاب بودم شما بیاین اینجا
    3تایی با پدرشو محسن اومدن خونمون
    سلام کردم محسنم با کمال پررویی اومده بود از در اومد تو روم سلام کرد منم جوابشو ندادم خیلی زور داشت چه جوری به چشم کبود زنش نگاه می کنه
    جو سنگین بود مادرش گفت بریم بیرون
    رفتیم یه جا نشستیم گفت تنها حرف بزنیم شروع کرد به نصیحت گفتم مامان تو عادل نیستی همونجور که مامان من عادل نیست
    همه چیزو گفتم
    اما 10 بار دفاع می کرد یه بار میگفت حق با توئه
    گفت مامانت زده تو گوش محسن گفتم مامانم اومد آشو لاشه دخترشو جمع کرد توقع داشتی چکار می کرد؟؟؟؟؟؟؟
    گفت چرا زنگ زدی به خونتون که آبرو ریزی بشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چی بگم
    گفتم داشت منو می کشت
    اما خوب اون فکرش همون قده
    هی میگفت زن باید صبور باشه
    حرف نزنه
    جیغو داد نکنه
    جوش نیاره
    مرد خودشو خالی کنه آروم میشه
    واقعا منطقشون توپه
    یه حرف دیگه
    گفت عزیزم اگه میخای بمونی زندگیتو حفظ کن اگه نه قبل از مراسم عروسی جدا شین منم گفتم واسه من فرقی نداره چون اصل رابطه زناشویی هست نه خرج عروسی
    گفت حرفت چیه گفتم باید بره مشاوره بره دکتر منم میرم من اگه نمیخاستم درستش کنم امروز نمی رفتم
    قبول کردن
    حالا گفته امروز میره
    اما من به شدت رنجیده شدم
    حس میکنم سایه یکی تو زندگیمونه
    یکی به شوهرم خط میده
    یکی پرش میکنه
    حس میکنم با آدمای دو رو طرفم

    - - - Updated - - -

    خاهش میکنم حالا که به اینجا رسیدم کمکم کنین
    تنهام نذارین
    من راهنمایی نیاز دارم


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رفتار درست تو اين شرايط چيه؟
    توسط mrs.omidvar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 خرداد 96, 13:03
  2. درخواست مهريه تو شرايطي كه دارم درست هست؟
    توسط darya.f در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 13:33
  3. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 خرداد 91, 03:07
  4. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20
  5. تو انتخاب کمکم کنید تو تصمیم درست مرددم روحیم داغونه
    توسط mona_joon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 دی 89, 14:23

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.