
نوشته اصلی توسط
mahtab_mahtab
مشکل اصلی ما هم همین است بدن من جذابیتی برای او نداره اون می گه تلاشمو کردم ولی بیشتر از این زندگی از من انتظار نداشته باش
کوچکترین مشکلی که پیش میاد همه چیز میاد جلو چشممون چادر هم می زنم
من خودم از ته دل به این نتیجه رسید م که این زندگی باید تموم شه چون هم اون هم من فقط داریم خودمون رو اذیت می کنیم
ولی راهی نیست خونواده ها ازمون نمی گذرند من جایی پیش خانوادم ندارم به نظر شما چه بهانه ایی می تونیم بیاریم ما تو شهر کوچیکی هستیم تا حالا یک طلاق هم تو فامیل نداشتیم
- - - Updated - - -
بعد طلاق چی می شه ؟
من می خوا ماین خاطرات و زندگی رو فراموش کنم تنها راحش هم طلاق
می دونم هیچ وقت همسری بهتر از این پیدا نمی کنم ولی ترجیخ می دم با یک کاگر که خودش ازم خواستگار کرده و سوتی از من نداشته باشه زندگی کنم
کارگر هم نمی یاد زن مطلقه بگیره خونوادم پدر برادرام کوچیک می شن با این کار تو فامیل نمی دونم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
- - - Updated - - -
نمیاد هیچ وقت بریم مشاوره می گه در موردش اصلا حرف نزن زندگی کن ولی چه زندگی
- - - Updated - - -
چه بهانه منطقی می تونیم بیاریم که طلاق بگیریم
- - - Updated - - -
همه فکر می کنن ما بهترین زوج عاشقترین زوج همه به زندگی ما غبطه می خورن ما رو مثال می زنن نمی دونن زندگیمون چه زهر ماریه
فقط پارسال 2 تاخونواده خودمون متوجه شدن که مشکل داریم
علاقه مندی ها (Bookmarks)