به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 50
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-12-10
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    161

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستای گلم
    من میخوام برنامه ریزی کنم برای اهدافم و شروع کنم ، ولی همش نگران زندگیمم
    نگران اینکه مگه هدف ارامش نیست، من که میدونم با این مدل هر کی بره سراغ کار خودش و هر کی به اهداف خودش برسه و هدف مشترکی نباشه من خوشحال و راضی نیستم و ارامش ندارم
    پس چی کار کنم؟

    دوستان اگه فکر میکنین من در مورد زندگی مشترک اشتباه فکر میکنم بهم بگین لطفا

  2. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    http://www.hamdardi.net/thread-19883.html
    سلام دوباره دوست من این تاپیکی که اقای sci به یکی از کاربران خوندنش رو توصیه کردن

    نقل قول نوشته اصلی توسط setayesh92 نمایش پست ها
    دوستای گلم
    من میخوام برنامه ریزی کنم برای اهدافم و شروع کنم ، ولی همش نگران زندگیمم
    نگران اینکه مگه هدف ارامش نیست، من که میدونم با این مدل هر کی بره سراغ کار خودش و هر کی به اهداف خودش برسه و هدف مشترکی نباشه من خوشحال و راضی نیستم و ارامش ندارم
    پس چی کار کنم؟

    دوستان اگه فکر میکنین من در مورد زندگی مشترک اشتباه فکر میکنم بهم بگین لطفا
    - - - Updated - - -

    http://www.hamdardi.net/thread14510-4.html#post138618

    و این موضوع تا سر وکله کارشناسان پیدا بشه شما اینا رو بخون. در پناه حق

    - - - Updated - - -

    http://www.hamdardi.net/thread14510-4.html#post138618

    و این موضوع تا سر وکله کارشناسان پیدا بشه شما اینا رو بخون. در پناه حق
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون

  3. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-12-10
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    161

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان من واقعا نمیدونم چه کار باید بکنم
    نمیدونم چی درسته و چی غلط
    نمیدونم درسته که بگم یا نه ولی انگار من حتی خونه مامانمم اگه چند ساعت بیخبر باشم ازش بهم خوش نمیگذره
    چرا؟؟؟؟
    نمیدونم
    یه حسی به خونه خودم دارم که انگار هیچ کجا ندارم، اگه 100 ساعت توی خونه خودم تنها منتظرش باشم انگار نمیتونم یک دهم این مدتو خونه مامانم منتظر ش باشم و در عین حال خودمو مشغول کنم
    چرا؟؟؟
    نمیدونم

    بهم بگید ایا نوع نگاهم به زندگی خیلی اشتباهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بچه ها یه چیز دیگه ، وقتی من با اصرار میخوام که با هم حرف بزنیم بعد از کلی منت گذاشتن در حالی که چشاش توی تلوزیونه میگه خوب بگو، اون لحظه واقعا دلم نمیخواد چیزی بگم چون دیگه اعصابم خورد شده ولی از ترس از دست دادن اون فرصت با استرس و ناراحتی زیاد حرفم رو میزنم ، و مثل همیشه اون هیچ جوابی به حرف من نمیده، اون قدر سکوت میکنه و تلوزیون میبینه که خودم خسته بشم و برم، وقتی میگم خوب یه جوابی به حرفم بده بعد از کلی وقت تلف کردن میگه حرفی ندارم، انگار که من همیشه روی اعصابشم، منتظره که من بلند شم برم و اون به دیدن تی وی ادامه بده
    من نمیدونم واقعا تلوزیون ایران و کانالای استانی چی دارن که چسبیده بهشون
    این جوریه که احساس میکنم شخصیتم داره خورد میشه



    هر کاری میکنم نمیتونم وارد صفحه پرداخت اینترنتی بشم

    - - - Updated - - -

    چنار جان ممنونم که به یاد منی
    حتما میخونم گلم

  4. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط setayesh92 نمایش پست ها
    دوستان من واقعا نمیدونم چه کار باید بکنم
    نمیدونم چی درسته و چی غلط
    نمیدونم درسته که بگم یا نه ولی انگار من حتی خونه مامانمم اگه چند ساعت بیخبر باشم ازش بهم خوش نمیگذره
    چرا؟؟؟؟
    نمیدونم
    یه حسی به خونه خودم دارم که انگار هیچ کجا ندارم، اگه 100 ساعت توی خونه خودم تنها منتظرش باشم انگار نمیتونم یک دهم این مدتو خونه مامانم منتظر ش باشم و در عین حال خودمو مشغول کنم
    چرا؟؟؟
    نمیدونم

    بهم بگید ایا نوع نگاهم به زندگی خیلی اشتباهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بچه ها یه چیز دیگه ، وقتی من با اصرار میخوام که با هم حرف بزنیم بعد از کلی منت گذاشتن در حالی که چشاش توی تلوزیونه میگه خوب بگو، اون لحظه واقعا دلم نمیخواد چیزی بگم چون دیگه اعصابم خورد شده ولی از ترس از دست دادن اون فرصت با استرس و ناراحتی زیاد حرفم رو میزنم ، و مثل همیشه اون هیچ جوابی به حرف من نمیده، اون قدر سکوت میکنه و تلوزیون میبینه که خودم خسته بشم و برم، وقتی میگم خوب یه جوابی به حرفم بده بعد از کلی وقت تلف کردن میگه حرفی ندارم، انگار که من همیشه روی اعصابشم، منتظره که من بلند شم برم و اون به دیدن تی وی ادامه بده
    من نمیدونم واقعا تلوزیون ایران و کانالای استانی چی دارن که چسبیده بهشون
    این جوریه که احساس میکنم شخصیتم داره خورد میشه



    هر کاری میکنم نمیتونم وارد صفحه پرداخت اینترنتی بشم
    دوست من چون من خ مهارت ندارم نمی خام تاپیکت رو پر کنم از طفی حالت چت هم پیدا می کنه تاچیکت قفل میشه. شما سری به موضوعات دوستان دیگه زدی. مثلا زندگی موفق( البته به انگلیسی) اصلا مشکل ایشون شبیه شما نیست اما یه سری توصیه ها اقای sci کردن خ خوب اونا روبخون.

    ببین دوست من متمرکز شدن روی شوهرت و اصرار کردن اونم با این سبک شما جواب نمیده. همه ادمها همشون بلا استثنا وقتیچیزی زیاد در دسترسشون باشه مغرور می شن. شما خودت یکی التماست بکنه دوسش داری. از من نرنج. خاهشا این موضوعاتی رو که برات فرستادم بخوون. من دارم می بینم شما رفتار منفعلانه ای داری جایگاتو عوض کن. چوننمی تونم خ کمکت کنم دیگه مزاحمت نمیشم خدانگهدار دوست من

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط setayesh92 نمایش پست ها
    دوستان من واقعا نمیدونم چه کار باید بکنم
    نمیدونم چی درسته و چی غلط
    نمیدونم درسته که بگم یا نه ولی انگار من حتی خونه مامانمم اگه چند ساعت بیخبر باشم ازش بهم خوش نمیگذره
    چرا؟؟؟؟
    نمیدونم
    یه حسی به خونه خودم دارم که انگار هیچ کجا ندارم، اگه 100 ساعت توی خونه خودم تنها منتظرش باشم انگار نمیتونم یک دهم این مدتو خونه مامانم منتظر ش باشم و در عین حال خودمو مشغول کنم
    چرا؟؟؟
    نمیدونم

    بهم بگید ایا نوع نگاهم به زندگی خیلی اشتباهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بچه ها یه چیز دیگه ، وقتی من با اصرار میخوام که با هم حرف بزنیم بعد از کلی منت گذاشتن در حالی که چشاش توی تلوزیونه میگه خوب بگو، اون لحظه واقعا دلم نمیخواد چیزی بگم چون دیگه اعصابم خورد شده ولی از ترس از دست دادن اون فرصت با استرس و ناراحتی زیاد حرفم رو میزنم ، و مثل همیشه اون هیچ جوابی به حرف من نمیده، اون قدر سکوت میکنه و تلوزیون میبینه که خودم خسته بشم و برم، وقتی میگم خوب یه جوابی به حرفم بده بعد از کلی وقت تلف کردن میگه حرفی ندارم، انگار که من همیشه روی اعصابشم، منتظره که من بلند شم برم و اون به دیدن تی وی ادامه بده
    من نمیدونم واقعا تلوزیون ایران و کانالای استانی چی دارن که چسبیده بهشون
    این جوریه که احساس میکنم شخصیتم داره خورد میشه



    هر کاری میکنم نمیتونم وارد صفحه پرداخت اینترنتی بشم
    دوست من چون من خ مهارت ندارم نمی خام تاپیکت رو پر کنم از طفی حالت چت هم پیدا می کنه تاچیکت قفل میشه. شما سری به موضوعات دوستان دیگه زدی. مثلا زندگی موفق( البته به انگلیسی) اصلا مشکل ایشون شبیه شما نیست اما یه سری توصیه ها اقای sci کردن خ خوب اونا روبخون.

    ببین دوست من متمرکز شدن روی شوهرت و اصرار کردن اونم با این سبک شما جواب نمیده. همه ادمها همشون بلا استثنا وقتیچیزی زیاد در دسترسشون باشه مغرور می شن. شما خودت یکی التماست بکنه دوسش داری. از من نرنج. خاهشا این موضوعاتی رو که برات فرستادم بخوون. من دارم می بینم شما رفتار منفعلانه ای داری جایگاتو عوض کن. چوننمی تونم خ کمکت کنم دیگه مزاحمت نمیشم خدانگهدار دوست من
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون

  5. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 09 آذر 92 [ 13:16]
    تاریخ عضویت
    1391-5-19
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    990
    سطح
    16
    Points: 990, Level: 16
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registeredTagger Second Class
    تشکرها
    309

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منم یه ایده دارم ... گفتی که اگه کار خودت رو بکنی اونم با خیال راحت می ره کار خودش رو می کنه و عین خیالش نیست ... ولی به نظر من اگه این موضوع طول بکشه ایشون هم یواش یواش می فهمه چی رو از دست داده... به نظرم بشین بخون واسه رزیدنتی ... روزی 10 ساعت بخون ... هم دیگه وقت نداری بهش فکر کنی هم رزیدنتی قبول می شی که کلی رضایتت از زندگی رو می بره بالا هم اون سرانجام با ولع میاد دنبالت ...

    سعی کن خودت رو مشغول کنی و خیلی دم دست نباشی

  6. #36
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یک چیزی یادم رفت بگم که البته خیلی مهم است و خوشبختانه خودتان به آن اشاره کردید. شما مدت های مدید در خانه خودتان نبوده اید و حتی جای خوابتان هم از هم جدا بوده است. یعنی رابطه جنسی شما بسیار کم است و این موضوع عجیب است به خصوص برای مردان. چه طور ممکن است یک مرد این قدر میل جنسی اش کم باشد؟ آیا به نظر شما این طبیعی است؟ اگر مجرد بود ، اگر نامزد بودید می گفتم خویشتن دار است اما این خیلی غیر معمول است. تا آنجا که من می دانم میل جنسی در رفتار مرد با همسرش خیلی تاثیر دارد. یعنی هر چه بیشتر رابطه داشته باشد متعادل تر می شود. در زن ها برعکس است. رابطه عاطفی روی رابطه جنسی اثر دارد. ایشان میل جنسی ندارد یا رابطه جنسی نامناسبی دارد و همین باعث می شود به شما محبت نکند و شما هم که از نظر عاطفی ارضاء نشده اید نمی توانید رابطه جنسی مناسب داشته باشید . یک چرخه ی باطل و یک دور تسلسل. گفتی در خانه ی خودتان هم در اتاق را باز می گذارد . فکر نمی کنی این هم بهانه ای است برای اجتناب از رابطه ی جنسی با شما؟ ظاهرا دیگر وظایف زناشویی را هم انجام نمی دهد و حتی از صحبت کردن هم امتناع می کند و حتی های دیگر . به نظر شما جمع همه اینها با هم کمی عجایب نیست. هر کس در زندگی مشکلی دارد. اما وقتی همسر شما همه این مشکلات را دارد غیرعادی است. شما الان وابسته او شده اید و می خواهید هر طور هست به شما توجه کند. اما نکته ی عجیب تر این است که از ابتدای ازدواج این مشکلات را داشته اید. معمولا آدم ها اول ازدواج به خاطر شور و شوق و علاقه این مشکلات به خصوص از نوع جنسی را ندارند. به جای اینکه خودت را خسته کنی تا محبت او را جلب کنی کمی به حرف های من فکر کن و موارد دیگری را هم که خودت می دانی اضافه کن تا متوجه منظورم شوی. دو احتمال از همه بارزتر است یا ایشان زندگی با شما را نمی خواهد و سعی می کند با این کارها از شما اجتناب کند. احتمال دوم این است که ایشان شما را دوست دارد اما بیمار است و این حالت ها و فکرهای بیمارگونه اش باعث می شود از شما دوری کند. در این صورت حتما باید پیش روانپزشک برود یا اگر هم نیاید کسی برود و حالت هایش را توضیح دهد تا دکتر راهنمایی کند. شما هم باید از وابستگی به او رها شوید حتی اگر مدت های مدید ناراحت و بی قرار باشید. ظاهرا وابستگی شدیدی دارید و همین اوضاع را بدتر کرده است. این جا آدم های زیادی می ایند که وابستگی دارند و همه به آنها تاکید می کنند باید هر طور شده حال بد را تحمل کنند و وابستگی را ترک کنند.

  7. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    she (یکشنبه 09 تیر 92)

  8. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-12-10
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    161

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان من نمیتونم صفحه پرداخت اینترنتی رو برای مشترک شدن باز کنم
    اگه سایت مشکلی داره ممکنه اگه کسی دسترسی داره به مدیران اطلاع بده به کمک بیان
    ممنونم از توجه شما
    چنار جان ممنونم از توجه ت
    فرانک جان میدونم که کاملا درست میگی ولی به یه ساعت نکشیده فکرم میره جای دیگه
    نوپو جان چیزی که شما نوشتی جوابش مفصله و من باید دقیقا به چیزایی که گفتی فکر کنم، اما الان من به دنبال ارامش خودمم و در فرصت مناسب حتما جوابتونو میدم، متشکرم که به فکرمی

    - - - Updated - - -

    دوستان من نمیتونم صفحه پرداخت اینترنتی رو برای مشترک شدن باز کنم
    اگه سایت مشکلی داره ممکنه اگه کسی دسترسی داره به مدیران اطلاع بده به کمک بیان
    ممنونم از توجه شما
    چنار جان ممنونم از توجه ت
    فرانک جان میدونم که کاملا درست میگی ولی به یه ساعت نکشیده فکرم میره جای دیگه
    نوپو جان چیزی که شما نوشتی جوابش مفصله و من باید دقیقا به چیزایی که گفتی فکر کنم، اما الان من به دنبال ارامش خودمم و در فرصت مناسب حتما جوابتونو میدم، متشکرم که به فکرمی

  9. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    ستایش جان از طریق لینک تماس با ما می تونی مشکل پرداخت نکردنت رو با مدیران بیان کنی سریع پاسختون رو می دن. موفق باشی عزیز
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون

  10. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-12-10
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    161

    تشکرشده 167 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان
    امیدوارم همگی شاد و سلامت باشید
    ظاهرا من کمی ارومتر شدم،
    شاید چون چند روزی مهمون داشتم شاید هم چون یه هدفی رو واسه خودم انتخاب کردم و دارم برنامه ریزی میکنم براش و کمی هم شروع کردم به عمل کردن
    اما متوجه شدم که من مشکلات زیادی دارم که تقریبا بیشترشون به خودم مربوطه و رفتارام
    میخوام خودمو اصلاح کنم
    میدونم که اصلا جرئت مند نیستم، دارم تاپیکشو اروم اروم میخونم
    میدونم که خیلی وابسته به شوهرمم ( متاسفانه)
    میدونم که انرژی زیادی رو صرف افکار منفی میکنم

    اما الان واقعا کمک میخوام
    دلم میخواد مشاوران تالار دقیق راهنماییم کنن، اروم اروم ولی پیوسته، مثل فرشته جون که لحظه به لحظه نازنین اریایی رو همراهی کرد و مثل اقای sci که اقلیما و لیلا موفق رو راهنمایی کردن و مثل بالهای صداقت که به خیلی ها کمک کرده که از وابستگی رها بشن و..........
    و دلم میخواد دوستان هم تالاری کمکم کنن، همراهم باشن تا پامو توی مسیر درست بذارم
    تا شاید روزی برسه که منم بگم جزء به نتیجه رسیده ها هستم

    لطفا کمک و راهنماییتونو دریغ نکنین
    سپاسگذارم

  11. کاربر روبرو از پست مفید setayesh92 تشکرکرده است .

    she (سه شنبه 11 تیر 92)

  12. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط setayesh92 نمایش پست ها
    ظاهرا من کمی ارومتر شدم، شاید چون چند روزی مهمون داشتم
    .
    میدونم که خیلی وابسته به شوهرمم ( متاسفانه)
    .
    دلم میخواد مشاوران تالار دقیق راهنماییم کنن، اروم اروم ولی پیوسته، مثل فرشته جون که لحظه به لحظه نازنین اریایی رو همراهی کرد و مثل اقای sci که اقلیما و لیلا موفق رو راهنمایی کردن و مثل بالهای صداقت که به خیلی ها کمک کرده که از وابستگی رها بشن و..........
    و دلم میخواد دوستان هم تالاری کمکم کنن، همراهم باشن تا پامو توی مسیر درست بذارم
    عزیزم شما چرا از تنها بودن میترسی؟ شما نه به شوهرت بلکه به یه "دیگری" وابسته هستی. یعنی اگر شوهرت این آدم هم نبود و یه آدم دیگه بود تو باز هم بهش وابسته میشدی. از تنهایی نترس. با خودت روبرو شو. خودت دست خودت رو بگیر. نیازمند توجه و محبت و نگاه و نگرانی و حضور دیگران نباش.
    اینجا همه برای هم وقت میذارن و راهنمایی میدن. هم کارشناسا، هم بقیه کاربرا. ولی به این وابسته نباش.
    .
    خودت ستایش جان، فقط خودت و خدا. با خودت روبرو شو، با خودت حرف بزن، خودت رو قانع کن، خودت رو ببخش، خودت رو بغل کن.
    تو هر چیزی رو که باید بدونی میدونی. می تونی به خودت کمک کنی تا کنار خودت آروم باشی. تجربه خوب رسیدن به آرامش درون رو حس کنی.

    - - - Updated - - -

    یادته به من گفتی دفتر داشته باش و بنویس؟ خب من یه مدت نوشتم ولی ادامه ندادم. اگر یه نفر یه کارشناس بود که اون نوشته ها رو میخوند و کمکم میکرد مث اینجا مثلا حتمن بیشتر می نوشتم.
    این خوب نیست. این که من و تو وابسته ایم به نگاه و توجه و پیگیری دیگران:(


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.