سلام بی وفا جان،چند نکته:
1-به نظرم یکم ادامه مراحل داره احساسی عمل میشه تا به وسیله فکر و منطق،حداقل از طرف اون خانم.شما هنوز تو مرحله شناخت هستید و نباید بهم اونقدر نزدیک شید که به جای عقلتون احساستون تصمیم گیرنده باشه،چون تواحساس اونم تو این مسائل چیزی به نام بدی وجود نداره و هر چی هست خوب نمود پیدا میکنه که این شاید اخرش زیاد جالب نباشه!!!!،حتی به نظرم اس ام اس بازی و حتی ملاقات های برنامه ریزی نشده هم چندان مفید نیست(مثل ملاقاتی که برنامه ریزی نشده بوده و یهو به شما اطلاع داده شده و شما هم تو رودربایستی موندید و...)پس به این مورد حواست زیاد باشه و اینو به اون خانمم جوری که ناراحت نشه بگید ،چون اگه این ازدواج صورت نگیره اولین کسی که ضربه میخوره خود اون خانمه،هنوزم که اتفاقی نیافته!!!
2-یادت باشه هنوز خیلی چیزا هست که شما درباره اون خانم نمیدونی پس چرا ساکن شدی و دست از شناخت بیشتر برداشتی!!!اون سوالاهایی که تو اون چند جلسه خونه اون خانم پرسیدی کافی نیست،پس کار رو تموم شده ندون و سعی کن بیشتر بشناسیش،یه وقتایی یه چیزای خیلی کوچیک بعدا تو زندگی خیلی نمود داره و بتعث مشکل میشه.
3- و اما در مورد اخراج منشیت،اینجور که از شواهد و چیزیایی که گفتی اون خانم باعث ناراحتی نامزد شما شده و حتی دوربین و... هم نشون میده این خانم شکمش سیر بوده و یه مشکلی داشته،شک نکن منم جای تو بودم عمرا نمیذاشتم همچین دختر پرویی تو شرکتم کار کنه،دختری که اینقدر پرو باشه که حتی با وجود اینکه ازش جدی سوال پرسیدی بازم داشته میخندیده لیاقتش اخراجه،اما برا اینکه شان خودتم حفظ میشد نباید جلو دیگران میگفتی بلکه میگفتی بیایید اطاقم کارتون بعد پروندشو زیر بغلش میذاشتی و میگفتی به سلامت،اینطور حداقل نامزدتت عصبانیتتو نمیدید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)