به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 34

Threaded View

  1. #17
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما به عنوان پست خودت نگاه کن. چه برداشتی می کنی. به نوشته های خودت و خانم لیمور نگاه کن. هر دو در مقابل خانواده به شدت موضع گرفته اید. اگر شما واقعا می توانید خانواده را اداره کنید پس گام اول را برداشته اید. اما احساس بدی که هر دو نسبت به خانواده پیدا کرده اید حتی اگر بر زبان نیاورید اثر خودش را می کند. آدم ها از حرکات بدن ، نگاه ها و خیلی چیزهای غیر کلامی دیگر پی به افکار هم می برند. شنیدی که کسی نمی تواند مدت زیادی چیزی را در دل مخفی کند؟ هم شما و هم خانواده ها وارد یک فاز احساسی شده اید. ببین سعی کن درک کنی نه مقابله. از این دید نگاه کن که بیست و چند سال با کسی زندگی می کنی و بعد یک دفعه باید قبول کنی که برود و خانه کاملا خالی شود. می دانی پدر و مادر ها بعد از رفتن آخرین فرزند به سندرمی به نام آشیانه خالی ممکن است مبتلا شوند؟ از طرفی شما می گویی منطقی هستی اما در نوشته هایت به کل با شیوه زندگی و ازدواج سنتی مخالفت می کنی. در حالی که این روش آن قدر هم که می گویی بد نیست و کاربرد خودش را دارد. پدر و مادر شما سنتی زندگی کرده اند و شما نمی خواهید مثل آنها باشید درست. اما این به معنی غلط بودن شیوه زندگی آنها نیست. به معنی غلط بودن روش خواستگاری برای ازدواج نیست. وقتی این موضع را میگیری با مقاومت روبه رو می شوی.
    آنها هم همین اشتباه را راجع به شما می کنند و به کل تمام شیوه ی شما را غلط می دانند. مشکل خانواده شما این است که هر دو طرف در یک پیله فرو رفته و حالت دفاعی گرفته اند. آنها سنشان از شما بیشتر است و سخت تر از شما تغییر می کنند. اما شما که جوان هستید و انعطاف بیشتری دارید می توانید پیش قدم شوید و این پیله ها را پاره کنید. اولین قدم هم همان است که اول گفتم. باید تفکر خود را به خانواده تغییر دهید و سعی کنید احساس آنها را درک کنید و حتی با آنها همدردی کنید و از خودتان و خواسته هایتان عبور کنید تا بتوانید تاثیر گذار باشید. یادتان باشد نگرانی آنها چندان بی مورد نیست. مقتضای این سن همین نگرانی ها است. می توانید کمی راجع به خصوصیات آدم ها در این سن مطالعه کنید تا بهتر عمل کنید. عجله نداشته باشید. صبر اصل مهمی است. در این مدت به خانواده نزدیک شوید و به کنه وجود آنها پی ببرید. از گذشته ها ، آرزوها و حسرت های آنها چه قدر می دانید؟ شاید آنها هم تجربه های مشابه داشته اند. پس فعلا راجع به ازدواج بحث نکنید و این اقدامات را که گفتم انجام دهید تا آنها را آماده بحث کنید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    faravahar (شنبه 22 تیر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.