به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 88
  1. #41
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    خب آگوای عزیز

    حالا که دست یا علی داده ای با هم پیش می رویم .

    اولین حرفم بریت این است و نیازه برای همینم ازت قول بگیرم . اینکه به توصیه خوب صبا که گفت حد اقل مدت 6 ماه انتظاراتت

    از شوهرت را بزار کنار توجه کنی .

    به عبارتی آگوای خوب و نازنین ، بهتره این مدت از تمرکز روی همسرت و هر اشکالی که در او می بینی و هر ناراحتی

    که از او داری بیرون بیا و فقط و فقط روی خودت متمرکز شو و تصمیم بگیر که مهارت بیاموزی و به کار ببندی و در یک کلام سهم

    خودت را ایفا کنی .


    برای این کار نیاز هست به تکنیکهای توقف فکر ، بستر زدایی و بستر سازی .

    توقف فکر >>> ذهنت را از هرگونه وسوسه اعتراض به همسرت و کنترل او و اعلام انتظارات حفظ کن و نگذار این ذهنیتها

    وادارت به رفتارهایی بامحتوای انتظارات و اعتراضات و ..... به شکل غرغر و سرکوب و تندی و منت گذاری و .... با بی صبری و

    عجله،کند .

    با کنترل ذهنت آرامش را مهمان دلت و خانه ات کن و آرام آرام با ما پیش برو تا گلستانی در کنار شوهرت بسازی پر از صفا و

    صمیمت و لذت



    بستر زدایی >>> از هرموقعیتی که ترا متمرکز بر شوهرت و اعتراضات و انتظاراتت نسبت به او می کند دوری کن . مثلاً

    اگر در کنار مادر دلسوزت قرار می گیری و او از شوهرت میگه یا حرف را عوض کن یا بشنو اما گوش نکن ( یعنی حواست به

    چیز دیگری باشد که عمق حرفها را نگرفته باشی ) یا از موقعیت دور شو یا با او نجرأتمندی ای که در تو سراغ دارم مادرت را

    ببوس و بگو قربونت برم که اینقدر به فکر مایی ، دلم نمیخواد این همه خودتو اذیت کنی ، دنیا دوروزه حیفه بخاطر ما بچه ها

    همهاش خودتو اذیت کنی . نگران نباش من گلیمم را از آب می کشم و از زندگیم راضی هستم و شوهرم هم مرد خوبیه و دوستش

    دارم و به این نتیجه رسیده ایم که عجله نکنیم و آرام آرام پیش بریم . اینه که ازت خواهش می کنم دیگه حرفی در باره شوهرم

    نزنی و بسپاری به خودم و نگران نباشی . دوست ندارم دیگه این حرفها را بشنوم چون روحیه ام خراب میشه و به زندگیم

    صدمه می زنم .



    بستر سازی >>> شرایط محیطی خونه را شاد و با نشاط کن . با همسرت رابطه ای گرم و صمیمانه داشته باش و با هم

    قول و قرار بگذارید و پیمان ببنید که به مدت 6 ماه به هیچ کدام از اختلافات سابق میدان ندهید و فقط خوش باشید و

    اجازه ندهید کسی در زندگیتان دخالت کند . اگوای نازنین ، نقش شما خیلی مهم و سازنده هست . اگر بتوانی محیطی

    با نشاط و پر از محبت و احترام به شوهرت و بچه فراهم کنی که می توانی ، نمیگم چه اثری دارد تا خودت ببینی . فقط عجله

    نداشته باش و آرام و صبور پیش برو .

    اگر می شود تغییراتی در دکوراسیون و چیمان خونه بده . یک طرفه همسرت را غرق محبت و دلدادگی کن .



    آقا پژمان این راهکارها را شما هم در پیش بگیر و سهم خودت را ایفا کن . اما هیچ کدام از دیگری هیچ انتظار تغییری نداشته

    باشد بلکه هرکس به تغییرات در خودش مشغول باشد و خودش را در رابطه با خودش موظف بداند .







  2. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 24 تیر 92), mati (شنبه 22 تیر 92), meinoush (شنبه 22 تیر 92), sookoot (یکشنبه 23 تیر 92), taraneh89 (یکشنبه 23 تیر 92), شیدا. (شنبه 22 تیر 92)

  3. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 بهمن 95 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    4,459
    سطح
    42
    Points: 4,459, Level: 42
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    141

    تشکرشده 70 در 40 پست

    Rep Power
    25
    Array
    مشکل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من اینجا تنها مشکلی که دیدم خوشی زیاده!!! شما یاشوهرت باید معتاد و بیکار و الاف و هوسباز میشد تا قدرشو بدونی یا هرروز کتکت میزد تا متوجه شی شوهرت ایده آله! برین نماز شکر بخونین واسه این زندگی
    خواهش میکنم به مشکل من هم برسین
    http://www.hamdardi.net/thread-29123.html

  4. 2 کاربر از پست مفید mah naz تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 22 تیر 92), saraamini (دوشنبه 24 تیر 92)

  5. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 13 آذر 95 [ 18:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    3,555
    سطح
    37
    Points: 3,555, Level: 37
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 61 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط صبا_2009 نمایش پست ها



    آکوا جان یه نکته دیگه هم می خواستم بگم.
    سعی کن روحیه ی زنانت رو بیشتر تلطیف کنی.
    احتمالا بخاطر فشار بچه داری و درس خوندن همزمان، یه مقدار عصبی شدی. و اغلب بحث هاتون با اطرافیانت به مشاجره ختم میشه، اگه خودتم موافقی، روی ریشه ی این مساله هم کار کنیم.

    توی این دو ماه خیلی همه چی بهم ریخته معلومه عصبی میشم
    ینی زنها عصبی با ناراحت نمیشن ؟منم مجردباشم توی خونه بابام بشینم بدون شوهروبچه وسروکله زدن با بقیه عصبی نمیشم.

    - - - Updated - - -

    فرشته جون ینی من شش ماه هیچی از شووهرم نخوام؟هیچی ؟

    - - - Updated - - -

    لطفن پست این خانمو پاک کنید اصلن دوست ندارم اسم تایپیک یک نفر دییگه توی تایپیکم وجود داشته باشه
    ویرایش توسط aqua_68 : شنبه 22 تیر 92 در ساعت 15:56

  6. #44
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    آکوا جان من دو تا مورد می بینم که شاید بد نباشه بهشون توجه کنی. البته اینا فقط نظرات منه ممکنه اشتباه کنم.

    یکی اینکه احساس ادمای اطرافتو درک دقیق نمی کنی. من خودم زیادی درک می کنم. اینم بده. ولی یه مقدار به احساسات شوهرت بد نیست دقت کنی. نوشته ات طوری بود که انگار خیلی نمی تونی احساس شوهرتو درک کنی وقتی بهش مامانت گفته مادر نداره و منت هم سرش گذاشته. نمی تونی عمق دردشو بفهمی اون دردی که باعث شده بره شب بمونه قبرستان. دردو نمی فهمی. شاید واسه همینه هر طور می خوای رفتار می کنی یا می ذاری مامانت هر چی می خواد بگه. قلب شوهرت پاره پاره شده و تو نوشتی که قبرستان ترسناکه. این یعنی نمی تونی احساسشو بفهمی. قبرستان واسه کسی که دلش از دست یکی داره می پکه نه ترسناکه و نه حتی پناهه. هیچی نیست. دلی که می شکنه هیچ جایی اروم نمیشه. اواره و سرگردون می مونه. توی یه همچین حالتی فرض کن بری به شوهرت بگی خونه ماشین می مونه اصلا چی داری می گی. من باشم می گم به خودم من دارم دق می کنم این اومده از پول و این چیزا داره حرف می زنه. می گم اصلا منو درک نمی کنه. وقتی دل یکی رو شکستی حداقلش باید سعی کنی درکش کنی و دلشو تا یه حدی به دست بیاری.

    مورد دیگه اینکه به نظر میاد چون زود ازدواج کردی خوب اونوقت بچه بودی. اما الان دیگه کم کم باید شروع کنی پخته تر کنی رفتاراتو. یه جورایی بزرگ شی. دلتو هم بزرگ کنی. کم کم میشه.

    موفق باشی.
    ویرایش توسط meinoush : شنبه 22 تیر 92 در ساعت 17:12

  7. 9 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 24 تیر 92), saraamini (یکشنبه 23 تیر 92), shabe niloofari (شنبه 22 تیر 92), sookoot (یکشنبه 23 تیر 92), tamanaye man (شنبه 22 تیر 92), taraneh89 (یکشنبه 23 تیر 92), گل آرا (دوشنبه 24 تیر 92), اثر راشومون (شنبه 22 تیر 92), شیدا. (شنبه 22 تیر 92)

  8. #45
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط aqua_68 نمایش پست ها

    لطفن پست این خانمو پاک کنید اصلن دوست ندارم اسم تایپیک یک نفر دییگه توی تایپیکم وجود داشته باشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط aqua_68 نمایش پست ها
    منفی
    1زودعصبانی ناراحت میشم
    2شاغل نیستم
    3حسودم
    4حس مالکیتم زیاده بخصوص یه شووهرمو بچم
    شما حتی نسبت به تاپیکت و نوشته هات این حساسیت، حسادت، عصبانی شدن و مالکیت را داری!
    کاری که مهناز کرده، خیلی نامتعارف نیست که شما این برخورد را داری.
    این تالار هم عمومیه و این جور چیزها بدیهی.

    نگفتم که لجبازی باشه یا جوابتون را داده باشم یا ...
    فقط خواستم ببینید چقدر حساسیتتون و خودخواهیتون زیاده.

  9. 9 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 24 تیر 92), mati (شنبه 22 تیر 92), meinoush (شنبه 22 تیر 92), saraamini (یکشنبه 23 تیر 92), گل آرا (دوشنبه 24 تیر 92), هم صحبت (شنبه 22 تیر 92), الهه آذر (دوشنبه 24 تیر 92), اثر راشومون (شنبه 22 تیر 92), دختری تنها (سه شنبه 25 تیر 92)

  10. #46
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array
    سلام آکوا جان

    همه ما اینجا هدفمون بهتر شدن وضعیت زندگی شما و آقا پژمان هست و هدف نقد یا زیرسوال بردن شخصیت هیچ یک از شما دو عزیز نیست .

    شما هردو به مهارت نیاز دارید . به حرف های فرشته توجه کن و سعی کن اجراش کنی حتی اگر برات خیلی سخته و همیشه در نظر داشته باش که برای بالابردن کیفیت زندگی باید هزینه کرد و سختی هایی رو تحمل کرد و این در برابر نتیجه ی ارزشمندی که دریافت خواهی کرد ناچیز است .

    شما باید ذهنت رو از نکات منفی و مادیات و خواسته های برآورده نشده ات دور کنی . تمرکزت بر نکات مثبت زندگیت خاطره های شیرین و .... باشه . نیاز هست که هردو شما اینکار رو تا مدتها انجام بدید و ذهنتون رو از درگیری ها دور کنید حتی برای اینکار میتونید این نکات رو یادداشت کنید هرروز مرورش کنید و بهش نکات جدیدتری اضافه کنید .

    وقت بیشتری رو باهم باشید و در تمام مدت سعی کنید که از صحبت درمورد مسائل تنش زا (خونه ، کار،مادیات و...) دوری کنید . حتی اگر ناخواسته پیش آمد خودتون روکنترل کنید و بحث رو عوض کنید .

    ابراز محبت هاتون رو بیشتر کنید حتی اگر براتون سخت هست خودتون رو مجبور به بیان احساسات مثبت کنید تا کم کم براتون راحت تر بشه .

    اولویت همیشه با همسرتون باشه نه اطرافیان یعنی هر حرف از جانب دیگران موجب واکنش شما دو نفر نسبت به هم نشه و فقط و فقط به این فکر کنید که چه حرف یا رفتاری احساس بدی رو به طرف مقابل منتقل می کنه و از این موارد دوری کنید . مثلا آکوا عزیز شما متوجه شدی حرفهای بدی که مادرت زده موجب سردی رابطه و... شده ، این هنر زنانه شماست که نگذاری اثر حرف مادرت در شوهرت باقی بمونه و با همدردی و مهارت های زنانه همسرت رو به آرامش برسونی نه با طرفداری یا زدن حرفهایی باعث خرابتر شدن اوضاع بشی .


    این حرفها برای هردو شما هست . اما به طور اختصاصی باید بگم آکوا عزیز عدم خودکنترلی در عصبانیت در رابطه با هرشخصی ممکنه اثرات نامطلوبی بجابگذاره چه برسه در زندگی مشترک . باید روی این مورد کار کنید . این اصلا خوب نیست که شما در عصبانیت حرفهایی بزنید که بعد خودتون هم پشیمون بشید .

    نکته دیگه اینکه آکواجان باید این رو اضافه کرد که شما شناختت از روحیات مردانه کمه و این ناخواسته سبب جبهه گیری شما نسبت به رفتارهای همسرت میشه . هردو باید سعی کنید روحیات دیگری رو بشناسید تا از تنش ها دور بشید .

    ببینید اکثر مردها دوست دارند که در دید همسرشون مردی قدرتمند باشند مردی که از پس زندگی برمیاد و خواسته های زنش رو برآورده میکنه .هر مردی دوست داره خودش تامین کننده زندگیش باشه دوست نداره زیر بار منت هیچکس حتی پدر و مادر خودش باشه . مردها میخوان که در چشم زنشون منحصر به فرد باشند (یک شاهزاده ی افسانه ای)نه اینکه با دیگران مقایسه بشن . مردها از انتقاد و غرغر متنفرند و از چنین محیطی فراری میشند .حتی انتقاد از یک مرد نیازمند مهارت زنانه است و باید به صورت غیر مستقیم باشه . مرد در همین قدرتمندی دوست داره مسئولیت و تصمیم گیری های زندگی به عهده ی او بشد .و........


    حالا فکر کنید تاکید بیش از حد شما به پیشرفت و خواسته هاتون چه احساسی به همسرتون میده؟ براتون مینویسم

    شوهرمن شما نمیتونی پیشرفتی که مدنظر من هست رو بدست بیاری یعنی یک فرد ناتوان هستی . تو از پس زندگی بر نمیای . تو حتی نمیتونی خواسته های من رو برآورده کنی . من و پسرم با تو به هیچ جا نخواهیم رسید . تو بی عرضه ای . و در یک کلام تو چیزی که من میخوام نیستی .

    تعجب نداره این میتونه پیام های احساسیه یک مرد در مقابل چنین رفتاری باشه در حالیکه شاید اصلا منظور شما این نبوده باشه .نتیجه چنین احساسی ناامیدی ، سردشدن رابطه و فاصله گرفتن از خود شماست چون شما شدی منبع این احساسات منفی .

    احساس دیگه ی همسر شما اینه که اگر با پدر شما کار کنه زیر بار منت اوست . حتی در خانه پدر خود بودن نوعی منت پذیری به حساب میاد طوری که به فکر خانه مستقل هست . پذیرفتن کمک شما هم یعنی اینکه خودش به تنهایی نتونسته زندگیش رو تامین کنه و به شما نیازمند شده . درخواست حقوق بیشتر از پدر خودش هم براش سخته چون به نوعی زیر بار منت پدر رفتن براش به حساب میاد. تمام اینها برای مردی که غیرت داره سخت و حتی غیر قابل قبول هست درحالی که شاید از دید شما عادی باشه . و به نظر من شما از بابت این غیرت شوهرت باید شاکر باشی. مردی که برای هرچیزی از دیگران توقع کمک داشته باشه قابل اتکا نیست .

    آکواجان اگر شناختت از روحیات مردانه بیشتر بشه دلیل خیلی از رفتارها رو میفهمی و حتی متوجه میشی چطور خواسته های معمولیت رو بیان کنی که با جبهه گیری شوهرت مواجه نشی. در این تالار مقالات مفیدی هست. سری به انجمن زنان و شوهران چه انتظاراتی از یکدیگر دارند بزن . کتابهای معجزه صمیمیت(3جلدی) و چراغ دل شوهرت را روشن کن رو بخون . به تاپیک شوهرتان را دلبسته خود کنید هم سر بزن و حتی اگر نکته ای به نظرت میرسه اضافه کن .


    آقاپژمان شما هم به این انجمن سر بزن . خانم ها به محبت و تایید از جانب همسر نیاز دارند و حتی اگر مخالفت شما با موردی همراه با ابراز محبت و عشق باشه پذیرشش برای خانم راحت تر میشه . به همسرتون اطمینان بدید که تکیه گاه محکمی برای او خواهید بود و از هیچ تلاشی برای زندگیتون فروگذار نخواهید بود و بابت آینده به همسرتون اطمینان بدید و از او هم بخواید که به شما اعتماد کنه . هیچ وقت منزل رو ترک نکنید این اثر فوق العاده بدی روی خانم ها داره . شما باید منبع آرامش بخش برای همسرت باشی حتی در موقع عصبانیت ، و بگذارید این عصبانیت فروکش کنه و از حرفهای تنش زا دوری کنید و بعد از اتمام این طوفان درهمسرتون فقط بهش محبت کنید . ابراز عشق و علاقه ای که به همسرتون دارید روحیه همسرتون رو عوض میکنه . ظاهرا هم همسرتون نیاز به این کسب آرامش و اطمینان از جانب شما داره .
    ویرایش توسط baran.68 : شنبه 22 تیر 92 در ساعت 20:48

  11. 6 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 24 تیر 92), del (دوشنبه 24 تیر 92), sookoot (یکشنبه 23 تیر 92), tamanaye man (شنبه 22 تیر 92), پژمان (شنبه 22 تیر 92), اثر راشومون (شنبه 22 تیر 92)

  12. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    5,830
    سطح
    49
    Points: 5,830, Level: 49
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 390 در 142 پست

    Rep Power
    45
    Array
    aqua_68

    لطفا این تایپیک رو کامل بخون

    http://www.hamdardi.net/thread-29136.html

    کسی حرف منو انگار نمیفهمه
    مرده زنده،خواب و بیدار نمی فهمه
    کسی تنهاییمو از من نمی دزده
    درد ما رو در و دیوار نمیفهمه
    واسه تنهایی خودم دلم میسوزه
    قلب امروزی من خالی تر از دیروزه

  13. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    سلام بر aqua-68 ی عزیز. چون دیدم خ دوست داری نظرم رو بشنوی ;) اومدم نظرم رو بگم J. . اینها رو می گم چون می دونم هم همسرت رو خ دوست داری. من کلی وقت صرف کردم تاپیک های آقای پژمان رو دوباره خوندم. مال شمارو هم خودندم. هر چند می دونم و مطمینم که دوستان مهربان زیادی برای شما نوشتن (و چه بسیار زیبا هم این کارو کردن و من واقعا لذت بردم. دستشون درد نکنه. و البته فراموش نکن این ادمها فامیل شوهرت نیستن که بخان قضاوت مقرضانه داشته باشن) و گفتنهیا رو گفتن.
    اما دلم نیومد که منم نظر ندم. ادعایی برای درست بودن حرفها نیست ولی بی شک با شنیدنشون چیزی رو از دست نمی دین. خوشحالم می کنی بخونیشون. در جای جای پستم شما بارها نقل قولهایی از خودتون و شوهرتون رو می شنوید. باشه ؟
    دوست نازنین من، در جایی از پستهاتون نوشتین: که با هوشین. . یه فرد باهوش می تونه برا مشکلاتش راه حل های مختلف انتخاب کنه و اونها رو حل کنه. منعطف باشه. اگه مشکلاتش حل نشدن بدونه که سطح تفکرفعلیش کافی نبوده و کلا در در تمام امور زندگیش هوشمندانه برخورد کنه. خب با این مقدمه و با استفاده از حرفهای خودت نظرم رو میگم :
    در جایی در پاسخ به صبای عزیز گفتین:
    آیا تا به حال به این فکر کردی که پژمان کلا از زندگیش با شما راضی هست یا خیر؟ نه فکر نکردم.
    یعنی حتی برای یک بار هم !!!
    دوست من این یکی از مهمترین سوالهایی که هر ادم متاهل می تونه و باید از خودش بپرسه. ایا این نشون نمیده که شما انچنان که شایسته است به فکر شوهرتون نیستین و از نیاز ها و چیزهایی که خوشحاش می کنه مطلع نیستین؟ اصلا چقدر شوهرت رو می شناسی! بزار یه جور دیگه بپرسم په جور خودت رو می شناسی! دوست دارم از غالب خودت در بیای و بری تو غالب یه ادم دیگه و این حرفها رو بشنوی . اونوقت حس شما از این همسر چیه!
    امدی بیرون؟ بگم؟
    یه خورده به گفته هاتون دقیق شین:
    من می خام : پژمان با پدرش کار نکنه
    من می خام: پژمان پیش خانواده من باشه
    من می خام پژمان فلان عطر و ادکلن رو استفاده نکنه
    من می خام پژمان لباس استین کوتاه نپوشه
    من میخام پژمان این مدل مو رو نزنه (اینها گفته های شوهرتونه)
    "چرا تی شرت آستين کوتاه ميپوشی بيرون ميری ميخوای دستھا و بازوھات رو ھمه ببينن.چرا بوی
    اودکلنت ھرجا ھستی تا دو ساعت بعد تو باقی می مونه. چرا موھات رو بلند ميگذاری موھات نباید از
    گوشت پایين تر بياد .
    تو چرا ساعت اینقدری ميخری.چرا کفش و اودکلن اونقدری ميخری."
    برداشت شما چیه از این حرفها؟
    این "من می خام ها " ازش دوست داشتن برداشت نمی شه.
    این" من می خام ها" یعنی:
    من پژمان رو دوست دارم اما با عملم دارم میگم که می خام پژمان فکر نکنه! احساس نداشته باشه! من میخام در چنگال خودم نگهش دارم تا دست هیچ کس بهش نرسه! من می خام بجاش فکر کنم و بجاش احساس کنم.

    - من( چنار) می فهمم که این قضیه از جایی اب می خوره( همون شرکت و همکار شوهرتون اما به جاش باهاتون صحبت می کنم)
    بی خبر ازاینکه خود شما با کارهای خودتون دارین اون رو از خودتون دور می کنین.
    با هیچ جیگر در اوردن و طنابی شما نمی تونی کسی رو مجبور کنی که دوستت بداره و تا ابد برای تو باشه. ما حتی مالک فرزندانمون هم نیستیم این ها امانتهای خدان پیش ما. فکرتون رو خانم عوض کنین دوست دارین پژمان از شما بخاد
    چادری شین
    فلان لباس و بهمان رو نپوشین و هزارتا باید و نباید دیگه...؟ اینها جز حریم خصوصی حساب میشه. هر زن و شوهری واسه خودشون یه حریم دارن. اون چیزی که تضمین می کنه پژمان مال شماست فقط "عشق" و " محبتی" که شما نثارش می کنی. همین عزیز. اثر جاذبه این این دوتا از هر طناب و در اوردن جیگرو سایر اندام بدن بیشتر.

    اگه واقعا دوسش داری ( که می دونم داری) پس در عمل نشون بده. ایا تا الان انقدر که به خودت و نیازهات نگاه کردی به پژمان هم نگاه کردی. می دونی شوهرت ازت چی می خاد
    . من می دونم شوهرت چی می خاد( جالب خانم که این ها رو نه تنها شوهر شما بلکه هر مردی از خانمش می خاد )
    از کجا؟ از دوتا تاپیکی که زدن. برات خلاصش رو می ارم تا دوباره و صدباره توجهت رو جلب کنم. اینها حرفهای پژمان. اینها چیزایین که اون دوست داره و هیچ کدومشون هم یه خواسته فضایی نیستن. پس خوب بشنو . می ارم چون می دونم رضایت پژمان برات مهم:
    1)مھمترین رکن برا یه مرد تو زندگی مشترک آرامش و تایيد شدن
    از سمت خانمش ھست و من تو زندگيم ندارم. ھمسرم باید این دو رو به من بدن که از پسش بر
    نميان. بالاخره ھمه چيز زندگی پول و ازدواج نيست.
    2) و باز در جایی دیگه زندگی به تایيد شدن. آرامش خاطر .دوست داشتن و عشق نياز داره و زندگی من فاقدش ھست.و جایی دیگه : نيازی به دلسوزی خانمم ندارم به عشق و اعتماد و قدر شناسی اون نياز داشتم که از
    من دریغ کردن
    2) من از اون تيپ مردھا ھستم که با رابطه جنسی به آرامش ميرسم یعنی من چه خوشحال باشم و
    چه ناراحت دوست دارم با این مسئله ھيجان یا تنش رو خالی کنم.... اما خانم من با وجود اینکه طبع گرمی دارن
    و با این حال که ميدونن من نياز جنسی بالایی دارم سعی ميکنن با این موضوع من رو کنتزل کنن یعنی خيلی اوقات باید حرف یا نظر یا کار ایشون در اولویت باشه تا بگذارند من با ایشون باشم.

    3)دوست دارم با دوستانم بيرون برم مسافرت برم مثل ھر جوان چرا من نباید یه وقتی برا خودم داشته باشم ....
    اما خانمم با تلفنهای مکررش.....

    و بقیه ای که خودت می تونی لیست کنی.

    و می دونی چیا ناراحتش می کنه. بیا دو سه تا از مهماش اینان. خوووب گوش کن. برا داشتن پژمان برای همیشه، باید بدونی چی ناراحتش می کنه:


    1. فکرميکنم جای من اینجا نيست.ھمه به خودشون اجازه ميدن تو زندگيم دخالت کنن

    دخالت مدام خانواده هامثلا(خانمم من رو با بازگو کردن مشکلاتمون یا رفتارھای من به پدرم یا برادرھام تھدید ميکنه!) مادرخانمم از روز اول تو ھمه مسائل ما دخالت ميکرد.حتی رنگ کت و شلوار و کراوات دامادی من رو
    اون ميخواست انتخاب کنه. خيلی اون وقتھا دعوا داشتيم.

    - - - Updated - - -


    1. من از اینکه از این رابطه(جنسی) برا تنبيه یا تشویقم استفاده ميشه خوشم نمياد.من ھم یک جاھایی یه

    اشتباھاتی دارم اما درستش نيست با این دستاویز با من برخورذ بشه. ھمونطور که من اینطوری با
    ایشون برخورد نميکنم انتظارم از اون ھم ھمينه ....

    1. ھمسرم حساسن و دوس دارن کنترل ھمه چيز تو دستشون باشه ... حتی یه مدت موبایل من

    روی موبایل خانمم دایورت بود .خيلی سر این موضوع بحث کردیم کار به دعوا کشيد .


    این همه کنترل!!!! برای مردی که خودش میگه:
    من حرکتی نکردم که نياز باشه ھمسرم من رو با این مسئله اذیت کنن.تا به حال سمت ھيچ زن و
    دختری واسه دوستی یا ھر چيزی نرفتم.جمع ھای دوستانه من با دوستانم ھميشه مردونه
    است.من سر قرار دوستانم با دوست دخترھاشون نميرم.
    راستی کسی هم شما رو کنترل می کنه!!! فقط برام سوال شد J

    و خودت بهتر از هر کسی می دونی که شوهرت با تمام این نظارتها و حس مالکیت شما و تمام حصارها و ...
    به شما وفادار بوده
    اکوا جان هرکسی استانه تحملی داره. اگه ادمها رو انقدر برنجونی دیگه از محبتت ناامید می شن و می رن سراغ کسانی که قدر محبتشون رو می دونن. در این شک نکن. عرض کردم هیچ جگر و احتمالا سایر اندامها رو دراوردن نمی تونه اونها رو برگردونه و اون موقع است که جگر خودم ادم سوخته. اگه مشکلت تماس خانم همکار شوهرتون بود شما باید به این خانم متذکر می شدین که به پژمان به اندازه چشماتون اعتماد دارین و ازشون خاهش می کردین که دیگه از این تماسها نگیرن و از اون طرف به جای اینکه گشت ارشاد راه بندازین محبتتون رو نسبت بهش بیشتر می کردی و لااقل یه بار از خودت می پزسیدی که شاید مشکل از من بوده


    بقیش هم که حتما خودت بیشتر می دونی. من نمی گم همش پژمان. میگم این خاسته ها حداقل خاسته ای که هر مرد از ازدواجش انتظار داره. حداقل! می دونم شما هم خاسته هایی داری که دوستان بحث کردن



    در جایی فرمودین انسان مادی ی نیستین اما در اکثر پستهاتون انچه باعث نارضایتی شما شده :

    مادیات بوده عزیزم. اگه نیست پس بفرمایین ماشین و خونه و... درکدوم مرتبه معنوی قرار دارن! اصلا این چه معنویتی!

    دوست من ، همونطور که خودتو بقیه گفتن متاسفانه " حسادت " در شما بصورت کنترل نشده ای جولان می ده.
    دوست من حسادت قبل از اینکه به هر کس دیگه ای اسیب برسونه خودت رو از درون نابود می کنه. تعداد ادمهای پولدار و موفق در اطراف ما کم نیستن. شما نمی تونی مقایسه کنی وقتی شرایط متفاوت. شوهر خاهرت یکی دیگه ست تو شوهرت یکی دیگه. اگه قرار بود همه مثل هم باشن خب خدا به جای خودت و خاهرت یه نفر و به جای شوهر خاهرتو و پژمان هم یه نفر رو خلق می کرد.

    شما همچشمی دارین. این اسمش پیشرفت نیست چرا؟ چون نمی خاین ثروتمند باشین می خاین از خاهر و جاریتون ثروتمند تر باشین
    شما نمی خای شوهر خوبی داشته باشی . همین که شوهرت از شوهر خاهر و برادر شوهرت بهتر باشن کافی.

    شما مدام داری مقایسه می کنی. دوست داشتی پژمان هم مدام رو شما رو مقایسه می کرد:

    مثلا :
    خاهرت از شما خوشکل تر
    زن برادرم از شما خوشکلتر و شاغل و بساز تر
    همکارام الن و بلن...

    - - - Updated - - -


    فلان همکلاسیم فلان مدرک رو داره قدبلندتر باباش ثروتمندترو ....

    خب می بینی که اونم به راحتی می تونه تو این محکمه قیاس، تو رو محکوم کنه.
    با مقایسه هات اونم مقایسه های ناعادلانه اعتماد بنفس شوهرت رو داغون می کنی. پتانسیلهاش رو از بین می بری
    و در یک کلام اون رو فراری می دی.

    ایا اون دوجاریتون همسن شمان؟ ایا مثل شما شاغل نیستن؟
    "چرا واستون عجيبه جای 206 یه ماشين بھتر خواستم؟اون دو تا جاریھام ماشينھاشون بھتر منه"
    احتمالا اگه به جای دوتا جاری 5 تا و اونهم به جای ادمهای معمولی میلیاردر داشتی تا الان چند تا متخصص قلب عوض کرده بودین!

    "چرا خاهر شوهرم جهیزیه ام رو اینجوری فرستاد"

    "چرا خاهر شوهرم دخالت کرد( چرا دخالت پدرشوهرتو می پسندی اما خاهر شوهرتو نه)


    کنار انبار باروت ایستادی و یه کبریت کشیدی وقتی همه چی منفجر شد و سوخت می گی: من کاری نکردم فقط یه کبریت کشیدم. مسبب این انفجار درخاست طلاق شما بود دوست من. این کار نشون می ده که چقدر پژمان دوست داشته و چقدر دلش شکسته

    مگه نمی گی پژمان رو دوست داری و در جواب صبا گفتی که برا قهرم نقشه داشتم توجه داشتی به اینکه پژمان رو تا کجا رسوندی
    اینجا رو ببین
    "چند روزه قلبم درد ميگيره سابقه نداشتم
    دیروز قرار بودش مشاوره برم اما صبح تمام عضلاتم منقبض شده بود و دھانم قفل شد بدنم مثل
    سنگ شده بود خلاصه شانس بود مادربزرگم اونجا بودن و.... تا غروب تو بيمارستان تحت نظر بودم
    دکتر گفتن عصبی شدی آمپول شل کننده عضلات و مسکن زدن .قرص ھم دادن گفتن یک ھفته
    بخورم اما نبایست عصبی بشم"





    ببین گلم شما نمی تونی ایشون رو درک کنی چون شما با عشقت ازدواج کردی اما ایشون بالاجبار بوده. حالا من کاری ندارم به گدشته اما شما الان می تونی اون رو عاشق خودت کنی. مگه دوسش نداری؟ مگه برات مهم نیست.
    چرا الکی سر یه هم چشمی و یه حس غرور و به خاطر رفتارهای دیگران دودستی شوهرتو از دست می دی!!!!
    اگه به فکر ارمین هم هستی ( که قطعا هستی ) بزار از نعمت داشتن یه خونواده خوب یه پدر سالم و یه مادر سالم برخوردار باشه. اون به این چیزا بیش از ثروت نیاز داره الان




    فراموش نکن شما و شوهرت تو یه جبهه این. اگه شوهرت خطایی داره نباید اجازه بدی دیگران به خودشون این اجازه رو بدنآاتو بگیرن. تو باید مثل شیر پشتش باشی و ازش حمایت کنی واونم همین طور.
    نمی گم وقتی مادرت راجع به شوهرت بد می گن جبهه بگیری شمشیر بکشی ولی لااقل می تونی بهشون محترمانه اعتراض کنی؟ می تونی سرسنگین بشی.

    - - - Updated - - -

    بهت زن دادیم دلمون واست سوخت گفتيم ..........ناراحت شد( من از اوردن این حرفها شرم دارم واقعا

    و یا پدرت وقتی می گن
    پژمان مارو قابل نم یدونه و...

    و حتی خودت ...

    دوست گلم یه مشکل بزرگ شما زبان شماست. زنها موجودات قدرتمندی ان. یکی از ابزارهاشونم زبانشون هست.
    به عنوان یه شخص دیگه نظرت راجع به کسی که این حرفارو می زنه چیه؟
    1) تو کی آدم ميشی تو کی بزرگ ميشی و .. .


    1. نباشند پژمان بخواد نباشه جيگرشو درميارم اگه واسه من نباشه نباید واسه کسی دیگم

    باشه( شما احتمالا قصاب نبودین قبلا . شوخی بودا ولی باور کن من در تمام عمرم ندیدم کسی از این عبارات استفاده کنه)
    نمونه قبلیش:

    1. خانمم به من یپامک زدن تو لياقت نداری من با تو زندگی کنم.

    خانمم با من تماس گرفتن و طبق معمول فحش به من و مادر خدا بيامرزم و پدرم و خواھرم و آخر سر
    ھم گریه کردن و تلفن رو قطع کردن

    پس لپ کلامم:

    1. نثار عشق و محبت و شروع دوباره مثل قبلا
    2. حمایت از هم و جلوگیری از نشت مسایل خونه به گوش پدر شوهر و مادر و ...
    3. کنترل حسادت چون تا ابد و علیرغم داشتن خ چیزها هیچوقت شاد نیستی
    4. کنترل حس مالکیت
    5. درک احساسات متقابل یکدیگر


    و در پایان گفته هام رو با این جمله از پژمان شما رو مهمان میکنم:

    "من دوستش دارم اما واقعا مطمئن نيستم اون من رو دوست داشته باشه. تا الان فکر ميکردم حسم
    عادت باشه ولی حالا با ابن اتفاقات فکر مبکنم دوستش دارم... اگر من اینجا مشکلاتم رو مطرح کردم دليل بر این نيست ميخوام زندگيم رو خراب کنم بلکه ميخوام راھی پيدا کنم زندگيم رو درست کنم"

    چنار: تا دیر نشده این شکش رو برطرف کن. بهش اثبات کن دوسش داری و برات مهم قبل از اینکه بقیه این کارو بکنن. اگه قدر "دارم" هاتو ندونی تبدیل میشن به "داشتم"
    پ. ن: اگه جایی به جای اقا پژمان گفتم پژمان عذر می خام. خیلی طولانی می شد.
    پ. ن: اکوای عزیز من امیدوارم از من به دل نگیری. من مشاور نیستم و هیچ ادعایی برای درستی حرفهایم ندارم. در پناه خداوند منان

    از همه عذر می خام پستم طولانی شد. خاستم چند تا بفرستم. کافی نت هستم. نمی تونم صبر کنم زمان ویرایش تمام شه. به هر حال ببخشین

    - - - Updated - - -

    راستی می خاستم خ دقیقتر بنویسم دیگه خ وقت صرف کردمبیش از این نمی تونستم. امیدوارم حوصلت سر نره.اگه جاییش می تونست بهتر باشه ببخشید دیگه. فرصت ویرایش نبود.
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون

  14. 18 کاربر از پست مفید چنار تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 24 تیر 92), erikaaa (سه شنبه 20 مهر 95), mahroo (یکشنبه 23 تیر 92), malakeh (سه شنبه 25 تیر 92), meinoush (یکشنبه 23 تیر 92), reyhan (دوشنبه 24 تیر 92), sanjab (یکشنبه 23 تیر 92), saraamini (دوشنبه 24 تیر 92), shabe niloofari (دوشنبه 24 تیر 92), sookoot (دوشنبه 24 تیر 92), tati (یکشنبه 23 تیر 92), پژمان (دوشنبه 24 تیر 92), مهرااد (پنجشنبه 24 مرداد 92), مدیرهمدردی (پنجشنبه 10 مرداد 92), الهه آذر (دوشنبه 24 تیر 92), اثر راشومون (یکشنبه 23 تیر 92), دختری تنها (سه شنبه 25 تیر 92), شیدا. (دوشنبه 24 تیر 92)

  15. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    [QUOTE=چنار;280430]سلام بر aqua-68 ی عزیز... . من کلی وقت صرف کردم تاپیک های آقای پژمان رو دوباره خوندم. مال شمارو هم خودندم. QUOTE]
    بسیار جامع, کارشناسانه و دلسوزانه راهنمایی فرمودند.
    واقعا دست مریزاد.
    برای گرفتن چنین مشاوره هایی از مشاوران حضوری صرف چندین و چند جلسه وقت و هزینه ضروری است تا مشاور بتواند با شنیدن آنچه در این چند تاپیک نوشته شده به یک جمع بندی کلی برسد و نظرات خود را بیان کند ولی آقا یا خانم چنار بدون هیچ چشمداشتی این کار را به نحو احسن انجام دادند امیدوارم خانم آکوا از نظرات ایشان بهترین استفاده ها را بفرمایند و چنین مشاوره هایی را بیشتر در این سایت شاهد باشیم.
    ویرایش توسط اثر راشومون : یکشنبه 23 تیر 92 در ساعت 23:04

  16. 2 کاربر از پست مفید اثر راشومون تشکرکرده اند .

    shabe niloofari (دوشنبه 24 تیر 92), شیدا. (دوشنبه 24 تیر 92)

  17. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 اردیبهشت 97 [ 17:11]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    4,011
    سطح
    40
    Points: 4,011, Level: 40
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    باسلام

    [quote=اثر راشومون;280445]
    نقل قول نوشته اصلی توسط چنار نمایش پست ها
    سلام بر aqua-68 ی عزیز... . من کلی وقت صرف کردم تاپیک های آقای پژمان رو دوباره خوندم. مال شمارو هم خودندم. Quote]بسیار جامع, کارشناسانه و دلسوزانه راهنمایی فرمودند.واقعا دست مریزاد.برای گرفتن چنین مشاوره هایی از مشاوران حضوری صرف چندین و چند جلسه وقت و هزینه ضروری است تا مشاور بتواند با شنیدن آنچه در این چند تاپیک نوشته شده به یک جمع بندی کلی برسد و نظرات خود را بیان کند ولی آقا یا خانم چنار بدون هیچ چشمداشتی این کار را به نحو احسن انجام دادند امیدوارم خانم آکوا از نظرات ایشان بهترین استفاده ها را بفرمایند و چنین مشاوره هایی را بیشتر در این سایت شاهد باشیم.
    - - - Updated - - -

    [QUOTE=اثر راشومون;280445]
    نقل قول نوشته اصلی توسط چنار نمایش پست ها
    سلام بر aqua-68 ی عزیز... . من کلی وقت صرف کردم تاپیک های آقای پژمان رو دوباره خوندم. مال شمارو هم خودندم. QUOTE]
    بسیار جامع, کارشناسانه و دلسوزانه راهنمایی فرمودند.
    واقعا دست مریزاد.
    برای گرفتن چنین مشاوره هایی از مشاوران حضوری صرف چندین و چند جلسه وقت و هزینه ضروری است تا مشاور بتواند با شنیدن آنچه در این چند تاپیک نوشته شده به یک جمع بندی کلی برسد و نظرات خود را بیان کند ولی آقا یا خانم چنار بدون هیچ چشمداشتی این کار را به نحو احسن انجام دادند امیدوارم خانم آکوا از نظرات ایشان بهترین استفاده ها را بفرمایند و چنین مشاوره هایی را بیشتر در این سایت شاهد باشیم.
    - - - Updated - - -

    مرحبا به چنار
    واقعا عالي و موشكافانه بررسي كرديد خيلي استفاده كردم

  18. کاربر روبرو از پست مفید mojtamelibsa تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 24 تیر 92)


 
صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.