مثال نقضش منم که نرفتم
میشل هم سوژه تصویر ذهنی نبوده ها.قراره بعدا بشه
اون سوتی ای که باران گفت ,وقتی من دیدم اینجوریشدم و بعد گفتم شاید واقعا 158 کیلوئه و اون وقت متعجب شدن منو ببینه ناراحت میشه
یه بار تو مترو جامو به یه خانم که به نظر میومد بارداره دادم بعد که نشست بهش گفتم چند وقتتونه گفت من حامله نیستم و چرا این فکرو کردین!!!!!!!!!!
منم دیگه مونده بودم چی بگم و اگه میگفتم به خاطر سایز و ابعاد که...خلاصه گفتم از رنگ پریدگی تون
حالا ول نمیکرد میگفت مگه خانم های حامله رنگ پریده ان و...دیگه میخواستم گریه کنمکه دوستم یه جور ماست مالی کرد و سریع پیاده شدیم
دیگه ازون به بعد ذهن خوانی های سایزی رو کلاکنار گذاشتم
در همین راستا یه تجربه هم پسرخاله تو کلاه قرمزی داشت که رفته بود نون بربری به یه خانم چاق داده بودکه ویار نکنه و شوهر خانمه زده بودش به خاطر ذهن خوانیش
برهمین اساس تو هم دیگه اینکارو نکن باران جان.اینبار شانس آوردی دفعه ی بعدمثه من یا پسرخاله میشیا









شدم و بعد گفتم شاید واقعا 158 کیلوئه و اون وقت متعجب شدن منو ببینه ناراحت میشه

..خلاصه گفتم از رنگ پریدگی تون
که دوستم یه جور ماست مالی کرد و سریع پیاده شدیم


علاقه مندی ها (Bookmarks)