به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 بهمن 93 [ 16:56]
    تاریخ عضویت
    1392-1-03
    نوشته ها
    77
    امتیاز
    2,228
    سطح
    28
    Points: 2,228, Level: 28
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    133

    تشکرشده 132 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط taraneh89 نمایش پست ها
    سلام الناز جان!
    عزیزم بعد از طلاق شما 4 مرحله به ترتیب اتفاق میفته و کاملا طبیعیه.انکار ,خشم,غم ونهایتا پذیرش!
    مرحله ی انکار شامل همون تماس های مکرر وبی دلیل شما میشد که خوشحالم تموم شده
    الان شما در مرحله ی خشم قرار داری و این حالات طبیعیه اما میتونی به خودت کمک کنی تا این چرخه راحتتر طی بشه وبدون کمترین آسیبی به مرحله ی پذیرش برسی
    حدود شش تا هفت ماه ممکنه طول بکشه ولی این مراحل هرکدوم باید طی بشه تا به مرحله ی پذیرش برسی.!پس تا اینجا روند رو خوب طی کردی و الان اوضاع خوبه و نشون میده که در آینده به مرحله ی پذیرش میرسی

    حالا برای اینکه راحتتر این مراحل رو طی کنی بهتره اینکارها رو انجام بدی
    از الان به بعد هر شب قبل از خواب مراقبه ی بخشایش انجام بده طبق روند زیر:


    به افکارت استپ نده و بذار بیان و برن واگه مدت زمان مشغول شدن ذهنت با افکار آزاردهنده بیشتر از دو دقیقه شد طبق روند زیر عمل کن


    بعد از نوشتن افکارت برای ساکت کردن گفت و گوی درونت که از منتقد درونیت ناشی میشه.از تمرینات تنفس استفاده کن

    در طی هفته 2-3 بار استخر برو و شنا کن , به آرامشت کمک زیادی میکنه
    راستی علایق هنری ای هم داری؟در چه زمینه ای؟
    میتونی تایپیک های مشاوره تخصصی من و آقای sciرو هم بخونی.مشکل اصلی من هم پذیرش اتفاقی بود که برام افتاده بود
    موفق باشی
    سلام ترانه جان
    واقعا دارم خوب پیش میرم عزیزم؟ همیشه احساسم سرکوبم میکنه و بهم یاد آور میشه که خیلی ضعیفم و برای خودم احترام قائل نیستم که اجازه دادم زندگیم به اینجا برسه. میدونی چی ناراحتم میکنه؟ این که همسرم الان با دختری هست که هیچ نکته مثبتی نسبت به من نداشت که بتونم دلیل رفتنشو هضم کنم. نه ظاهر، نه تحصیلات، نه خانواده، نه حتی محبت و قناعت و حس دوست داشتن! انگار این مرد یه دفعه جادو شد و یه دختر بی سرو پا رو به زندگی مشترکش ترجیح داد. الانم خوشه با اون و همین اذیتم میکنه. دردم اینجاست که زندگیمو به یه دختر خیابونی باختم!
    ممنونم از نوشته هات خیلی آرومم کرد. مخصوصا مراقبه‌ی بخشایش. بهش احتیاج داشتم. چون نیاز دارم همسرم بشینه رو به روم و باهاش حرف بزنم. این مراقبه کمکم کرد یه کم از درد و رنجم کم بشه.

    در حال حاضر وضعیت روحیم خیلی بالا پایینه و ورزش کردن و حتی انجام کارهای شخصیم انرژی ازم میگیره که ندارم. میدونم باید خودمو مجبور کنم تا این انرژی برگرده.
    در مورد علائق هنری پرسیدی. راستی من خیلی به طراحی لباس علاقه دارم. قبل از ازدواجم کلاسهای خیاطی و طزاحی لباس رو تا یه مرحله‌ای رفتم ولی ادامه ندادم. یعنی به نظرت الان وقتشه که با این همه دغدغه قکری و کمبود انرژی دوباره شروع کنم؟

  2. 2 کاربر از پست مفید Lnaz تشکرکرده اند .

    barani (جمعه 11 مرداد 92), taraneh89 (سه شنبه 08 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.