با حرفایی که اینجا بم زدید امشب خوابم نمی ره و بنابراین تصمیم گرفتم جواب ارسالتون رو بدم
اگه منظورتون من بودم باید بگم که اگه من دوست دختر زیاد داشتم به خاطر هوس بازی ام نبود که بی خیاله یکی بشم و برم سراغ یکی دیگه . هر دفعه می خواستم کلا بی خیاله دوستی با جنس مخالف بشم اما بعد از چند ماه که افسرده می شدم و زندگی ام روال عادی اش رو از دست می داد دوباره سراغ این جور دوستی ها می رفتم . پس بهتره در مورد گذشتم در جلسه ی خواستگاری حرف نزنمتعریف بی بند و باری برای هر آدمی متفاوت است، برای یک خانواده، روابط متعدد با جنس مخالف یعنی بی بند و باری
کاش هفده هجده سالم که بود به جای درس خواندن می رفتم سراغ شغل آزاد . تا الان تشکیل خانواده داده بودم و یک زندگی آروم و بی دردسر داشتم و حتما وضع مالی نسبتا خوبی هم داشتم .دوست عزیز زندگی امروزه توان اداره زندگی می خواهد، مردم که دخترشان را از سر راه نیاورده اند که فقط به خاطر مدرک شما دخترشان بین آسمان و زمین نگه دارند. شما فکر می کنی امروزه فقط با مدرک تحصیلی دختر رو شوهر میدن؟ اتفاقا" به همون قصاب یا بقال سر کوچه دختر رو میدن، نه به مدرک.
این هم جون کندم و درس خوندم . توی دوران جوانی ام که باید خوش می گذروندم همش در حال درس خوندن برای کنکور بودم و بعدشم توی رشته ی سختی مثله برق توی دانشگاه ادامه ی تحصیل دادم . آخرش که چی ؟
بدبختی انقدر برای درسم زحمت کشیدم که دلم نمی یاد بی خیالش بشم .
برای من اینکه خانواده ی همسرم وضع اقتصادی یا فرهنگی اش چطور باشد اهمیت بسیار کمی دارد .شما ارشد بگیری و موقعیت خوب اجتماعی داشته باشی حاضری با یه دختر که از هر لحاظ از خودت پایین تر است زندگی کنی! نوع دیدگاه شما هم متأسفانه اشتباه است. شاید در اول پذیریش ان برایت آسان باشد اما در زندگی متأسفانه خیر.
تا الان مراجعه کردم . شاید دوباره هم مراجعه کردم .توصیه بعدی: حتما" به مشاوره حضوری مراجعه کنید
می خواستم بم بگید که تصمیمم درسته و راهه درستی رو می رم که می خوام در مورد عقاید و گذشتم تو خواستگاری حرف بزنم .
می خوام بی خیاله دوست دختر و ......... بشم و مثله بچه ی آدم ازدواج کنم .
اما نا امیدم کردید . حتی یک نفر هم نگفت که کار من درسته .
کیوان من نه می تونم و نه می خوام که تا ۵ یا ۶ ساله دیگه بی خیاله ازدواج و دوستی بشم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)