ببخشید که اینقدر رک و متفاوت از بقیه صحبت می کنم.
من هم اگر فقط این تاپیکتون را خونده بودم یه پستی در همین مایه ها که بقیه نوشتند می نوشتم.
اما می خوام یک حرف متفاوت بزنم.
چون پای یک زندگی و یک دختر دیگه وسط هست که ممکنه زندگیش با این ازدواج تباه بشه.
شما مشکلات و درگیریهای زیادی با خودتون دارید.
رفتارهاتون و تفکراتتون برای یک زندگی نرمال سمی است.
نه چون اعتقادات خاصی دارید یا ... چون اصلا نمی دونید به چی و برای چی اعتقاد دارید.
چون اعتقاداتتون به جای این که مایه آرامش و زیبایی زندگی بشه، شده بلای جونتون.
با خودم فکر کردم این تاپیک هم خیلی جدی نیست، نگرانی من بی مورده
ختم به خواستگاری و ازدواج نمی شه و احمدی دو سه هفته دیگه با یه موضوع جدید برمی گرده.
اما یک درصد کوچیک هم اگر این تاپیک به خواستگاری و ... برسه اون دختر گناه داره که وارد این زندگی بشه.
یک روانشناس و روانکار خوب پیدا کنید. پی گیر و جدی مشکلات روحی خودتون را حل کنید
نوبت ازدواج هم می شه انشالله.
دلم می خواست روانشناسی و مشاوره بلد بودم و می دونستم در این موقعیت باید چی می گفتم
شاید از نظر مشاوره ای اشتباه کردم. اما دلم نیامد نگم. پای زندگی یه آدم دیگه در میونه که شاید دیر متوجه بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)